۱۳۹۰ اسفند ۱, دوشنبه

شهادت میدهم اینکه نیست مطلقی مگر خداوند واحد- نیست شریکی برای او- و شهادت می دهم همانا عیسی فرزند مریم پرستند او- و- رسول اوست


                                                 





              بنام خداوند مطلق فعال (  بی نهایت )

   أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ عَبْدُهُ وَ رَسُولُه

شهادت میدهم اینکه نیست مطلقی مگر خدا ی واحد- نیست شریکی برای او- و شهادت می دهم همانا عیسی فرزند مریم پرستند او- و- رسول اوست



   توهین های مترجمان کتاب مقدس به انبیاء  و مخصوصا به عیسی ابن مریم  در اناجیل که باید تصحیح شود



 یکم =  بنا بر ترجمه های  موجود عیسی فرزند زنا است ،



1=  مرتبه اول - درسفر پيدايش تورات باب 38 مي‌نويسد: يهوداي قديس با تامار که عروسش باشد زنا کرد و اين زن دو پسر آورد به اسامي فارض و زارح و فارض زنازاده را جد مسيح شمرده!



و در انجيل متي که معتبرترين انجيلها است در باب اول در نسب مسيح گويد: ابراهيم آورد اسحق را و او آورد يعقوب را و يعقوب آورد يهودا را و يهودا آورد فار و زارح را از تامار و فارض آورد حصرون را و بدين ترتيب پدران عیسی را تا به یوسف بن یعقوب  شوهر  مريم مي‌شمارد و مي‌گويد: عيسي مسمي به مسيح از مریم متولد شد و واضح است که زنا در ميان عموم ملتها از بدترين و بزرگترين گناهان است و خود مسيح در انجيل مرقس باب دهم فرموده: «زنا مکن و آن را از بزرگترين محرمات قرار داده».



و در انجيل لوقا باب سوم شمارة 24 مسيح را پسر يوسف بن هالي بن متات شمرده که مي‌رسد به حصرون بن فارص بن يهوداي زنازادة سابق الذکر.



شرح- انصافا کسي که اهل حق ‌باشد ديني را که پیامبر  آنها از زنا به دنيا آمده باشد ، مي‌پذيرد؟



2=-مرتبه دوم  يکي از اجداد مسيح بوغر است که از زن زناکاري به نام راحاب به دنيا آمده است چنانکه در انجيل متي باب اول در نسب مسيح مي‌گويد: و شملون، بوغر را از راحاب آورد و راحاب به تصريح تورات سفر يوشع بن نون باب دوم زناکار بوده است!





3=مرتبة سوم يکي از اجداد مسيح سليمان بن داوود است مطابق باب اول انجيل متي سليمان از زن اوريا به زنا متولد شده مطابق تورات کتاب دوم سموئيل باب 11 که داوود اوريا را به کشتن مي‌دهد و با زن او به زنا! هم‌بستر مي‌شود. آفرين صد آفرين به اين ديني که خدا و پيغمبرانش زنا کارند از زنا بوجود آمده‌اند!!

آيا متي و لوقا از کتب و تأليفات خودشان بي‌خبرند يا معتقدند زنا عيب و ننگ و گناه نيست. اين نيز مخالف با تورات و انجيل است زيرا در تورات سفر تثنيه باب 22 شمارة 23 زنا را مستوجب سنگسار و قتل دانسته است که انجيلها گاهي مسيح را پسرخدا مي‌گويند و گاهي مي‌گويند بي‌پدر است و گاهي او را به شوهر مادرش يوسف بن يعقوب يا شوهر ديگر مادرش يوسف بن هالي نسبت مي‌دهند در حالي که هر طفلي را اگر پدر داشته باشد بايد به پدرش نسبت دهند و الا به مادر نسبت مي‌دهند نه به شوهر مادر! مگر آنکه بگويند قبل از آنکه يوسف شوهر مريم شده باشد نعوذ بالله با او زنا کرده! و يسوع يعني عيسي از زنا متولد شده و إلا هيچ کسي نسبت طفل را به شوهر مادر نمي‌دهد.

ثانيا: انجيل متي و لوقا با يکديگر در شمارة پدران و اجداد عيسي و هم‌چنين در نامهاي ايشان اختلاف بسيار دارند. مثلا متي او را به سليمان بن داوود و لوقا او را به ماشان ابن داوود منسوب کرده، متي پدران عيسي را تا حضرت ابراهيم چهل تن و لوقا 52 تن دانسته و خلاصه انجيلها با يکديگر اختلاف و تناقض بسيار دارند.



شرح- هیچ کدام از اناجیل نسب عیسی را از مادر او مریم  شروع و  تبیین  نمی کنند تا به اجداد حقیقی اش برسانند  تنها بنا بر روایت محمد پیامبر که مدافع حقیقی عیسی است و او می گوید    نسب عیسی از مادرش مریم شروع  می شود و به پدر مریم عمران و از او به هارون برادر موسی  و از هارون به یعقوب تا با ابراهیم و ادم می رسد  و در میان انها هیچ زنا زاده ای وجود ندارد  همه  از نسلی پاک وطاهر هستند







  دوم=  خطاگويي  انجيلها  در مورد عیسی  کلمه الله   است.




1- مثلا انجيل متي باب 22 شمارة 43 و 44 عيسي را از نسل داوود مي‌داند و در همان حال  عیسی را  خدای داوود  می نامد مگر می شود فرزند شما خدای شما باشد شما خالق او هستی بطور نسبی  نه او خالق شما   ! و هم‌چنين باب 12 انجيل مرقس و باب 20 انجيل لوقا.



2- خطاي ديگر در انجيل يوحنا باب هفتم است که عيسي به برادرانش مي‌گويد: شما به اين عيد برويد اما نمي‌آيم ولي چون برادرانش رفتند او هم رفت اما بخفا!!



3-و ديگر در انجيل لوقا آن است که در باب اول شمارة 33 مي‌گويد: خداوند تخت پدرش داوود را به عيسي عطا خواهد کرد و او بر خاندان يعقوب تا ابد پادشاهي خواهد کرد و حال آنکه عيسي پادشاهي نکرده و مانند حضرت داوود سلطنت نداشته مگر آنکه بگويند سلطنت باطني داشته تازه ابدي بودن مخصوص ذات خدا است.





4-و ديگر در انجيل مرقس آن است که در باب دهم شمارة 34 و هم متي باب 17 شمارة 22 مي‌نويسد: عيسي را خواهند کشت و او در روز سوم از قبر برخواهد خاست، ولي در اواخر انجيل مرقس و ساير انجيلها آمده است که دو شب بيشتر در قبر نبوده و روز دوم از قبر برخاسته و او اصلا نمرده بود  طبق گفته خودش .





5-عيسي در باب پنجم انجيل متي شمارة 17 و 18 و 19 مي‌گويد: گمان مبريد که آمده‌‌ام تا تورات يا صحف انبيا را باطل سازم نيامده‌ام تا باطل کنم و به شما مي‌گويم تا آسمان و زمين زائل نشود همزه يا نقطه‌اي تورات زائل نخواهد شد پس هر کس يکي از اين احکام کوچکترين را بشکند يا به مردم چنين تعليم نمايد در ملکوت آسمان کمتر و حقيرتر شمرده شود. اما بعدا شاگردانش تمام تورات و شريعت موسي را باطل کردند  از میان بردندو  حرام آن را حلال کرده مثلا با اينکه در باب 19 انجيل متي شمارة 18 و 19 گويد: زنا مکن، دزدي مکن، شهادت دروغ مده، ولي در جاي ديگر، چنانکه در باب 10 و 11 کتاب اعمال در انجيل مضبوط است همه را حلال کرده چون از شریعت است ! و لذا مسيحيان هم هر نوع حيواني را مي‌خورند حتي حيوانات صدفي دريا را که سگها نمي‌خورند .

  و بنام  مسيح ختنه را باطل کرده و طلاق را حرام دانسته و تعداد ازواج را که در دين يهود و تورات بوده از بين برده. هر کس مي‌خواهد تفصيل آن را بداند به تورات و اناجيل موجود مراجعه کند در صورتی که همه اینها از شریعتی است که عیسی گفت تا . تا آسمان و زمين زائل نشود همزه يا نقطه‌اي از  تورات زائل نخواهد شد





6-ديگر از خطاهاي انجيلها آن است که عيسي در باب 19 متي به شاگردان خود مي‌گويد: چون زادة انسان بر تخت مجد قرار مي‌گيرد شما بر دوازده تخت قرار مي‌گيريد و به اسباط دوازده‌گانه حکم مي‌رانيد. و حال آنکه يکي از اين 12 شاگرد يهوداي اسخريوطي است که به تصريح خود انجيل عيسي -عليه السلام- را به شیطان  داد و او را تسليم نمود تا به دار زنند و چنانکه در اوائل کتاب رسولان انجيل نوشته‌اند از آسمان برايش عذاب نازل شد.



7- در باب هشتم انجيل يوحنا داستاني است که زني زنا کرده بود و گفتند به حکم تورات بايد سنگسار شود چون مردم بيرون رفتند يا اينکه همه بر زناي او شهادت دادند و تورات هم نسبت به اجراي حدود تأکيد بسيار کرده است، ولي عيسي به آن زن گفت: من عليه تو فتوي نمي‌دهم برو ديگر گناه مکن مخالفت با شریعت !!



8-چنانکه در باب دوم انجيل يوحنا آمده عیسی  با شاگردانش شراب مي‌خورد و احترام مادرش را رعايت نمي‌کند. بديهي است از آدم شرابخوار جز اين هم انتظار نمي‌رود. ولي مشکل اينجاست که چگونه چنين کسي مي‌خواهد پيامبر و  الگو و مقتداي ديگران باشد؟!





9- عیسی  مردم را به قطع رحم و دشمني پدر و مادر و فساد و تفرقه دعوت مي‌کند چنانکه در باب 14 لوقا شمارة 26 ذکر کرده که جمع کثيري همراه عيسي مي‌رفتند او روي گردانيد بديشان گفت: اگر کسي به نزد من آيد و پدر و مادر و زن و اولاد و برادران و خواهران حتي جان خود را دشمن ندارد شاگرد من نمي‌تواند بود و در شمارة 34 گويد: هر کس تمام مايملک خود را ترک نکند نمي‌تواند شاگرد من بشود



10- عیسی  در انجيل مردم را به فساد و تفرقه و جدايي تحريک مي‌کند و در باب 10 متي شمارة 34 مي‌گويد: «گمان مبريد که آمده‌ام تا سلامتي بر زمين بگذارم نيامده‌‌ام تا سلامتي بگذارم بلکه آمده‌ام شمشير بگذارم زيرا آمده‌ام تا مرد را از پدر خود و دختر را از مادر خويش و عروس را از مادر شوهرش جدا سازم» و دشمنان شخص اهل خانة او خواهند بود با آنکه پيغمبر بايد رحمة للعالمين باشد و در انجيل لوقا باب 12 شمارة 29 گويد: «من آمده‌ام تا آتشي در زمين افروزم».



شرح: بي‌جهت نيست که امروز  دولت های به اصطلاح مسیحی  اينقدر ظالم  و بي‌انصافند که شهرها را با موشکها و بمب‌ها و توپها به آتش مي‌کشند و روز به روز بر کثرت اسلحة کشتار جمعی  مي‌افزايند ملتي که الگویش چنان باشد پيروانش نيز همه خوانخوار و درنده مي‌شوند!



-12در باب دهم انجيل يوحنا شمارة 8 عيسي مي‌گويد: «جميع کساني که پيش از من آمدند يعني پيغمبران گذشته دزد و راهزن هستند» و در شمارة 11 گويد: «من شبان نيکو هستم شبان نيکو جان خود را فداي گوسفندان مي‌کند». و در شمارة 36 و بعد از آن مي‌گويد: «من پسر خدا هستم و خدا مرا تقديس کرده و يقين کنيد پدر که خدا باشد در من است و من در او».



شرح- باید پرسید ایا واقعا عیسی این سخن ها را گفته است یا به او نسبت داده اند  





12-ديگر از خطاهاي واضح، قصة ماده الاغي است که تمام اناجيل نقل کرده‌اند. در انجيل متي باب 21 گويد: «عيسي دو نفر از شاگردان خود را به دهي فرستاد و گفت: برويد و الاغي به کره‌اش بسته است آنها را باز کرده نزد من آوريد و اگر کسي با شما سخن گفت بگوييد: خدا به اينها احتياج دارد، ايشان رفتند و الاغ را با کره‌اش آوردند و رخت خود را بر آنها انداختند وعيسي بر آنها سوار شد و افراد بسياري از پس و پيش او حرکت کرده وفرياد مي‌کردند: هوشيعانا مبارک باد!»



آيا خوانندة عاقل، متعجبانه نمي‌پرسد که چگونه عيسي -عليه السلام- بر دو الاغ سوار شده يعني هم بر الاغ و هم بر کره‌اش؟!! عجيب‌تر آنکه قبلا تورات هم اين داستان مضحک را در باب نهم کتاب زکرياي نبي آورده و گويد: خطاب کرد به دختر صهيون و گفت: بسيار وجد - نما و اي دختر اورشليم آواز شادماني بخوان اينک پادشاه تو مي‌آيد او عادل و حليم و بر الاغ و کره‌اش سوار است!

ماجرا به قدري مضحک است که بعضي از علماء در توجيه آن احتمال داده‌اند که کرة الاغ بر الاغ سوار شده باشد و عيسي بر کره، يعني سه‌تائي روي هم قرار گرفته باشند! زيرا محال است يک نفر بر دو مرکب سوار شود. عجائب و غرائب انجيل‌ها به همين مختصر نيست و از جمله نوشته‌اند:





13-انجيل لوقا در باب 7 شمارة 37 مي‌نويسد: زن گناهکاري در خانة فريسي شيشة عطري آورد و قدمهاي مسيح را با عطر مي‌‌شست و با گيسوانش خشک مي‌کرد و همي بوسه مي‌داد تا آنکه عيسي به فريسي و يهوداي اسخريوطي اعتراض مي‌کند که شما مرا نبوسيديد ولي اين زن بوسيد و در آخر به آن زن مي‌گويد: برو که ايمانت تو را نجات داد. البته در انجيل يوحنا در باب 12 به اين قصه آب و تاب بيشتري داده است!

به راستي که دين جالبي است که با بوسيدن پاها گناهان از بين مي‌رود. و از باب 11 يوحنا معلوم مي‌شود که مسيح با مريم و مژنا و خواهرش سر و سري داشته و از باب 13 يوحنا شمارة 23 معلوم مي‌شود که يکي از شاگردانش را دوست مي‌داشت به طوري که در آغوش او مي‌نشست و به سينة عيسي تکيه مي‌داد.

شرح = ایا این سخن ها درست است که به عیسی نسبت می دهند



14-ديگر از خطاهاي اناجيل آن است که مسيح را ظالم‌پرور معرفي مي‌کند، زيرا مسيح به فردي دزد و خائن اعتماد و رفاقت کرده و او را از خواص خود قرار داده، در حاليکه خودش به بدي و خباثت او اقرار کرده چنانکه در انجيل يوحنا باب دوازدهم مي‌گويد: يکي از شاگردان يعني يهوداي اسخريوطي پسر شمعون که تسليم‌کنندة وي بود گفت: براي چه اين عطر به سيصد دينار فروخته نشد تا به فقراء داده شود و مقصود او فقرا نبود بلکه دزد بود و صندوق پول نزد او بود و آنچه در آن انداخته مي‌شد بر مي‌داشت و اين يهوداي اسخريوطي از حواريين آن حضرت است و چون خواستند او را به دار زنند آن حضرت را نشان داد و تسليم يهود نمود چنانکه در انجيل يوحنا باب 13 شمارة 23 و 24 مذکور است.







15-ديگر از مواردي که بنا به نقل اناجيل عيسي انجام داده آن است که شيطان را به انسان داخل مي‌کند چنانکه به يهوداي اسخريوطي داخل کرده و در انجيل يوحنا باب 13 عدد 26 مذکور است و باآنکه تصريح کرده يهودا شيطان است چنانکه در انجيل يوحنا باب ششم عدد 70 مذکور است مع ذلک او را از ميان هفتاد نفر انتخاب مي‌کند. جاي بسي تعجب است که عيسي شيطان را از خواص اصحاب خود قرار داده، مگر قصد داشته فساد و فتنه ايجاد کند که چنين اشخاصي را برگزيده است؟





16-بنا به نقل اناجيل، عيسي گاهي شيطان را به حيوانات زبان بسته داخل مي‌کند چنانکه در باب هشتم انجيل متي و هشتم لوقا و پنجم مرقس مذکور است که چون عيسي به طرف قبر آمد دو نفر ديوانه نزد او آمدند که از قبرهايشان بيرون آمده بودند و فرياد مي‌کردند ما را با تو چکار اي يسوع اي پسر خدا مگر آمده‌اي که ما را قبل از موقع عذاب دهي و عقوبت نمائي و در فاصلة دوري گله‌اي خوک مي‌چريدند به اين سبب ديوها به عيسي گفتند: اگر ما را از اين مجانين بيرون مي‌کني پس اجازه بده که به اين گلة خوک داخل شويم عيسي نيز به ايشان گفت: داخل شويد، سپس ديوها از ايشان خارج و داخل گلة خوکها شدند. در انجيل لوقا نوشته که عدد گله دو هزار بود و اين گلة خوک ناگهان خود را به دريا پرتاب کردند و در آب غرق شدند و چوپانها از ترس فرار کردند.



شرح : اين خوکهاي بيچاره چه گناهي کرده بودند که عيسي ايشان را به غرق مبتلا کرد و نسل آيندة آنها را خوراک امت خود قرار داد .







17- ظلم و ستمکاري عيسي به درختان و نباتات هم رسيده در انجيل متي باب 21 عدد 19 مي‌آيد بامدادان چون عيسي به شهر مراجعت مي‌کرد گرسنه شد و در کنارة راه يک درخت انجير ديده نزد آن آمد و جز برگ بر آن هيچ نيافت پس آن را گفت: از اين پس ميوه بر تو نشود که در ساعت درخت انجير خشکيد. چون شاگردان اين را ديدند متعجب شده گفتند: چه بسيار زود درخت انجير خشک شد.

شرح: بهتر نبود پيامبرمحبت  که رحمة للعالمين است به جاي نفرين کردن، دعا مي‌کرد که درخت بار آورد؟ آيا اين کار با نبوت متناسبتر نبود؟



نتیجه = در جواب همه اینها  باید گفت  البته چون غالب  کشیش های   اروپا که هزار سال بر مردم حاکمیت شیطانی بر قرار کردند ودر ظلم و تجاوز و حرص و شهوت بر ساير ملل تقدم دارند، تبعا پيامبري براي خود مي‌تراشند که با بزهکاري آنان متناسب باشد. و در اين کار از تحريف اديان الهي و تهمت و افتراء به پيامبر طاهر و مطهر پروردگار يعني حضرت عيسي -عليه السلام- نيز ابايي ندارند! ایا نباید انجیل را باز خوانی کرد و از خرافات  پاکش کرد  ایا نباد به دین واحد خداوند روی اورد که توسط 5 پیامبر خدا ابلاغ شده است ایا نباید جلوی تضاد دینی را گرفت تا انسانها  همه در یک دین انهم  دین واحد خداوند برادر و خواهر یکدیگر شوند و در صلح و دوستی  و در ازادی و استقلال  و حقوقمداری زندگی کنند  ایا روز ان نرسیده  که همه به دعوت پیامبران لبیک گوئیم .  ایا نباید تفسیر و ترجمه های باطل را از قران و انجیل و تورات و اوستا و ریگ ودا  زدود  ایا نباید به روحانیون ادیان شک کرد  حکومت روحانیون   هندوئی زمانها است پایان یافته است حکومت روحانیون زردشتی هم زمانها است پایان یافته است   حکومت روحانیون مسیحی هم خیلی وقت است پایان یافته است حکومت روحانیون  مسلمان هم در حال پایان یافتن است  اما این پایان کار نیست این دین  ستیزان واین  دین تحرف کنندگان هنوز  حکومت معنوی خود را دارند   که سلطه فکری بر مردم بر قرار کرده اند  زمانی انسان ازاد و مستقل می شود که تفسیر های  رو حانیون را خط بطلان بکشیم و خود مان از نوع  کتاب های خدا را ترجمه و تفسیر بر مبنای   علم ملکوت الهی که  عیسی وعده امدن ان را داد و روح القدس بخواست عیسی به محمد داد   ملکوت باید کلید تفسیر متون دینی شود و خواهد شد و شده است و ما در حال بازنگری به کتاب های دینی هستیم   انسان ازاد و مستقل بدون تقلید از رو حانیون  تاجر دین  فروش و بدون نیاز به تفسیر های این شیطانهای در لباس دین -  کسانی که  به گوش ما اذان می گویند کسانی که ما را غسل تعمید مید هند  کسانی که کلاه یهودیت برسر  ما می گذارند   کسانی که کمر بند  نیکی بر ما می بندند  کسانی که  خال  هندو بر پیشانی ما می گذارند   تا ما را نجات بدهند  وما در مقابل انها همیشه باید تابع  و سر فرود اورده  باشیم از این بردگی باید نجات یافت 





 علی محمدی



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر