بنام خدا تنها مطلق بی نهایت که هر چه غیر اوست نسبی و مخلوق است
خدا کیست ؟
در این مرحله قبل ازهر چیز می خواهم
به استدلال های غیر کتاب مقدسی پاسخ دهیم
و در انتهای ان نتیجه گیری خواهیم کرد. دعای ما این
است که خدا به خوانندگان ما عقلی با معیار ملکوت خدا= سنت الله = قانون هستی =
کلمه خدا را برای کشف حقیقت عطا نماید.
برهان رابطه صدور کلمه در خدا:
1. در خدا صدوری وجود دارد. (بر اساس: کلمه مطلقه . کلمه نسبی صادر شده چون دو مطلق محال است و هر
دو نسبت بهم نسبی می شوند )
2. رابطه ی صدور، بالطبع، صادر کننده(=منشأ) و صادرشده ای دارد (تابع ).
(بر اساس: وجود طرفین ، برای وجود یک رابطه الزامی میباشند)
3. صادر شده ، صادر کننده نیست یا: صادر شده و صادر کننده متمایز اند. (بر
اساس تعریف رابطه و تعریف طرفین رابطه)
4. صادر کننده پدر و صادر شده پسر است.
5. پدر و پسر به طور جاودانی متمایز اند. (بر اساس گزارهای 2 ، 3 و 4)
شرح= رابطه صدور. رابطه مابین منشأ(=صادرکننده) و صادر شده است. در یک
کلام، میتوان این رابطه را نشأت خواند کتاب مقدس، با استفاده از کلماتی چون
کلمه، نور . پسر یا صورت ، به وضوح، وجود
این رابطه را بین خدا آشکار
ساخته است
که کلمه مطلقه است با همه چیز که مخلوقند و نسبی
1 در
ابتدا کلمه (قانون هستی ) بود و کلمه( قانون هستی ) نزد خدا بود و کلمه ی (قانون ) خدا بود.
(کلمه نسبی = توحید بعثت امامت عدالت ومعاد =قانون هستی )
2 همان در ابتدا نزد خدا بود. ( ان کلمه نسبی= مخلوق بود )
3 همهچیز (نسبی ) بهواسطهٔ او آفریده شد(همه چیز با قانون آفرینش یافت چیز ها همه نسبی هستند ) و به غیر از او چیزی از موجودات وجود نیافت. (قانون وجود است پس در درون همه چیز هم اکنون نیز حضور داردو آن پنج اصل توحید بعثت امامت عدالت و معاد نسبی است )
4 در او حیات بود(قانون زندگی ) و حیات نور انسان بود. (نور همه انسانها و نور همه انبیاء واز جمله نور نوح- ابراهیم- موسی -عیسی - ومحمد )
5 و نور در تاریکی میدرخشد و تاریکی آن را درنیافت. (نور همه انسانها و نورهمه انبیاء دیگر در ماده اولیه ای که ادمها از ان خلق شدند وارد شده بود به غیر از نور عیسی که در عالم غیب ماند تا بعد از تولد جسمی عیسی وارد بدن او شود که علمائ مجوس ان را شهادت دادند قانون وراثت موت بر عیسی سلطنت نداشد و عیسی هر گز نمی میرد ).
(کلمه نسبی = توحید بعثت امامت عدالت ومعاد =قانون هستی )
2 همان در ابتدا نزد خدا بود. ( ان کلمه نسبی= مخلوق بود )
3 همهچیز (نسبی ) بهواسطهٔ او آفریده شد(همه چیز با قانون آفرینش یافت چیز ها همه نسبی هستند ) و به غیر از او چیزی از موجودات وجود نیافت. (قانون وجود است پس در درون همه چیز هم اکنون نیز حضور داردو آن پنج اصل توحید بعثت امامت عدالت و معاد نسبی است )
4 در او حیات بود(قانون زندگی ) و حیات نور انسان بود. (نور همه انسانها و نور همه انبیاء واز جمله نور نوح- ابراهیم- موسی -عیسی - ومحمد )
5 و نور در تاریکی میدرخشد و تاریکی آن را درنیافت. (نور همه انسانها و نورهمه انبیاء دیگر در ماده اولیه ای که ادمها از ان خلق شدند وارد شده بود به غیر از نور عیسی که در عالم غیب ماند تا بعد از تولد جسمی عیسی وارد بدن او شود که علمائ مجوس ان را شهادت دادند قانون وراثت موت بر عیسی سلطنت نداشد و عیسی هر گز نمی میرد ).
شرح=انسان به صورت (ایه ) خدا خلق شد، یعنی انسان کلمه نسبی
است که صورت کلمه مطلقه است وقتی انسانی
تکلم می کند نمی توانیم بگوئیم که شخص دومی متولد می شودعمل تولد از نظر کتاب مقدس
بعدا انجام گرفته و آن هم در زمان
"امروز". بود
کتاب مقدس در پیدایش باب 1 به بهترین
شکل کیفیت این صدور را بیان می کند زمانی که می گوید "و خدا گفت" با
توجه به اینکه ما به صورت خدا خلق شدیم می
توانیم این روابط را به درستی درک کنیم و برای درک رابطه نیازی به خرافات نداریم. مثال:
کلام ابراهیم تنها در نزد ابراهیم هست و
نه در نزد ما . کلامی که نزد خدا بود و جسم پوشید شخصیتی جدا از پدر دارد از نظر
درجه مراتب وجود خدا کلمه مطلقه است و عیسی
کلمه نسبی است ،
(یو 14ک 10 و 11 ) ۱۰ آیا باور نمیکنی
که من در پدر هستم و پدر در من است؟ سخنهایی که من به شما میگویم
از خود نمیگویم، لکن پدری که در من ساکن است، او
این اعمال را میکند. ۱۱ مرا
تصدیق کنید که من در پدر هستم و پدر در من است، والا مرا بهسبب آن اعمال
تصدیق کنید
شرح= بله عیسی در خدا هست و خدا در
عیسی است و عیسی به اختیار خود کاری نمی
کند , و سخنی هم نمی
گوید و حق هم همین است چون تابع خدا است همچنانکه
می دانیم که خدا در درون هر چیزی ساکن است چون مکانی وجود ندارد که خالی از وجود
خدا باشد و اگر یک نقطه در جهان پیدا شود که خالی از وجود خدا باشد خدا دیگر مطلق
نخواهد بود و نسبی می شود و دیگر خدا نخواهد بود و مخلوق خواهد بود و به دنبال
خالق ان باید گشت اگر کلمه شخصیتی جدا از پدرنداشته باشد پس در مسیح چگونه خدا ساکن است وقتی می
گوید خدا در من ساکن است یعنی منی وجود
دارد که خود خدا نیست و خدا در من ساکن می شود همچنانکه خدا در همه چیز ساکن است غیر
از این باشد خدائی وجود ندارد . می بینید که چقدر تعلیم تثلیث پوچ است اگر عیسی خود خدا باشد و خود در
خود ساکن شود ایا خرافات نیست . پس زمانی که می گوید خدا از طریق پسر با ما سخن
گفت منظور از خدا پدر است و جالب این است که عبرانیان می گوید در این ایام آخر از
طریق پسر با ما سخن گفت پس پسر غیر از پدر است و پدر خدا است و پسر مخلوق است
ایا خدا قابل روئیت است ؟
آیاهمه هنوز نمی دانند که ذات خدا قابل روئیت نیست. ولی هم یوحنا و هم
حزقیال و ... تخت نشین را دیدند اما در خواب و روئیاء دیده اند نه دیدن واقعی .
اما در واقعیت
انبیا، خدا را
نه در ذات خود، لکن از تجلی ظهور نورانی او دیده اند بنابراین انکه در مکاشفه نشسته است ذات خدا
نیست بلکه تجلی و ظهور نورنی خدا است که در کوه طور بر موسی هم تجلی نورانی
کرد و نور تجلی خدا نسبی بوده است تا انسان نسبی بتواند ان را ببیند و الا انسان
نسبی ذات خدا را که مطلق و بی نهایت است را
نمی تواند ببینداز اینزو نور تجلی به هر صورتی و شکلی هم می تواند خود را
نشان دهد
مسیح در متی 22:23 چنین می گوید
"هر که به آسمان (عالم غیب ) قسم
خورد به تخت خدا و به او که بر آن نشسته (نه نشستند) است. قسم خورده باشد
شرح= یعنی یک شخص بر تخت نشسته است
در مکاشفه 2:4 ) فیالفور در روح
شدم و دیدم که تختی در آسمان (عالم
غیب ) قائم است و بر آن تخت نشینندهای.
شرح= در تخت و نشیننده ای هست . در اینجا یک شخص را بر تخت نشسته می بینیم.
حزقیال خدا را اینطور توصیف شده "شباهتی مثل صورت انسان
دارد
(حز 26:1) و
بالای فلكی كه بر سر آنها بود شباهتِ تختی مثل صورت یاقوت كبود بود و برآن
شباهتِ تخت، شباهتی مثل صورت انسان بر فوق آن
بود.
شرح= شباهت تخت نشین مثل صورت یک انسان است نه دو انسان و نه سه انسان بلکه یک انسان.
شرح= و مسیح پدر را این چنین وصف می کند
متی 10:18) زنهار یکی از این صغار را حقیر مشمارید،
زیرا شما را میگویم که ملائکه ایشان دائما در آسمان روی پدر
مرا که در آسمان (عالم غیب )
است میبینند
شرح= پس تخت نشین همان پدر است. و یک شخص
است و عیسی در کنار او می نشیند
(مکا 21:3) آنکه
غالب آیـد، این را به وی خواهـم داد کـه بر تخت من با من بنشینـد، چنانکه
مـن غلبـه یافتم و با پدر خود بر تخت او
نشستـم.
شرح = مسیح هم با پدر خود ودر تخت او کنار تجلی
ظهور نور خدا با او می نشیند بنا براین
عیسی خدا نیست و این پدر است که خدا است و اگر عیسی هم خدا باشد در
واقع دو نفر در تخت می نشینند و دو خدا داریم که ثنویت و
شرک و بت پرستی است بنا بر این نور تجلی خدا در یک نشیننده در تخت هویدا شد
اما در مورد روح القدس باید پرسید او کجا است چرا در
تخت حضور ندارد
باید توجه کرد که روح القدس عیسی نیست و عیسی روح القدس نیست چون لحظه ای که عیسی را یحیی
تعمید می داد روح القدس هم بشکل کبوتری بالای سر او پرواز می کرد بنابراین در آسمان ( عالم غیب ) هم سه شخص حکومت نمی کنند، بلکه تنها یک شخص، یعنی یک تخت
نشین قدوس حکومت می کند . وقتی در صحبت از
مسیح که به دست راست خدا نشسته می شود منظور از خدا همان پدر
است که در تخت نشسته است. پس تخت نشین مکاشفه 4 همان پدر است و به قول تثلیثیون کسی که به دست راست خدا ایستاده یا
نشسته مسیح است دو نفر کنار هم یکی خدا و
دیگری پسر خدا است وپسر خدا نیست اگر خدا باشد شرک می شود .و خبری از روح القدس
نیست چون روح القدس فرشته ای است که نامش رقائیل است چون حامل
روح خدا (قانون هستی و حیات ) است و در خدمت همه پیامبران بوده است و ملقب به
روح القدس شده است همانطور که جبرائیل
که حامل وحی است به روح الامین ملقب شده است یا
میکائیل ملقب به روح العطاء است چون رزق و روزی موجودات را تامین می کند و
نیز اسرافیل ملقب به
روح الحفیظ است چون پرونده زندگی انسانها را ضبط و حفظ می کند و عزرائیل ملقب به روح الاخیذ است که روح انسانها
را هنگام موت می گیرد ووو....بقیه فرشتگان
و چون خدا واحد مطلق یعنی بدون جسم است در میان خدا و انسان یک
متوسطی، یعنی انسانی که یگانه نسبی است و
ان عیسی مسیح است
قرار دارد تا فیض خدا را از خدا بگیرد و به انسان انتقال دهید و روح القس
هم همیشه مدد کار او بوده است یعنی عیسی
پیامبر است ایه زیراین سخن را تایید می
کند توجه کنید
(1 تیمو، 5:2) زیرا خدا واحد
است و در میان خدا و انسان یک متوسطی است یعنی انسانی که مسیح عیسی
باشد
در آیه فوق پولس به زیبایی استقلال
ذات الهی را تبیین می کند و نیز با این آیه تفکر تثلیثی کلا باطل می شود . در آیه
فوق واسطه یک انسان معرفی شده است. این انسان در امروز تولید شد، تعمید گرفت ، با
پدر خود صحبت کرد، بدار زده شد بالای دار
بیهوش شد و خدا او را از بیهوشی بر خیزاند و الان در دست راست خدا می باشد و در اخرت نیز
در همین وضعیت باز خواهد بود . در کتاب مقدس این انسان پسر خدا نامیده می شود، مثل
آدم که پسر خدا نامیده شد.
(لوقا 38:3) لوقا در شمردن اجداد عیسی می نویسد عیسی ابن
.......
ابن انوش، بن شیث، بنآدم،
بن الله.
شرح= با این تفاوت که آدم از خاک ونورخود همزمان
خلق می شود ولی عیسی از خاک خلق می شود و بعد نور او از اسمان (عالم غیب )
می اید و در او داخل می شود نوری که علماء مجوسی در پی ان بودند
)1 قر 47:15) انسان
اول از زمین است خاکی؛ انسان دوم
خداوند (استاد )است از آسمان (از عالم
غیب )
شرح= بنا براین خدا همه اختیارات به این انسان
متوسط یعنی عیسی داده بود تا بشر را هدایت کند
مت 20:28) ۱۸ پس عیسـی پیـش
آمـده، بدیشـان خطاب کرده، گفت: «تمامی قدرت درآسمان و بر زمین به من داده
شده است ۱۹ پس
رفته، همه امتهـا را شاگـرد سازیـد و ایشـان را بـه
اسمِ اب و ابن و روحالقدس تعمید دهید. ۲۰ و ایشان را
تعلیـم دهیـد که همه امـوری را که به شما حکم کردهام حفظ کنند. و اینک
مـن هـر روزه تا انقضای عالم همراه شما میباشـم.» آمیـن
شرح = عیسی در هر زمینه ای تا پایان جهان از پدر کمک می طلبد
(یوحنا 17: 5)پس اکنون ای پدر، تو نیز مرا در
حضور خویش جلال ده، به همان جلالی که پیش از آغاز جهان نزد تو داشتم.
شرح =عیسی جلال
داشتن را هم از خدا می خواهد و خودش هیچ جلالی ندارد
واسطه بین خدا و انسان، یک انسان است
و غیر از این نیز نمی تواند باشد. حال سوال این است، می دانیم که برای واسطه بودن
نیاز به صحبت است و ... ، با توجه به اینکه سه گانه پرستان (تثلیثیون)
1. به
کدامیک از افراد تثلیث شفاعت می کنید؟
2. به 2 شخص؟
پسر و روح القدس
3. به 3
شخص؟ پدر و پسر و روح القدس
4. یا فقط
به پدر؟ که این مسئله باعث می شود دو اقنوم دیگر تثلیث در مقام پائین تری
قرار گیرند، و تمام تلاش این دو اقنوم این است که خدای پدر راضی باشد.
پس 3 شخص مستقل که هر کدام خدا باشند
نداریم و جالب این است که اگر بر طبق اعتراف شما 3 شخص خود آگاه نداریم، چون پسر و روح القدس از زمان بازگشت، آگاه نیستند و این رازی است که از دو اقنوم دیگر همچنان
پنهان است. توجه داشته باشید که مسیح گفت: فقط پدر من می داند و بس
. در مکاشفه 22
۱ و نهری از آب حیات به من نشان داد
که درخشنده بود، مانند بلور و از تخت خدا و بره جاری
میشود. ۲ و در
وسط شارع عام آن و بر هر دو کناره نهر، درخت حیات را که دوازده میوه میآورد
یعنی هر ماه میوه خود را میدهد؛ و برگهای آن درخت برای شفای امتها میباشد.
۳ و دیگر
هیچ لعنت نخواهد بود و تختخدا و بره در آن خواهد بود و بندگانش
او را عبادت خواهند نمود. ۴ و
چهره او را خواهند دید و اسم وی بر پیشانی ایشان خواهد بود.
شرح= بعد از اینکه تمام لعنت ها
برداشته می شود برای اولین بار با یک اصطلاح جدید روبرو می شویم ، "..تخت خدا
و بره". چون در اینجا پسر به پدر بر می گردد و تمام قدرتی که به پسر محول شده
بود به تخت نشین عودت می شود. بندگانش او را فقط
عبادت خواهند نمود و نه ان دو را در نتیجه دو
خدا نداریم فقط پدر خدا است و چهره تجلی
نورانی اورا (خدا را ) خواهند دید
در مکاشفه 19 ) و هر
گاه کسی از کلام این نبوت چیزی کم کند، خدا نصیب او را از درخت حیات و
از شهر مقدس و از چیزهایی که در این کتاب نوشته است، منقطع خواهد کرد.
شرح=و
پایان کار بدست خدا خواهد بود عیسی همه اختیاراتی که از خدا گرفته بود به خدای خود می سپارد و این پایان ماموریت یک پیامبر
است ایه زیر توجه شود
1 قر 28:15) اما
زمانی که همه مطیع وی شده باشند، آنگاه خود پسر هم
مطیع خواهد شد او را که همه چیز را مطیع وی گردانید،
تا آنکه خدا کل در کل باشد.
شرح= بنا براین در کتاب مقدس 3 شخص که
خدا باشند و از یک جلال برخوردار باشند و در قدرت مساوی باشند را به رسمیت نمی
شناسد. این تفکر تنها می تواند زائیدهء کسانی باشد که وارث افسانه های خرافی بوده
اند. در عهد عتیق قوم خدا علی رغم تجلیات گوناگون مثل ظهور نورانی خدا فرشته خدا ، ستون آتش و ... به خود جرات ندادند
که خدا را تعریف کنند و یا بگویند خدا 3 شخص است. برای پولس رسول نیز چنین بود. او
گفت "یک خدا و یک پدر که فوق همه است
(افس4 :
4و5و6 ) ۴ یک جسد هست و یک روح، چنانکه نیز
دعوت شدهاید در یک امید دعوت خویش. ۵ یک خداوند (استاد )، یک
ایمان، یک تعمید؛ ۶ یک خدا و پدر همه که فوق همه و در
میان همه و در همه شما است.
شرح= اما چگونه می توان خدا را در خود
داشته باشیم باید گفت هستی و حیات قانون مند است و ان قانون کلمه نسبی است که ایه
ای از کلمه مطلق ذات خود خدا است و ان روح هستی است و ما باید این روح را در در
خود داشته باشیم و بر پایه ان اندیشه و بیان و عمل کنیم و این زیستن در روح خدا است
.(رو 11 9 تا :8) لکن شما در جسم نیستید بلکه در روح،
هرگاه روح خدا (اصول حق هستی =کلمه نسبی ) در شما ساکن
باشد؛ و هرگاه کسی روح (قانون هستی )مسیح
را ندارد وی از آن او نیست. ۱۰ و اگر (اصول هستی )
مسیح در شما است، جسم بهسبب گناه مرده است و اما روح، بهسبب
عدالت، حیات است. ۱۱ و اگر روح (اصول حق )او (خدا ) که عیسی را از مردگان برخیزانید
در شما ساکن باشد، او که مسیح را از مردگان
برخیزانید، بدنهای فانی شما را نیز زنده خواهد ساخت به روح خود که در شما
ساکن است.
شرح= کتاب مقدس
اعلام می کند که پدر مسیح را از مردگان برخیزانید یعنی نگذاشت بمیرد پس عیسی خدا
نیست
.(غلا 1:1) ۱ پولس، رسول نه
از جانب انسان و نه بوسیله انسان بلکه به عیسی مسیح و خدای پدر
که او را از مردگان برخیزانید (چون نمرده بود تا زنده کند عیسی الگوی باور کردن به حیات جاویدان است )
1 تسا 10:1 ) ۱۰ و تا
پسر او را از آسمان (عالم غیب )انتظار
بکشید که او را از مردگان برخیزانید،
یعنی عیسی که ما را از غضب آینده میرهاند.(چون طبق الگو باور داریم اگر گناه نکنیم حیات جاویدان خواهیم داشت )
رو 4:6،)۴ پس
چونکه در موت(تصوری ) او تعمید یافتیم،
با او دفن شدیم(بی هوش شدیم )
تا آنکه به همین قسمی که مسیح به جلال پدر از مردگان برخاست، (به هوش
امد )ما نیز در تازگی حیات رفتار
نماییم
اف 20:1) ۲۰ که (چه کسی ) در
مسیح عمل کرد (خدا ) چون او را از
مردگان برخیزانید و به دست راست خود در جایهای آسمانی (عالم غیب ) نشانید
شرح= پس نتیجه می
گیریم خدا عیسی را از مردگان بر خیزانید نمی گوید زنده کرد چون عیسی نمرده بو به
حالت بیهوشی رفته بود و خود نمی توانست به هوش اید این خدا بود که او را به هوش
اورد چرا عیسی نمرده بود چون موت وراثتی ادم بر عیسی سلطنت نداشت برای اینکه نور
عیسی در بدن ادم نبود تا عیسی هم در موت وارث ان شود پس کسی که گناه ندارد هر گز
نمی میرد و عیسی الگوی حیات جاودانه برای
ما شد ما به گناه وراثتی خواهیم مرد
اما اگر چون عیسی در مقابل شیطان و حکومت های استبدادی مقاومت کنیم در اخرت به حیات جاوید مثل نمونه
عیسی دست خواهیم یافت و جاودانه در بهشت زندگی خواهیم کرد این ایات همه نشان می دهد که عیسی خدا نبود اگر
خدا بود خود می توانست خود را بهوش اورد در حالی که خدای پدر او را بهوش اورد چون
مخلوق و بشر بود اما بشری که تا سر حد موت با شیطان مبارزه کرد و تسلیم حکومت
استبدادی حاخام های که شریعت را تحریف
کرده بودند و خرافی کرده بودند نشد و تا شریعت حق - پایدار تا قیامت باقی بماند که
عمل بر پایه حق عدالت است و عدالت یکی از
اصول علم ملکوت خدا است
عیسی کیست؟
1=عیسی کلمه نسبی است نور شد و در عالم غیب بود ودر ابتدای خلقت
بوجود امد
(یوحنا 1و 2و 3 و 4 )
۱ در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و
کلمه خدا بود. (کلمه مطلق )۲ همان
در ابتدا نزد خدا بود(کلمه نسبی ). ۳ همه چیز(نسبی ) به واسطه او (کلمه نسبی)آفریده شد و به
غیر از او چیزی از موجودات وجود نیافت.(همه جیز با کلمه نسبی خلق شد )۴ در او
حیات بود و حیات نور انسانها بود. (نور همه انسانها از
جمله نوح. ابراهیم. موسی. عیسی و محمد و نور همه انسانها در ماده اولیه خلقت ادمها قر
ار گرفت الا نو ر عیسی که در عالم غیب بود و بعد از تولد جسمی عیسی بر او وارد شد از اینرو
عیسی وارث موت نبود تا بمیرد)
عیسی از اولین مخلوق خدا
است (مکا شفه 14:3)
و به فرشته کلیسای در لائودکیه بنویس
که این را میگوید آمین و شاهد امین و صدیق (عیسی ) که ابتدای
خلقت خداست.
پس عیسی مخلوق است و خدا نیست
2=فرستاده پدر است (یو حنا 16:3) ۱۷ زیرا خدا پسر خود
را در جهان نفرستاد تا بر جهان داوری کند، بلکه تا بهوسیله او جهان نجات
یابد.
شرح= پس پدر او را فرستاده و از خود اختیاری برای امدن نداشته پس خدا مختار
است و عیسی بدون اختیار است پس عیسی خدا نیست
3=عمانوئیل ( مت 23:1) خدا با ما است
شرح= پس از سوی خدای ما امده است
4= کاهن ( عب 10:5) ۱۰ و خدا او را به رئیس کهنه مخاطب ساخت
به رتبه ملکیصدق.
شرح= عیسی در رتبه ملکیصدق که همان عزیر پیامبر است پس عیسی خدا نیست
5= کسی که به دست راست پدر می نشیند و یا می ایستد
(کو 1:3) ۱ اصول زندگی روحانی پس
چون با مسیح برخیزانیده شدید، آنچه را که در بالا است بطلبید در آنجایی که
مسیح است، به دست راست خدا نشسته.
پس عیسی خدا نیست در کنار خدا نشسته
6= وارث ( عب 2:1) ۲ در این ایام
آخر به ما بوساطت پسر خود متکلم شد که او را وارث جمیع موجودات قـرار داد و
بوسیله(کلمه =نور= ملکوت
) او عالمهـا را آفریـد
وارث خدا است پس خود خدا نیست
7= نخست زاده ( کو 15:1 و 18) ۱۵ و او صورت (ایه )
خدای نادیده است (ذات خدا
دیده نمی شود )، نخستزاده تمامی آفریدگان (چون بی
مرگ است ) ۱۸ و او بدن یعنی کلیسا (جامعه )را سر
است، زیرا که او ابتدا است(در بی مرگی ) و نخستزاده از مردگان تا در همهچیز او
مقدم شود. (چون نمرد و از مردگان بهوش امد )
شرح = چون عیسی دیده می شد و نخست
زاده یعنی نخستین مخلوق خدا است که خدا او را بی مرگ افرید چون نور عیسی در ادم
نبود تا وارث موت شود به همین دلیل از مردگان بهوش اورد پس عیسی خدا نیست
8= با خدا در کلمه بودن برابراست
(فیلیپیان
6:2) او(عیسی ) که همذات با خدا بود(در
ذات کلمه بودن )، از برابری با خدا(در
کلمه بودن ) به نفع خود بهره نجست
شرح= چون
در درجه مطلقه خدانبود خدا مطلق است اما عیسی نسبی . و این حق است و عیسی کار باطل نمی کند در ذات کلمه بودن با خدا برابر
بود و همه چیز درذات کلمه بودن با خدا برابر هستند اما درجه ان از
نسبی تا مطلق فاصله است از اینرو همه چیز ایه
(نشانه ) خدا است یا یک فرق که عیسی بی مرگ است اما
9= از پدر
کوچکتر است چون مخلوق خدا است
(یو 28:14) شنیدهاید
که من به شما گفتم میروم و نزد شما میآیم. اگر مرا محبت مینمودید،
خوشحال میگشتید که گفتم نزد پدر میروم، زیرا که پدر
بزرگتر از من است
شرح= پدر کلمه مطقه است و عیسی کلمه
نسبی است پس عیسی کوچکتر است و خدا نیست
10= به پدر دعا می کند(عب 7:5) .”
۷ و او
در ایام بشریت خود (بعداز امدن نورش به بدنش )، چونکه با فریاد شدید و اشکها نزد او که به
رهانیدنش از موت قادر بود، تضرع و دعای بسیار کرد و بهسبب تقوای خویش
مستجاب گردید،
شرح= چون نیازمند خدا است هم در خلق شدن و هم در
ادامه زندگی وقتی بدار کشیده می شود از
خدا کمک می طلبد چون مخلوق است
11= پدر را خدای خود مخاطب می کند عیسی خدا دارد . (یوحنا 17:20 عیسی
بدو گفت: “مرا لمس مکن زیرا که هنوز نزد پدر خود بالا نرفتهام. و لیکن نزد
برادران من رفته، به ایشان بگو که نزد پدر خود و پدر شما و خدای
خود و خدای شما میروم.”
شرح = چون مخلوق و بنده خدا است
12= ) عیسی نیازمند خدا است (متی 46:27 ) ۴۶ و نزدیک به
ساعت نهم، عیسی به آواز بلند صدا زده گفت: «ایلی ایلی لَما سبقْتِنی.» یعنی
الهی الهی مرا چرا ترک کردی.
شرح =چه کسی او را بالای دار و در
مقبره زنده نگهداشت ایا غیر از خالق عیسی یعنی خداکسی دیگر او را از مرگ نجات داد
در عهد عتیق تنها یک خدای وجود دارد .
اي اسرائيل بشنو، يَهُوَه، خداي ما، يَهُوَه واحد است.(تثنیه
4:6)
خداوند پادشاه
اسرائيل و يهوه صبايوت كه ولّي ايشان است
چنين ميگويد: من اوّل هستم و من آخر هستم و غير از من خدايي نيست.
(اشعیا 6:44)
له'ذا امروز بدان و در دل خود نگاه دار كه يَهُوَه خداست،
بالا در آسمان و پايين برروي زمين و ديگري نيست. (تثنیه 39:4)
من يهوه هستم و ديگري نيست و غير از من خدايي ني. من كمر
تو را بستم
هنگامي كه مرا نشناختي. تا از مشرق آفتاب و مغرب آن بدانند
كه سواي من احدي نيست. من يهوه هستم و ديگري ني. (اشعیا 45: 5-6)
یگانگی
خدا ، به همین هویدایی در تعالیم عهد جدید نیز یافت میشود. عیسی مسیح در فرازی از
انجیل مرقس میفرماید:
عيسي او را جواب داد كه «اوّل همه احكام اين است كه بشنو
اي اسرائيل، خداوند خداي ما خداوند واحد است.(مرقس
12: 29)
یعقوب رسول نیز در رساله ی خویش مینویسد:
تو ايمان داري كه خدا واحد است؟ نيكو ميكني! شياطين نيز
ايمان دارند وميلرزند! (یعقوب 19:2)
در
عهد جدید ، پولس رسول ، بیشترین اشاره به یگانگی خدا را داشته است . چنانچه این
آموزه در جای جای رسالات وی دیده میشود:
يك خدا و پدر همه كه فوق همه
و در ميان همه و در همه شما است. (افسسیان 4:6)
زيرا خدا واحد است و در ميان
خدا و انسان يك متوسّطي است يعني انساني كه مسيح عيسي باشد (اول
تیموتائوس 5:2)
بر خدای یکتا، آن پادشاه سرمدی، نامیرا و نادیدنی، تا ابدالآباد
حرمت و جلال باد؛ آمین! (اول تموتائوس 17:1)
بدین
روی میتوان یقین حاصل نمود که خدای حقیقی کتاب مقدس ، خدای و الوهیتیست واحد و
یگانه.
درعهدجدید پدر خدای حقیقی است .
در
عهدجدید ، عبارت «خدای پدر» 18 بار بکار گرفته شده است:
(یوحنا 27:6
)كار بكنيد نه براي خوراك فاني بلكه براي خوراكي كه تا حيات جاوداني
باقي است كه پسر انسان آن را به شما عطا خواهد كرد، زيرا خداي
پدر بر او
مهر زده است.)
اول قرنتیان 24:15) سپس
پایان فراخواهد رسید، یعنی آنگاه که پس از برانداختن هر ریاست و قدرت و نیرویی،
پادشاهی را به خدای پدر سپارد (
(افسسیان 20:5 ) و همواره براي همه چيز، خداي
پدر را
به نام خداوند(استاد )
ما عيسي مسيح شكر كنيد.)
(اول قرنتیان 6:8 ) ۶ لکن
ما را یک خدا (خالق ) استیعنی
پدر که همهچیز از اوست و ما برای او هستیم، و یک خداوند (استاد ) یعنی
عیسی مسیح که همهچیز از اوست و ما از او هستیم.
غلاطیان
1:1 ) ۱ پولس،
رسول نه از جانب انسان و نه بوسیله انسان بلکه به عیسی مسیح و خدای پدر که
او را از مردگان برخیزانید،
افسسیاس 23:6 (۲۳ برادران را سلام
و محبت با ایمان از جانب خدای پدر و عیسی مسیح خداوند باد.
فیلیپیان
11:2 ) ۱۱ و هر زبانی اقرار کند که عیسی مسیح، خداوند (استاد ) است برای تمجید
خدای پدر (خالق ).
کولسیان
17:3 ) ۱۷ و آنچه کنید در قول و فعل، همه را به
نام عیسی خداوند (استاد ) بکنید و خدای
پدر را بوسیله او شکر کنید.
اول
تسالونیکیان 1:1 ) ۱ پولس و سلوانس و تیموتاوس، به کلیسای
تسالونیکیان که در خدای پدر و عیسی مسیح
خداوند (استاد )میباشید.
فیض و سلامتی از جانب پدر ما خدا و عیسی مسیح خداوند با شما باد
دوم تسالونیکیان 2:1 ) ۲ فیض
و سلامتی از جانب پدر ما خدا و عیسی مسیح
خداوند (استاد ) بر شما باد.
اول تیموتائوس 2:1 و 3) ۲ پیوسته درباره
جمیع شما خدا را شکر میکنیم و دائما در دعاهای
خود شما را ذکر مینماییم۳ چون
اعمال ایمان شما. و محنت محبت و
صبر امید شما را در خداوند (ساتاد )ما عیسی مسیح در حضور خدا
و پدر خود یاد میکنیم
دوم تیموتائوس 2:1 ) ۲ فیض
و سلامتی از جانب پدر ما خدا و عیسی مسیح
خداوند (استاد )بر
شما باد.
تیتوس 4:1 ) ۴ تیطس را که فرزند حقیقی من برحسب
ایمان عام است، فیض و رحمت و سلامتی از جانب خدای پدر و
نجاتدهنده ما عیسی مسیح خداوند (استاد )
باد.
اول پطرس 2:1 ) ۲ برگزیدگان
برحسب علم سابق خدای پدر، به تقدیس روح (اصول راهنمای حق )
برای اطاعت و پاشیدن خون عیسی مسیح. فیض و سلامتی بر شما افزون باد
دوم پطرس 17:1 ) . ۱۷ زیرا از خدای پدر
اکرام و جلال یافت هنگامی که آوازی از جلال کبریایی به او رسید که “این
است پسر حبیب من که از وی خشنودم
دوم
یوحنا 3:1 ) ۳ فیض و رحمت و سلامتی از جانب خدای
پدر و عیسی مسیح خداوند(استاد ) و پسر پدر در
راستی و محبت با ما خواهد بود
یهودا 1:1) ۱ یهودا،
غلام عیسی مسیح و برادر یعقوب، به خوانده شدگانی که در خدای پدر
حبیب و برای عیسی مسیح
محفوظ میباشید.
مسیح
در فراز یوحنا 3:17 در خطاب به پدر میفرماید:و حيات
جاوداني اين است كه تو را خداي
واحِد حقيقي هستی
و عيسي مسيح را كه فرستادي
بشناسند.
2= در اینجا ایاتی را که تثلیثیون با ترجمه و تفسیر های خرافی انها
. عیسی را در مقام خدائی می گذارند
را می اوریم و برپایه علم ملکوت خدا انها را بیان می کنیم خواهید دید که
عیسی خدا نیست بلکه بهتری خلق خدا است وفرستاده
او یعنی پیامبر است بس و این توحید است و ثنویت و تثلیث در ان راهی ندارد
(یوحنا 20: 28-29)توما
در جواب وی گفت: ای خداوند من و ای خدای
من(توما وقتی انگشت خود را بر جای زخم عیسی می گذارد به حالت تعجب خداوند خدا را
یاد می کند ومی گوید این خود عیسی است و این معجزه است و ایمان می اورد ).” عيسي گفت:
«اي توما، بعد از ديدنم ايمان آوردي؟ خوشابحال آناني كه نديده
ايمان آورند.»
(رومیان 5:9 )كه پدران
از آن ايشانند و از ايشان مسيح بحسب جسم شد(نور مسیح
در عالم غیب بودو ) وجودی فوق همه ، خداي(خالق
) متبارك
تا ابدالا´باد، آمين.)
(تیتوس
13:2) و آن اميد مبارك و تجلي جلال خداي
عظيم(خالق ما ) و
نجاتدهنده ما عيسي مسيح را انتظار
كشيم،
اشعیا 9:6 ) ۹ گفت: «برو و به
این قوم بگو البته خواهید شنید، امّا نخواهید فهمید و هرآینهخواهید نگریست
امّا درك نخواهید كرد.
عبرانیان
8:1 ) ۸ و اما از پسر: ای
خدا تخت تو تا ابدالاباد است و عصای ملکوت تو عصای راستی است
دوم
پطرس 1:1 ) ۱ شمعون
پطرس، غلام و رسول عیسیمسیح، به آنانی که ایمان گرانبها را به مساوی ما
یافتهاند، در عدالت خدای(خالق ) ما و عیسی
مسیح نجات دهنده.
شرح=
کتاب مقدس ، آشکارا بیان
میکند که یهوه ، خدای حقیقی و تنها
آفریننده است اما پیش بینی می کندکه خدا
نجات دهنده ای را خواهد فرستاد که منحرفان او را خدای خواهند نامید و
اسمهای خدا را بر او خواهند نهاد و بجای
اینکه نجات دهنده باشد او را عامل گمراهی خواهند کرد این همان انحرافی است که اشعیائ نبی پیش گوئی می کند
(اشعیا
24:44 (۲۴ خداوند كه
ولّی تو است و تو را از رحم سرشته است چنین میگوید: من یهوه هستم و همه
چیز را ساختم. آسمانها را به تنهایی گسترانیدم و زمین را پهن كردم؛ و با من
كه بود؟
اشعیا
45: 5 تا 12 )۵ مرا با كه شبیه
و مساوی میسازید و مرا با كه مقابل مینمایید تا مشابه شویم؟ ۶ آنانی كه طلا
را از كیسه میریزند و نقره را به میزان میسنجند، زرگری را اجیر میكنند تا
خدایی از آن بسازد پس سجده كرده، عبادت نیز مینمایند. ۷ آن را بر دوش
برداشته، میبرند و به جایش میگذارند و او میایستد و از جای خود حركت نمیتواند
كرد. نزد او استغاثه هم مینمایند امّا جواب نمیدهد و ایشان را از تنگی
ایشان نتواند رهانید. ۸ این را بیاد آورید و مردانه بكوشید. و
ای عاصیان آن را در دل خود تفكّر نمایید! ۹ چیزهای اوّل را
از زمان قدیم به یاد آورید. زیرا من قادر مطلق هستم و دیگری
نیست. خدا هستم و نظیر من نی. ۱۰ آخر را از ابتدا
و آنچه را كه واقع نشده از قدیم بیان میكنم و میگویم كه اراده من
برقرار خواهد ماند و تمامی مسرّت خویش را بجاخواهم آورد. ۱۱ مرغ شكاری را
از مشرق و هم مشورت خویش را از جای دور میخوانم. من گفتم و البتّه بجا
خواهم آورد و تقدیر نمودم و البتّه به وقوع خواهم رسانید. ۱۲ ای سختدلان كه
از عدالت دور هستید مرا بشنوید. ۱۳ عدالت خود را
نزدیك آوردم و دور نمیباشد و نجات من تأخیر نخواهد نمود و نجات را به جهت
اسرائیل كه جلال من است در صهیون خواهم گذاشت.
شرح= انچه در بالا امد بیان توحید خالص است اما
پیشگوئی اشعیاء در مورد منحرفان که
پیامبرخدا و نجات دهنده خود را به مقام خدائی خواهند خواند و از خدا پرستی منحرف می شوند اشعیا ء
نبی می گوید این پیامبر عمانوئیل یعنی خدا با ما است خواهد بود اما
منحرفان معنی انرا تحریف خواهند کرد و عمانوئیل را به معنی او خدا است خواهند نمود و از همین نقطه انحرافات دیگر را پی ریزی خواهند کرد که اشعیاء یاد آوری می کند
اشعیا
14:7 ) ۱۴ بنابراین خود خداوند به شما آیتی خواهد
داد: اینك باكره حامله شده،
پسری خواهد زایید و نام او را عمّانوئیل (خدا با ماست )خواهد
خواند.
شرح= حالا به اختلافات بین سخنان اشعیاء و انجیل می
پردازیم و سپس نظر قران را خواهیم اورد
وقتی دو متن را مقایسه می
کنیم می بینیم که
1-
تحریف در عمانوئیل خواهد
خواند به خواهند خواند
2-
نامی که خدا بر این بچه می گذارد عیسی است
3- تحریف بیان اشعیاء با گذاشتن حرف های (واو )در بین اسمهای به انحرافی که با تحریف
اول و دوم در نام گذاری خدا پیش می اید تا جائی که خود اورا خدای قدیر می خوانند
4-
نتیجه ان تحریف و خدا کردن بچه می
شود و دروغ ترقّی سلطنت و سلامتی او را بر كرسی داود و برمملكت وی انتها نخواهد بود
تا آن را به انصا ف و عدالت از الا´ن
تا ابدالا´باد ثابت و استوار نماید-بوجود اورد
شرح= وهمین شد و پسر متولد شد و مادر فرزند خود را عمانوئیل خواند این اسم در ان
زمان مثل اسمهای دیگری بود که به خدا منسوب می شد و هیچ کس صاحبان این اسمها را
خدا نمی دانسنتد چند نمونه از این اسمها را می اوریم تا خواننده متوجه شود که بسیاری
ازانسانها از این نوع اسمها را
داشته اند - نامهای که از تورات می اوریم اولین اسم نام کسی است
که این ایات را بیان می کند
1- یعنی اشعیاء که
معنی اش خدای نجات دهنده است
2- و یشع =خدای نجاتم
3- و ایلیا= خداوند خدا
4- و یوحنا = خدای مهربان
5- وحزقیال = خدای نیرومند
6- ومایکل =مثل خدا
7- والگیبور= خدای قدیر
5- وحزقیال = خدای نیرومند
6- ومایکل =مثل خدا
7- والگیبور= خدای قدیر
وبسیاری از این اسمها در میان بنی اسرائیل رواج داشت
اما خدا می دانست که اگر این اسم بر روی
بچه مریم گذاشته شود سبب انحراف بسیاری از
انسانها از خدا پرستی خواهد شد و از
همینجا شرک و بت پرستی شروع خواهد شد و خدا خود در زبان اشعیاء نبی پیش گوئی کرده
بود که این پسر را به مقام خدائی خواهند رساند و شرک و بت پرستی جای
توحید و خدا پرستی را خواهد گرفت و بدترین دیکتاتوری بنام عیسی بوجود خواهد
امد و این دیکتاتوری هنوز هم در شکل به تقلید واداشتن مردم از تفسیر های کشیشان
ادامه دارد در ایه زیر این پیش گوئی بیان
می شود
اشعیا
باب 9 آیه 6 ) ۶ زیرا كه برای ما ولدی زاییده می شود و پسری به ما
بخشیده می شود و سلطنت بر دوش او خواهد بود و اسم او عجیب و مشیر و خدای
قدیر و پدر سرمدی و سرور سلامتی خوانده خواهد شد.
شرح
= اولا توجه
داشته باشید اینهاهمه اسم است مثل اسمهای که در بالا اوردیم اگر مثلا کسی
اسمش خدا باشد به این معنی نیست که او خدا است یعنی خالق جهان است با خدا
نامیدن شخص ان شخص خدا نمی شود از اینر در بنی اسرائیل رسم بود که از
این نوع اسمها زیاد می گذاشتند همین حالا هم در کشور اسرائیل از این نامها
فراوان است و هیچ یهودی از این نامها این بر داشت را نمی کند که صاحب نا م
خدا است و باید بدانیم که خدا و مردم این بچه
راعمانوئیل نمی خواندند بلکه فقط مادرش او را به این نام می خواند اما خدا
در
انجیل امر می کند که او را عیسی بنامید تا این بچه
خدا تصور نشودچون خدا می دانست که این انحراف در دین مسیح ایجاد خواهد شد ودرضمن مترجمان مسیحی در بین این اسمها - واو - گذاشته اند که در اصل تورات عبری - واو - وجود ندارد و این واو ها معنی اسمها را تحریف می کند برای اطمینان با انجمن کلیمیان تهران تماس گرفتیم که ترجمه را تحریف شده اعلام کرد و برای اطمینان بیشتر به تورات عربی مراجعه کردیم که در انجا نیز - واو ها - را ندیدیم که در زیر متن ان را می اوریم
در انجیل عربی این ایه چنین امده
ودر ترجمه جامعه یهودیان امریکا چنین تر جمه شده است
در انجیل عربی این ایه چنین امده
6 لأَنَّهُ يُولَدُ
لَنَا وَلَدٌ وَنُعْطَى ابْناً وَتَكُونُ الرِّيَاسَةُ عَلَى كَتِفِهِ
وَيُدْعَى اسْمُهُ عَجِيباً مُشِيراً إِلَهاً قَدِيراً أَباً أَبَدِيّاً
رَئِيسَ السَّلاَمِ.
برای اینکه متولد می شود برای ما مولودی و داده می شویم
پسری و می شود ریاست بر کتف او و
خوانده می شود اسم او شگفت انگیز - مشورت کننده
خدای قدیر – پدر ابدی - رئیس سلام
( اسلام )
نام او پل - جوئیز الگیبور - ابی ادسار - شلام است
(یعنی : نام او - شگفت انگیز - مشاور خدای قدیر - پدر جاودانی - و فرمانده سلام - است )
شرح - این بچه نامش شگفت انگیز خواهد بود - چرا چون در مشاوره خدای قدیر و پدر جاودانی و فرمانده سلام است بنا براین نام بچه شگفت انگیز است و دلیل این شگفت انگیز بودنش به این است که این بچه همواره در همه امور با خدای قدیر که پدر جاودانی و فرمانده سلام است در مشورت خواهد بود هیج کاری را بدون اجازه خدای قدیر که پدرجاودانی و فرمانده سلام است انجام نمب دهد همانطور که در انجیل هم امده است
لوقا باب 1
۳۱ و اینک حامله
شده، پسری خواهی زایید و او را عیسی خواهی نامید.
شرح = فرشته
خداوند به مریم امر خدا را ابلاغ می کند که نام بچه را عیسی بگذارو برای محکم کاری
به یوسف نامزد مریم هم ابلاغ می شود که نام این بچه را عیسی بگذار
متی اباب 1 ایات19 ، ناگاه فرشته خداوند
در خواب بر وی ظاهر شده، گفت: «ای یوسف پسر داود، از گرفتن زن خویش مریم
مترس، زیرا كه آنچه در وی قرار گرفته است، از روحالقدس است. ۲۱ و او پسری خواهد زایید و
نام او را عیسی خواهی
نهاد، زیرا
كه او امت خویش را از گناهانشان خواهد رهانید.
شرح
= چرانام این طفل عیسی باشد و عمانوئیل فرض نباشد برای اینکه
خدا می خواهد راه انحراف را ببندد و نیزدر
اشعیا ء باب 9 آیه 6 خدا بچه را به
این نامها عجیب- مشیر - خدای
قدیر -پدر سرمدی - سرور سلامتی نمی خواند بلکه می گوید
او به این نامها خوانده خواهد شد هر چند
هم که به این نامها خوانده شود ولی معنایش این نیست که ذات بچه همین
نامها است و الا باید تمام انهائی که در بالا نام بردیم خدا می شدند اما
چه کسانی اورا با خواندن به این نامها سوءاستفاده خواهند کرد و عده ای بی
سواد و غافل را گمراه خواهند کرد که عیسی خدا است انهائی
که دین خدا را ببازی گرفته اند و باتحریف کردن به گمراهی تثلیث و شرک
خواهند رفت نام عما نوئیل و این اسمها سرمنشاء همه انحرافات است
اولا ولدی زاییده می شود که پسر است و
به ما داده می شود که واقع شد
و یادمان نرود هر چیزی که تولد می یابد مخلوق است طفلی به ما داده می
شود سئوال این است چه کسی این پسر را به ما میدهد معلوم است خدا می دهد پس
خدا
عیسی را خلق می کند و به ما می دهد یعنی عیسی خود در این میان کاره ای نیست
این
خدا است که این کار ها را برروی پیامبر خود انجام می دهد اما در مورد
کلمات زیر که اسمهای به زبان عبری است اما مترجمان مسیحی اسمها را ترجمه
کرده اند در حالی که اسم را ترجمه نمی کنند مثلا نمی شود حزقیال را ( خدای نیرومند)ترجمه کرد و گفت حزقیال خدا است
عجیب -مشیر - خدای قدیر(که اصلش الگیبوراست )- پدر سرمدی-سرور سلامتی
هیچ
شبهه ای نیست که عیسی ذاتش
هیچکدام از این کلمات نیست بلکه اینها فقط اسمهائی است که طبق رسم بنی
اسرائیل گفته شده است و عیسی ذاتش همان است که ابتدای ایه می گوید برای ما ولدی زاییده می شود و پسری
به ما بخشیده می شودیعنی یک انسان نسبی و محدودکه مثل دیگر انسانهاست که از این نوع اسمها و لقب ها دارند پس این کلمات فقط اسم است مسمی همان طفلی است که متولد می شود
چه
کسانی از این نامها سو استفاده خواهند کرد همان
منحرفان از توحید و جاعلان تثلیث که بتوانند استبداد و دیکتاتوری خود را
بنام عیسی توجیه کنند برای اینکه به محض خدا تصور شدن یک انسان پایه
استبداد و انسان کشی گذاشته می شوداز همین شرک و ثنویت و تثلیث بود که
استبداد 1000 ساله پاپ ها بوجود امد اگر یک انسانی مثل عیسی خدا تصور شود
راه باز می شود تا دیگران به عنوان نایب این خدا در زمین جنایت و کشتار
خود را توجیه کنند همانطور که پاپ ها توجیه می کردند حالا هم که سلطه
مادی خود را از دست داده اند هنوز با پافشاری بر خدائی عیسی سلطه معنوی
خود را می خواهند ادامه بدهند
تا مردم کر و کور مقلد پاپ و کشیشان بمانند بنابراین عده ای عیسی را خدا
قرار دادند مخصوصا کنستانتین که این نظر را رسمیت داد تا امپراطوری خود
را الهی توجیه کند و شد
انچه خدا نمی خواست بشود چون خدا به انسان اختیار داده تا راه حق و باطل
را خود انتخاب کنداین انتخاب عده ای بود که تخت امر کنستانتین بودند و در
شورای نقیه تصویب شد و از طرفی نویسندگان انجیل یک تحریفی در ایه ای
که اشعیا ء بیان می کند ایجاد می کنند تا بتوانند این بچه را خدا
بدانند و ان تحریف این است وقتی همین ایه از اشعیاء در انجیل نقل می شود بجای خواهد خواند - خواهند خواند گذاشته شده است یعنی نه
فقط مادر بلکه همه او را عمانوئیل خواهند خواند در زیر توجه کنید به ایه انجیل که تحریف شده است
متی باب1
۲۲ و این همه برای آن
واقع شد تا كلامی كه خداوند به زبان نبی گفته بود، تمام گردد ۲۳ «كه اینك باكره آبستن
شده پسری خواهد زاییـد و نـام او را عمانوئیـل خواهنـد خوانـد كه تفسیـرش ایـن است:
خـدا با مـا.»
شرح = در نتیجه خواهد خواند
به خواهند
خواند تحریف شده است
تا
این بچه را خدا بدانند و
بفراموشی سپرده شد که فقط مادر بچه اش را عمانوئیل می خواند و خدا این اسم
را بدلیل جلو گیری از انحراف به عیسی تبدیل کرد اما محرفان با تکیه بر نام
عمانوئیل - عیسی را خدا کردند و ایه دیگر را هم با تحریف کردن به
عمانوئیل ملحق کردند تا دلیشان قوی باشد
عجیب - مشیر -خدای قدیر - پدر سرمدی -
سرور سلامتی دیگر نه اسم بلکه ذات عیسی شد
و با غفلت های دیگر و یا به عمد نیاز
دیکتاتوری را تامین کردند و شرک جای توحید را گرفت چون استبداد بدون شرک امکان ندارد و پاپ ولایت مطلقه یافت و هزار سال خونریزی کرد وبه فراموشی
سپردند که پدر خدا است و عیسی پسر است و چون پسر در هستی خود متاخر از پدر است پس مخلوق
پدر است و وقتی می گوئیم پدر جاودانی است به نبوت اشعیا ء در ایات زیر اشاره می
کنیم
(اشعیا 24:44 (۲۴ خداوند كه ولّی تو است و تو را از رحم سرشته است چنین
میگوید: من یهوه هستم و همه چیز را ساختم. آسمانها را به تنهایی گسترانیدم
و زمین را پهن كردم؛ و با من كه بود؟
اشعیا 45:
5 تا 12 )۵ مرا با كه شبیه و مساوی میسازید و مرا با كه مقابل
مینمایید تا مشابه شویم؟ ۶ آنانی كه طلا را از كیسه میریزند و نقره را به
میزان میسنجند، زرگری را اجیر میكنند تا خدایی از آن بسازد پس سجده كرده،
عبادت نیز مینمایند. ۷ آن را بر دوش برداشته، میبرند و به جایش میگذارند
و او میایستد و از جای خود حركت نمیتواند كرد. نزد او استغاثه هم مینمایند
امّا جواب نمیدهد و ایشان را از تنگی ایشان نتواند رهانید. ۸ این را بیاد آورید و مردانه بكوشید. و ای عاصیان آن
را در دل خود تفكّر نمایید! ۹ چیزهای اوّل را از زمان قدیم به یاد آورید. زیرا من قادر مطلق هستم و دیگری نیست. خدا هستم و نظیر من نی. ۱۰ آخر را از ابتدا و آنچه را كه واقع نشده از قدیم
بیان میكنم و میگویم كه اراده من برقرار خواهد ماند و تمامی مسرّت خویش
را بجاخواهم آورد. ۱۱ مرغ شكاری را از مشرق و هم مشورت خویش را از جای
دور میخوانم. من گفتم و البتّه بجا خواهم آورد و تقدیر نمودم و البتّه به
وقوع خواهم رسانید. ۱۲ ای سخت دلان كه از عدالت دور هستید مرا بشنوید. ۱۳ عدالت خود را نزدیك آوردم و دور نمیباشد و نجات من
تأخیر نخواهد نمود و نجات را به جهت اسرائیل كه جلال من است در صهیون
خواهم گذاشت.
شرح= انچه در بالا امد بیان توحید
خالص است اما منحرفان که پیامبرخدا و نجات هنده خودرا
به مقام خدائی خواهند خواند و از خدا پرستی منحرف می شوندو به هاویه خواهند رفت اشعیا ء نبی می
گوید این پیامبر عمانوئیل یعنی خدا با ما است که نام بچه است به بچه خدا است تحریف شد و عجیب -
مشیر - خدای قدیر پدر سرمدی سرور سلامتی نه نامی برای عیسی بلکه ذات عیسی تصور کردند و او را خدا خواندند و بر مبنای این تحریفات
برای عیسی سلطنت مادی بی انتهائی نیز قائل شدند که دروغ محض است به ایه زیر توجه کنید
کتاب
اشعیاء باب 9
۷ ترقّی سلطنت و سلامتی او را بر كرسی داود و بر مملكت وی انتها نخواهد
بود تا آن را به انصاف و عدالت از الا´ن تا ابدالا´باد ثابت و استوار نماید.
غیرت یهوه صبایوت این را بجا خواهد آورد.
شرح=
داوود قبل از اینکه پادشاه باشد پیامبر بود مثل محمد که هم پیامبر بود و
هم حکومت داشت پیامبرا ن همه جانشین همدیگرند در پیامبری بنا براین عیسی
جانشین سلطنت داوود در پیامبری او است نه در اداره جامعه از اینرو برای عیسی سلطنت بر
مملکت بی انتهائی در پیامبری می توان قائل شد اما اگر سلطنت داوود منظور اداره جامعه باشد دروغ است در حالی
که عیسی اصلا سلطنت مادی پیدا نکرد که از حالا
تا ابد هم باشد و وقتیکه به او گفتند تو
پادشاه یهود هستی تایید نکرد و گفت تو می گوئی یعنی من ادعائی ندارم و این سلطنت خیالی را هم بر پایه اراده خدا
برای عیسی قرار دادند اما حقیقت و واقعیت
ان است که عیسی تا قیامت اول سلطنت مادی نخواهد داشت و زمانی سلطنت مادی به عیسی می رسد که
صاحب ملکوت طبق مکاشفه یوحنا
(امین حق که لقبش هم کلمه خدا است یعنی امام مهدی ) تمام حکومت های شیطانی دیکتاتور را شکست می دهد و بعد از اینکه به کمک فرشته خدا (عزرائیل )شیطان را برای هزار سال در
هاویه زندانی می کند عیسی به سلطنت می رسد عیسی خود گفته که ملکوت
از یهود جدا شده و به امت دیگری داده خواهد
شد
متی باب ۲۱:
۴۲ عیسی بدیشان گفت: «مگر در کتب هرگز نخواندهاید این که سنگی را که معمارانش ردنمودند، همان سر زاویه شده است( نبوت و حجر الاسود ).
این از جانب خداوند آمد و در نظر ما عجیب است. ۴۳ از این جهت شما را میگویم که ملکوت خدا از شما گرفته
شده، به امتی که میوهاش را بیاورند، عطا خواهد شد. ۴۴ و هرکه بر آن سنگ
افتد، مرتب شود و اگر آن بر کسی افتد، پودرش سازد(چون عهد خداود در زمین است )
(رومیان ۱۱ : ۳۶ )۳۶ زیرا که از او و به او و تا او همه چیز
است (چیز ها همه
نسبی هستند )؛ و او را تا ابدالاباد جلال باد، آمین.
عبرانیان ۲ : ۱۰) ۱۰ زیرا او را که
بخاطر وی همه و از وی همه چیز میباشد، چون فرزندان بسیار را وارد جلال میگرداند،
شایسته بود که رئیس نجات ایشان را به دردها کامل گرداند.
(کولسیان 1: 13-17)
زیرا ما را از قدرت تاریکی رهانیده و به پادشاهی پسر عزیزش منتقل
ساخته است،که در او ازفداء ( رهایی )، یعنی آمرزش گناهان، برخورداریم.او صورت (نه
ذات )خدای نادیده است(خدا مطلق
است و مطلق دیده نمی شود چون در درون چشم هم هست ) و
فرزند ارشد بر تمامی آفرینش ، زیرا همهچیز بهواسطۀ (کلمه
نسبی) او آفریده شد: آنچه در آسمان و آنچه بر زمین است، دیدنیها و
نادیدنیها، تختها و فرمانرواییها، ریاستها و قدرتها؛ همۀ موجودات بهواسطۀ (کلمه
نسبی) او و برای او آفریده شدند.او پیش از همهچیز وجود داشته، و همهچیز
در او قوام دارد.
(عبرانیان 1: 1-4)
در گذشته، خدا بارها و از راههای گوناگون بهواسطۀ پیامبران با
پدران ما سخن گفت،امّا در این زمانهای آخر بهواسطۀ پسر خود با ما سخن گفته است،
پسری که او را وارث همهچیز مقرر داشت و بهواسطۀ (کلمه نسبی )او
جهان را آفرید.او فروغِ جلالِ خدا و مظهر کامل ذات اوست، و همهچیز را با کلام
نیرومند خود نگاه میدارد. او پس از پاک کردن گناهان، بهدست راست مقام کبریا در
عرش برین بنشست. پس به همان اندازه که نامی برتر از فرشتگان بهمیراث بُرد، از
مقامی والاتر از آنها نیز برخوردار شد.
(یوحنا 18:5)
از همینرو، یهودیان بیش از پیش درصدد قتل او(مسیح) برآمدند، زیرا
نهتنها شَبّات را میشکست، بلکه خدا را نیز پدر خود میخواند و خود را با خدا
برابر میساخت(در کلمه بودن اما از نسبی تا مطلق با خدا
فاصله داشت هر چیزی در کلمه بودن با خدا برابر است اما از نسبی تا
مطلق فاصله دارند ) .
(یوحنا 29:10)
پدر من که آنها را به من بخشیده از همه بزرگتر است، و هیچکس نمیتواند
آنها را از دست پدر من برُباید.من و پدر یکی هستیم .» (در حق بودن نه اینکه من هم پدرم و هم پسرم )
(یوحنا 22:17)
و من جلالی را که به من
بخشیدی، بدیشان بخشیدم تا یک گردند(در حق بودن نه در وجوشان ) چنانکه ما یک هستیم
شرح -خدا جلال را به عیسی
بخشد همان جلال ر ا عیسی به مومنان بخشید اگر عیسی خدا بشود در واقع همه مومنان هم
خدا می شوند چون همان جلال را دارند که عیسی داشت
.(یوحنا 5:17 (پس
اکنون ای پدر، تو نیز مرا در حضور خویش جلال ده، به همان جلالی که پیش از آغاز
جهان نزد تو داشتم)
شرح=
نزد تو معنی اش این این که عیسی خدا نیست اما در نزد خدا جلال داشت و ان جلال کلمه نسبی
= نور بودن در عالم غیب است
(عبرانیان 14:9 (چقدر
بیشتر، خون مسیح که بهواسطۀ آن روح جاودانی، خویشتن را بیعیب به خدا تقدیم کرد
(چون خود خدا نبود )، وجدان ما را از اعمال منتهی به مرگ پاک خواهد (تا
بعد از قیامت هرگز نمیریم و مثل خود عیسی می شویم که موت بر او سلطنت ندارد و هر
گز نمی میرد ) ساخت تا بتوانیم خدای زنده را خدمت کنیم!)
شرح= این ایه هم ی گوید عیسی بی عیب خویشتن را به خدا تقدیم کرد پس
خود عیسی خدا نبوده است عیسی خود را به خودش که تقدیم نکرد به خدا تقدیم کرد پس
عیسی معترف به خدا است و خود را خدا نمی داند
(یوحنا 28:16 (من
از نزد پدر آمدم و به این جهان وارد شدم؛ و حال این جهان را ترک میگویم و نزد پدر
میروم.»)
شرح
=این ایه هم باز تاکید می کند که عیسی پدر دارد و ان پدر خالق او است چون عیسی پسر
خود و پدر خود که نبود و این دو هر گز یکی نمی شوند باز عیسی معترف به مخلوق بودن
خود است چون پسر از پدر بوجود می اید و پدر مقدم بر پسر است و پسر بعدا بوجود می
اید
غلاطیان
4:4 و5و6و7 (
لیکن چون زمان به کمال رسید، خدا پسر خود را فرستاد
که از زن زاییدهشد و زیر شریعت (خرافی )متولد شد ، ۵ تا آنانی را که زیر شریعت (خرافی و ضد
حق و حقوق انسان ) باشند فدیه( رها ) کند تا آنکه
پسرخواندگی را بیابیم. ۶ اما چونکه پسر هستید، خدا روح پسر(اصول علم
ملکوت ) خود را در دلهای شما فرستاد که ندا می کند “یا ابا”
یعنی “ای پدر.” ۷ لهذا دیگر غلام نیستی بلکه پسر، و چون
پسر هستی، وارث خدا نیز بوسیله مسیح.
اول
یوحنا 9:4 و 10 (
و محبت خدا به ما ظاهر شده است به اینکه خدا پسر
یگانه خود را به جهان فرستاده است تا به وی زیست نماییم. ۱۰ و محبت در همین
است، نه آنکه ما خدا را محبت نمودیم، بلکه اینکه او ما را محبت نمود و پسر
خود را فرستاد تاکفاره گناهان ما شود
شرح = زیست کردن مثل عیسی یعنی مبارزه با شیطان و
شیطان پرستان تا سر حد موت سبب کفاره
گناهان می شود ومثل عیسی فوق موت می شویم طوری عیسی بالای دار و در درون قبر هم
زنده بود و هر گز نمرد اگر عیسی یک لحظه می مرد شیطان پیروز شده بود
یوحنا
16:3) زیرا خدا جهان را اینقدر محبت نمود که
پسر یگانه خود را داد تا هر که بر او ایمان آورد، هلاک نگردد بلکه حیات
جاودانی یابد(به حیات جاودانی
بودن عیسی که وارث موت نبود باید ایمان اورد . با بی گناه کردن خود حیان جاوید
بدست می اید ) ۱۷ زیرا
خدا پسر خود را در جهان نفرستاد تا بر جهان داوری کند، بلکه تا بهوسیله او
جهان نجات یابد. (جهانیان وقتی نجات می
یابند که حکومت شیطان را شکست بدهند و
گناهی نباشد )
شرح=
در انجیل از روح صحبت شده است که در دو معنی بکار می رود اول روح به عنوان قانون هستی و حیات است که در
هر موجودی نباشد هستی و حیات نخواهد داشت
و دو م فرشته ای است که نامش
رقائیل است اما چون حامل روح خدا = قانون هستی است ملقب یه رو ح القدس شده است
همچنانکه جبرائل ملقب به رو ح الامین است چون اورند ه وحی است و میکائیل ملقب به روح
العطاء است چون رزق و روز را به امر خدا می دهد و عزرائیل ملقب به رو ح الاخیذ است که در حال مردن روح را
می گیرد و اسرافیل ملقب به روح الحفیظ است
و تمام اعمال انسانها را حفظ می کند و
رقائیل که ملقب به روح القدس است هستی و حیات به موجودات می دهد همانطور که هستی و
حیات را در شکم مریم به عیسی داد با این مقدمه به تفسیر این قسمت ها از نامه های شاگردان عیسی می
پردازیم که به روح و روح القدس اشاره کرده اند
تفاوت خدا ی پدر با عیسای پسر تفاوت خالق و مخلوق است
عیسی خود را در کنار ظهور نورانی خدا
در اخرت معرفی می کند .
1-پدر(یو 7:14و 9) ۶ عیسی بدو گفت:
“من راه و راستی و حیات هستم. هیچکس نزد پدر جز بهوسیله من نمیآید. ۷ اگر مرا میشناختید،
پدر مرا نیز میشناختید و بعد از این او را میشناسید و او را دیدهاید.” ۸ فیلپس به وی
گفت: “ای آقا پدر را به ما نشان ده که ما را کافی است.” ۹ عیسی بدو گفت:
“ای فیلیپس در این مدت با شما بودهام، آیا مرا نشناختهای؟ کسی که مرا
دید، پدر را دیده است. پس چگونه تو میگویی پدر را به ما نشان ده؟(پدر مطلق
است دیده نمی شود من صورت نسبی = ایه او هستم ) ۱۰ آیا باور نمیکنی
که من در پدر هستم و پدر در من است؟ سخنهایی که من به شما میگویم
از خود نمیگویم، لکن پدری که در من ساکن است، او
این اعمال را میکند. ۱۱ مرا
تصدیق کنید که من در پدر هستم و پدر در من است، والا مرا بهسبب آن اعمال
تصدیق کنید. ۱۲ آمین
آمین به شما میگویم هر که به من ایمان آرد، کارهایی را که من میکنم
او نیز خواهد کرد و بزرگتر از اینها نیز خواهد کرد،
زیرا که من نزد پدر میروم. ۱۳ ”و هر چیزی را
که به اسم من سوال کنید بجا خواهم آورد تا پدر در پسر جلال یابد. ۱۴ اگر چیزی به
اسم من طلب کنید من آن را بجا خواهم آورد.
2- ومی گوید در ۲۰ و در
آن روز شما خواهید دانست که من در پدر هستم و شما در من و من در شما.
3-مکا 16:22) ۱۶ من عیسی فرشته
خود را فرستادم تا شما را در کلیساها بدین امور شهادت دهم. من ریشه و نسل
داود و ستاره درخشنده صبح هستم.
4- ( یو 58:8) ۵۸ عیسی بدیشان
گفت: “آمین آمین به شما میگویم که پیش از آنکه ابراهیم پیدا شود من
هستم.( نور من در عالم غیب بود )
5- خواست عیسی از پدر (یو 17: 24تا 26 ) ۲۴ ای پدر میخواهم آنانی که به من
دادهای با من باشند در جایی که من میباشم تا جلال مرا که به من دادهای
ببینند، زیرا که مرا پیش از بنای جهان محبت نمودی. (که نور
بودم ) ۲۵ ای پدر عادل،
جهان تو را نشناخت، اما من تو را شناختم؛ و اینها شناختهاند که تو مرا
فرستادی. ۲۶ و اسم
تو را به ایشان شناسانیدم و خواهم شناسانید تا آن محبتی که به من نمودهای
در ایشان باشد و من نیز در ایشان باشم.”
6- عیسی می اید وقادربر هر چیزی (چیز ها همه نسبی
هستند ) (مکا 8:1) ۸ “من
هستم الف و یا، اول و آخر (مخلوقات )،” میگوید آن خداوند (استاد
) که هست و بود و میآید قادر بر هر چیزی
7 -یگانه و تخت نشین (مکا 3:22 و4) و
دیگر هیچ لعنت نخواهد بود و تختخدا و بره در آن خواهد بود و بندگانش او را
عبادت خواهند نمود. ۴ و چهره او را خواهند دید(ظهور نورانی خدا را ) و
اسم وی بر پیشانی ایشان خواهد بود.
8- مسیح در متی 22:23 چنین می گوید
"هر که به آسمان (عالم غیب ) قسم
خورد به تخت خدا و به او که بر آن نشسته (نه نشستند) است. قسم خورده باشد
شرح= یعنی یک شخص بر تخت نشسته است
9- در مکاشفه 2:4 ) فیالفور در روح
شدم و دیدم که تختی در آسمان (عالم
غیب ) قائم است و بر آن تخت نشینندهای.
شرح= در تخت . نشیننده ای هست . در اینجا یک شخص را بر تخت نشسته می بینیم.
10 - 1 قر 28:15) اما زمانی که
همه مطیع وی شده باشند، آنگاه خود پسر هم مطیع خواهد شد او
را که همه چیز را مطیع وی گردانید، تا آنکه خدا کل در کل باشد.
فقط خدا حاکم خوهد شد و پسر هم ماموریتش پایان می یابد
همچمانکه خدا در اول تنها خلقت را شروع کرد به تنهائی هم حکومت خواهد کرد توحید نسبی در توحید مطلق بی نهایت ظهور و تجلی خدا خواهد
بود
پسر و روح القدس با پدر سه تائي يك خدا نیستند فاصله انها از نسبی تا
مطلق است
مطلق است
عیسیبرای حفظ شریعت حق در مقابل شریعت باطل حاضر شد فداء شود نه در مقابل گناه ادم
با توسل به آیات کتاب مقدس ، ثابت نمودیم که
خدای حقیقی کتاب مقدس یک خدای واحد است. و همچنین
پدر و، پسر و روح القدس، سه تشخص متمایز ، جدا از هم هستند . حال برای استدلال و
نتیجه گیری از گزاره های اثبات شده ی فوق ، میتوان دو
نتیجه حاصل نمود. نخست اینکه کتاب مقدس دچار تناقض شده است و شرک را بجای توحید
گذاشته است و در عین حال که
خدا را یک خدا میداند ، سه خدای متمایز را نیز معرفی مینماید. دومین نتیجه این است اصلا
چنین چیزی را کتاب مقدس بیان نمی کند و این درست است که بر طبق ایات کتاب
مقدس تثلیث وجود ندارد و ساخته و پرداخته
خرافات کشیشان دیکتاتور است که با استفاده از تثلیث استبداد 1000 ساله را بر اروپا
و بر مردم مسیحی تحمیل کردند و اکنون هم که از دولت کنار زده شده اند هنوز هم می
خواهند بر عقول مردم حاکم باشند و مردم را در خرافات خود ساخته که بر ضد خدا و
پیامبر و فرشته خدا ساخته اند ادامه دهند و دیگر اینکه عیسی زمانی که امد بنی اسرائیل به قیامت و زندگی بعد از مردن را قبول نمی کردند عیسی با زنده کردن مردگان باور به زنده شدن مردگان را در بنی اسرائیل بوجود اورد اما خدا می خواست به بنی اسرائیل بفهماند که اگر گناه نکید زندگی جاوید هم خواهید داشت اما بنی اسرائیل دیدند که مردگان زنده شدن اما دو باره مردند چون وارث موت ادم بودند و هنوز قیامت نشده بود پس برای باورندن زندگی جاوید هم نمونه و الگو لازم بود و این الگو خود عیسی بود چون وارث گناه موت ادم نبود و می توانسن زندگی جاوید داشته باشد از اینرو عیسی الگوی باور به حیات جاویدانه است در تفسیر کشیشان عیسی هم بدست شیطان و پیروان شیطان کشته می شود در واقع در تضاد کامل با کلام خدا است که فرمود با ادم همه می میرند و با عیسی همه زنده جاوید می شوند و یادشان می رود که قانون موت وراثتی بر عیسی سلطنت نمی کند چون نور عیسی در بدن ادم نبود تا موت بر عیسی سلطنت کند از اینرو عیسی نمونه حیات جاویدان است برای کسانی که به حیات جاویدان بعد از موتشان بوراثت از ادم که زنده می شوند اگر مثل عیسی گناه نداشته باشند مثل او هم حیات جاویدان می یابند تمام ماموریت و کار عیسی از طرف خدا اثبات بی مرگی و حیات جاویدان است که کشیشان همدست شیطان او را از این مقام هم تهی می کنند و وقتی که شیطان بتواند یکبار عیسی را بکشد دو باره هم می تواند بکشد و و زندگی جاویدان بی معنی می شود اما عیسی را شیطان در بالای دار و در درون قبر نتوانست بکشد چون او وارث موت از ادم نبود و الگوی جاودانه و نمونه بی مرگی شد این است رسالت بزرگ عیسی که کشیشان ان را تحریف کردند و کسی که همه در او زنده می شوند چرا خودمثل کسانی که وارث موت ادم بودند کشته می شود و حکمت بقاء نور عیسی در عالم غیب را از بین می برند و انسانها دیگر نمی توانند به جاودانگی باور کنند و سبب گناهان بسیار و انواع استبداد ها و دیکتاتوری ها می شوند و به سلطنت شیطان باور می کنند و نجات در عیسی بی معنی می شود و حقوق انسانی همدیگر را پایمال می کنند
پس ای مردم به عقل خود مراجعه کنید تا حق
را که عیسی بنام ملکوت خدا بیان کرد بیابید و راه نجات ادامه راه عیسی است و تسلیم
شیطانهای که در لباس کشیش ظاهر شده اند
نشوید مثل عیسی حاضر شوید بدار اویخته شوید اما تسلیم کشیشان قیافا صفت که فتوای فدا ء شدن عیسی را برای شیطان دادند
نشویداین است دین مسیحی حقیقی در
عیسی زندگی کنید یعنی مانند عیسی بیگناه باشید هر گز مثل عیسی بعد از قیامت نخواهید
مرد همچنانکه عیسی نمرد
غلاطیان باب 3 ایه ۱۳ مسیح، ما را از لعنت شریعت(خرافی ) فدا (رها )کرد چونکه در راه ما لعنت شد (به ظاهر )، چنانکه مکتوب است “ملعون است هر (مجرمی )که بر دار آویخته شود
شرح= ( اما عیسی از جرم ادم مبراء بود چون نور عیسی درعالم غیب بود نه در وجود ادم و موت بر او سلطنت نکرد و نمرد و لعنت هم نشد اگر می مرد اولا لعنت شده بود و دوما کلام خدا باطل می شد که گناه ادم موت را بدنیا اورد عیسی حیات جاودانه را پس ثابت کرد گناه نکنید از حیات جاویدان لعنت نمی شوید همچنانکه خود عیسی نشد با نمردنش و در اینجا می گوید که عیسی در برابر شریعت خرافی حاضر به لعنت شدن شد اما چون عیسی در شریعت حق بود فدای شریعت خرافی حاخامها ی شیطان پرست که به زندگی جاوید ایمان نداشتند نشد تا شریعت خرافی بر دنیا حاکم نشود و ما را از شریعت خرافی فداء ( رها )کند )
آممین با تشدید میم
غلاطیان باب 3 ایه ۱۳ مسیح، ما را از لعنت شریعت(خرافی ) فدا (رها )کرد چونکه در راه ما لعنت شد (به ظاهر )، چنانکه مکتوب است “ملعون است هر (مجرمی )که بر دار آویخته شود
شرح= ( اما عیسی از جرم ادم مبراء بود چون نور عیسی درعالم غیب بود نه در وجود ادم و موت بر او سلطنت نکرد و نمرد و لعنت هم نشد اگر می مرد اولا لعنت شده بود و دوما کلام خدا باطل می شد که گناه ادم موت را بدنیا اورد عیسی حیات جاودانه را پس ثابت کرد گناه نکنید از حیات جاویدان لعنت نمی شوید همچنانکه خود عیسی نشد با نمردنش و در اینجا می گوید که عیسی در برابر شریعت خرافی حاضر به لعنت شدن شد اما چون عیسی در شریعت حق بود فدای شریعت خرافی حاخامها ی شیطان پرست که به زندگی جاوید ایمان نداشتند نشد تا شریعت خرافی بر دنیا حاکم نشود و ما را از شریعت خرافی فداء ( رها )کند )
آممین با تشدید میم
20 خرداد 1391
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر