بنام خداوند مطلق
فعال بی نهایت که غیر او نسبی و محدود است
1=اثبات بطلان تثلیث بر پایه مطلقیت خدا و نسبی بودن مخلوقات
آیا ایمان به تثلیث شرک و بت پرستی نیست ؟
غسل تعمید بنام پدروپسرو روح القدس چطور؟
1- به معنی یکی بودن ان سه نیست چون این سه در طوال همند -نه در عرض هم
2-بر فرض هم که یکی باشند با ز شرکت است که شرک می شود
3- چیزی که اجزاء دارد مطلق نیست مگر اینکه صفت باشد و صفت باید عین ذات باشد تا شرک نشود
الف- در انجیل تثلیث پدر و پسر وروح القدس هر سه با هم به عنوان یک خدا ذکر نشده است و در این مورد در میان مومنین اختلاف افتاد بعضی هرسه را باهم یک خدا می دانند که این شرک است چون خدا مطلق است و وجود مطلق اجزاء ندارد و بعضی عیسی را نیمه خدا می دانند باز هم شرک است بعضی عیسی را پیامبر می دانند و روح القدس را فرشته خدا می دانند که نامش رقائیل است و هر دو را مخلوق خدا می دانند و
این توحید است این عده از مومنین در میان کسانی که خود را پیرو مسیح می
دانند کم هستند حتی در هیچ جای انجیل نیامده که عیسی خدا است انچه آمده
عیسی گفته است من در خداهستم و خدا در من است در حالی که همه چیز جهان همینطور است همه چیز در خداست و خدا در همه چیز است چون خداوند بینهایت است و هیچ نقطه ای از فضاء خالی از وجود خداوند نیست ونیز در هیچ جای انجیل نیامده است که روح القدس خداست و در هیچ جای انجیل نیامده است که روح القدس - عیسی است ودر هیچ جای انجیل نیامده است که عیسی روح القدس است اما این سخن آمده است که خدا نور است و خدا محبت است و خدا روح است که اینها صفت خداوند هستند اما در انجیل نیامده است که نور یا محبت ویا روح هر سه یک خدا هستند اگر قرار بود تثلیثی ساخته شود بهتر بود گفته شود نور – محبت – روح و هرسه باهم خدا باشند در حالی که این سه باهم خدا نیستند چون خداوند مطلق است و مطلق اجزاء ندارد و اگر بگوئیم هر سه مطلق است سخن باطلی است چون مطلق بیش از یکی نمی شود دو یا سه که شد نسبت به هم نسبی می شوند در نتیجه هر سه ماده می شوند و باز بت پرستی می شود بلکه درست ان است که این سه صفت یک ذات هستند و انیشتن ثابت کرد که همه مخلوقات نسبی هستند و چیزی که نسبی باشد چون محدود است خدا نیست مثل عیسی و روح القدس که هر دو محدود ومخلوق خدا هستند
ب- وجودی که اجزاء دارد نسبی می شود در نتیجه محدود می شود در حالی که خداوند مطلق است در نتیجه بی نهایت است و به همین دلیل خداوند هم در درون و هم در بیرون همه چیز است ولی با هیچ چیز هم ترکیب نمی شود چون از جنس ماده نیست
ت- وجود مطلق هم زمان در همه مکانها حضودارد در حالی که وجود نسبی عاجز است هم زمان در همه مکانها باشد و خدا عاجز نیست چون مطلق بی نهایت است همانطور که اگر عیسی در اورشلیم بود در الجلیل نبود و یا همانطور که روح القدس انسان را ترک می کند- اما خداوند مطلق همیشه در درون انسان است
ث- در نتیجه وجود نسبی برای اینکه در جائی باشد محتاج حرکت است و خداوند مطلق احتیاج به حرکت ندارد چون بی نهایت است و در همه جا بالفعل حضور دارد
د- وجود نسبی که دارای اجزاء است محتاج اجزای خود هم است مثل انسان که محتاج قلب و معده و روده و..... است وخداوند مطلق یگانه -یگانه است نه مجموعه ای از اجزاء که نسبی می شود مثلا اتم مجموعه ای از سه جزء است اگر یکی از اجزاء نباشد اتم نابود می شود آیا لحظه ایکه عیسی بقول تحریف مرد - خدا را چه شد در حالی که اجزاء باید همیشه باهم و چسبیده بهم باشند اما در لحظه ای که یحیی عیسی را تعمید می دا د صدای خدا امد که صدای عیسی نبود و عیسی در دورن آب بود و روح القدس مانند کبوتر در هوا پرواز می کرد و هر سه جدا از هم بودند
ح – در وجود خدا نه تغییرونه تحول انجام نمی شود چون وجودی که تغییر کند نسبی است و-وجودی که تحول پذیرد باز نسبی است و این صفات همه بر موجودات نسبی که همه مخلوق هستند عارض می شود و بر خداوند مطلق هیچ چیزی عارض نمی شود
ج- و خداوند که مطلق است در نتیجه بی نهایت است پس بزرگتر از کل هستی است و کل هستی جهان نسبت به خداوند مثل قطره در مقابل اقیانوس هم نیست
ط - در یک کلمه هر چیزی را که عقل تصور کند چون با تصور کردن عقل- عقل بر ان چیز احاطه پیدا می کند محدود و نسبی می شود و در نتیجه خدا نیست و بت است و خدا را نمی توان تصور کرد به محض تصور محدود می شود و دیگر خدا نیست ساخته ذهن انسان است که بت ذهنی به ان گفته می شود
ذ- در هیچ جای انجیل نیامده است که عیسی بگوید من پدر هستم عیسی می گوید من پسر هستم و پسر هرگز خود پدر نیست و عیسی روح القدس هم نیست چون روح القدس به شکل کبوتر بر او نشست پس خارج از او بود هر کدام از اینها جدا از هم هستند پدر در انجیل به معنی خالق است و فرزند به معنی مخلوق است همه انسانها ی مومن پسران ( یعنی پرستند گان ) خدا هستند خدا میلیارد ها پسر دارد ومعنی روح القدس فرشته ای است بنام جبرائیل که حامل روح خدا یعنی روح حق یعنی قانون حق که همان ملکوت خداوند است می باشد - خداوند بر پایه آن قانون همه موجودات را خلق کرده است و اگر کسی قانون خلقت را بداند او هم به اذن خدا می تواند موجوداتی را خلق کند چون این قانون را فرشته خدا رقائیل حمل می کند وبه پیامبران می رساند این فرشته ملقب به روح القد س شده است همچنانکه جبرائیل ملقب به روح الامین است میکائیل ملقب به روح العطاء است و اسرافیل ملقب به روح الحفیظ است و عزرائیل ملقب به روح الاخیذ است
ر- یکی دیگر از تحریفات این است که می گویند عیسی بر صلیب کشیده شد در حالی که عیسی به دار کشیده شد و اگر هم به صلیب کشیده شده باشد صلیب مقدس نیست بلکه ....است چون عامل رنج عیسی بود و رمز مسیح نسیت بلکه رمز دشمنان مسیح است
ز- و دیگر این که می گویند عیسی مرد و زند ه شد در حالی که در همین انجیل موجود حداقل شش دلیل وجود دارد که عیسی بر سر دار و در قبر زنده بود و عیسی هرگز نمرد معجزه بزرگ عیسی این بود که هر گز نمر د و نمی میرد
و – ودیگر اینکه می گوین خدا او را فدا کرد در حالی که شیطان و پیروان شیطان او را می خواستند فدا کنند و شیطان در زبان بزرگ کاهنان گذاشت که عیسی را فدا کنید تا دین شیطان و شیطان پرستان پیروز شوند اما خداوند او را در همه حال زنده نگهداشت و اجازه نداد عیسی فدای شیطان پرستان شود –و کسی می تواند بگوید من پیرو عیسی هستم که مانند عیسی برای مرگ حاضر شود ولی تسلیم حکم شیطان و شیطان پرستان نشود وچنین شخصی حتی اگر بمیرد هم- در زمان ظهور دو باره عیسی زنده شده و از یاران موعود عیسی خواهد بود که در مکاشفه و عده ا ن داد ه شده است
ه- غسل تعمید بعد از عیسی پایان یافت چون عیسی بشارت داد که مومنین با روح القدس بعد از این تعمید خواهند یافت غسل تعمید فقط علامتی بود که یحیی برای یافتن عیسی انجام می داد غسل تعمید از شریعتی بود که علماء یهود اختراع کرده بودند و عیسی به ان مهر پایان زد
2= اثبات بطلان تثلیث بر پایه منطق توحیدی = ملکوت خدا - چرا تثلیث
فرمول استبداد و باطل می باشد
؟
1. "رابطه حقیقی به تمایز حقیقی می انجامد". (دلیل: رابطه که
لزوما حامل تمایز است)
.2. رابطه حقیقی میتواند باعث ایجاد سه ریشه وجودی-نسبی متمایز حقیقی در یک ذات واحد (تمایز
مد نظر تثلیثی) شود.
3. وجود رابطه در خدا که مطلق است محال است (دلیل: چون رابطه حقیقی میتواند بر اساس فاعلیت باشد و وجود سه فاعل در
خدا محال است )
در نتیجه وجود تمایز مد نظر تثلیثی در خدا محال است . چون خدا
مطلق است و مطلق اجزاء ندارد و اگر نسبی باشد ماده است ومخلوق می
شود مثل همه مخلوقات دیگر مثل اتم که سه جزء دارد و یا اب
که دو جزء دارد یا خود انسان که مجموعه ای از اجزاء است و حد اقل دو جزء روح و جسم
است و هیچکدام خدا نیستند اگر خدا تصور
شوند بلکه بت می شوند . در ان صورت خدا جسم محدود می شود -
" و توحید ان هم نسبی است که همه مخلوقات
بر پایه کلمه نسبی = توحید نسبی خلق شده اند پس
توحید نسبی = توحید مطلق= احدیت نیست و
اگر خدا سه جزء داشته باشد دیگر واحد الاحد نیست و اوواحد التوحید است و ان خدا نیست بلکه بتی است که انسان به غلط تصور می کند که خدا است و
بت پرستی می کند در ضمن در هیچ جای کتاب
مقدس نیامده که پدر و پسر و روح القدس سه
تائی یک خدا هست و اصلا کلمه تثلیث
در کتاب مقدس وجود ندارد و این شرک = بت
پرستی را کشیشان مستبد ساخته اند تا مردم
را زیر اطاعت فرمان خود ببرند و برای پاپ
مقام ولایت مطلقه قائل شوند چون پاپ هم مثل عیسی بشر است و اگر بشری چون عیسی مطلق تصور شود چرا پاپ هم
مطلق نباشد و اطاعت مطلقه از مردم نطلبد و با این تفسیر خرافی بود که 1000 سال در
اروپا حاکمیت شیطانی خود را بنام مسیح بر
قرار کرده بودند که با انقلاب های مردم سر نگون شدند و دوران دولت شیطانی به بنام
عیسی به پایان رسید بنا براین تثلیث فرمول
استبداد و دیکتاتوری و حکومت شیطان
است و نتیجه ان نابودی توحید در جامعه و نفی واحد الاحد یعنی نفی خداست و بت پرستی است
3= واجب الوجود، ممکن الوجود نمی شود . اتحاد سه ممکن الوجود هم واجب الوجود نمی شود اگر شد دیگر خدا نیست
.
ایا "1+1+1=1"شدنی است
توحید مطلق = واحد الاحد در قالب جمله ی "1+1+1=1" محال است از
محال بودن این جمله، محال بودن توحیدمطلق نتیجه می شود و به این ترتیب ثابت می شود که خدا دارای
سه جزء است یعنی شرکتی از سه جزء که واحد توحیدی نسبی می شود وخدا نیست بلکه ایه و نشانه یعنی صورت خدا است
و توحید نسبی را خدا در درون همه مخلوقات قرار داده است تا انسان پی
ببرد که خالق جهان خود توحید مطلق = واحد الاحد بدون اجزاء است
.چون 1+1+1=3 می شود
می دانیم که "1+1+1=1" یا "پدر+پسر+روح
القدس=خدا" هیچ شباهتی به احدیت نداردمگر اینه سه شخصیت نباشد یک شخص باشد با سه
اسم و دارای یک ذات در حالی که پدر خدا است که در عالم غیب است که صدایش می اید
وپسر عیسی ابن مریم است که در رود خانه زیر دست یحیی تعمید می گیرد
و روح القدس هم به شکل پرنده در هوا پرواز می کند
پس این سه کاملا از هم جدا شخصیت دارند و در واقع سه تا
هستند و یکی نیستند دقت بفرمایید که علامت های جمع این جمله (پدر+پسر+روح
القدس=خدا) به این معنا هستند که عضو های سمت راست معادله، اجزای تشکلی دهنده
وجودسمت چپ میباشند. وقتی میگوییم 2+2=4 یعنی اینکه 2 و 2، جزء های تشکیل
دهنده 4 هستند؛ نه اینکه هر 2 ، خودش 4
باشد! و
تثلیثیون می گویند هر
اقنوم، خودش خدا است. اقانیم تثلیث، بخش های تشکیل دهنده یک خدا نیستند. "هر
شخص کاملا خداست" و این اعتراف به سه
خدائی است که شرک است یعنی 1+1+1=3
شرکتی از سه خدا و این توحیدمطلق = واحد الاحد نیست
انسان باید طفل باشد یا کاملا
بدون عقل باشدیا کاملا مقلد کر و کور باشد
تا این سخن خرافی و جاهلانه را
بپذیرد و بت پرستی را قبول کند تثلیث انسان جاهل و خرافی پرورش می دهد که کشیشان فرعون نیازمند
ان هستند
4- نقد عقلانی
و کتاب مقدسی از تثلیث
:
1. رابطه به تنهایی باعث تمایز دو چیز می شود.
2. تمایز اشخاص تثلیث،
بینهایت بودنشان را "محدود می کند "
3. تمایز اشخاص تثلیث،
کمالشان را نقض میکند.
4.در نتیجه هر سه محدود ناقص می
شوند و سه تایشان شرکت=شرکتی است در خدائی
- خدا هیچ شریک ندارد
حالا به رابطه پدر وپسر می پردازیم در جهت اثبات تمایز پدر و پسر:
حالا به رابطه پدر وپسر می پردازیم در جهت اثبات تمایز پدر و پسر:
1-
(اینکه پسر هستیش را از پدر می گیرد) (پس "پسر ازلی و دارای حیات ذاتی نیست")
2. پسر، در رابطه با پدر، معنا پیدا می کند.
3. پسر نمی تواند پدر خویشتن باشد.
پس:
نتیجه . پدر و پسر، به طور جاودانی، متمایزند و از
همدیگر جدا هستند و اگر هر دو خدا تصور
شوند دو خدا خواهیم داشت یعنی شرک و بت پرستی به صورت دقیق
خرافات است
5= برهان صدور کلمه از خدا
1= در ذات خدا صدور کلمه وجود دارد
(یوحنا 1:1 -3)
2. کلمه صادر شده ، میبایست صادر کننده ای (متکلمی) داشته باشد. (بر اساس
فعل صدور که بدون فاعل محال است)
3. صادر کننده (متکلم) و صادر شده(کلام) در رابطه میباشند.
4. رابطه به تمایز می انجامد.
پس:
صادر کننده (متکلم=پدر) و صادر شده (کلام=پسر) متمایز اند.
در نتیجه عیسی مخلوق گوینده =پدر است و در نتیجه پدر خدا است و بس و عیسی مخلوق است
6=برهان بر پایه ی محبت خدا در جهت
اثبات تمایز پدر و پسر:
1. در ذات خدا، از ازل، شخصی دیگری را محبت می نماید. (یوحنا 17: 24)
2. این اشخاص متمایز اند. (بر اساس گزاره ی 1)
3. این اشخاص پدر و پسر میباشند. (یوحنا 17: 24)
نتیجه پدر و پسر متمایز اند. و اگر
خدا هم پدر باشد و هم پسر باشد تناقض است و باطل و چرا مفسران در مورد خدا تناقض گوئی می کند چرا اسمهای بی معنی پدر و
پسر هر دو را بر خدا می نهد و دورغ می گویند این وجود خدا نمی تواند بلکه
شیطان است که بجای خدا پرستیده می شود و کسانی که به این شیطان ایمان دارند شیطان
پرست هستند
7= چرا در هیچ جای
کتاب مقدس به روح القدس(جبرائیل )
وپسر(عیسی ) خدا گفته نشده است
. 1 ای
خدای روالقدس ؟
2. یا ای "خدای پسر" ؟
2. یا ای "خدای پسر" ؟
جواب . چون روح القدس و پسر نسبی و موجود نسبی خدا نیست
ودر (دوم قرنتیان 13: 14)چنین امده
فيض عيسي خداوند(استاد ) و
محبّت خدا(خالق ) و شركت روحالقدس با جميع
شما باد. آمين.
چرا به عیسی خداوند گفته شده می دانیم
که کلمه خداند به معنی استاد - معلم
- سر ور- اقا- پرورش دهند ه یا
پرورد گار است و انسان هم می تواند این
اسمها را داشته باشد همانطور که به حسن صباح
که مرکزش در قلعه الموت بود خداوند الموت گفته می شود چون معنی خداوند خالق نیست و همچنین در زبان عبری به پدر و
مادر هم خداوند گفته می شود و هر خداوندی خدا نیست
البته خدا هم خداوند است چون در نام
خدائی خلق می کند و با نام خداوندی
پرورش می دهد مخلوقات را - عیسی هم
خداوند است یعنی بطور دقیق استاد و پرورش دهنده
شاگردان خود بود در نتیجه عیسی خداوند است و خدا نیست و در کار استادی روح القدس هم اورا یاری می کرد یعنی در
کار ا و مشارکت می کرد البته فرشتگان در
کار خداهم مشارکت می کنند نه در خدائی -
خدا
8= دلیل دیگر از کتاب مقدس
(اعمال رسولان
13: 33) كه خدا آن را به ما كه فرزندان ايشان ميباشيم
وفا كرد، وقتي كه عيسي را برانگيخت، چنانكه در زبور دوّم مكتوب است كه
"تو پسر من هستي، من امروز تو را توليد
نمودم.
شرح = اولا که ایه می گوید خدا عیسی را بر انگیخت .عیسی خودش کاره ای نیست و تولید نمودن به چیزی می گویند که نیست و بوجود می اورند بنااین عیسی نبود و خدا او را تولید کرده است یعنی
خلق کرده است و مخلوق نمی تواند خدا باشد اما او را از چه چیزی تولید کرده است از
کلمه نسبی که صورت کلمه مطلق (خدا ) است تولید شده است و همه جهان
بواسطه کلمه نسبی
تولید شده است همه جهان صورت (ایه ) خدا
است
نتیجه نهائی عیسی نسبی و محدود است پس خدا نیست بلکه خداوند است
علی محمدی
25 خرداد 1391
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر