بنام خدا ی مطلق فعال
که هر چه غیر اوست نسبی و مخلوق است
تطبیق دادن ایات انجیل با کتاب مقد س و قران برای کشف حقیقت عیسی ابن مریم و معالجه انحرافات و خرافات داخل شده در میسحیت
1= نور عیسی در عالم غیب.
یوحنا باب 1
۱ در ابتدا کلمه ( قانون ) بود و کلمه (قانون ) نزد خدا بود و کلمهی (قانون ) خدا بود(کلمه قانون هستی است ) . ۲ همان در ابتدا نزد خدا بود. (قانون هستی ) ۳ همه چیز(مخلوقات ) به واسطه او (قانون هستی )آفریده شد و به غیر از او چیزی از موجودات وجود نیافت۴ در او حیات بود و حیات نور
انسانها بود. (نور همه انسانها از جمله نوح. ابراهیم. موسی. عیسی و محمد نور همه انسانها در ماده اولیه خلقت دو اد م ها ود و حوا
قرار گرفت الا نو ر عیسی که در عالم غیب بود و بعد از تولد جسمی عیسی بر جسم او
وارد شد و عیسی وارث گناه موت ادم نبود تا بمیرد ) ۵ و نور (عیسی ) در تاریکی میدرخشد و
تاریکی آن را درنیافت. ۶ شخصی از جانب خدا فرستاده
شد که اسمش یحیی بود؛ ۷ او برای شهادت آمد تا بر نور
شهادت دهد تا همه بهوسیله او ایمان آورند. ۸ او آن نور نبود بلکه آمد تا
بر نور شهادت دهد. ۹ آن نور حقیقی بود که هر
انسان را منور میگرداند و در جهان آمدنی بود. ۱۰ او در جهان بود و جهان به
واسطه او(نور نسبی عیسی = کلمه نسبی = قانون هستی ) آفریده شد و جهان او را
نشناخت.
شرح= در این مورد در کتب انبیاء
پیشین چیزی نیامده است اما در قران امده
است که عیسی کلمه الله و روحی از او است که بوسیله روح القدس در مریم
دمیده شده تا بدون پدر بدنیا بیاید
همانطور که در خود ایات توضیح داده شده است در خلقت جهان همه
از قانون واحدی فرمان می برند و ان کلمه نسبی
(توحید.بعثت . امامت عدالت . معاد )
است که قانون هستی همه چیز و از جمله
نور همه
انبیاء و انسانها است کلمه به نور تحول یافت و نور همه انسانها در
وجود ماده اولیه ای بود که ادمهای اولیه از ان
خلق شدند بنا براین وقتی که ادم گناه کرد واز درخت نیک وبد خورد و مجازات
ان موت بود این موت به همه فرزندان ادم هم
تسری یافت و اکنون همه در جهانی بدنیا می ایند
که موت یکی از مسلمات این جهان است اما چون نور عیسی در بدن ادم نبود عیسی
از سلطنت موت بری است در مورد اینکه همه
انبیائ هم از ان نور خلق شده اند به سخنان محمد پیامبر می پردازیم که می فرماید
اول ما خلق الله نور النبی محمد (اولین چیزی که خلق کرد خدا نور پیامبر محمد بود
)
شرح= و نور همه انبیاء از جمله نوح. ابراهیم .موسی. عیسی و
محمد وو..... و بعد نور همه انسانها
اما در جای دیگر می فرماید
اول ما خلق الله تعالی هو العقل (
اول چیزی که خلق کرد خدا متعال - او عقل بود )
شرح= باید عرض شود که بین این دو سخن هیج تخالفی وجود ندارد
چون نور انسانها همان نور عقلانیت انسانها بود و
چون در مقابل اعمال انسان این عقل است که مسئول است و باید پاسخگو باشد
چون عیسی نور عقلانیتش در عالم غیب
بود انکه انجیل متی باب 2 از ان سخن می
گوید و چون علما ء دین مجوس (جستجو گر ) در کتب خود این امر را بوحی خدا می
دانستند برای شهادت دادن به تولد عیسی بدنبال
نور عیسی (اوشیدر ماه ) بودند که در چه تاریخی ظاهر خواهد شد تا عیسی را بیابند و به ایران گزارش دهند
با اینکه نور محمد همراه با نور انبیآء دیگر از اولین
مخلوقات خدا است برای اینکه حادثه انحراف در مسیحیت در اسلام هم تکرار نشود خدا با
این ایه محمد را بشری مثل همه بیان می کند تا عده ای او را هم به مقام خدائی نرسانند
و دچار شرک و استبداد شوند
سوره کهف ایه 110
قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا
إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ
عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا ﴿110﴾
1) بگو قطعاً
من بشری مثل شمایم – وحی کرده می شود بسوی من – قطعاً اِله (مطلق ) شما الهی
(مطلقی ) واحد است – پس کسی که بود امید
می داشت ملاقات پروردگارش را پس باید بکند عملی صالح (حقمدار ) و شریک ( ثنویت و
تثلیث وو....) قرار ندهد به پرستش پروردگارش فردی را
متی
باب ۲
دیدار مجوسیان
۱ و چون عیسی در ایام هیرودیسِ
پادشاه در بیتْ لَحِم یهودیه تولّد یافت، ناگاه مجوسی چند از مشرق به اُورْشلیم
آمده، گفتند: ۲ « كجاست آن مولود كه پادشاه
یهود است زیرا كه ستاره او را در مشرق دیدهایم و برای
احترام او آمدهایم؟» ۳ اما هیرودیس پادشاه چون این
را شنید، مضطرب شد و تمام اُوْرشلیم با وی. ۴ پس همه رؤسای كَهَنه و
كاتبانِ قوم را جمع كرده، از ایشان پرسید كه «مسیح كجا باید متولد شود؟» ۵ بدو گفتند: «در بیت لحمِ
یهودیه زیرا كه از نبی چنین مكتوب است: ۶ و تو ای بیت لحم، در زمین
یهودا از سایر سرداران یهودا هرگز كوچكتر نیستی، زیرا كه از تو پیشوایی به ظهور
خواهد آمد كه قوم من اسرائیل را رعایت خواهد نمود.» ۷ آنگاه هیرودیس مجوسیان را
در خلوت خوانده، وقت ظهور ستاره را از ایشان تحقیق كرد. ۸ پس ایشان را به بیت لحم
روانه نموده، گفت: «بروید و از احوال آن طفل بتد قیق تفحّص كنید و چون
یافتید مرا خبر دهید تا من نیز آمده، او را پرستش نمایم.» ۹ چون سخن پادشاه را شنیدند،
روانه شدند كه ناگاه آن ستارهای كه درمشرق دیده بودند، پیش روی ایشان
میرفت تا فوق آنجایی كه طفل بود رسیده، بایستاد. ۱۰ و چون ستاره (نور عیسی ) را دیدند، بینهایت
شاد و خوشحال
گشتند ۱۱ و به خانه درآمده، طفل را
با مادرش مریم یافتند و به روی در افتاده، او را احترام كردند و ذخایر خود را گشوده، هدایای طلا و
كُنْدُر و مر به وی گذرانیدند. ۱۲ و چون در خواب وحی بدیشان
در رسید كه به نزد هیرودیس بازگشت نكنند، پس از راه دیگر به وطن خویش
مراجعت كردند
شرح=بنا براین نور عقلانیت عیسی در بدن ادم نبود و بعد از تولدش امد و در بدن عیسی وارد شد در مقابل گناه ادم هیچ مسئولیتی نداشت و معصوم
از گناه بود به این دلیل قانون موت بر او سلطنت
ندارد
تا وقتی که ادمهای اولیه خلق نشده بودند نور همه انسانها در
عالم نورانیت در غیب بود و وقتی که خدا
انها را خلق کرد نور عقلانیت همه انبیاء و انسانها را در ماده اولیه انها قرار داد مگر نور عیسی که تا زمان تولدش در عالم غیب نورانیت بود
به همین دلیل اشباح نورانی هنوز جسم نداشتند تا به انها انسان گفته شود
قران در این مورد می فرماید
سورن
انسان ایه 1
هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنسَانِ
حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيْئًا مَّذْكُورًا ﴿1﴾
آیا آمد بر
انسان وقتی از دهر(وجود)که نبود چیزی ذکر شدنی
بنا
برااین دهر که به معنی وجود است نور
انسانها در عالم غیب وجود داشت اما هنوز
انسان نشده بودند تا به عنوان انسان ذکری از انها شود نور عقلانیت عیسی تا زمان تولدش در عالم نورانی غیب بود
قران عالم
نورانیت را عالم ذر می گوید
و لحظه ای که خدا نور انسانها را در ماده اولیه خلقت ادمها قرار می دهد از همه این ذرات پیمان توحید می گیرد و به ژن انسانها می فهماند که قانون هستی همه شما کلمه نسبی (توحید.بعثت
. امامت عدالت و معاد نسبی ) است و خالقتان هم کلمه مطلقه
(توحید.بعثت . امامت .عدالت و معاد مطلقه ) پس بر پایه ذات خودتان به خالقتان اقرار کنید و همه ذرات ژنی انسانها بدان اقرار کردند که وقتی بدنیا می
ایند خدا شناسی در ذاتشان است و به خدا شرک نورزند و موجودات نسبی را که دارای زمان و
مکان هستند را خدا تصور نکنند که در قیانت مسئول خواهند بود در ایه زیر ان را بیان می کند
سوره
اعراف
وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ
ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتَ بِرَبِّكُمْ قَالُواْ
بَلَى شَهِدْنَا أَن تَقُولُواْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا
غَافِلِينَ ﴿172﴾
172) و آنگاه که گرفت پروردگارت از بنی آدم از
پشتهایشان نسلشان را و شاهد گرفت ایشان را بر خودهایشان – آیا نیستم ( من )
پروردگارتان – گفتند آری - شاهد شدیم – اینکه ( مبادا ) بگویند بدوران قیامت همانا ما بودیم از این (امر) غفلت کنندگان
قران تنها کتبی است که کلمه بودن عیسی را تایید می کند
سوره نساء ایه 171
إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ
رَسُولُ اللّهِ وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِّنْهُ
فَآمِنُواْ بِاللّهِ وَرُسُلِه
-
قطعا که مسیح عیسی فرزند مریم - رسول خدا و کلمه (
مخلوق) اوست – انداخت او را به سوی مریم ( به شکم مریم ) و روحی ( قانون هستی ) از
اوست - پس ایمان
بیاورید به خدا و رسولش
وسوره آل عمرا ن که به نام پدر بزرگ عیسی است
إِذْ
قَالَتِ الْمَلآئِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِّنْهُ
اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهًا فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ
وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ ﴿45﴾
45) آنگاه
که گفتند فرشتگان ای مریم همانا خداوند مژده می دهد ترا به کلمه ای (مخلوقی) از او
– اسمش مسیح عیسی ابن مریم است مورد توجه در دنیا و آخرت و از مقربین است.
و همیشه خدا عیسی را با روح القدس حمایت می کرد
سوره مائده ایه110
إِذْ قَالَ اللّهُ
يَا عِيسى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلَى وَالِدَتِكَ إِذْ
أَيَّدتُّكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلاً وَإِذْ
عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَإِذْ
تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنفُخُ فِيهَا
فَتَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِي وَتُبْرِىءُ الأَكْمَهَ وَالأَبْرَصَ بِإِذْنِي
وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوتَى بِإِذْنِي وَإِذْ كَفَفْتُ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَنكَ
إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْهُمْ إِنْ هَذَا
إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِينٌ ﴿110﴾
110) آنگاه که گفت
خدا – ای عیسی فرزند مریم – به یاد آور – نعمت مرا بر تو و بر مادرت – آنگاه
که تایید کردم تو را به روح مقدس ( رقائیل
) سخن می گوئی مردم را در گهواره و در میانسالی – و آنگاه که تعلیم دادم تو را
کتاب ( برنامه زندگی ) و حکمت ( اصول راهنمای حق ) و تورات و انجیل را – آنگاه که
خلق می کنی از گل – مانند : هیئت (مجسمه ) پرنده ای با اجازه من پس می دمی ( جهش می
دهی ) در او پس می شود پرنده ای ( زنده ) با اجازه من – و خوب می کنی ( شفا می دهی
) کور را و پیسی را با اجازه من – و آنگاه که بیرون می آوری مرده را ( به زندگی )
با اجازه من – و آنگاه که کفایت کردم بنی اسرائیل را ( فرزندان پرستنده خداوند را
) از تو (نتوانستند ترا بکشند ) آنگاه که آوردی ایشان را بینات ( دلایل شفاف) پس
گفتند آنان که کافر شدند ( انکار حق کردند ) از ایشان - نیست این مگر جاودگری شفاف.
سوره بقره ایه 87
وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَقَفَّيْنَا مِن بَعْدِهِ
بِالرُّسُلِ وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ
بِرُوحِ الْقُدُسِ أَفَكُلَّمَا جَاءكُمْ رَسُولٌ بِمَا لاَ تَهْوَى أَنفُسُكُمُ
اسْتَكْبَرْتُمْ فَفَرِيقاً كَذَّبْتُمْ وَفَرِيقاً تَقْتُلُونَ ﴿87﴾
87) و البته بدرستی که دادیم به موسی کتاب و پی گیری کردیم از بعد او به
رسولان (دیگر )- و دادیم به عیسی فرزند مریم
شفاف کننده ها و تایید کردیم او را به روح القدوس (رقائیل ) -آیا پس هرگاه
آمد شما را رسولی بسبب آنچه که هوس نمی کند نفسهایتان تکبر کردید( مطلق
العنانی کردید ) پس گروهی ( از پیامبرا ن ) را تکذیب کردید و گروهی را می کشید .
سوره بقره ایه 253
دَرَجَاتٍ وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ
وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذِينَ مِن
بَعْدِهِم مِّن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَلَكِنِ اخْتَلَفُواْ
فَمِنْهُم مَّنْ آمَنَ وَمِنْهُم مَّن كَفَرَ وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا اقْتَتَلُواْ
وَلَكِنَّ اللّهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيدُ ﴿253﴾
253) و دادیم عیسی فرزند مریم را بینات ( دلایل شفاف ) و تایید کردیم
او را به روح القدوس ( رقائیل) و اگر می
خواست خداوند نبرد نمی کردند آنان که از بعد ایشانند – از بعد آنچه که آمد ایشان را بینات ( دلایل شفاف ) ولکن اختلاف
کردند ( با اختیاری که خداداد) پس از ایشان کسی است که ایمان آورد و از ایشان کسی
است که کافر شد ( به اصول حق) و اگر می خواست خداوند نبرد نمی کردند – لکن خداوند
می کند آنچه را که اراده می کند .
نتیجه 1 = عیسی کلمه خدا و مورد تاید با روح القدس و نور عقلانیت
عیسی تا تولدش در عالم غیب بود
2=تولد عیسی
در کتاب اشعیاء باب 7
۱۴ بنابراین خود خداوند به شما
آیتی خواهد داد: اینك باكره حامله شده، پسری خواهد زایید و نام او را
عمّانوئیل خواهد خواند.
در کتاب اشعیاء باب9
۶ زیرا كه برای ما ولدی
زاییده و پسری به ما بخشیده شد و سلطنت بر دوش او خواهد بود و اسم او عجیب
و مشیر و خدای قدیر و پدر سرمدی و سرور سلامتی خوانده خواهد شد. ۷ ترقّی سلطنت و سلامتی او را
بر كرسی داود و بر مملكت وی انتها نخواهد بود تا آن را به انصاف و عدالت
از الا´ن تا ابدالا´باد ثابت و استوار نماید. غیرت یهوه صبایوت این را بجا
خواهد آورد.
لوقا باب 1
مژدۀ
تولد عیسی به مریم
۲۶ و در ماه
ششم جبرائیل فرشته از جانب خدا به بلدی از جلیل که ناصره نام داشت،
فرستاده شد. ۲۷ نزد باکرهای
نامزد مردی مسمی به یوسف از خاندان داود و نام آن باکره مریم بود. ۲۸ پس فرشته
نزد او داخل شده، گفت: “سلام بر تو ای نعمت رسیده، خداوند با توست و تو در
میان زنان مبارک هستی.” ۲۹ چون او
را دید، از سخن او مضطرب شده، متفکر شد که این چه نوع تحیت است. ۳۰ فرشته
بدو گفت: “ای مریم ترسان مباش زیرا که نزد خدا نعمت یافتهای. ۳۱ و اینک
حامله شده، پسری خواهی زایید و او را عیسی خواهی نامید. ۳۲ او بزرگ
خواهد بود و به پسر حضرت اعلی، مسمی شود، و خداوند خدا تخت پدرش داود را بدو
عطا خواهد فرمود. ۳۳ و او بر
خاندان یعقوب تا به ابد پادشاهی خواهد کرد و سلطنت او را نهایت نخواهد بود.”
۳۴ مریم به
فرشته گفت: “این چگونه میشود و حال آنکه مردی را نشناختهام؟” ۳۵ فرشته در
جواب وی گفت: “روحالقدس بر تو خواهد آمد و قوت حضرت اعلی بر تو سایه
خواهد افکند، ازآنجهت آن مولود مقدس، پسر خدا خوانده خواهد شد. ۳۶ و اینک
الیصابات از خویشان تو نیز در پیری به پسری حامله شده و این ماه ششم است،
مر او را که نازاد میخواندند. ۳۷ زیرا نزد
خدا هیچ امری محال نیست.” ۳۸ مریم گفت:
“اینک کنیز خداوندم. مرا برحسب سخن تو واقع شود.” پس فرشته از نزد او رفت.
متی باب 1
فرشته به یوسف ظاهر می شود
۱۸ امّا ولادت عیسی مسیح چنین
بود كه چون مادرش مریم به یوسف نامزد شده بود، قبل از آنكه با هم آیند،
او را از روحالقدس حامله یافتند. ۱۹ و شوهرش یوسف چونكه مرد
صالح بود و نخواست او را عبرت نماید، پس اراده نمود او را به پنهانی رها
كند. ۲۰ اما چون او در این چیزها
تفکر میكرد، ناگاه فرشته خداوند در خواب بر وی ظاهر شده، گفت: «ای یوسف پسر
داود، از گرفتن زن خویش مریم مترس، زیرا كه آنچه در وی قرار گرفته است،
از روحالقدس است. ۲۱ و او پسری خواهد زایید و نام
او را عیسی خواهی نهاد، زیرا كه او امت خویش را از گناهانشان خواهد رهانید.» ۲۲ و این همه برای آن واقع شد
تا كلامی كه خداوند به زبان نبی گفته بود، تمام گردد ۲۳ «كه اینك باكره آبستن شده
پسری خواهد زاییـد و نـام او را عمانوئیـل
خواهنـد خوانـد كه تفسیـرش ایـن است: خـدا با مـا.» ۲۴ پـس چـون یوسف از خواب
بیدار شد، چنانكه فرشته خداونـد بـدو امر كـرده بود، بعمـل آورد و زن خویش را
گرفت ۲۵ و تا پسر نخستین خود را
نزاییـد، او را نشنـاخت؛ و او را عیسـی نام نهـاد.
شرح=
انچه در بالا امد بیان توحید خالص است اما پیشگوئی اشعیاء در مورد منحرفان
که پیامبرخدا و نجات دهنده خود را به مقام خدائی خواهند خواند و از خدا
پرستی منحرف می شوند اشعیا ء نبی می گوید این پیامبر عمانوئیل
یعنی خدا با ما است خواهد بود اما منحرفان معنی انرا تحریف خواهند کرد
و عمانوئیل را به معنی او خدا است
خواهند نمود و از همین نقطه انحرافات دیگر را پی ریزی
خواهند کرد که اشعیاء یاد آوری می کند
اشعیا
14:7 ) ۱۴ بنابراین خود خداوند به شما آیتی خواهد داد: اینك باكره حامله شده، پسری خواهد زایید و نام او را عمّانوئیل (خدا با ماست )خواهد خواند.
شرح= حالا به اختلافات بین سخنان اشعیاء و انجیل می
پردازیم و سپس نظر قران را خواهیم اورد
وقتی دو متن را مقایسه می
کنیم می بینیم که
1-
تحریف در عمانوئیل خواهد
خواند به خواهند خواند
2-
نامی که خدا بر این بچه می گذارد عیسی است
3- تحریف بیان اشعیاء با گذاشتن حرف های (واو )در بین اسمهای به انحرافی که با تحریف
اول و دوم در نام گذاری خدا پیش می اید تا جائی که خود اورا خدای قدیر می خوانند
4-
نتیجه ان تحریف و خدا کردن بچه می
شود و دروغ ترقّی سلطنت و سلامتی او را بر كرسی داود و برمملكت وی انتها نخواهد بود
تا آن را به انصا ف و عدالت از الا´ن
تا ابدالا´باد ثابت و استوار نماید-بوجود اورد
شرح= وهمین شد و پسر متولد شد و مادر فرزند خود را عمانوئیل خواند این اسم در ان
زمان مثل اسمهای دیگری بود که به خدا منسوب می شد و هیچ کس صاحبان این اسمها را
خدا نمی دانسنتد چند نمونه از این اسمها را می اوریم تا خواننده متوجه شود که بسیاری
ازانسانها از این نوع اسمها را
داشته اند - نامهای که از تورات می اوریم اولین اسم نام کسی است
که این ایات را بیان می کند
1- یعنی اشعیاء که
معنی اش خدای نجات دهنده است
2- و یشع =خدای نجاتم
3- و ایلیا= خداوند خدا
4- و یوحنا = خدای مهربان
5- وحزقیال = خدای نیرومند
6- ومایکئل =مثل خدا
7- والگیبور= خدای قدیر
وبسیاری از این اسمها در میان بنی اسرائیل رواج داشت
اما خدا می دانست که اگر این اسم بر روی
بچه مریم گذاشته شود سبب انحراف بسیاری از
انسانها از خدا پرستی خواهد شد و از
همینجا شرک و بت پرستی شروع خواهد شد و خدا خود در زبان اشعیاء نبی پیش گوئی کرده
بود که این پسر را به مقام خدائی خواهند رساند و شرک و بت پرستی جای
توحید و خدا پرستی را خواهد گرفت و بدترین دیکتاتوری بنام عیسی بوجود خواهد
امد و این دیکتاتوری هنوز هم در شکل به تقلید واداشتن مردم از تفسیر های کشیشان
ادامه دارد در ایه زیر این پیش گوئی بیان
می شود
اشعیا
باب 9 آیه 6 ) ۶ زیرا كه برای ما ولدی زاییده می شود و پسری به ما
بخشیده می شود و سلطنت بر دوش او خواهد بود و اسم او عجیب و مشیر و خدای
قدیر و پدر سرمدی و سرور سلامتی خوانده خواهد شد.
شرح
= اولا توجه
داشته باشید اینهاهمه اسم است مثل اسمهای که در بالا اوردیم اگر مثلا کسی
اسمش خدا باشد به این معنی نیست که او خدا است یعنی خالق جهان است با خدا
نامیدن شخص ان شخص خدا نمی شود از اینر در بنی اسرائیل رسم بود که از
این نوع اسمها زیاد می گذاشتند همین حالا هم در کشور اسرائیل از این نامها
فراوان است و هیچ یهودی از این نامها این بر داشت را نمی کند که صاحب نا م
خدا است و باید بدانیم که خدا و مردم این بچه
راعمانوئیل نمی خواندند بلکه فقط مادرش او را به این نام می خواند اما خدا
در
انجیل امر می کند که او را عیسی بنامید تا
این بچه
خدا تصور نشودچون خدا می دانست که این انحراف در دین مسیح ایجاد خواهد
شد ودرضمن مترجمان مسیحی در بین این اسمها - واو - گذاشته اند که در اصل
تورات عبری - واو - وجود ندارد و این واو ها معنی اسمها را تحریف می کند
برای اطمینان با انجمن کلیمیان تهران تماس گرفتیم که ترجمه را
تحریف شده اعلام کرد و برای اطمینان بیشتر به تورات عربی مراجعه کردیم
که در انجا نیز - واو ها - را ندیدیم که در زیر متن ان را می اوریم
در انجیل عربی این ایه چنین امده
6 لأَنَّهُ يُولَدُ
لَنَا وَلَدٌ وَنُعْطَى ابْناً وَتَكُونُ الرِّيَاسَةُ عَلَى كَتِفِهِ
وَيُدْعَى اسْمُهُ عَجِيباً مُشِيراً إِلَهاً قَدِيراً أَباً أَبَدِيّاً
رَئِيسَ السَّلاَمِ.
برای اینکه متولد می شود برای ما مولودی و داده می شویم
پسری و می شود ریاست بر کتف او و
خوانده می شود اسم او شگفت انگیز - مشورت کننده
خدای قدیر – پدر ابدی - رئیس سلام
( اسلام )
ودر ترجمه جامعه یهودیان امریکا چنین تر جمه شده است
نام او پل - جوئیز الگیبور - ابی ادسار - شلام است
(یعنی : نام او - شگفت انگیز - مشاور خدای قدیر - پدر جاودانی - و فرمانده سلام - است )
شرح
- این بچه نامش شگفت انگیز خواهد بود - چرا چون در مشاوره خدای قدیر و
پدر جاودانی و فرمانده سلام است بنا براین نام بچه شگفت انگیز است و
دلیل این شگفت انگیز بودنش به این است که این بچه همواره در همه امور با
خدای قدیر که پدر جاودانی و فرمانده سلام است در مشورت خواهد بود هیج
کاری را بدون اجازه خدای قدیر که پدرجاودانی و فرمانده سلام است انجام
نمب دهد همانطور که در انجیل هم امده است
لوقا باب 1
۳۱ و اینک حامله
شده، پسری خواهی زایید و او را عیسی خواهی نامید.
شرح = فرشته
خداوند به مریم امر خدا را ابلاغ می کند که نام بچه را عیسی بگذارو برای محکم کاری
به یوسف نامزد مریم هم ابلاغ می شود که نام این بچه را عیسی بگذار
متی اباب 1 ایات19 ، ناگاه فرشته خداوند
در خواب بر وی ظاهر شده، گفت: «ای یوسف پسر داود، از گرفتن زن خویش مریم
مترس، زیرا كه آنچه در وی قرار گرفته است، از روحالقدس است. ۲۱ و او پسری خواهد زایید و
نام او را عیسی خواهی
نهاد، زیرا
كه او امت خویش را از گناهانشان خواهد رهانید.
شرح
= چرانام این طفل عیسی باشد و عمانوئیل فرض نباشد برای اینکه
خدا می خواهد راه انحراف را ببندد و نیزدر
اشعیا ء باب 9 آیه 6 خدا بچه را به
این نامها عجیب- مشیر - خدای
قدیر -پدر سرمدی - سرور سلامتی نمی خواند بلکه می گوید
او به این نامها خوانده خواهد شد هر چند
هم که به این نامها خوانده شود ولی معنایش این نیست که ذات بچه همین
نامها است و الا باید تمام انهائی که در بالا نام بردیم خدا می شدند اما
چه کسانی اورا با خواندن به این نامها سوءاستفاده خواهند کرد و عده ای بی
سواد و غافل را گمراه خواهند کرد که عیسی خدا است انهائی
که دین خدا را ببازی گرفته اند و باتحریف کردن به گمراهی تثلیث و شرک
خواهند رفت نام عما نوئیل و این اسمها سرمنشاء همه انحرافات است
اولا ولدی زاییده می شود که پسر است و
به ما داده می شود که واقع شد
و یادمان نرود هر چیزی که تولد می یابد مخلوق است طفلی به ما داده می
شود سئوال این است چه کسی این پسر را به ما میدهد معلوم است خدا می دهد پس
خدا
عیسی را خلق می کند و به ما می دهد یعنی عیسی خود در این میان کاره ای نیست
این
خدا است که این کار ها را برروی پیامبر خود انجام می دهد اما در مورد
کلمات زیر که اسمهای به زبان عبری است اما مترجمان مسیحی اسمها را ترجمه
کرده اند در حالی که اسم را ترجمه نمی کنند مثلا نمی شود حزقیال را ( خدای نیرومند)ترجمه کرد و گفت حزقیال خدا است
عجیب -مشیر - خدای قدیر(که اصلش الگیبوراست )- پدر سرمدی-سرور سلامتی
هیچ
شبهه ای نیست که عیسی ذاتش
هیچکدام از این کلمات نیست بلکه اینها فقط اسمهائی است که طبق رسم بنی
اسرائیل گفته شده است و عیسی ذاتش همان است که ابتدای ایه می گوید برای ما ولدی زاییده می شود و پسری
به ما بخشیده می شودیعنی یک انسان نسبی و محدودکه مثل دیگر انسانهاست که از این نوع اسمها و لقب ها دارند پس این کلمات فقط اسم است مسمی همان طفلی است که متولد می شود
چه
کسانی از این نامها سو استفاده خواهند کرد همان
منحرفان از توحید و جاعلان تثلیث که بتوانند استبداد و دیکتاتوری خود را
بنام عیسی توجیه کنند برای اینکه به محض خدا تصور شدن یک انسان پایه
استبداد و انسان کشی گذاشته می شوداز همین شرک و ثنویت و تثلیث بود که
استبداد 1000 ساله پاپ ها بوجود امد اگر یک انسانی مثل عیسی خدا تصور شود
راه باز می شود تا دیگران به عنوان نایب این خدا در زمین جنایت و کشتار
خود را توجیه کنند همانطور که پاپ ها توجیه می کردند حالا هم که سلطه
مادی خود را از دست داده اند هنوز با پافشاری بر خدائی عیسی سلطه معنوی
خود را می خواهند ادامه بدهند
تا مردم کر و کور مقلد پاپ و کشیشان بمانند بنابراین عده ای عیسی را خدا
قرار دادند مخصوصا کنستانتین که این نظر را رسمیت داد تا امپراطوری خود
را الهی توجیه کند و شد
انچه خدا نمی خواست بشود چون خدا به انسان اختیار داده تا راه حق و باطل
را خود انتخاب کنداین انتخاب عده ای بود که تخت امر کنستانتین بودند و در
شورای نقیه تصویب شد و از طرفی نویسندگان انجیل یک تحریفی در ایه ای
که اشعیا ء بیان می کند ایجاد می کنند تا بتوانند این بچه را خدا
بدانند و ان تحریف این است وقتی همین ایه از اشعیاء در انجیل نقل می شود بجای خواهد خواند - خواهند خواند گذاشته شده است یعنی نه
فقط مادر بلکه همه او را عمانوئیل خواهند خواند در زیر توجه کنید به ایه انجیل که تحریف شده است
متی باب1
۲۲ و این همه برای آن
واقع شد تا كلامی كه خداوند به زبان نبی گفته بود، تمام گردد ۲۳ «كه اینك باكره آبستن
شده پسری خواهد زاییـد و نـام او را عمانوئیـل خواهنـد خوانـد كه تفسیـرش ایـن است:
خـدا با مـا.»
شرح = در نتیجه خواهد خواند
به خواهند
خواند تحریف شده است
تا
این بچه را خدا بدانند و
بفراموشی سپرده شد که فقط مادر بچه اش را عمانوئیل می خواند و خدا این اسم
را بدلیل جلو گیری از انحراف به عیسی تبدیل کرد اما محرفان با تکیه بر نام
عمانوئیل - عیسی را خدا کردند و ایه دیگر را هم با تحریف کردن به
عمانوئیل ملحق کردند تا دلیشان قوی باشد
عجیب - مشیر -خدای قدیر - پدر سرمدی -
سرور سلامتی دیگر نه اسم بلکه ذات عیسی شد
و با غفلت های دیگر و یا به عمد نیاز
دیکتاتوری را تامین کردند و شرک جای توحید را گرفت چون استبداد بدون شرک امکان ندارد و پاپ ولایت مطلقه یافت و هزار سال خونریزی کرد وبه فراموشی
سپردند که پدر خدا است و عیسی پسر است و چون پسر در هستی خود متاخر از پدر است پس مخلوق
پدر است و وقتی می گوئیم پدر جاودانی است به نبوت اشعیا ء در ایات زیر اشاره می
کنیم
(اشعیا 24:44 (۲۴ خداوند كه ولّی تو است و تو را از رحم سرشته است چنین
میگوید: من یهوه هستم و همه چیز را ساختم. آسمانها را به تنهایی گسترانیدم
و زمین را پهن كردم؛ و با من كه بود؟
اشعیا 45:
5 تا 12 )۵ مرا با كه شبیه و مساوی میسازید و مرا با كه مقابل
مینمایید تا مشابه شویم؟ ۶ آنانی كه طلا را از كیسه میریزند و نقره را به
میزان میسنجند، زرگری را اجیر میكنند تا خدایی از آن بسازد پس سجده كرده،
عبادت نیز مینمایند. ۷ آن را بر دوش برداشته، میبرند و به جایش میگذارند
و او میایستد و از جای خود حركت نمیتواند كرد. نزد او استغاثه هم مینمایند
امّا جواب نمیدهد و ایشان را از تنگی ایشان نتواند رهانید. ۸ این را بیاد آورید و مردانه بكوشید. و ای عاصیان آن
را در دل خود تفكّر نمایید! ۹ چیزهای اوّل را از زمان قدیم به یاد آورید. زیرا من قادر مطلق هستم و دیگری نیست. خدا هستم و نظیر من نی. ۱۰ آخر را از ابتدا و آنچه را كه واقع نشده از قدیم
بیان میكنم و میگویم كه اراده من برقرار خواهد ماند و تمامی مسرّت خویش
را بجاخواهم آورد. ۱۱ مرغ شكاری را از مشرق و هم مشورت خویش را از جای
دور میخوانم. من گفتم و البتّه بجا خواهم آورد و تقدیر نمودم و البتّه به
وقوع خواهم رسانید. ۱۲ ای سخت دلان كه از عدالت دور هستید مرا بشنوید. ۱۳ عدالت خود را نزدیك آوردم و دور نمیباشد و نجات من
تأخیر نخواهد نمود و نجات را به جهت اسرائیل كه جلال من است در صهیون
خواهم گذاشت.
شرح= انچه در بالا امد بیان توحید
خالص است اما منحرفان که پیامبرخدا و نجات هنده خودرا
به مقام خدائی خواهند خواند و از خدا پرستی منحرف می شوندو به هاویه خواهند رفت اشعیا ء نبی می
گوید این پیامبر عمانوئیل یعنی خدا با ما است که نام بچه است به بچه خدا است تحریف شد و عجیب -
مشیر - خدای قدیر پدر سرمدی سرور سلامتی نه نامی برای عیسی بلکه ذات عیسی تصور کردند و او را خدا خواندند و بر مبنای این تحریفات
برای عیسی سلطنت مادی بی انتهائی نیز قائل شدند که دروغ محض است به ایه زیر توجه کنید
کتاب اشعیاء باب 9
۷ ترقّی سلطنت و سلامتی او را بر كرسی داود و بر مملكت وی
انتها نخواهد بود تا آن را به انصاف و عدالت از الا´ن تا ابدالا´باد ثابت و
استوار نماید. غیرت یهوه صبایوت این را بجا خواهد آورد.
شرح= داوود قبل از اینکه پادشاه باشد پیامبر
بود مثل محمد که هم پیامبر بود و هم حکومت داشت پیامبرا ن همه جانشین
همدیگرند در پیامبربودن بنا براین عیسی جانشین سلطنت داوود در پیامبری او است
نه در اداره جامعه از اینرو برای عیسی سلطنت بر مملکت بی انتهائی در پیامبری
می توان قائل شد اما اگر سلطنت داوود منظور اداره جامعه باشد دروغ است در
حالی که عیسی اصلا سلطنت مادی پیدا نکرد که از حالا تا ابد هم
باشد و وقتیکه به او گفتند تو پادشاه یهود هستی تایید نکرد و
گفت تو می گوئی یعنی من ادعائی ندارم و این سلطنت خیالی را هم بر پایه
اراده خدا برای عیسی قرار دادند اما حقیقت و واقعیت ان است که عیسی تا
قیامت اول سلطنت مادی نخواهد داشت و زمانی سلطنت مادی به
عیسی می رسد که صاحب ملکوت طبق مکاشفه یوحنا (امین
حق که لقبش هم کلمه خدا است یعنی امام مهدی ) تمام حکومت های شیطانی
دیکتاتور را شکست می دهد و بعد از اینکه به کمک فرشته خدا (عزرائیل )شیطان
را برای هزار سال در هاویه زندانی می کند عیسی به سلطنت می رسد عیسی
خود گفته که ملکوت از یهود جدا شده و به امت دیگری داده خواهد شد
در نتیجه 2= محرفان فرزند مریم را خدای خیالی کردند که با عهد قدیم تطابق
ندارد و شرک و دیکتاتوری را پایه ریزی کردند و هنوز هم بر عقول بعضی از مردم
با رواج تقلید خرافی حکومت می
کنند
3= مصلوب (بدار )شدن
عیسی
مزمور 22
14 مثل آب
ریخته شدهام و همهٔ استخوانهایم از هم گسیخته؛ دلم مثل موم گردیده، در میان
احشایم گداخته شده است.
15 قوّت من مثل سفال خشک شده و زبانم به
کامم چسبیده؛ و مرا به خاک موت نهادهای
17 همهٔ
استخوانهای خود را میشمارم. ایشان به من چشم دوخته، مینگرند
انجیل متی 27
32 و چون
بیرون میرفتند، شخصی قیروانی شمعون نام را یافته، او را بجهت بردن صلیب مجبور
کردند
یوحنا 19
16 آنگاه او را بدیشان تسلیم کرد
تا مصلوب شود. پس عیسی را گرفته بردند
17 و صلیب خود را برداشته، بیرون رفت به موضعی که به
جُمجُمه مسمّیٰ بود و به عبرانی آن را جُلجُتا میگفتند
شرح= با
توجه به متن زبور که داوود با خدا گفتگو می کند هیچ نشانی از صلیب وجود ندارد و
نیز در روایتی که از انجیل نقل شد می بینیم که در بیان انجیل در یک ایه
شخص قیروانی صلیب را حمل می کند امادر ایه دیگر خود عیسی صلیب را حمل می
کند در واقع صلیبی وجود نداشته بلکه انچه
که عهد عتیق می گوید و پولس ا ن را تایید
می کند یک تیر چوبی
مثل الوار بوده است که شکل صلیب نداشته است پس صلیب خرافه واز تحریف کشیشان
مترجم انجیل است و در ضمن الت تعذیب عیسی را مقدس کردن توهین به عیسی است
از کتاب تثنیه
21: 22 و اذا كان على انسان خطية حقها
الموت فقتل و علقته على خشبة
و اگر بود بر انسان گناهی – حقش است که بمیرد - پس کشته شود
و آویزان کرده شود او بر الواری
21: 23 فلا تبت جثته على
الخشبة بل تدفنه في ذلك اليوم لان المعلق ملعون
من الله فلا تنجس ارضك التي يعطيك الرب الهك نصيبا
پس نباید
باقی بماند جسد او بر الوار - بلکه باید دفن کرده شود
در ان روز - برای اینکه آویزان
ملعون است از خداوند - پس نجس نکن
زمینت را انکه می دهد پروردگار - خدایت
از او بهره ای
و پولس در الغلاطه
3: 13 المسيح افتدانا من لعنة
الناموس اذ صار لعنة لاجلنا لانه مكتوب ملعون كل من علق على خشبة
مسیح را فدا کردیم از
دوری تورات پس شد دور (ا ز زندگی دنیا) برای خاطر ما البته همانا مکتوب است ( در
عهد قدیم ) دور است (از زندگی
دنیا )هرکسی که
اویزان کرده شد به الوار
4= فریاد او بر دار برای نجات خواستن از خدا ایا خدا او را نجات داد
مزمور 22
1 ای خدای
من، ای خدای من، چرا مرا ترک کردهای و از
نجات من و سخنان فریادم دور هستی؟
2 ای خدای من، در روز میخوانم و مرا اجابت
نمیکنی، در شب نیز؛ ومرا خاموشی نیست
3و امّا تو قدوس هستی، ای که بر
تسبیحات اسرائیل نشستهای.
4 پدران ما بر تو توکل داشتند؛ بر تو توکل
داشتند و ایشان را خلاصی دادی؛
5 نزد تو فریاد برآوردند و رهایی یافتند؛ بر تو توکل داشتند، پس خجل نشدند.
یوحنا 19
34 و در
ساعت نهم، عیسی به آواز بلند ندا کرده، گفت، ایلوئی ایلوئی، لَماَ سَبَقْتَنی؟
یعنی، الٰهی
الٰهی چرا مرا واگذاردی؟
قبلا بیان شد که عیسی بر تیر چوبی اویزان کرده شد اما در فریادی که عیسی مانند همان کلامی را می گوید که داوود گفته بود
و اجداد داوود گفته بودند و از مشکلات نجات یافته بودند عیسی هم همان سخنان را
برای خدای خود می گوید و از خدا کمک می طلبد و نشان می دهد که بنده و مخلوق خدا
است و از خالق خمود کمک می خواهد همانطور که خداوند داوود و اجداد او را در هنگام
مشکلات یاری کرده بود و نجات داده بود صدای کمک خواهی عیسی را هم شنید و مورد
اجابت قرار داد و او را بر بالای دار طبق گفته اشعیا زنده نگه داشت و طبق گفته خود عیسی که گفته بود
مثل من مانند یونس است می دانیم که یونس سه روز در شکم ماهی زنده بود
و زنده بیرون امد عیسی هم همانند او در بارای دار و در درون ان دخمه زنده بود و
زنده بیرون امد پس مرگ عیسی هم خرافه بافی
و از تحریفات کشیشان است که برای باز کردن
دکان دین فروشی باز کرده اندطبق این ایه
( 5 نزد تو فریاد برآوردند و رهایی
یافتند؛ بر تو توکل داشتند،
پس خجل نشدند.)
5= مرگ ظنی او در میان گناهکاران
اشعیاء 53
8 از ظلم و از داوری گرفته شد. و از طبقه او كه گمان نمودند كه او از
زمین زندگان منقطع شد و به
جهت گناه قوم من مضروب گردید؟
9 و قبر او را با شریران تعیین نمودند و نزدیک مردنش با دولتمندان. هرچندهیچ ظلم نكرد و
در دهان وی حیلهای نبود.
10 امّا خداوند را پسند آمد كه او را مضروب
نموده، به دردها مبتلا سازد. چون جان او را قربانی گناه ساخت،(اما چون گناه نداشت نمرد ) آنگاه ذریت خود را خواهد دید و
عمر او دراز خواهد شد و مسرّت خداوند در دست او میسّر خواهد بود.
11 ثمره مشقّت جان خویش را خواهد دید و
سیر خواهد شد. و بنده عادل من به معرفت خود بسیاری را عادل خواهد گردانید
زیرا كه او گناهان ایشان را بر خویشتن حمل خواهد نمود.
12 بنابراین او را در میان بزرگان نصیب خواهم داد و
غنیمت را با قدرتمندان تقسیم خواهد نمود، به جهت اینكه جان خود را به مرگ
ریخت و از خطاكاران محسوب شد و گناهان بسیاری را بر خود گرفت و برای
خطاكاران شفاعت نمود.
لوقا 23
32 و دو نفر دیگر را که خطاکار بودند نیز آوردند تا ایشان
را با او بکشند.
33 و چون به موضعی که آن را کاسه سر میگویند
رسیدند، او را در آنجا با آن دو خطاکار، یکی بر طرف راست و دیگری بر چپ او بدار
کشیدند .
(شرح= اما من او را
زنده نگهداشتم چون وارث گناه موت ادم نبود به دلیل اینکه نور عیسی در بدن ادم نبود
تا وارث ادم شود پس مردم زمان او گمان
کردند که مرده است ولی نمرده بود و انچه وعده دادم براو خواهم داد چون برای نجات
خود هم هیج گناهی مرتکب نشد و خود را به خدا سپرد و توکل کرد
8 از ظلم و از داوری گرفته شد. و از طبقه او كه گمان
نمودند كه او از زمین زندگان منقطع شد و به جهت
گناه قوم من مضروب گردید)
6= قربانی شدن عیسی برای گناه ادم
مزمور 40
داوود می گوید
1 انتظار بسیار برای خداوند کشیدهام، و به من مایل شده،
فریاد مرا شنید.
2 و مرا از چاه هلاکت برآورد و از گِلِ لجن و پایهایم را بر صخره
گذاشته، قدم هایم را مستحکم گردانید.
3 و سرودی تازه در دهانم گذارد، یعنی حمد خدای ما را. بسیاری چون
این را بینند ترسان شده، بر خداوند توکّل خواهند کرد.
4 خوشابحال کسی که بر خداوند توکّل دارد و به متکبران ظالم و مرتدان دروغ مایل نشود.
5 ای یَهُوَه خدای ما چه بسیار است کارهای عجیب که تو کردهای و
تدبیرهایی که برای ما نمودهای. در نزد تو آنها را تقویم نتوان کرد، اگر آنها را
تقریر و بیان بکنم، از حد شمار زیاده است.
6 در قربانی و هدیه رغبت نداشتی. امّا گوشهای مرا باز
کردی. قربانیِ سوختنی و قربانی گناه را نخواستی.(خدا قربانی نمی خواهد )
7 آنگاه گفتم، اینک، میآیم! در طومار
کتاب دربارهٔ من نوشته شده است.
8 در بجا آوردن ارادهٔ تو ای خدای من رغبت میدارم و شریعت تو در
اندرون دل من است.
9 در جماعت بزرگ به عدالت بشارت دادهام. اینک، لبهای خود را باز
نخواهم داشت و تو ای خداوند میدانی.
10 عدالت تو را در دل خود مخفی نداشتهام. امانت و نجات تو را بیان
کردهام. رحمت و راستیِ تو را از جماعت بزرگ پنهان نکردهام.
11 پس تو ای خداوند لطف خود را از من باز مدار. رحمت و راستیِ تو دائماً مرا محافظت کند.
12 زیرا که بلایای بیشمار مرا احاطه میکند. گناهانم دور مرا گرفته
است به حدی که نمیتوانم دید. از مویهای سر من زیاده است و دل من مرا ترک کرده
است.
13 ای خداوند مرحمت فرموده، مرا نجات
بده. ای خداوند به اعانت من تعجیل فرما.
14 آنانی که قصد
هلاکت جان من دارند، جمیعاً خجل و شرمنده شوند، و آنانی که در بدیِ من رغبت دارند،
به عقب برگردانیده و رسوا گردند.
15 آنانی که بر من هَههَه میگویند، بهسبب خجالت خویش حیران شوند.
16 و امّا جمیع طالبان تو در تو وجد و شادی نمایند و آنانی که نجات
تو را دوست دارند، دائماً گویند که خداوند بزرگ است.
17 و امّا من مسکین و فقیر هستم و خداوند دربارهٔ من تفکر میکند.
تو معاون و نجاتدهندهٔ
من هستی. ای خدای من، تأخیر مفرما.
(و خدا داوود را
نجات داد اما در انجیل )
یوحنا 19
25 و پای صلیب (دار ) عیسی، مادر او و خواهر مادرش،
مریم زن کَلوُپا و مریم مَجْدَلِیّه ایستاده بودند.
26 چون عیسی مادر خود را با آن شاگردی که
دوست میداشت ایستاده دید، به مادر خود گفت، ای زن، اینک، پسر تو.
27 و به آن شاگرد گفت، اینک، مادر تو. و در
همان ساعت آن شاگرد او را به خانهٔ خود برد.
28 و بعد چون عیسی دید که همهچیز به انجام
رسیده است تا کتاب تمام شود، گفت، تشنه ام.
29 و در آنجا ظرفی پُر از سرکه گذارده بود.
پس اسفنجی را از سرکه پُر ساخته، و بر زوفا گذارده، نزدیک دهان او بردند.
30 چون عیسی سرکه را گرفت، گفت، تمام شد. و
سر خود را پایین آورده، جان را تسلیم کرد .
شرح= سخن داوود را بیاد داشت گه گفت (و خداوند
دربارهٔ من تفکر میکند. تو معاون و نجاتدهندهٔ من هستی. ای خدای من، تأخیر مفرما.)
و جان خود را به خدا تسلیم کرد تا سالم بماند و اطرافیان بنا به گفته
اشعیاء گما ن کردند که مرده است ( 8 از ظلم و از
داوری گرفته شد. و از طبقه او كه گمان نمودند كه او از زمین زندگان
منقطع شد و به
جهت گناه قوم من مضروب گردید) و خدا مثل داوود عیسی را هم نجات داد و هیچ اشاره ای به این نشده است که عیسی در مقابل گناه ادم قربانی شد و معلوم می شود قربانی شدن عیسی در مقابل گناه ادم هم از خرافات غیر کتاب مقدسی است که کشیش ها از خود خرافه بافته اند و سئوال این است که گناه ادم مجازاتش هم معلوم بود یعنی ادم و همه ذریه او باید بمیرند اگر عیسی در مقابل گناه ادم قربانی شد پس چرا هنوز همه ذریه ادم می میرند و چرا این مجازات بر داشته نشده است ودیگر اینکه ادم خود هم به مجازات گناهش مرد اما قبل از مرگش توبه کرده و در دین شریعت حق خدا مرد و به حیات جاودانه هم خواهد رسید همچناکه انبیاء و انسانهای بیشماری قبل از عیسی مرده اند و طبق کتاب مقدس که در عبرانیان هم شرح می دهد همه به حیات جاودانه بعداز قیامت خواهند رسید پس قربانی شدن عیسی در مقابل گناه ادم باطل است بلکه عیسی الگوی حیات جاودانه است و نمرد و هر گز نخواهد مرد تا انسانها ایمان بیاورند که اگر مثل عیسی بی گناه باشند حتما به حیات جاودانه مثل عیسی خواهند رسید
7= قیام او از مردگان
مزمور 16
1 [مکتوم
داود] ای خدا مرا محافظت فرما، زیرا برتو توکل میدارم.
2 خداوند را گفتم، تو خداوند من هستی. نیکویی من نیست
غیر از تو.
3 و امّا مقدّسانی که در زمیناند و فاضلان، تمامی خوشی
من در ایشان است.
4 دردهای آنانی که عقب [خدای] دیگر میشتابند، بسیار
خواهد شد. هدایای خونی ایشان را نخواهم ریخت، بلکه نام ایشان را به زبانم نخواهم
آورد.
5 خداوند نصیبِ قسمت و کاسهٔ من است. تو قرعهٔ مرا نگاه
میداری.
6 خِطّههای من به جایهای خوش افتاد. میراث بَهیّ به من
رسیده است.
7 خداوند را که مرا نصیحت نمود، متبارک میخوانم.
شبانگاه نیز قلبم مرا تنبیه میکند.
8 خداوند را همیشه پیش روی خود میدارم.
چونکه به دست راست من است، جنبش نخواهم خورد.
9 از این
رو دلم شادی میکند و جلالم به وجد میآید؛ جسدم
نیز در اطمینان ساکن خواهد شد.
10 زیرا جانم را در عالم اموات ترک
نخواهی کرد، و قدوس خود را نخواهی گذاشت که فساد را بیند.
11 طریق حیات را به من خواهی آموخت. به حضور تو کمال
خوشی است و به دست راست تو لذتها تا
ابدالآباد!
مزمور 30
1 [سرود برای متبّرک ساختن خانه. مزمور داود] ای خداوند تو را
تسبیح میخوانم زیراکه مرا بالا کشیدی و دشمنانم را بر من مفتخر نساختی.
2 ای یهوه خدای من، نزد تو استغاثه نمودم و مرا شفا دادی.
3 ای خداوند جانم
را از حفره برآوردی. مرا زنده ساختی تا به هاویه فرونروم.
4 ای مقدّسان خداوند او را بسرایید و به ذکر قدوسیّت او حمد گویید!
5 زیرا که غضب او لحظهای است و در رضامندی او زندگانی. شامگاه گریه
نزیل میشود. صبحگاهان شادی رخ مینماید.
6 و امّا من در کامیابی خود گفتم، جنبش نخواهم خورد تا ابدالآباد.
7 ای خداوند به رضامندی خود کوه مرا در قوّت ثابت گردانیدی و چون
روی خود را پوشانیدی پریشان شدم.
8 ای خداوند نزد تو فریاد برمیآورم و نزد خداوند تضرع مینمایم.
9 در خون من چه فایده است چون به حفره فرو روم؟ آیا خاکْ تو را حمد
میگوید و راستی تو را اخبار مینماید؟
10 ای خداوند بشنو و به من کرم فرما. ای خداوند مددکار من باش.
11 ماتم مرا برای من به رقص مبدل ساختهای. پلاس را از من بیرون
کرده و کمر مرا به شادی بستهای.
12 تا جلالم ترا سرود خواند و خاموش نشود. ای یهوه خدای من، تو را حمد خواهم گفت تا ابدالآباد.
مزمور 118
1 خداوند را حمد گویید زیرا که نیکوست و رحمت او تا
ابدالآباد است.
2 اسرائیل بگویند که رحمت او تا ابدالآباد است.
3 خاندان هارون بگویند که رحمت او تا ابدالآباد است.
4 ترسندگان خداوند بگویند که رحمت او تا ابدالآباد است.
5 در تنگی یاه را خواندم. یاه مرا اجابت فرموده، در جای
وسیع آورد.
6 خداوند با من است، پس نخواهم ترسید. انسان به من چه
تواند کرد؟
7 خداوند برایم از مددکاران من است. پس من بر نفرت
کنندگان خود آرزوی خویش را خواهم دید.
8 به خداوند پناه بردن بهتر است از توکّل نمودن بر
آدمیان.
9 به خداوند پناه بردن بهتراست از توکّل نمودن بر
امیران.
10 جمیع امّتها مرا احاطه کردند، لیکن به نام خداوند
ایشان را هلاک خواهم کرد.
11 مرا احاطه کردند و دور مرا گرفتند، لیکن به نام
خداوند ایشان را هلاک خواهم کرد.
12 مثل زنبورها مرا احاطه کردند و مثل آتش خارها خاموش
شدند. زیرا که به نام خداوند ایشان را هلاک خواهم کرد.
13 بر من سخت هجوم آوردی تا بیفتم، لیکن خداوند مرا
اعانت نمود.
14 خداوند قوّت و سرود من است و نجات
من شده است.
15 آواز ترنّم و نجات در خیمههای عادلان است. دست راست
خداوند با شجاعت عمل میکند.
16 دست راست خداوند متعال است. دست راست خداوند با
شجاعت عمل میکند.
17 نمیمیرم،
بلکه زیست خواهم کرد و کارهای هللویاه را ذکر خواهم نمود.
18 هللویاه مرا به شدت تنبیه نموده، لیکن مرا به موت نسپرده است.
19 دروازههای عدالت را برای من بگشایید! به
آنها داخل شده، هللویاه را حمد خواهم گفت.
20 دروازه خداوند این است. عادلان بدان داخل
خواهند شد.
21 تو را حمد میگویم زیرا که مرا اجابت
فرموده و نجات
من شدهای.
یوحنا 20
1 بامدادان در اوّل هفته، وقتی که هنوز تاریک بود، مریم مَجْدَلیّه
به سر قبر آمد و دید که سنگ از قبر برداشته شده است.
2 پس دوان دوان نزد شمعون پطرُس و آن شاگرد دیگر که عیسی او را دوست
میداشت آمده، به ایشان گفت، خداوند را از قبر بردهاند و نمیدانیم او را کجا
گذاردهاند.
3 آنگاه پطرس و آن شاگرد دیگر بیرون شده، به جانب قبر رفتند.
4 و هر دو با هم میدویدند، امّا آن شاگردِ دیگر از پِطرُس پیش
افتاده، اوّل به قبر رسید،
5 و خم شده، کفن را گذاشته دید، لیکن داخل نشد.
6 بعد شمعون پطرس نیز از عقب او آمد و داخل قبرگشته، کفن را گذاشته
دید،
7 و دستمالی را که بر سر او بود، نه با کفن نهاده، بلکه در جای
علی'حده پیچیده.
8 پس آن شاگرد دیگر که اوّل به سر قبر آمده بود نیز داخل شده، دید و
ایمان آورد.
9 زیرا هنوز کتاب را نفهمیده بودند که باید او از مردگان برخیزد.
10 پس آن دو شاگرد به مکان خود برگشتند.
11 امّا مریم بیرون قبر، گریان ایستاده بود و چون میگریست به سوی
قبر خم شده،
12 دو فرشته را که لباس سفید در بر داشتند، یکی به طرف سر و دیگری
به جانب قدم، در جایی که بدن عیسی گذارده بود، نشسته دید.
13 ایشان بدو گفتند، ای زن برای چه گریانی؟ بدیشان گفت، خداوندِ مرا
بردهاند و نمیدانم او را کجا گذاردهاند.
14 چون این را گفت، به عقب ملتفت شده، عیسی را ایستاده دید لیکن
نشناخت که عیسی است.
15 عیسی بدو گفت، ای زن برای چه گریانی؟ که را میطلبی؟ چون او گمان
کرد که باغبان است، بدو گفت، ای آقا اگر تو او را برداشتهای، به من بگو او را کجا
گذاردهای تا من او را بردارم.
16 عیسی بدو گفت، ای مریم! او برگشته، گفت، ربونی (یعنی ای معلّم).
17 عیسی بدو گفت، مرا لمس مکن زیرا که هنوز نزد پدر خود بالا نرفتهام.
و لیکن نزد برادران من رفته، به ایشان بگو که نزد پدر خود و پدر شما و خدای خود و
خدای شما میروم.
18 مریم مَجْدلیّه آمده، شاگردان را خبر داد که خداوند را دیدم و به
من چنین گفت.
19 و در شامِ همان روز که یکشنبه بود، هنگامی که درها بسته بود،
جایی که شاگردان بهسبب ترس یهود جمع بودند، ناگاه عیسی آمده، در میان ایستاد و
بدیشان گفت، سلام بر شما باد!
20 و چون این را گفت، دستها و پهلوی خود را به ایشان نشان داد و
شاگردان چون خداوند را دیدند، شاد گشتند.
21 باز عیسی به ایشان گفت، سلام بر شما باد. چنانکه پدر مرا فرستاد،
من نیز شما را میفرستم.
22 و چون این را گفت، دمید و به ایشان گفت، روحالقدس را بیابید.
23 گناهان آنانی را که آمرزیدید، برای ایشان آمرزیده شد و آنانی را
که بستید، بسته شد.
24 امّا توما که یکی از آن دوازده بود و او راتوأم میگفتند، وقتی
که عیسی آمد با ایشان نبود.
25 پس شاگردان دیگر بدو گفتند، خداوند را دیدهایم. بدیشان گفت، تا
در دو دستش جای میخها را نبینم و انگشت خود را در جای میخها نگذارم و دست خود را
بر پهلویش ننهم، ایمان نخواهم آورد.
26 و بعد از هشت روز باز شاگردان با توما در خانهای جمع بودند و
درها بسته بود که ناگاه عیسی آمد و در میان ایستاده، گفت، سلام بر شما باد!
27 پس به توما گفت، انگشت خود را به اینجا بیاور و دستهای مرا ببین
و دست خود را بیاور و بر پهلوی من بگذار و بیایمان مباش بلکه ایمان دار.
28 توما در جواب وی گفت، ای خداوند من و ای خدای من.(خود عیسی است )
29 عیسی گفت، ای توما، بعد از دیدنم ایمان آوردی؟ خوشابحال آنانی که
ندیده ایمان آورند.
30 و عیسی معجزاتِ دیگرِ بسیار نزد شاگردان نمود که در این کتاب
نوشته نشد.
31 لیکن این قدر نوشته شد تا ایمان آورید که عیسی، مسیح
و پسر خدا است و تا ایمان آورده، به اسم او حیات یابید.
(شرح = داوود چون
از ذریه ادم بود و بر اساس ارثی بودن گناه موت
او هم باید می مرد اما بعد از قیامت او هم حیات جاودانه خواهد داشت و از
موت در هاویه نجات یافته است به همین دلیل باید می مرد چون نور داوود در بدن ادم
بوده است اما نور عیسی در بدن ادم نبود و چون
و وارث گناه موت نبود از حالا خداوند او را الگوی حیات جاودانه کرده است
تا انسانها به حیات جاودانه ایمان بیاورند و گناه دوری کنند و دین حق خدا
را عمل کنند از اینور عیسی را خداوند در
بالای دارو درون قبر زنده نگاهداشت و مثل یونس
سه روز بعد از خواب بر خاست و قیام از مردگان نود وبه علم مردگان نرفت و
الگوی حیات جاودانه شد
عیسی قبلا گفته بود به جماعتی که طلب ایه
یعنی نشانه می کنند به زنده ماندن او و
عیسی یونس را مثل می اورد که من هم مثل او
خواهم شد
انجل لوقا
11: 29 و فيما كان الجموع مزدحمين ابتدا يقول هذا الجيل شرير يطلب اية
و لا تعطى له اية الا اية يونان النبي
ودر انچه که بودند جماعتی
شلوغ - شروع کرد (عیسی ) بگفتن این اهل زمان شریر -
طلب می کنند ایه ای و داده نمی شوند ایه
ای مگر ایه یونس پیامبر
شرح= اما ایه یونس چه بود
پاسخ در زیر است
کتاب یونس نبی
11: 30
لانه كما كان يونان اية لاهل نينوى كذلك يكون ابن الانسان ايضا لهذا الجيل
البته
همانا همچنانکه بود یونس
ایه ای – برای اهل نینوا -
بدینسان می شود فرزند انسان همچنین
برای این اهل زمان
1: 17 و اما الرب فاعد حوتا عظيما ليبتلع يونان فكان يونان في جوف
الحوت ثلاثة ايام و ثلاث ليال
واما پروردگار پس آماده کرد حوتی ( نهنگی )بزرگ - تا ببلعد یونس را -پس بود یونس در دورن نهنگ سه روز و سه شب
2: 10 و امر الرب الحوت فقذف يونان الى البر
وامر کرد
پروردگار نهنگ را پس بیرون انداخت یونس را
به خشکی
شرح =
ملاحضه می کنید که عیسی می فرماید منهم مثل یونس که سه زور وسه شب در شکم
نهنگ زنده بود - سه روز وسه شب در شکم زمین زنده خواهم
ماند و مثل یونس که زنده از شکم نهنگ
بیرون امد من هم زنده از شکم زمین بیرون
خواهم امد و سخن عیسی بر گرفته شده از پیش گوئی عهد قدیم بود که
گفته بود
8 = عروج او به عالم غیب بر اساس
پیشگوئی داوود
مزمور 68
.
18 بر
اعلیٰ علیین صعود کرده، و اسیران را به اسیری بردهای. از
آدمیان بخششها گرفتهای. بلکه از فتنه انگیزان نیز تا یهوه خدا در ایشان مسکن
گیرد.
19 متبارک باد خداوندی که هر روزه متحمل بارهای ما میشودو
خدایی که نجات ماست، سلاه.
20 خدا برای ما، خدای
نجات است و مَفَّرهای موت از آن خداوند یَهُوَه است.
مزمور 110
[مزمور داود] یهوه
به خداوند من گفت، به دست راست من بنشین تا دشمنانت را پای انداز تو سازم.
2 خداوند
عصای قوّت تو را از صهیون خواهد فرستاد. در میان دشمنان خود حکمرانی کن.
3 قوم تو در روزِ قوّتِ تو، هدایای تبرّعی میباشند. در
زینتهای قدّوسیت، شبنمِ جوانیِ تو از رَحِم صحرگاه برای توست.
4 خداوند قسم خورده است و پشیمان نخواهد شد که تو کاهن
هستی تا ابدالآباد، به رتبه ملکیصدق.
5 خداوند که به دست راست توست؛ در روز غضب خود پادشاهان
را شکست خواهد داد.
6 در میان امّتها داوری خواهد کرد. از لاشها پر خواهد
ساخت و سر آنها را در زمین وسیع خواهد کوبید.
7 از نهرِ سرِ راه خواهد نوشید. بنابراین سر خود را بر
خواهد افراشت.
اعمال رسولان 1
9 و چون این را گفت، وقتی که ایشان همی نگریستند، بالا
برده شد و ابری او را از چشمانایشان در ربود.
10 و چون به سوی آسمان چشم دوخته میبودند، هنگامی که
او میرفت، ناگاه دو مرد سفیدپوش نزد ایشان ایستاده،
11 گفتند، ای مردان جلیلی چرا ایستاده، به سوی آسمان
نگرانید؟ همین عیسی که از نزد شما به آسمان بالا برده شد، باز خواهد آمد به همین
طوری که او را به سوی آسمان روانه دیدید.
در تایید نوشته های بالا نظر قران را می اوریم
که نظر عهد عتیق را تایید می کند
در سوره
النساء امده است
وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا
الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ
وَلَكِن شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُواْ فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ
مَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلاَّ اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينًا
﴿157﴾
157) و گفتارشان همانا ما کشتیم مسیح عیسی
فرزند مریم را که رسول خداست – و نکشتند او را ( او بالای دار و در درون قبر زنده بود ) و به صلیب نکشیدند او را ( بلکه
به دار کشیدند اورا ) ولی
مشتبه شد برای ایشان ( مردن او ) و همانا آنان که اختلاف کردند در او (در
مردن عیسی) البته در شکند از او - نیست
برای ایشان به او ( به مردنش ) علمی را – مگر پیروی کردن ظن ( گمان ) را و نکشتند او را ( عیسی را ) یقینا.
بَل رَّفَعَهُ اللّهُ إِلَيْهِ
وَكَانَ اللّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا ﴿158﴾
158) بلکه مرتفع کر د او را ( عیسی را ) خداوند به سویش ( به عالم
غیب ) و بود خداوند شرافتمند حکیم.
وَإِن مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ
إِلاَّ لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكُونُ
عَلَيْهِمْ شَهِيدًا ﴿159﴾
159) و نیست (کسی ) از اهل کتاب (صابئی –
مجوسی -نصاری – یهود – مسلمان ) مگر البته ایمان بیآورند حتما به او ( به اینکه عیسی هر گز نمرد )
قبل از مرگش ( بعد ظهورش خواهد مرد )– و بدوران قیامت
می باشد ( عیسی ) بر- ایشان( بر ایمان آورندگان )شاهد ( که مومنان خالصند ).
9= بازگشت عیسی
ذکریا 12
10 پس آن مرد كه در میان درختان آس ایستاده بود،
جواب داد و گفت: «اینها كسانی میباشند كه خداوند ایشان را برای تردّد نمودن
در جهان فرستاده است.»
ذکریا 14
3 و خداوند
بیرون آمده، با آن قومها مقاتله خواهد نمود چنانكه در روز جنگ مقاتله
نمود.
4 و در آن روز پایهای او بر كوه زیتون كه از طرف
مشرق به مقابل اورشلیم است خواهد ایستاد و كوه زیتون در میانش از مشرق تا
مغرب مُنْشَّق شده، درّه بسیار عظیمی خواهد شد و نصف كوه بطرف شمال و نصف
دیگرش بطرف جنوب منتقل خواهد گردید.
5 و بسوی درّه كوههای من فرار خواهید كرد زیرا كه
درّه كوهها تا به آصَل خواهد رسید و شما خواهید گریخت، چنانكه در ایام
عُزّیا پادشاه یهودا از زلزله فرار كردید و یهوه خدایمن خواهد آمد و جمیع
مقدّسان همراه تو (خواهند آمد).
6 و در آن روز نور (آفتاب ) نخواهد بود و كواكبِ
درخشنده، گرفته خواهند شد.
اول تسالونیکا 4
13 امّا ای برادران نمیخواهیم شما از حالت خوابیدگان
بیخبر باشید که مبادا مثل دیگران که امید ندارند، محزون شوید.
14 زیرا اگر باور میکنیم که عیسی مرد( به گمان
مردم ان زمان ) و
برخاست، به همینطور نیز خدا آنانی را که در عیسی خوابیدهاند با وی خواهد آورد.
15 زیرا این را به شما از کلام خدا میگوییم که، ما که
زنده و تا آمدن خداوند(استاد ) باقی
باشیم، بر خوابیدگان سبقت نخواهیم جست.
16 زیرا خود خداوند(استاد
) با صدا و با آواز رئیس فرشتگان و با صور خدا
از آسمان نازل خواهد شد و مردگانِ در مسیح اوّل خواهند برخاست.
17 آنگاه ما که زنده و باقی باشیم، با ایشان در ابرها
ربوده خواهیم شد تا خداوند را در هوا استقبال کنیم و همچنین همیشه با خداوند(استاد
) خواهیم بود.
18 پس بدین سخنان همدیگر را تسلی دهید.
مکاشفه 12
1 و علامتی عظیم در آسمان ظاهر شد،زنی که آفتاب را دربر دارد و ماه زیر پایهایش و
بر سرش تاجی از دوازده ستاره است،(این زن مادر مهدی است و ان 12 ستاره 11 امام و فاطمه زهرا
هستند )
2 و آبستن بوده، از دردِ زایمان و عذاب زاییدن فریاد برمیآورد.
3 و علامتی دیگر در آسمان پدید آمد که اینک،
اژدهای بزرگِ آتشگون که او را هفت سر و ده شاخ بود و بر سرهایش هفت افسر؛
4 و دُمش ثلث ستارگان آسمان را کشیده، آنها را بر زمین ریخت. و اژدها پیش آن زن که
میزایید بایستاد تا چون بزاید فرزند او را ببلعد.
5 پس فرزند نرینه ای را زایید که همهٔ امّتهای زمین را به عصای آهنین
حکمرانی خواهد کرد؛ و فرزندش به نزد خدا و تخت او برده شد.( امام مهدی غایب شد )
6 و زن به بیابان فرار کرد که در آنجا مکانی برای وی از خدا مهیّا شده است تا او
را مدت هزار و دویست و شصت روز بپرورند.
7 و در آسمان جنگ شد، میکائیل و فرشتگانش با
اژدها جنگ کردند و اژدها و فرشتگانش جنگ کردند،
8 ولی غلبه نیافتند بلکه جای ایشان دیگر در آسمان یافت نشد.
9 و اژدهای بزرگ انداخته شد، یعنی آن مار قدیمی که به ابلیس و شیطان مسمّیٰ است که
تمام ربع مسکون را میفریبد. او بر زمین انداخته شد و فرشتگانش با وی انداخته
شدند.
10 و آوازی بلند در آسمان شنیدم که میگوید، اکنون نجات و قوّت و سلطنتِ خدای ما و قدرت مسیح او
ظاهر شد (مهدی قوت خدا و قدرت
مسیح خواهد بود )
زیرا که آن مدّعیِ برادران ما که شبانهروز در حضور خدای ما بر ایشان دعوی میکند،
به زیر افکنده شد.
11 و ایشان ( یاران مهدی
که در غیاب او باحکوت های شیطانی می جنگند ) بوساطت خون برّه و کلام شهادت خود بر
او(که عیسی حق است و ادامه راه اویند
) غالب آمدند و جان خود را دوست
نداشتند تا اینکه ایشان مردند (شهید
شدند ).
12 از این جهت ای آسمانها و ساکنان آنها شاد باشید؛ وای بر زمین و دریا زیرا که
ابلیس به نزد شما فرود شده است با خشم عظیم، چون میداندکه زمانی قلیل دارد.
13 و چون اژدها دید که بر زمین افکنده شد، بر آن زن که فرزند نرینه را زاییده بود،
جفا کرد.
14 و دو بال عقاب بزرگ به زن داده شد تا به
بیابان به مکان خود پرواز کند، جایی که او را از نظر آن مار، مدت سه زمان و
نصف زمان پرورش میکنند.
15 و مار از دهان خود در عقب زن، آبی چون رودی ریخت تا سیل او را فرو گیرد.
16 و زمین زن را حمایت کرد و زمین دهان خود را گشاده، آن رود را که اژدها از دهان
خود ریخت فرو برد.
17 و اژدها بر زن غضب نموده، رفت تا با باقیماندگانِ ذریّت او که سفارش های
خدا را حفظ میکنند و شهادتِ عیسی را نگاه میدارند، جنگ کند
شرح= (در نتیجه در زمان غیبت ان فرزندی
که از زن متولد شد و غایب شد یعنی مهدی که شهادت به حقانیت عیسی می
دهند برای حکومت حقوق بشر و ازادی و استقلال و کمال جوئی انسان با شیطان و
حکومت های شیطانی استبدادی می جنگند تا زمان ظهور ان دو برسد )
ودر اخر زمان ان بچه ای که
متولد شد و به عالم غیب نزد خدا برده شد ظهور می کند و به عنوان قوت خدا و قدرت عیسی عمل می کند و پس از اینکه جهان را به دین حق
و ازادی و استقلال و کمال جوئی در اورد ودر زمان مهدی است که فرشته
خدا ( عزرائیل ) شیطان را در هاویه ( جهنم) زندانی می کند و
مهدی امور را به عیسی می سپارد تا 1000 سال بدون شیطان جهان را ادره کند
ودر
مکاشفه 19
۱ و بعد از آن شنیدم چون آوازی بلند از گروهی کثیر در آسمان که
میگفتند:
“هللویاه! نجات و جلال و اکرام و قوت از آن خدای
ما است،
۲ زیرا که احکام او راست و عدل است، چونکه داوری نمود بر
فاحشه بزرگ که جهان را به زنای خود فاسد میگردانید و انتقام خون بندگان
خود را از دست او کشید.”
۳ و بار دیگر گفتند: “هللویاه، و دودش تا ابدالاباد بالا میرود!”
۴ و آن بیست و چهار پیر (11نفر رسولان آل ابراهیم و مریم مقدس و 11 نفر امام از آل محمد و فاطمه
زهرا بر رویهم 24 نفر ) و چهار حیوان( نوح و ابراهیم و موسی و محمد) به روی درافتاده،
خدایی را که بر تخت نشسته است سجده نمودند و گفتند: “آمین، هللویاه!”
۵ و آوازی از تخت بیرون آمده، گفت: “حمد نمایید خدای ما را ای
تمامی بندگان او و ترسندگان او چه کبیر و چه صغیر!”
۶ و شنیدم چون آواز جمعی کثیر و چون آواز آبهای فراوان و چون
آواز رعدهای شدید که میگفتند: “هللویاه، زیرا خداوند خدای ما قادر مطلق،
سلطنت گرفته است!
۷ شادی و وجد نماییم و او را تمجید کنیم زیرا که نکاح بره (عیسی )رسیده است و عروس او خود را حاضر ساخته است.
۸ و به او داده شد که به کتان پاک و روشن خود را بپوشاند،”
زیرا که آن کتان عدالتهای مقدسین است.
۹ و مرا گفت: “بنویس: خوشابحال آنانی که به بزم نکاح بره
دعوت شدهاند.” و نیز مرا گفت که “این است کلام راست خدا.”
۱۰ و نزد پایهایش افتادم تا او را سجده کنم. او به من گفت: “زنهار
چنین نکنی زیرا که من با تو همخدمت هستم و با برادرانت که شهادت عیسی را
دارند. خدا را سجده کن زیرا که شهادت عیسی روح نبوت است (مهدی و همه یارانش به حقانیت عیسی شهادت می دهند )
کلمه خدا
۱۱
و دیدم آسمان را گشوده و ناگاه اسبی سفید که
سوارش امین و حق (مهدی= هدایت کننده امین به حق ) نام دارد و به عدل داوری و جنگ مینماید،
۱۲
و چشمانش چون شعله آتش و بر سرش افسرهای بسیار و
اسمی مرقوم دارد که جز خودش هیچکس آن را نمیداند. (............ )
۱۳
و جامهای خونآلود دربر دارد و نام او را “کلمه
خدا” ( بقیه الله ) میخوانند.
۱۴ و لشکرهایی که در آسمانند، بر اسبهای سفید و به کتان سفید و
پاک ملبس از عقب او میآمدند.
۱۵
و از دهانش شمشیری تیز بیرون میآید (علم ملکوت و قانون هستی ... ) تا به آن امتها را بزند و آنها را به عصای آهنین حکمرانی
خواهد نمود؛ و او چرخشت خمر غضب و خشم خدای قادر مطلق را زیر پای خود میافشرد.
۱۶
و بر لباس و ران او نامی مرقوم است یعنی “پادشاه
پادشاهان و ربالارباب”.
( فرمانده فرمان دهندگان و پرورش دهنده پرورش دهنگان که
علم ملکوت الهی را به عموم مردم تعلیم می دهند )
۱۷ و دیدم فرشتهای را در آفتاب ایستاده که به آواز بلند تمامی
مرغانی را که در آسمان پرواز میکنند، ندا کرده، میگوید: “بیایید و بجهت
ضیافت عظیم خدا فراهم شوید.
۱۸ تا بخوریدگوشت پادشاهان و گوشت سپهسالاران و گوشت جباران و
گوشت اسبها و سواران آنها و گوشت همگان را، چه آزاد و چه غلام، چه صغیر و
چه کبیر.”
۱۹
و دیدم وحش و پادشاهان زمین و لشکرهای ایشان را
که جمع شده بودند تا با اسب سوار و لشکر او جنگ کنند.
۲۰ و وحش گرفتار شد و نبی کاذب با وی که پیش او معجزات ظاهر میکرد
تا به آنها آنانی را که نشان وحش را دارند و صورت او را میپرستند، گمراه
کند. این هر دو، زنده به دریاچه آتش افروخته شده به کبریت انداخته شدند.
۲۱
و باقیان به شمشیری که از دهان اسب سوار
بیرون میآمد کشته شدند و تمامی مرغان از گوشت ایشان سیر گردیدند. ( مدت ها مهدی جهان را اداره می کند و با تعیلم علم ملکوت به
مردم زمینه را برای سلطنت عیسی اماده می کند )
مکاشفه 20
1 و دیدم فرشتهای را که از آسمان نازل میشود (عزرائیل ) و کلید هاویه را دارد و زنجیری بزرگ بر
دست وی است.
2 و اژدها، یعنی مار قدیم را که ابلیس و شیطان میباشد، گرفتار کرده، او را تا مدت
هزار سال در بند نهاد.
3 و او را به هاویه انداخت و در را بر او بسته، مهر کرد تا امّتها را
دیگر گمراه نکند تا مدت هزار
سال به انجام رسد؛ و بعد از آن
میباید اندکی خلاصی یابد
(پس از این پیروزی است که مهدی امور را به عیسی واگذار می
کند تا عیسی و ان 144000 خالصان راه حق جهان را اداره کنند)
4 و تختها دیدم و بر آنها نشستند و به ایشان حکومت داده شد و دیدم نفوس آنانی را
که بجهت شهادت عیسی و کلام خدا سر بریده شدند و آنانی را که وحش و صورتش را پرستش
نکردند و نشان او را بر پیشانی و دست خودنپذیرفتند که زنده شدند و با مسیح هزار
سال سلطنت کردند.
5 و سایر مردگان زنده نشدند تا هزار سال به اتمام رسید. این است قیامت اوّل.
6 خوشحال و مقدّس است کسی که از قیامت اوّل قسمتی دارد. بر اینها موت ثانی تسلّط
ندارد بلکه کاهنان خدا و مسیح خواهند بود و هزار سال با او سلطنت خواهند کرد.
7 و چون هزار سال به انجام رسد، شیطان از زندان خود خلاصی خواهد یافت
8 تا بیرون رود و امّتهایی را که در چهار زاویه جهانند، یعنی جوج و ماجوج را
گمراه کند و ایشان را بجهت جنگ فراهم آورد که عدد ایشان چون ریگ دریاست.
9 و بر عرصه جهان برآمده، لشکرگاه مقدّسین و شهر محبوب را محاصره کردند. پس آتش از جانب خدا از آسمان فرو ریخته، ایشان را
بلعید.
10 و ابلیس که ایشان را گمراه میکند، به دریاچه آتش و کبریت انداخته شد، جایی که
وحش و نبی کاذب هستند؛ و ایشان
تا ابدالآباد شبانهروز عذاب خواهند کشید. ( این است جهنم مردگی )
11 و دیدم تختی بزرگِ سفید و کسی را بر آن نشسته که از روی وی آسمان و زمین گریخت
و برای آنها جایی یافت نشد.
12 و مردگان را خُرد و بزرگ دیدم که پیش تخت ایستاده بودند؛ و دفترها را گشودند.
پس دفتری دیگر گشوده شد که دفتر حیات است و بر مردگان داوری شد، بحسب اعمال ایشان
از آنچه در دفترها مکتوب است.
13 و دریا مردگانی را که در آن بودند باز داد؛ وموت و عالم اموات مردگانی را که در
آنها بودند باز دادند؛ و هر یکی بحسب اعمالش حکم یافت.
14 و موت و عالم اموات به دریاچه آتش انداخته شد. این است موتِ ثانی، یعنی دریاچه آتش.( قیامت دوم )
15 و هر که در دفتر حیات مکتوب یافت نشد، به دریاچه آتش افکنده گردید.
(اول قرنتیان 28:15) اما زمانی که همه مطیع وی شده باشند، آنگاه خود پسر هم مطیع خواهد شد او را که همه چیز را مطیع وی گردانید، تا آنکه خدا کل در کل
باشد.)
شرح= فقط خدا حاکم خوهد شد وهمه انبیاء و
عیسی هم ماموریتش پایان می یابد همچمانکه خدا در اول تنها خلقت را شروع کرد
به تنهائی هم حکومت خواهد کرد توحید نسبی در توحید
مطلق بی نهایت ظهور و تجلی خدا خواهد بود و جهانی دیگر و خلقتی دیگر
و................
آممین
علی
محمدی 11 تیر ماه 1391