بنام خداوند مطلق فعال
ایا شیعه صفوی ویا سنی اموی اسلام را فهمیده اند ؟
من هم با نظرات دوستان که امامت را حکومت نمی دانند موافقم که شیعه امامت را غلط می فهمد اما بر فرض که همه شیعه ها هم سنی شوند ایا سنی ها اسلام را درست فهمیده اند که سنت الله قانون هستی چیست که محکمات قران است ایا بخاطر کج فهمی شیعه ما از آل محمد که کما ال ابراهیم هستند باید دست بر داریم و ثمره رسالتشان که همان تعلیم اصول و کلید فهم قران است را باید کنار بگذاریم دوست خوب من- جدال شیعه و سنی 14 قرن است ادامه دارد و به هیچ نتیجه ای نرسیده چون از محمد و ال محمد که در تشهد نماز به امر خداوند پیامبر قرار داده است ومسلمانان بدون شهادت دادن بر انها نمازشان باطل می شود دورند چرا باید محمد و ال محمد کما ابراهیم و ال ابراهیم باشند و چرا در نماز که ستون دین است قرار داده شوند و چرا مسلمانان هر روز بر محمد و ال محمد شهادت بدهند اگر این را مسلمانان بفهمند دیگر شیعه و سنی وجود نخواهد داشت فقط اسلام حنیف قرانی خواهد ماند ایا اسلام همان فهم سنی ها است اگر اسلام سنی ها اسلام حقیقی باشد وای به خداوند که دینش این است که در عربستان سعودی ودر طالبان تجلی یافته است و اسلام سنی اسلام نیست صورتی از اسلام است که محتوایش فرعونیت ملک عبد الله و ملا عمر است که از معویه شروع شد همچنانکه اسلام شیعه فرعونیت خامنه ای و حسن نصر الله است اسلام دین حقوق بشر است و تا وقتی قران را بر پایه محکمات ان یعنی پنج اصل توحید و بعثت و امامت و عدالت و معاد که اولا قانون هستی است و در درون هر موجودی حضور دارد و ثانیا کلید تفسیر ایات خود قران است و ثالثا معیار شناخت هر پدیده و هر امر واقع اجتمائی است و تا شما در جامعه حق و باطل را در همه زمینه های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و اخلاقی و نظامی و اداری و...... نشناسید مسلمان بودن با بی دین بودن هیچ فرقی ندارد شما باید بتوانید در امور تحلیل کنید و برای اینکه عقل بتواند این کار را بکند به اصول بنیان و فطرت عقل محتاج است عقل بدون اصول راهنما که فرقان حق و باطل باشد نمی تواند بفهمد مسلمانان هنوز فرقان را که سنت الله در هستی است نمی دانند به همین دلیل در هیچ کجای جهان اسلام وجود عینی پیدا نکرده بلکه دشمنی با اسلام = سلم و سلامتی همه جانبه و دشمنی با بشریت بنام اسلام در سعودی و ایران و در افغانستان و در عراق و.... حاکم شده است دو مسلمان تشنه خون همدیگرند ایا غیر مسلمان با دیدن این روابط دشمنی بین دو مسلمان - بر اسلام این چنینی ایمان می اورد مگر اندکی از انسانها که تفاوت مسلمانی را با خود اسلام می فهمند بیاید از اسلام بدون اصول راهنما که عقل را هدایت نمی کند به اسلامی برویم که همه مسلمانان را برادر و خواهر می داند بلکه همه بشریت را دارای حقوق زندگی می داند که تعرضی به زندگیشان نشود حتی شما اگر ال محمد را هم قبول نکنید مهم نسیت اما اصولی را که تعلیم داده اند را معیار عقل خود قرار بدهید در همه چیز می توانید حق و باطل را بشناسید و عمل کنید و گرفتار فرعون های مسلمان مثل همه حاکمان جهان اسلام نشوید بازی شیعه و سنی بازی دوری از قران است که بنی امیه ( با دادن دستور نوشتن احادیث بر خلاف دستور پیامبر ) ان را بوجود اوردند و تا به امروز ادامه دارد و صفویه هم در تقلید از انها حدیث نویسی کردند احادیثی که توجیه گر حاکمیت سلطنت فرعون بنام اسلام است انقلاب های جهان عرب مسلمان را می بینی اگر اسلام را بر پایه اصول سنت الله در این جوامع نفهمند دیر یا زود این مردم گرفتار فرعون های دیگر خواهند شد همانطوربعد از حسن ابن علی شده بودند باز گشت به قران و فهم ان بر پایه سنت الله که ائمه ال محمد مبلغ فقط ان بودند تنها راه نجات بشر از فرعونیت بنام اسلام است
1-علی معتقد است قرآن حبل الله است ولی دشمنانش می گویند امامان حبل الله هستند!!
قران حبل الله است و حبل الله اصول قران است که ایات را تفسیر می کند امام کسی است که علم حبل الله را دار د فقط ائمه ال محمد گفتند علم حبل الله را دارند که فرمودند اصول دین همان حبل الله است
2_ حضرت علی معتقد است قرآن كتاب ناطق است ولی دشمنانش می گویند علی قرآن ناطق است!!
اگر علی گفته خطا کرده قران سخن نمی گوید علی می گوید ان را به سخن در اورید چگونه وقتی که ایات را در محکمات قران یعنی اصول دین = سنت الله تاویل و تفسیر کنی قران ناطق می شود چون فقهاء در بار بنی امیه وبنی صفویه هیچ کدام علم اصول دین را نداشتند تا کنون هم نتوانسته اند قران را به سخن اورند علی ناطق قران بود چون علم الکتاب را داشت به همین دلیل امام(نه حاکم ) در ادامه رسالت پیامبر بود
3__حضرت علی معتقد است به وسیله قرآن دین خدا كامل شده ولی دشمنانش می گویند باامامت او ویازده فرزندش دین كامل شد!!
علی راست می گوید قران کامل است اما قران صامت است عالم به سنت الله هم لازم است ائمه ال محمد عالم به سنت الله در نتیجه مفسر و تبیین کننده اند هر علمی دارای متخصص است ال محمد متخصصان قران بودند و اصول دین را برای ما گذاشتند متاسفانه فقهای در بار بنی امیه و بنی صفویه رافض اصول دین به عنوان کلید تفسیر قران هستند به همین دلیل شیعه فتوائی و سنی فتوائی هر دو رافضی هستند
4_ حضرت علی معتقد است با نزول قرآن وحی الهی خاتمه یافته است ولی دشمنانش می گویند بعد از پیامبر به ائمه وفاطمه وحی می شده!!
وحی کتاب خاتمه یافته اما وحی ادامه دارد به زنبور عسل وحی می شود ایا به انسان نمی شود تمام اختراعات و اکتشافات جدید را خداوند وحی می کند وحی به مادر موسی هم می شد وحی به مریم هم می شد وحی کتاب قطع شده اما خود وحی ادامه دارد هر کسی لیاقت داشته باشد دریافت می کند به ائمه و به تو و به هر کس لیاقت داشته باشند ممکن است وحی شود
5__حضرت علی معتقد است قرآن امام مومنین است ولی دشمنانش اعتقادی به امام بودن قرآن ندارند!!
قران امام صامت است انسان امام ناطق است قران را بگذار تاقچه هیچ امامتی نمی کند امام ناطق لازم است تا قران را به سخن اورد
6_ حضرت علی معتقد است قرآن میزان است ولی دشمنانش می گویند كه علی وفرزندانش میزانند!!
قران میزان است چون اصول دین در قران است که میزان شناخت حق و باطل در هر زمان و مکان است اما میزان را میزان کننده ای لازم است میزان خود به خود وزن نمی کند متخصصی لازم است تا ان را به موازنه کردن در اورد نه تنها ال محمد هر کسی که میزان یعنی اصول قران= سنت الله را داشته باشد می تواند امور را موازنه کند ودر هر زمان و مکان حق و باطل را بشناسد چرا فقهای در باری بنی امیه وبنی صفویه نمی توانند موازنه کنند چون میزان را که اصول دین است نمی فهمند به همین دلیل در ایران و سعودیه از فرعونها حمایت می کنند
7_ حضرت علی معتقد است قرآن شفیع روز قیامت است ولی دشمنانش معتقدند هر امام وامامزاده ای می تواند در قیامت شفیع شوند!!
قران شفیع است و هر انسان زنده امام هم چون قران ناطق است شفیع است به اذن الله و هر فردی به درجه امامتش می تواند شفیع باشد به اذن الله چون امامت قانون هستی است و در درون هر چیزی حضور دارد
8_ حضرت علی معتقد است كتاب وسنت از یكدگر جدایی نا پذیرند ولی دشمنانش می گویند كتاب وعترت!!!
علی راست می گوید و دشمن بقول شما کسی نسیت مگر پیامبر که می گوید قران و عترت از هم هم جدائی ناپذیرند و پیامبر هم راست می گوید اما در حقیقت هر دو سخن را پیامبر گفته است و درست هم گفته است
کتاب و سنت = کتاب و عترت است
اگر از دو طرف تساوی کتاب را بر داریم می شود سنت = عترت و این سنت - سنت الله است که کلید فهم قران است و این کلید اصول دین است که محکمات قران و قانون هستی و روح قران است و علم الکتاب است که در ال محمد - پیامبر به وراثت گذاشت و به همین دلیل خلیفه رسول الله در رسالت شدند میزان تفسیر ایات سنت الله است که در عترت بود و امروز بعد از 1400 سال که فقهاء در بار بنی امیه = سنی فتوائی وفقهاء در بار صفویه= شیعه فتوائی ان را کتمان کرده بودند کشف شده و در دست ما است احادیث پیامبر سنت الهی که تفسیر کننده قران باشد . نیست و پیامبر نوشته شدن حدیث را ممنوع کرده بود که فراعنه بنی امیه در مخالفت با رسول الله و باز سازی استبدا د جاهلیت دستور نوشتن ان را داد و فراعنه صفویه هم برای اینکه از غافله تحریف دین عقب نماند ایشان هم دستور نوشته شدن ان را داد و دو دین سنی و شیعه بر پایه احادیث فتوائی ساخته شد و اسلام مسخ شد محمد و ال محمد طبق تشهد نماز کما ابراهیم و ال ابراهیم هستند این است ماموریت ال محمد تا مسلمانان به وظیفه اصلی محمد و ال محمد که معلمی و تعلیم سنت الله بود پی نبرند مسلمانان در گمراهی و دوریشان از قران ادامه خواهند داد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر