بنام هستی مطلق فعال (خدا)
چه کار باید کرد که مردم عیسی حقیقی را بشناسند و به او ایمان بیاورند
1= به سئوالات جواب منطقی و علمی باید داده شود
2= شبه چند خدائی و شرک و بت پرستی رفع گردد
3= تضادها و تناقض ها در کتاب مقدس در باره برابری حقوقی زن ومرد ودر باره پیامبران و مخصوصا در باره عیسی باید بر طرف شود
چرا اصلاح ترجمه كتب مقدس ضروری است
الف: حكم عقل - همه می دانیم که کتاب مقدس تورات و انجیل در ابتدا به زبا ن عبری و ارامی نوشته شده بود که زبان مردم منطقه بود آنچه که امروز د ر دست داریم ترجمه های است که از زبان یونانی یا لاتین به فارسی ترجمه شده است و خود انجیل اصلی که به عبری و ارامی بود نابود شده است و انجیل های که اموز به زبان عبری و ارامی داریم از انجیل یونانی و لاتینی به عبری و ارامی دو باره ترجمه شده است یعنی بصورت دست سوم بما رسیده است پس اگر اشتباهاتی در ترجمه ان باشد عجیب و غریب نخواهد بود
عقل سلیم وجود پاره ای از معانی نا همگون را در كتاب مقدس نشانه اشتباه در ترجمه این كتاب و نه در اصل ان می شمارد که بعضی ها به صورت موضوعی و بعضی ها به صورت کلمه ای است به عنوان مثال مواردی از معانی اشتباه عبارتند از:
خدا:
1= خدادر كتب مقدس بصورت ضعیف - ترسو، حسود - محدود – ترجمه شده است و مثل انسان است و می رود و آید در صورتی که خدا مطلق فعال و بی نهایت است ودر همه جا بالفعل حضور دارد و نیازی به رفت و آمد ندارد اما در کتب مقدس هم طراز با مخلوقات دانسته شده است. به عنوان مثال: خدا ترسید اگر ادم و حوا از درخت حیات بخورند و از تمام جهات مثل خدا گردند یعنی حیات ابدی پیدا كنند. و در صورتی که خدا ادم و حوا را برای حیات ابدی خلق کرده بود و آدم وحوا از درخت حیات همیشه می خوردند و برای همین هم در بهشت جاودانه بودند و با خوردن از درخت نیک و بد از جهان تمام نیک ( بهشت جاودانه ) به جهان نیک و بد ( یعنی حیات موقت و موت و نتیجه آن بهشت و جهنم )افتادند –
2= در عهد جدید علّت مخالفت یهودیان و مسلمان و زردشتی ها و صابئی ها با حضرت عیسی- شبه خدا یا فرزند خدا تصورشدن وی دانسته شده است در صورتی که عیسی ابن ( بنیان یافته خدا =مخلوق ) خداست .
3= در نامه پولس به فیلپیان خدا و عیسی هم طراز و برابر هم تفسیر شده است در صورتی که خدا مطلق (بینهایت ) است و عیسی نسبی (محدود) بود . بنابراین تفسیر های فوق كه در كتاب مقدس مكتوب است با اصل توحید مطلق بودن خدا و بی نیازی ذاتی پروردگار در تعارض می باشد.
4= عقل سالم ساحت مقدس خدا را از نسبت های فوق مبرا و منزه می داند. پس چنین نسبت هایی، ناشی از توهمات اشتباه انسانها است كه به نام دین الهی تصور گردیده است.
5= و باید کلماتی چون پدر= اب ( خالق همان طور که پدر و مادر خالق نسبی فرزند هستند ) و کلمه رب در مورد خدا وند = (پروردگار ) است و در مورد انسان کلمه رب در زبان عبری و عربی = سرور است و عیسی اگر رب گفته شده است به معنی سرور است و پسر= ابن ( بنیان یافته – مخلوق ) و آسمان (جهان معنوی یا غیب ) وزمین (جهان مادی یا مشهود ) روح القدس (فرشته ای که نامش رقائیل است ) اصلاح شود این ها اشتباهاتی است که در ترجمه حاصل شده داست
6= خلقت عیسی قبل از خلقت جهان صحیح بیان نشده است در صورتی که عیسی و هم پیامبران و همه انسانها قبل خلقت جهان به صورت نور خلق شده بودند که در ابتدای انجیل یوحنا بیان شده است
انجیل یوحنا
1: 4 فيه( الکلمه النسبیه = التوحید –البعثه- الامامه – العداله– المعاد) كانت الحياة و الحياة كانت نور الناس ( و نور الانبیاء = نوح – ابراهیم – موسی- عیسی – محمد و همه انسانها )
در او (کلمه نسبی = بعثت –امامت – عدالت – معاد) بود حیات - و حیات بود نور مردم ( و نور الانبیاء = نوح – ابراهیم – موسی- عیسی – محمد که از مردم هستند و افضلترین مردم هستند )
و در قران هم به ان عالم ذر گفته شده است چون خداوند وجود نورانی همه انسانه را به غیر از عیسی پس از خلقت ادمها در وجود ادم های اولیه قرار داد و نور عیسی تا زمان خلقت جسمانی او در عالم غیب نزد خداوند بود که پس از خلقت جسمانی این نور به صورت ستاره در اسمان ظاهر شد و منجمان پارسی که از قبل خبر ان رااز کتاب زردشت (ابراهیم ) می دانستند در تعقیب ان نور به سرزمین زادگاه عیسی امدند و او را یافتند و بر او سجده کردند و هدایا را تقدیم کردند زردشتیان نه تنها امدن عیسی را می دانستند بلکه امدن موسی را هم می دانستند که مومن آل فرعون همان نماینده زردشتیان بود که به مصر رفت و در دربار فرعون کار می کرد و در چندین مواضع سبب نجات موسی شد که فرعون می خواست او را بکشد . همچنین امدن محمد را هم می دانستند و به همین دلیل سلمان فارسی را در زمان مقرر به سر زمین زادگاه محمد فرساتند و سلمان محمد را با نشانه های که داشتند یافت و به ایران گزارش داد در مورد عالم ذر در قران چنین امده است
سوره أعراف آيه 172)وَإذ أخَذَ رَبُّکَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِم ذُرِّيَّتَهُم وَأشهَدَهُم عَلَي أنفُسِهِم ألَستُ بِرَبِّکُم قَالُوا بَلَي
وهنگامي که پروردگارت از فرزندان آدم از پشتشان (پیمان) گرفت وايشان را شاهد بر خودشان (اقرار گرفت) که آيا من پروردگار شما نيستم؟ همگي گفتند آري
و یاد اوری می کنیم که انسان برتر از فرشته است چون انسانها استاد فرشته ها در خدا شناسی در عالم نورانیت بودند چون انوار انبیا ء و مخصوصا عیسی در اول خلقت فرشتگان را تعلیم خدا شناسی دادند که به این بحث در جای دیگر خواهیم پرداخت
7= پس باید بسیاری از کلمات در معانی حقیقی خود در ترجمه ها نوشته شود تا شبهه شرک و بت پرستی از آن بر طرف گردد
8=و هدف عیسی که بشارت به آمدن ملکوت بود نامعلوم مانده است و اصول ملکوت بیان نشده است در صورتی که ملکوت اساس تعلیمات عیسی را تشکیل می دهد
9=ملکوت چیست و به چه درد می خورد و یک انسان از ملکوت چه استفاده ای می تواند بکند وچه وقت قرار بود بیاید آیا آمده است یا نیامده است اگر آمده است اصول آن کدام است و امروز آیا انسان می تواند از ملکوت استفاده بکند
10= عیسی و رابطه آن با نجات انسان
1= آیا عیسی بخاطر گناه ادم بدار کشیده شد تا گناه ارثی انسانها پاک شود مگر چیزی که ارثی است پاک می شود بنا بر گناه ادم موت بنیا امد و با بدار کشسده شدن عیسی هم موت از بین نرفت و همه مردم مجازات گناه ادم را تحمل می کنند اگر عیسی بدل از گناه ادم بود وادم موت را اورد پس بعد از بدارکشیده شدن عیسی مردم دیگر گناهی ندارند پس نباید با موت مجازات شوند و این تناقض است و سخن باطلی است - اگر بگوئیم گناه در ذات انسان است پس انسان اصلا گناه کار نیست این خدا است که گناه کار است چون انسان را گناه کار خلق کرده است در صورتی که ادم های اولیه بی گناه بودند و بی شمار سالها در بهشت زندگی کردند و گناه به اراده خود انها با خوردن از میوه نیک وبد (شرک – مطلق طلبی ) بوجود امد و انها در بهشت همیشه فقط از میوه نیک ( توحید ) می خوردند و نیازی هم به توالت رفتن نداشتند چون انچه از میوه نیک می خوردند همه جذب بدن می شد و بقیه هم بصورت عرق دفع می شد و این میوه نیک وبد (شرک = مخلوط حق . باطل ) بود که به تمامه قابل جذب و دفع به صورت عرق نبود و لازم بود که به توالت بروند و بهشت جای ان نبود و همین خوردن و گوارش و دفع کردن است که عامل اصطهلاک بدن می شود و عامل مرگ می شود و در بهشت مرگ وجود نداشت ( در بهشت با خوردن از درخت نیک ( توحیدی = که با بدن انسان کاملا به توحید می رسید و هیچ گونه در بدن عامل اصطهلاک نمی شد تا انسان بمیرد ) زندگی جاودانه بود و این شیطان بود که می خواست انسان را از این جاودانگی در بهشت به گناه باندازد که نتیجه ان رفتن به جهنم باشد اما ادمهای اولیه توبه کردند و خداوند توبه انها را پذیرفت و فرصت کوتاهی برای زندگی در خارج از بهشت به انها داد تا دو باره انسانها امتحان بدهند و در صورت موفقیت دو باره به بهشت بیایند وهمچنین خداوند به انسانها وعده کمک دادکه شما را با فرستادن پیامبران راهنمائی خواهم کرد و هر کس در این امتحان در جنگ با شیطان پیروز شود دو باره به زندگی جاوید در بهشت بر خواهد گشت و از طرفی در وجود انسان رابطه زناشوئی را قرار داد تا به این ترتیب بتوانند فرزندانی تولید کنند که انها هم با دادن امتحان بتوانند به بهشت راه یابند و امروز ما از همان فرزندان هستیم و عیسی چون در گناه ادم شرکت نداشت برای است که نور عیسی به بدن ادم وارد نشد و در عالم غیب بود پس عیسی هر گز نباید بمیرد چون موت بر او سلطنت ندارد به هین دلیل هم در بالای دار نمرد و در درون قبر زنده بود و زنده بر خاست از مردگان و خدا نمی گوید او را زنده کرد بلکه در خواب بود و بر خاست و او اثبات زندگی جاوید شد تا انسانها گناه نکنند و در اخرت در بهشت جاودانی قرار گیرند فراموش نکنیم دین خداوند واحد است اما تعداد انبیاء زیاد است بر سر انبیاء اختلاف نباید بکنیم چون هر پیامبری بخشی از این دین واحد را برای ما بیان کرده اند ماندن در دستورات یک پیامبر ایمان به بخشی از دین واحد خداوند است کسی دینش کامل است که همه انبیاء را و همه کتابهای انبیآء را قبول کند و عمل کند - ای عیسی این سخن را در خوابی که تو را دیدم تو به من گفتی ومن تا می توانم ان را به همه ابلاغ می کنم شاهد باش - بنابراین عیسی را خداوند بر دار نکرد تا بمیرد و سبب پاکی گناهان ما شود بلکه این شیطان بود که می خواست با کشتن عیسی بگوید که پادشاه جهان شیطان است . هیچ کسی نمی تواند با او به جنگد و پیروز شود اما خداوند هم به وعده خد وفا کرد و با زنده نگهداشتن عیسی در بالای دار و در زیر زمین - شیطان از عیسی شکست خورد و در نهایت جهان هم شکست خواهد خورد پس باید کاری که عیسی در مبازره با شیطان و شیطان پرستان کرد ما هم بکنیم و زندگی جاوید بیابیم این همان بشارتی است که انجیل و قران به ما می دهند
2= و از طرفی چطور انسانهای چون هابیل و شیث و انوش و خنوخ و نوح و ابراهیم و یعقوب و موسی و هارون و داود . سلیمان و وووووو و میلیون ها انسان دیگر هنوز گناه ادم پاک نشده به بهشت جاودانگی راه یافتند ودر رستاخیز به بهشت خواهند رفت پس گناه ارثی نیست
3= درست این ا ست که عیسی راه رسیدن به بهشت را با اعمال خود به ما تعلیم داد و عیسی سر مشق و الگوی اعمال ما است و ان مبارزه با شیطان تا سر حد مرگ و عمل به دستورات خدا و وفاداری به دین خدا است و قبول نکردن حاکمیت و دستورات شیطان و انسانهای شیطان پرست .و حکومتهای غیر خدائی تا آنجائی که می گوید مال قیصر از ان قیصر است چون مال ظلم و دیکتاتوری است وحاکم زمان خودش را روباه لقب می دهد
5- ایا عیسی بر سر دار حقیقتا مرد یا بر سر دار زنده بود ودر درون قبر هم زنده بود و خود عیسی می گوید مثل من مانند یونس است که سه روز زنده در شکم ماهی ماند و زنده بیرون آمد حد اقل 5 دلیل در خود انجیل است که عیسی بر سر دار اصلا نمرده بود واین همان معجزه عظیم است و الا مردن و زنده شدن عیسی امر عادی است خود عیسی چندین نفر را زنده کرد مگر خدا نمی تواند عیسی را زنده کند مهم این است که خدا توانائی دارد عیسی را بر سر دار و حتی زیر زمین هم زنده نگاهدارد و زنده نگاه داشت این معجزه اصلی است واین امید را در ما ایجاد می کند که ما هم می توانیم در مبارزه با شیطان پیروز شویم شیطان با فریب دادن ادم او را از بهشت اخراج می کند و می خواست با کشتن عیسی امید پیروز ی بر شیطان و بازگشت به بهشت برای همیشه نابود کند - خدای عیسی چه کار باید می کرد آیا اولین مخلوق خود و اولین پرستند ه خود را باید در دست شیطان ترک می کرد یا او را نجات می داد که سبب ایمان و اطمینان مردم به خدا می شد که خدا همیشه پشتیبان پرستندگان خود است تا که پیروزی قطعی بر شیطان بدست آید - کدام درستتر است و آیا امروز ما در جنگ با شیطان و حکومت های شیطانی نیستیم و در این دنیا هر دیکتاتوری سرباز شیطان نیست و هر آزادی و استقلال و حقوق انسان خواهی سرباز خدا نیست ایا بد بختی های دنیا از شیطان و دستورات شیطانی نیست مگر نه این است که در نهایت عیسی پادشاه جهان خواهد شد پس جنگ با شیطان مستمر است ودر این جنگ است که یاران وفادار عیسی برای ملکوت اعلی انتخاب می شوند
11-علت اشتباهات در ترجمه تورات :
یهودیان تورات را در میان تابوت مقدس می گذاشتند و از آن به شدّت مواظبت می كردند. تا اینكه در سال 586 قبل از میلاد بخت النصر پادشاه بابل تمام سكنه فلسطین را به اسارت گرفت و تمام آثار یهود از جمله تابوت و تورات را نابود كرد. تمام میراث فرهنگی و معنوی یهود كه در تابوت قرار داشت كاملاً محو و نابود گردید. یهودیان تا پنجاه سال دیگر در اسارت بابلیان باقی ماند. كوروش پادشاه پارس در جنگ بابلیان موفق شد كه آنها را شكست داده و یهودیان را از اسارت رهائی بخشد. و به آنان اجازه عودت به فلسطین داد. یهودیان تنها در سال 475 قبل از میلاد موفق شدند كه تحت ریاست عُزیر اقدام به جمع آوری و تدوین عهد قدیم نمایند.
یعنی فاصله نابودی تورات و زمان تدوین مجدد آن 111 سال می باشد طبیعی است كه بسیاری از مطالب عهد قدیم در مرور این سالها فراموش گردیده و بسیاری از اشتباهات كه عمدتاً متأثر از محیط بت پرستی بابل و عقاید مشركانه آن زمان بوده است. در تدوین مجدد تورات جا باز كند واز طرفی تورات که به زبان عبری بوده است امروز در دست نیست تورات عبری موجود خود ترجمه ای از تورات یونانی است
12-علت اشتباهات در ترجمه انجیل :
1= از میان اناجیل موجود تنها انجیل متی قدیمی ترین انجیل تدوین شده است كه تاریخ تدوین آن میان سال 38 میلادی تا 60 میلادی دور می زند. براساس اینكه زبان اصلی فلسطین و اطراف آن عبری یا ارامی بوده باید انجیل متی هم به زبان عبری یا ارامی نوشته شده باشد. امّا عجیب این است كه انجیل به زبان یونانی تدوین شده است. سئوال مهم این است اگر انجیل متی ترجمه یونانی از زبان عبری یا ارامی است نسخه اصلی زبان عبری یا ارامی آن كجا است؟ آیا ترجمه دقیق است یا نه؟ مطابق با اصل نسخه است یا نه؟. همه این پرسشها پاسخ منطقی و اطمینان بخشی ندارد. زیرا كه نسخه اصلی عبری یا ارامی متی در دسترس نبوده است. از همین جا است كه اصالت انجیل متی هم زیر سئوال می رود هیچ استناد علمی و منطقی وجود ندارد. كه انجیل متی یونانی زبان دقیقاً همان انجیلی عبری یا ارامی واصلی باشد. در حالی كه سایر اناجیل هم اعتماد و استنادشان به انجیل متی ختم می شود.
2=انجیل لوقا توسط شخصی تدوین شده است كه هرگز مسیح را ندیده بلكه تعالیم مسیحیت را از پولس كه او هم از حواریون مسیح نبود گرفته بلكه پولس بعد از حادثه دار زدن عیسی به مسیح گرویده است- و دستورات عیسی را بیان کرده است از جمله که کشیشان همه را تحرف کرده اند دستورات فدا شدن و شریعت تحت لعنت است و اطاعت از پادشاهان باطل هر کس که باشد و تسلیم دیکتاتور ها شدن و غیره که مخالف تعالیم عیسی است
3=انجیل مرقس نیز توسط یكی از شاگردان پطرس نوشته شده است. مرقس در تدوین انجیل خود از پطرس و انجیل متی متأثر بوده است.
4= انجیل یوحنا آخرین انجیل تدوین شده است كه زمان تدوین آن قریب سال 100 میلاد می باشد. یعنی 30 سال پس از مرگ پولس ، چنین انجیلی را تدوین كرده است. و از این انجیل مطالب غلوآمیز و از جمله خدا بودن حضرت مسیح را استنتاج کرده اند که کاملا باطل است و نیاز به ترجمه صحیح دارد
در قرنهای نخست میلادی تا حدودی، صد تا انجیل موجود بوده است. و از میان آن همه اناجیل تنها چهار انجیل مورد قبول كلیسا واقع شده است براساس نقل از پروفسور أكهارن آلمانی «مسیحیها در قرن دوّم سه تا چهاربار اناجیل را تغییر و تبدیل داده اند. فرقه –ابیونیه- تنها به انجیل متی كه نسخه وقت آن با نسخه فعلی آن كاملاً متفاوت است، اعتقاد داشته است. و فرقه دیگری بنام –مارسیونیه- تنها به انجیل لوقا اعتماد داشته است كه نسخه آن در همان زمان غیر از نسخه موجود فعلی بوده است. بنابراین براساس شواهد تاریخی، برای انسان منصف و حق طلب ضروی است از اناجیل ترجمه صحیحی ارائه شود . و اصلا چرا انجیل چهار تا باشد مگر انبیاء قبل هر کدام یک کتاب بیشتر داشتند کدام یک از انجیل های موجود اصل است مگر محمد کتابش فقط قران نیست
نتیجه:
در این حال اعتبار كتاب مقدس اعم از تورات و انجیل و اوستا و ریگ ویدا و حتی قران از نظر عقلی و نقلی و نیز شواهد تاریخی و علمی مخدوش است به همین جهت نویسندگانی در وجود عیسی و ...... تردیدها كرده اند. بنابراین وجوداشتباهات در كتاب مقدس غیر قابل كتمان است. به حكم عقل وعلم و شواهد تاریخی كتاب مقدس به شدت مورد دستبرد مترجمین و دنیاپرستان واقع شده است. پس معانی غلط و متناقض در كتاب مقدس ناشی از تمایلات ضد الهی انسانها است.- و باید اصلاحاتی در ترجمه آنها صورت گیرد ما اصلاحات در قرآن را انجام دادیم واکنون قرآن اصلاح شده در ترجمه در ایران در دسترس مردم ایران است و بر پایه همان ترجمه بر علیه ملا های ایرا ن اعتراضات صورت می گیرد و در اسرع وقت شروع به اصلاحات در انجیل را خواهیم کرد و امید واریم هر چه زودتر این کار را به پایان برسانیم سپس به تورات و اوستا و ریگ ویدا خواهیم پرداخت به امید خداوند مطلق فعال که خود یاور ما ست
علی محمدی خادم دین واحد - خداوند واحد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر