۱۳۹۰ اسفند ۱, دوشنبه

تهمت به خدا در کتاب مقدس که در اثر ترجمه های تحریف شده بیان شده است


                                                     







                 بنام خداوند  مطلق فعال )(خداوند بی نهایت )



کتاب مقدس با الهام  از علم ملکوت الهی  احتیاج سریع به اصلاحات دارد



1=  خدا ئی را که  کتاب مقدس به ما می شناسناد  خدا  حقیقی نیست بازیچه دست انسان است  موجودی است  که دارای جسم  کوچکی  است مثل همه موجودات  دیگر  و   جاهل است  واز نتیجه کارهای خود بی خبر است  ودارای  احساس رقابت  با آدم  و مخالفت با علم‏آموزى و آگاهى ادم است  و نسبت به  انسان حسود است  که  مبادا حیات  جاوید داشته باشد و  در بهشت  بماند  و کوچک بودن او از مخلوقات خودش  بدان حد است که در باغی که خود خلق کرده است راه می رود و زمینی که مخلوق خود خداست از خود خدا بزرگتر است    این خدا نمی تواند   در همه مکانها  و در همه زمانها  همزمان حضور داشته باشد   و در آفرینش  جهان ترتیب  عقلانی و علم را هم  رعایت نکرده است  گویا نسبت به  ترتیب امور جاهل است  خورشید را خلق نکرده   نور و روز وشب  را  بوجود اورده است   چطور  ...   خورشید را خلق نکرده گیاهان را خلق کرده  است چطور ..... ، آدم را شکل خودش خلق کرده  خدائی که شکل دارد   خدا نمی تواند باشد  خودش مخلوق است و  وو  وو علاوه بر این زن  را  یک موجودی پست و  درجه دوم  که  از دنده چپ مرد   خلق کرده است  و  زن عامل  شر و بد بختی است  و باید زیر سلطه مرد باشد  و برابری حقوقی بین  زن و مرد وجود ندارد ومرد حاکم بر زن است  این خدا ادم کش را مصونیت می دهد قائن که هابیل را کشته مصون از مجازات می شود  و لمک از نوادگان  قائن هم قاتل می شود  و او بیشتر مصون می شود  ووووووو   .   


سفر پیدایش، باب 2 و 3



2= خدا انسان را آفرید و به او نعمت شناخت نیک و بد را نداد و انسان، مانند تمام حیوانات، عریان مى زیست و نمى دانست که این کار ناپسندى است و چون آدم و حوّا از درختى که خدا منعشان کرده بود خوردند، چشمشان باز شد و فهمیدند عریان بودن ناپسند است و انسان در اساس خلقتش بنا نبود که عارف نیک و بد باشد؛ و چون گناه کرد و از فرمان خدا سرپیچى نمود، عارف نیک و بد گردید پس خدا انسان را جاهل خلق کرده بود :

(مار به زن گفت: -هر آینه نخواهید مرد؛ بلکه خدا مى داند در روزى که از آن بخورید، چشمان شما باز شود و مانند خدا عارف نیک و بد خواهید بود.- و چون زن دید که آن درخت براى خوراک نیکوست و به نظر خوشنما و درختى دلپذیر و دانش افزا، پس از میوه اش گرفته، بخورد و به شوهر خود نیز داد و او خورد. آن گاه چشمان هر دوِ ایشان باز شد و فهمیدند که عریانند. پس برگهاى انجیر به هم دوخته، سترها براى خویشتن ساختند. و آواز خداوند خدا را شنیدند که در هنگام وزیدن نسیم نهار در باغ مى خرامید. و آدم و زنش خویشتن را از حضور خداوند خدا در میان درختان باغ پنهان کردند. و خداوند خدا آدم را ندا درداد و گفت: - کجا هستى؟- گفت: - چون آوازت را در باغ شنیدم، ترسان گشتم؛ زیرا که عریانم. پس خودم را پنهان کردم-

گفت: - که تو را آگاهانید که عریانى؟ آیا از آن درختى که تو را قدغن کردم که از آن نخورى، خوردى؟- آدم گفت: - این زنى که قرین من ساختى، وى از میوه درخت به من داد که خوردم.- پس خداوند خدا به زن گفت: -این چه کار است که کردى؟- زن گفت: - مار مرا اغوا نمود که خوردم-)

( شرح -خدا دید که اگر آدم از درخت حیات هم بخورد، مثل او جاودان مى شود؛ لذا او را از باغ عدن اخراج کرد  خدا حسود و ترسو است)

(و خداوند خدا گفت: - همانا انسان مثل یکى از ما شده است، که عارف نیک و بد گردیده. اینک، مبادا دست خود را دراز کند و از درخت حیات نیز گرفته بخورد، و تا به ابد زنده ماند!- پس خداوند خدا، او را از باغ عدن بیرون کرد تا کار زمینى را که از آن گرفته شده بود، بکند. پس آدم را بیرون کرد و به طرف شرقى باغ عدن، کروبیان را مسکن داد و شمشیر آتشبارى را که به هر سو گردش مى کرد تا طریق درخت حیات را محافظت کند.-)

شرح- حال سؤال اساسى اینجاست که اگر آدم از درخت نیک و بد نمى خورد، اصلا ما بدنیا می آمدیم  و اگر میامدیم  ما الآن چگونه زندگی  مى کردیم؟ آیا از نعمت شناخت نیک و بد برخوردار بودیم؟ اساس خلقت انسان بر چه بود؟ آیا باید ما هم مانند دیگر حیوانات  زندگی مى کردیم؟ یا اینکه انسان از روز اوّل خلقت    دارای شعور و شناخت نیک و بد  بود  ایا معنی این ایات این نیست که مخالف احکام خدا عمل کردن   انسان را  عالم و دانشمند می کند  اطاعت از خدا یعنی باقی ماندن در جهالت و نادانی نیست   این تفسیر  کمک میکند انسا  ضد خدا و  ضد دین شود ؟

3=دستورات دادن و پشیمان شدن  خدا


براى مثال در سِفْر پیدایش مى خوانیم که در زمان نوح علیه السلام ، وقتى مردم گناهان بسیارى انجام دادند و شرارت روى زمین بسیار شد، خداونددر دل محزون گشت و از آفرینش انسان پشیمان شد و تصمیم گرفت انسان را از صحنه روزگار حذف کند یعنی خداوند به نتیجه آفرینش خود جاهل بوده است  :

(خداوند دید که شرارت انسان در زمین بسیار است، و هر تصوّر از خیالهاى دل وى دائما محض شرارت است. و خداوند پشیمان شد که انسان را بر زمین ساخته بود، و دردل خود محزون گشت. و خداوند گفت: -انسان را که آفریده ام، از روى زمین محو سازم، انسان و بهایم و حشرات و پرندگان هوا را، چونکه متأسّف شدم از ساختن ایشان.-)

شرح- امّا ما مى دانیم که تمام کارهاى خداوند از روى حکمت است. ممکن است از عمل بنده اش ناخشنود شود، ولى از عمل خودش متأسّف و پشیمان نمى شود و نمى فرماید که از ساختن ایشان متأسّف شدم، تا با محو و نابود کردن انسان در صدد جبران عمل خود برآید.

از جمله آیات دیگر کتاب مقدس، دستورات عجیبى است که خداوند به انبیائش مى دهد. مثلاً به حزقیال نبى دستور مى دهد به مدت سیصد و نود روز مقدارى حبوبات با دستورات مشخص بگیر و این گونه بر پهلوى راست بخواب و این حبوبات را بر سرگین انسان بپز و بخور:

(پس گندم و جو و باقلا و عدس و ارزن و جُلبان براى خود گرفته، آنها را در یک ظرف بریز و خوراکى از آنها براى خود بپز و تمامى روزهایى که به پهلوى خود مى خوابى، یعنى سیصد و نود روز آن را خواهى خورد. و غذایى که مى خورى به وزن خواهد بود، یعنى بیست مثقال براى هر روز. وقت به وقت آن را خواهى خورد. و آب را به پیمایش یعنى سُدسِ یک هین خواهى نوشید. آن را وقت به وقت خواهى نوشید. و قرصهاى نان جو که مى خورى، آنها را بر سرگین انسان در نظر ایشان خواهى پخت. و خداوند فرمود به همین منوال بنى اسرائیل نان نجس در میان امّتهایى که من ایشان را به میان آنها پراکنده مى سازم خواهند خورد.)

سؤال این است که آیا چنین فرامینى را مى توان به خداوند حکیم و علیم نسبت داد؟

4= در فراز دیگرى از کتاب مقدس مى خوانیم که خداوند به شکل انسان ظاهر می شود و تصمیم به کشتن موسى، پیامبر برگزیده خویش مى گیرد:

(و واقع شد در بین راه که خداوند در منزل بدو برخورده قصد قتل وى نمود، آنگاه صفوره (همسر حضرت موسى) سنگى تیز گرفته غلفه پسر خود را ختنه کرد و نزد پاى وى انداخته گفت: تو مرا شوهر خون هستى، پس او وى را رها کرد.» (خروج 4:2624)

در عظمت این پیامبر همین بس که در سفر تثنیه (34:10) مى خوانیم: - و نبى اى مثل موسى تا به حال در اسرائیل برنخاسته است که خداوند او را روبرو شناخته باشد.)

شرح- نکته عجیب اینکه موسى علیه السلام مرتکب هیچ گناهى نشده بود و خدا او را به سوى فرعون فرستاده بود تا بنى اسرائیل را از چنگال فرعون رهائى بخشد، اما ناگهان تصمیم به کشتن موسى گرفت!!!

و عجیب تر اینکه همسر موسى با ختنه کردن فرزندش خداوند را منصرف کرد و امروز مسیحیان ختنه نمی کنند   عجیب تر اینکه  خدا  مثل انسان جاهل است .

5= نزول خدا بر قله کوه

کتاب مقدس سفر خروج باب 19 آیه 20

وقتی خداوند بر قله کوه نزول کرد  موسی را فرا خواند وموسی نیز به قله کوه بالا رفت

6= خسته شدن خدا از کار آفرینش و استراحت کردن جهت رفع خستگی:

سفر پیدایش باب دوم

پس خدا روز هفتم را مبارک خواند و آن را تقدیس نمود زیرا که در آن آرام گرفت از همه ی کار خود که خدا آفرید و ساخت...

7= شیطان  ادم و حوا را  آگاه و عالم می کند نه خدا :

سفر پیدایش باب سوم

مار به زن گفت هر آینه نخواهید مرد بلکه خدا می داند در روزی که از آن بخورید چشمان شما باز شود و مانند خدا عارف نیک و بد خواهید بود...پس از میوه اش گرفته بخورد و به شوهر خود نیز داد...آنگاه چشمان هر دوی ایشان باز شد و فهمیدند که عریانند

8=  راه رفتن خدا در باغ  مثل تمام مخلوقات   و خدا دارای جسم و مانند انسان است

 سفر پیدایش باب سوم

9= گم کردن آدم و حوا در باغ بعد از اینکه آن دو خود را در میان درختان پنهان کردند



سفر پیدایش باب سوم

...و آواز خداوند خدا را شنیدند ...و آدم و زنش خویشتن را از حضور خداوند خدا در میان درختان باغ پنهان کردندو خداوند خدا آدم را ندا در داد و گفت کجا هستی؟گفت چون آواز تو را در باغ شنیدم ترسان گشتم زیرا که عریانم پس خود را پنهان کردم.



10= جهل خدا از اینکه آدم و حوا از درخت خورده اند:

سفر پیدایش باب سوم 

گفت چون آواز تو را در باغ شنیدم ترسان گشتم زیرا که عریانم پس     خود را پنهان کردم.گفت که تو را آگاهانید که عریانی؟آیا از آن درختی که    تو را قدغن کردم که از آن نخوری خوردی.

11= دلالت خدا بر یکسان بودن خودش و فرشتگانش از جهت درک و شعور و اینکه آدم هم با خوردن از درخت نیک وبد  مثل آنها شده است:

 سفر پیدایش باب سوم آیه 22

و خداوند خدا گفت همانا انسان مثل یکی از ما شده است که عارف نیک و بد گردیده اینک مبادا دست خود را دراز کند و از درخت حیات نیز گرفته بخورد و تا به ابد زنده ماند.

12= پشیمان و ناراحت شدن خدا از آفرینش انسان و اینکه از عواقب این خلقتش خبر نداشته و جاهل بوده است

کتاب مقدس باب 6 آیه6 و 7

و خداوند پشیمان شد که انسان را بر زمین ساخته بود و در دل خود محزون گشت و خداوند گفت انسان را که آفریده ام از روی زمین محو سازم انسان و بهایم و حشرات و پرندگان هوا را چون که متاسف شدم از ساختن ایشان.



13= بیان تثلیث و نسبی بودن  خدا  متشکل  از سه جزء مانند همه اشیاء

 متی باب 28 ایه 19

باسم پدرو پسر و روح القدس غسل تعمید دهید

14= تجسیم خدا و یکی شدن  خدا  با گوشت و پوست  و خون عیسی

انجیل یوحنا باب اول آیه اول

 کلمه وجود داشت  ونزد خدا بود او همواره زنده بوده وخود او خداست

 شرح – تفسیری که از این ایه می دهند بر خلاف توحید است  چون در ایه پایین تر می فرماید که همه انسانها   از همان کلمه هستند  پس همه خدا هستند ؟

ترجمه  الوهیم (خدا )  به چند معنی  متضاد  در کتاب مقدس  انجام گرفته است  



در تورات  کلمه  الوهیم که به معنی خدا است  به فرشتگان و    پیامبران و حتی به قاضی ها   و به بت ها  و روح مردگان هم خدا گفته شده است  یک کلمه باید یک معنی داشته باشد نه این  که به هر کسی خواستیم خدا بگوییم    در این صورت  خود خدای اصلی در میان  خدایان دیگر گم خواهد شد  

1= پیدایش ۱:۱
فارسی قدیم
در ابتدا، خدا(
الوهیم) آسمانها و زمین را آفرید.

2= مزامیر ۸۲:۶
عصر جدید
من گفتم که شما(انبیاء) خدایانید(
الوهیم)

3= مزامیر ۸۲:۱
ترجمه تفسیری
خدا(
الوهیم) در دادگاه‌ آسمانی‌ ایستاده‌ است‌ تا قضات‌(الوهیم) را به‌ پای‌ میز محاکمه‌ بکشاند.

4= مزامیر ۸:۵
فارسی قدیم
تو(یهوه) مقام‌ او(انسان) را فقط‌ اندکی‌ پایین‌تر از فرشتگان‌(
الوهیم) قرار دادی‌ و تاج‌ عزت‌ و احترام‌ را بر سر وی‌ نهادی‌.

5= خروج ۳۲:۱۷
فارسی قدیم
برای دیوهایی که خدایان نبودند، قربانی گذرانیدند، برای خدایانی(
الوهیم) که نشناخته بودند …

6= تثنیه ۱۰:۱۷
فارسی قدیم
زیرا که یهوه خدای شما خدای خدایان(
الوهیم) و رب‌الارباب، و خدای عظیم و جبار ومهیب است…

اینها جلوه هایى از خدا در عهد عتیق است؛ اما خدا در برداشتهاى مسیحیان و از منظر عهد جدید جلوه دیگرى دارد و به هیچ وجه نمى توان او را فهمید. فقط باید به خدایى که نمى توان او را با عقل درک کرد ایمان آورد؛ خدایى که یکى است و در عین حال سه تا است و خدایى که سه تا است و در عین حال یکى است. یعنی توحید نسبی  که همه مخلوقات  به عنوان ایه خداوند همینطور هستند  پس خدا مطلق نیست  چگونه به چنین خدایى که به اعتراف خود اندیشمندان مسیحى قابل درک نیست باید ایمان آورد؟ حتى بزرگ ترین اندیشمندان مسیحى هم نتوانسته اند توجیهى عقلى براى تثلیث ارائه کنند. در عین حال باید به این خدا ایمان داشت و او را ستایش کرد در صورتی که کلمه تثلیث  نه در تورات و نه در انجیل  و در کتابهای پیامبران قبلی وجود ندارد ودر همان حال خود را موحد  و خدارا  توحید مطلق دانست  این خدا توحید  نیست شرکتی است  از سه جزء     در نتیجه هیچ کدام خدا نیست چون هر سه  مادی  و محدود هستند 

7= اول سموئیل ۲۸:۱۳
عصر جدید
پادشاه به او گفت: -نترس. چه می‌بینی؟- زن گفت: - یک
روح(الوهیم) را می‌بینم که از زمین بیرون می‌آید.)

 پسر خدا است   خدائی که پسر دارد  پس چرا دختر نداشته باشد ایا دختر بد است  و چگونه شد که از مریم که  ژن مردانگی ندارد پسر بوجود امد  این امر باید تبیین شود   ودر  ثانی  و بعضی دیگر می گویند عیسی فرشته بود  -  باید گفت  فرشته  هم جنس انسان نیست  و نمی تواند  پیشوای انسانها  شود  پیشوای انسان باید ذاتا انسان باشد  نه شکلا  و همان تمایلات انسانی را داشته باشد  تا بتواند در مقابل  ان تمالات   نفسانی که انسان را به انحراف می کشاند مقاومت کند  و سر مشق انسانها شود فرشته نمی شود که سر مشق انسانها   شود   عیسی قبل از خلقت فرشتگان  بشکل نور  حیات نبوت و تعقل  خلق شده بود عیسی  بالاتر از فرشته است فرشته نامیدن او پایین آوردن مقام عیسی است واز طرفی   فرق عیسی با دیگر پیامبران  در این است  که  تا قیامت نمی میرد عیسی الگوی حیات جاودانگی است  تا انسان  بتواند به حیات جاودانه  ایمان بیاورد

در مسیحیت خرافی ، ایمان مقدم بر علم و فهم است؛ یعنى اوّل باید ایمان بیاورى و بعد بفهمى. بر خلاف اندیشه های دیگر فهم مقدم بر ایمان است؛ یعنى اوّل باید بفهمى و بعد ایمان بیاورى کسی که کتاب مقدس را بخواند  خدائی را که کتاب مقدس معرفی می کند قبول نمی  کند چون این خدا  موجود  نسبی و محدود  و مانند همه مخلوقات وجودش دارای اجزاء است  و توحید مطلق نیست  که یگانه  یک باشد  و بی نهایت باشد ودر همه جا  در یک لحظه حضور داشته باشد به همین دلیل است که هر روز از تعداد مسیحیان کاسته می شود بنا بر پیش بینی ها  با این روند تا سال  2100 در جهان کسی مسیحی نخواهد ماند  و قبل از همه  جای جهان  این مردم  اروپا  هستند که  به دین های دیگر خواهند پیوست 

 مشکل کجاست و راه حل چیست   - مشکل در متن خود کتاب مقدس است که با عقل وعلم و تاریخ  ودر خودش هماهنگی   و تناسب ندارد  و راه حل مشکل هم همان اصلاح  کتاب مقدس است  و این وظیفه    بر عهده  ما است  امید واریم دوستان  عیسی  و   دوستان  دین حق و   موحدان واقعی  مارا یاری کنند   هر چند که بسیاری تلاش کرده اند   فهم شان  را از کتاب مقدس توحیدی کنند و تثلیث و صلیب را  کنار گذاشته اند  اما این تازه اول کار است تا رسیدن به دین حق راه درازی در پیش است و اگر   دیگران هم مارا یاری نکنند   به  یاری خداوند مطلق فعال  (بی نهایت ) و با کمک   فرشته تحول دهنده خداوند  یعنی رقائیل که لقبش روح القدس است  مااین کار را  با  راهنمائی علم ملکوت الهی که در هستی حاکم است و در قران بیان شده انجام خواهیم  داد



 علی محمدی












هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر