۱۳۹۰ اسفند ۱, دوشنبه

اعاده حیثیت پیامبران در قرآن




                بنام خداوند مطلق فعال (بی نهایت )



 اعاده حیثیت  پیامبران در قرآن . همه کتاب های قبل از قران راانسانها تحریف کرده بودند  خداوند یک دین  داردو  در چهار کتاب قبلا بیان کرده بودو چون انسانها  انها را تحریف کردند خدا با دو باره بیان کردن مطالب انها در قران  (خواندنی )و بیان اصول  ملکوت  که عیسی برای کامل شدن دین بشارت ان را داده بود پس در محمد خدا  دین را کامل کرد و قران  اصول ملکوت را بیان کرد که می تواند کتابهای قبلی را  تصحیح کند









الگو … الگو … الگوواژه‌ای که آشنای من و شماست. الگو و اسوه نیک شما ،‌پیامبران  خدا: ولکم فی رسول الله اسوة حسنة. و همه پیامبران الهی الگوی بشریتند. چرا این‌گونه نباشد در حالی که باید پیام خداوند مهربان را به من و شما برسانند.



پیامبران باید انسانی پاک و نمونه باشند تا دیگران بتوانند از انها  پیروی کنند  و نیز بدور  از هر عیبی باشند  تا بتوان به تمام ابعاد وجودی‌شان اعتماد نمود و از ایشان پیروی کرد. قرآن درباره پیامبران می‌فرماید: آنان کسانی هستند که خداوند، آن‌ها را هدایت نموده است پس تو نیز از آن‌ها پیروی  کن  ( سوره انعام : ۹۰)

پس اگر پیامبران هدایت یافته و رهنما هستند ، از گناه نیز دورند و وجودشان سرشار از نیکی است. اگر فرستادگان خدا پاک‌ سیرت نباشند ،و خود  فاسد و گناهکار باشند و سر از فرمان خدای خویش بپیچند. ،‌ چگونه می‌توان بدان‌ها اعتماد نمود.

کتاب خدا را باز کن. فرقی نمی کند قرآن یا کتاب مقدس را. هدف مقایسه است. وقتی که قرآن را می‌گشایی و قصه‌های پیامبرانش را می‌خوانی ، شخصیت‌هایی راهنما را می‌یابی ستودنی که باید قصه‌هایشان را به جان نوشید و گام در جای گامشان نهاد. اما وقتی همین قصه‌ها را در کتاب مقدس (عهدین) ، می خوانی  ، می‌بینی که تفاوت‌ها بسیار است. در مقابل قصه‌های  قرآن، قصه‌هایی واقعی و پاک که  در دل انسان  می‌نشیند وانسان  از شگفتی‌ انگشت به دندان می‌گزد.



1=در قرآن ، خداوند آدم را از بهشت می‌راند؛ چون از علمی که خدا  به  او داده بود استفاده نمی کند و یا از خدا سئوال نمی کند  و  بفریب شیطان از درخت ممنوعه شرک  می‌خورد  (طه : ۱۱۷)



اما در کتاب مقدس، آدم از بهشت اخراج می‌شود،- چون از درخت معرفت نیک و بد خورده است؛ چرا که خداوند نمی‌خواست، انسان به نیک و بد آگاه شود؟ (پیدایش۳ : ۱-۲۴).



2=در قرآن ، ابراهیم علیه‌السلام در مناظره‌ای شجاعانه با حاکم مصر، او را به خداوند دعوت می‌کند:



آیا از [حالِ‏] آن کس که چون خدا به او پادشاهی داده بود [و بدان می‏نازید، و] با ابراهیم درباره پروردگارش محاجّه [می‏] کرد، خبر نیافتی؟ آن گاه که ابراهیم گفت: «پروردگار من همان کسی است که زنده می‏کند و می‏میراند.» گفت: «من [هم‏] زنده می‏کنم و [هم‏] می‏میرانم. ابراهیم گفت: «خدا [ی من‏] خورشید را از خاور برمی‏آورد، تو آن را از باختر برآور. » پس آن کس که کفر ورزیده بود، مبهوت ماند. و خداوند قوم ستمکار را هدایت نمی‏کند. (بقره : ۲۵۸)



اما در کتاب مقدس، از این شجاعت خبری نیست و برعکس ابراهیم از ترس جانش، زن خود را به همان حاکم مصر پیشکش می‌کند، به طوری که بعداً، حتی  آن  حاکم هم، ابراهیم را برای این کار، ملامت می‌کند. (پیدایش ۱۲ : ۱۰-۲۰)



3=در قرآن ، خداوند با ابراهیم عهد می‌بندد و او را پیشوا قرار می‌دهد، اما وقتی ابراهیم آن را برای تمام فرزندانش تقاضا می‌کند، خداوند می‌گوید: عهد من به فرزندی که ستمگر باشد، نمی‌رسد ؛ لذا عهد خدا شامل تمام فرزندان ابراهیم نمی‌شود:



(خدا به ابراهیم] فرمود: من تو را پیشوای مردم قرار دادم. [ابراهیم‏] پرسید: از دودمانم [چطور]؟ فرمود: پیمان من به بیدادگران نمی‏رسد. (بقرة : ۱۲۴)



اما در کتاب مقدس، خدا در عهد خود با ابراهیم، او را پدر امت‌ها معرفی کرده که پادشاهان از وی به وجود می آیند و می‌گوید: این عهد با فرزندان او نیز به صورت دائمی است و تمام فرزندان ابراهیم را شامل می شود، چه ستمگر باشند، چه عادل باشند . (پیدایش ۱۷ : ۴-۱۱)



  4= قرآن در قصه لوط می‌گوید:

به لوط حکم و دانش دادیم … و همانا لوط از پیامبران بود. (أنبیاء : ۷۴)و (صافات : ۱۳۳)

و نیز می‌فرماید :

لوط در زمره کسانی است که خدا هدایتشان نموده، پس به روش آنها اقتدا کن… (انعام :۹۰)



اما بر اساس کتاب مقدس، حضرت لوط علیه‌السلام شراب نوشیده، سپس در حال مستی با دخترانش زنا کرد. دختران نیز از این زنا حامله شده و هر کدام پسری به دنیا آوردند که نسب بعضی از أنبیا به آنان می‌رسد؛ مانند داوود، سلیمان و عیسی علیهم‌السلام (پیدایش ۱۹ : ۳۱-۳۸)؛ حال آن که به حکم خود کتاب مقدس، افراد حاصل از زنا داخل جماعت خداوند نمی شوند حتی تا پشت دهم!(تثنیه ۲۳ : ۲).



     5=قرآن در قصه داوود می‌فرماید:

ما سلیمان را به داوود بخشیدیم؛ چه بنده خوبی! زیرا همواره به سوی خدا باز می‌گشت و به یاد خدا بود. (سوره صـاد  : ۳۰)



اما کتاب مقدس در قصه‌ی داوود می‌گوید: داوود علیه‌السلام با زن اوریا زنا کرد. آن زن حامله ‌شد. حضرت داوود نیز شوهر آن زن را به کام مرگ فرستاد و .. سلیمان علیه‌السلام از این زن متولد ‌شده است  پیامبر زن مردم را غصب می کند

. (سموئیل دوم ۱۱: ۲-۲۷ و ۱۲: ۹-۱۲).



6=در قرآن ، هارون یار و یاور موسی است و پیوسته به موسی برای هدایت مردم به سوی خدا، کمک می‌کند:

و به یقین [ما] به موسی کتاب [الهی‏] عطا کردیم، و برادرش هارون را همراه او دستیار [ش‏] گردانیدیم. (فرقان : ۳۵)



اما در قصه موسی در کتاب مقدس، هارون گوساله می‌سازد و خود با بنی اسرائیل گوساله‌پرست می‌شود. (خروج ۳۲ : ۱-۹)



7=در قصه سلیمان علیه‌السلام، قرآن می‌فرماید:  سلیمان کافر نشد، بلکه شیاطین کفر ورزیدند.

(بقره : ۱۰۲)

همچنین قرآن سلیمان را بنده‌ای مومن معرفی می کند:

و به راستی به داوود و سلیمان دانشی عطا کردیم، و آن دو گفتند: ستایش خدایی را که ما را بر بسیاری از بندگانِ باایمانش برتری داده است. [نمل :15   )



اما کتاب مقدس در قصه‌ی خود، درباره سلیمان می‌گوید: زنان سلیمان، در آخر عمر او، دلش را از خدا برگرداندند و او بت‌پرست گردید. لذا خشم خداوند بر سلیمان بر افروخته شد و آنچه را خداوند به او امر فرموده بود، به جا نیاورد. (اول پادشاهان ۱۱ : ۱-۱۳.)



8=بر اساس قرآن در قصه‌ی سلیمان، سلیمان فقط خدا را در نظر دارد و به امور دنیایی فریفته نمی‌شود:

و چون [فرستاده‏] نزد سلیمان آمد، [سلیمان‏] گفت: آیا مرا به مالی کمک می‏دهید؟ آنچه خدا به من عطا کرده، بهتر است از آنچه به شما داده‏است. [نه،] بلکه شما به ارمغان خود شادمانی می‏نمایید. (نمل : ۳۶)



اما در کتاب مقدس، سلیمان به شدت شیفته و فریفته زن، طلا و سایر امور دنیایی می شود.

 (اول پادشاهان ۱۰ : ۱۵-۲۹ و ۱۱ : ۱-۳)



9=بر اساس بیان قرآن، زنان از سلیمان تأثیر می‌گیرند و با ارتباط با سلیمان به خداوند ایمان می‌آورند:

)ملکه سباء‏) گفت: پروردگارا، من به خود ستم کردم و [اینک‏] با سلیمان در برابر خدا، پروردگار جهانیان، تسلیم شدم. (نمل : ۴۴)



اما طبق روایت کتاب مقدس، سلیمان از زنان تأثیر می‌پذیرد و حتی در این راه ایمانش را از دست می‌دهد.

(اول پادشاهان ۱۱ : ۲-۵)

 10=در قرآن ، نوح به عنوان پیامبری به دور از هر بدی  معرفی می شود:

و به او(ابراهیم) اسحاق و یعقوب را بخشیدیم، و همه را به راه راست درآوردیم، و نوح را از پیش راه نمودیم، .. و این گونه، نیکوکاران را پاداش می‏دهیم. (أنعام : ۸۴ - ۹۰ و نیز در سوره (صافات : ۸۰ و ۸۱ نساء : ۱۶۳ و آل عمران : ۳۳ -۳۵)



اما در قصه کتاب مقدس، نوح علیه‌السلام شراب نوشیده و از شدت مستی عریان شد و پسرانش ردایی را روی او افکندند، تا برهنگی پدر نمایان نباشد. (پیدایش ۹ : ۲۰-۲۵)

11=در قرآن ، أیوب به عنوان فردی شکیبا معرفی می‌شود:



ما او را شکیبا یافتیم. چه نیکوبنده‏ای! به راستی او توبه‏کار بود. (صـاد : ۴۴)



ولی در کتاب مقدس، أیوب پیوسته در حال  نفرین، و شکایت کردن است  و فردی بی‌صبر و ناشکیبا است.

 ( أیوب۳ : ۱-۲۶(



12= قران   عیسی را  پیامبر  و  پرستنده خدا  معرفی می کند  

 اما  کتاب مقدس  عیسی را  پسر خدا معرفی می کند  خدائی که پسر داشته باشد   پسر وارث پدر می شود  و به جای پدر  قرار می گیرد واین  شرک  و بت پرستی است خداوند  نه پسر و نه دختر ونه همسر ندارد  و وجودش  مطلق یعنی  بی نهایت است  آیا   خداوند  عیسی را  خلق کرده است اگر جواب بله است  پس  عیسی  مخلوق خداست  و  نه پسر خدا---- تازه  در کتاب مقدس تنها عیسی پسر  خدا نیست خداوند  پسر های بیشماری دارد   از جمله فرشتگان همگی و  شیطان هم پسر خداست( کتاب ایوب ایه 6 ) و همه مومنان پسر خدا هستند پس پسر خدا بودن اولا ارزش نیست ثانیا بر فرض محال  پسر خدا بودن- شرک است و    خدا از خدائی انداختن است و اگر خدا عیسی را زاییده است  در نتیجه



1= به محض اینکه  این خدا - پسر یا دختر یا همسر داشته باشد  محدود  و نسبی می شود  

2= وجودی که نسبی باشد   مادی می شود

3= و وجود مادی  محتاج  مکان و زمان می شود  

4=و چون در همه جا همزمان  و هم مکان  نمی تواند حضور داشته باشد محتاج حرکت می شود  

5= موجودی که حرکت میکند  کوچکتر از   مکانی می شود که در آن مکان  حرکت می کند  در نتیجه  زمین و آسمان بزرگتر از  او می شود    

 6=   خدای کوچک دیده می شود  چون چشم انسان می تواند بر او احاطه پیداکند چیزی که دیده شود مطلق (بی نهایت )نیست    پس  او  خدا نیست



7=  خدای   محتاج  مکان و محتاج حرکت  و کوچک -    زمان بر او حاکم می شود  در نتیجه قابل مردن می شود پس  او خدای حقیقی نیست  یک  بت است که خدا تصور شده و  پرستیده می شود  بت پرستی - دین باطل و کاذب است



  8= پیامبران آمدند تا انسان را از خدای محدود(  بت )نجات دهند  از  بت  بی جان   و از  بت جاندار   و انسان را  به خدائی  راهنمائی کنند که   از همه نظر    مطلق و فعال (بی نهایت )    است






  مشکل در کجاست همانطور که قبلا هم نوشته ایم مشکل در ترجمه  خود کتاب مقدس است که باید  با شجاعت  خرافات زدائی شود  و کلام حق  جایگزین  کلام باطل شود  و الا همانطور که پیش بینی شده است تا 100 سال آینده با این کتاب مقدس یک مسیحی  در دنیا باقی نخواهد ماند تنها کسانی می توانند مسیحی بمانند که   بی سواد باشند  و نتوانند کتابهای دیگر خداوند   را بخوانند  ما هنوز از  ریگ ویدا  و از اوستا  چیزی برای شما ننوشته ایم   اگر بدانید که  آنها چقدر درستر و دقیقتر دین حق را بیان کرده اند  تعجب می کنید با اینکه قدیمیتر  هستند  و از  انحرافاتی که در ترجمه کتاب مقد س ملاحظه می شود    بیشتر آگاه می شوید   با در جهل ماندن نمی توان به بهشت جاودانگی رفت    راه  بهشت  را فقط   با  علم میتوان یافت    این راه







فقط با قبول 5کتاب  خدا برای دین  واحد  خدا  امکان دارد انسان به بهشت رود   خدا یک دین دارد اما برای   تعلیم دادن آن   5 کتاب فرستاده  است که مکمل همدیگرند



1= ریگ ویدا   کتاب نوح (جمشید جم )

2- اوستا   کتاب  ابراهیم  (زردشت )

3= عهد قدیم کتاب موسی (اوشیدر )

4= عهد جدید کتاب عیسی ( اوشیدر ماه )

5= قران  کتاب محمد  (استوت ارت )

 نامهای که در پرانتز است نامهای است که در کتب زردشتی  پیامبران به ان نامها نامیده شده اند  اوستا کتاب ابراهیم زردشت است

و خداوند 6  شخص را   در عالم معنا  زنده نگه داشته است برای زمانی که  دین واحد -   خدا واحد مطلق فعال  بر جهان حاکم شود



1=  اخنوخ   (ادریس)
2= عزیر  (ملکی صدق )
3=  خضر  (ذاالکفل )
4= ایلیا ( الیاس )
5= عیسی ابن  مریم (مسیح )
6= محمد ابن حسن (مهدی)



  که در رستاخیز  کوچک   ظهور  خواهند کرد   و حقانیت 5  کتاب را و یگانگی دین حق را   شهادت خواهند داد  - دین خداوند  یکی است   واصول ان هم یکی است که این اصول   به  نامهای  متفاوتی در 5 کتاب  امده است  نامهای اصول -  دین حق  خداوند  عبارتند  

 نور – فطرت   – روح – ملکوت –  سنت الله -   که به  5 پیامبر   صاحب کتاب- که در بالا  نامشان ذکر شد   داده  شده است  که در محمد   شرح کامل ان بنا بر وعده عیسی داده شد  و بنا بر  راهنمائی عیسی بود  که ما توانستم این غلط و ایراد ها را  از کتاب مقدس پیدا کنم چون 2000 سال است که این کتاب وجود دارد ولی کسی نتوانسته از ان ایرادی و غلطی  بگیرد  یافتن این ایرادها  و غلط ها  حتما با کمک روح القدس ممکن شده است که ناخود اگاه بر عقل ما جاری کرده  است و الا ما کسی نبودیم که دنبال این کار ها باشیم و اگر هم می بودیم نمی توانستیم این همه ایراد و غلط از کتاب مقدس بیابیم همچنانکه تا حال کسی این کار را نکرده است  و همچناکه در قران یافتیم و با ترجمه صحیح همه را بر طرف کردیم و ان شاء الله  در کتاب مقدس هم بر طرف خواهیم کرد  







علی محمدی
















هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر