۱۳۹۰ فروردین ۸, دوشنبه

ایا عیسی خدای پسر است ؟

  


  
بنام خدای مطلق بی نهایت و هر چه غیر اوست نسبی و مخلوق است 


ایا عیسی نخست زاده خدا و الگوی  جاودانه حیات و  یا خدای پسر است  ؟  


   

1= تاکید می کنم که اصطلاح "خدای پسر" در هیچ جای کتاب مقدس بکار نرفته است و کسی هم حق ندارد چیزی به کلام اضافه یا کم کند. پولس رسول می گوید

)اول قرنتیان  6:4) از آنچه مکتوب است تجاوز نکنید

 ولی به نظر می رسد که خیلی ها با تعلیم تثلیث =شرک  و روند تاریخی شکل گیری آن آشنا نیستند  دلیل اینکه بعضی به این وضع دچار شده اند این است که بیشتر وقت خودشان  را با تحریف های  پوچ کشیشان صرف کرده اند  و به جای ماندن و اندیشیدن در کلام خدا به سراغ ترجمه های تفسیری تحریف گران رفته اند  تمام تثلیثیون معتقدند که در آفرینش پدر طراح بود و پسر مجری و روح القدس نگاهدارنده و به 3 شخصیت جدا از هم اعتقاد دارند که هر 3 در قدرت و جلال برابرنیستند اما هر سه خدا هستند یعنی شرک و بت پرستی  کامل و دین  را در خدمت  استبداد کشیش ها قرار می دهند  و تحقیر عقل انسان و تبلیغ تقلید کور کورانه را می کنند  .

 پس با این تعریفی که از خدا دارند . از پسر به عنوان خالق یاد می کنند و ما می دانیم که این پسر همان بره ای است که



در مکاشفه یوحنا  از تخت نشین به عنوان تنها و یگانه خالق عالم یاد می کند."

 زیرا که تو همه موجودات را آفریده ای و محض اراده تو بودند و آفریده شدند.".( مکاشفه 11:4)


 همچنین انجیل معتقد است  که پسر در ذات خود شخصیتی جدا از پدر است، پس اگر با منطق انجیل  پیش برویم دو خالق نخواهیم داشت،

تخت نشین (خدا )و بره ای (عیسی )که کتاب را از دست راست تخت نشین می گیرد. البته می دانید


. درکتاب مقدس  عنوان شده است که ما یک خالق داریم. هر خواننده حق جو و صادق می تواند به راحتی به تناقضات موجود در آموزه تثلیث پی ببرد.

اما پیوسته از کلمه "ما" پیدایش 26:1 برای اثبات تکاثر الهی استفاده می کنند


26 و خدا گفت‌»: آدم‌
را بصورت‌ ما و موافق‌ شبیه‌ ما بسازیم‌ تا بر ماهیان‌ دریا و پرندگان‌ آسمان‌ و بهایم‌ و بر تمامی‌ زمین‌ و همۀ حشراتی‌ كه‌ بر زمین‌ می‌خزند، حكومت‌ نماید. «

 در حالی که وقتی خدا از ما استفاده می کند منظور دخالت دادن فرشتگان در امور است که در قران هم همانطور است .

 البته شایان ذکر آن است که به راحتی از تمام "من" های کتاب مقدس عبور می کنند . یهوه در کتاب مقدس اعلام می کند که در آفرینش تنها بود  و کسی با وی نبود ولی تثلیثیون  اعلام می کنند که پدر طراح و پسر مجری بوده در حالی که یهوه می گوید

 "... با من که بود."

این نشان می دهد که فلسفه پوچ تثلیثیون = شرک  را از خدای حقیقی دور کرده است. تثلیثیون وقتی به مرگ عیسی می پردازند چاره ای جز پذیرش این نکته که مسیح در صلیب تنها بود و حتی عنوان می کنند  که این تنهایی از باغ جتسیمانی شروع شد و در همین راستا اضافه می کنند  که این شخصیت خدائی  مسیح نبود خدا در ان لحظه عیسی را ترک کرده بود و نادانسته اعتراف می کنند که عیسی در ان لحظه خدا نبود(باید گفت که هیچ وقت خدا نبود ) و می گویند در ان لحظه عیسی خدا نبود  انکه مرد شخصیت انسانی او بود این گفته یک خرافه بیش نیست این سخن خود ذاتا باطل است چون خدا در درون همه چیزی و در همه وقت حضور دارد چون مکانی و زمانی و فضائی وجود ندارد که از وجود خدا خالی باشد  و چون اگر یک نقطه وجود داشته باشد که خدا در ان حضور نداشته باشد خدا را محدو د و نسبی می کند و خدا مطلق است پس هیچ وقت هیچ چیزی خالی از خدا نیست اما وجود خدا هر گز با مخلوقات ترکیب نمی شود

 و در صورت صحیح بودن فلسفه  تثلیث خدای پسر در واقع  ذات خدائی  نداشته است  و یک انسان کامل بر روی دار مرده است . پس چه ارزشی داشت که خدای پدر، خدای پسر را بفرستد در صورتی که  خدای پسر نبود که مرد. پس در واقع خدای پسر کار چندانی نکرده است در موقع مرگ فرار کرده است . می بینید که این فلسفه چقدر می تواند پوچ و گمراه کننده باشد و جالب این است که مسیح شکایت می کند  که خدا ی من  چرا مرا  ترک کرد ی  پس عیسی به عنوان  انسان معمولی  قهرمان تر از خدا ی پسر   ظاهر شده . البته در جای دیگری می فرمایند  که به تشخص  انسانی مسیح معتقد نیستید که این اعتقاد دردسر دیگری را برای تثلیثیون  بوجود می آورد. به این آیه خوب دقت کنید:

 "زیرا در حالتی که دشمن بودیم بوساطت مرگ (تصوری ) پسرش با خدا صلح داده شدیم....."(رومیان 10:5).

 پس حالا با این آیه متوجه شدید که چرا کتاب مقدس از اصطلاح خدای پسر استفاده نمی کند؟ در این آیه از مرگ پسر خدا یاد می شود و در صورتی که بین پدر و پسراگر  جدائی نباشد پس با مردن پسر بر صلیب  همان پدر هم مرده است  و دیگر خدائی وجود ندارد مگر اینکه پدر  جدا از پسر باشد . پس شیطان که  قادر است  پسر رابکشد  خدای پدر را نیزمی کشد چون پسر و پدر هر دو برابر هستند البته بقول تثلیثی ها . ولی در حقیقت اینطور نیست پسر مخلوق  پدر است و شیطان پسر را که مخلوق است ممکن است بکشد(البته او را هم نتوانست بکشد چون گناه وراثتی که مرگ را بر جهان اورد بر عیسی سلطنت نمی کند چون نور عیسی در ادم نبود و در عالم غیب بود که بعد از تولش بر او وارد شد که علمائ مجوس  در پی ان بودند) بنا براین شیطان نه تنها پسر را نتوانست بکشد   پدر را که خدا است اصلا  نمی تواند بکشد و پدر دو باره پسر را که بیهوش شده  بود به هوش اورد   پس فقط پدر خدا است که هر گز نمی میرد وقتی این خطها را می نویسم به شدت از کفری که امثال کشیش ها  می گویند شرمساریم. زیرا پیامدهای منطقی آموزهء تثلیث  . استبداد و دیکتاتوری 1000 ساله  کشیش ها را زنده می کند .

2=  در باره خدا  بودن پدر ، می توان با چند مثال قضیه را روشن کرد. در اینکه خدا قادر مطلق و بر همه چیز آگاه است شکی نیست. اما خدا پیش از آفرینش خالق نبود. در کتاب مقدس خدا به اندازه فهم و نیازهای فعلی بشر خویشتن را مکشوف ساخته است و بیشتر از آنکه خود در مکاشفه اش به ما عطا کرده از او نمی دانیم.

در عهد عتیق خدا به قوم اسرائیل می گوید نخست زاده من. ولی همه می دانیم که رابطه حقیقی پدر و فرزندی در عهد جدید به واسطه تجسم کلام محقق شد. در عهد عتیق وقتی قوم اسرائیل خدا را پدر خطاب می کند مثل این بود که یک رئیس جمهور را پدر ملت خطاب کنیم در حالی که او از نظر ژنتیکی پدر ملت نیست. ولی چون از ملت خود نگهداری  می کند می توان او را پدر نامید و به همین دلیل است که کسی در عهد عتیق در دعا پدر آسمانی را خطاب نمی کرد و زمانی که مسیح به شاگردان خود می گوید پدر شما، بین آنها و سایر یهودیان تفاوت قائل می شود. به عبارتی تنها شاگردان مسیح حق داشتند از خدا به عنوان پدر آسمانی یاد کنند و نه کاتبان و فریسیان. تنها در عهد جدید است که از طریق تجسم کلام این رابطه برقرار گردید و می توانیم خدا را پدر خطاب کنیم.

 چون خدا به کسانی که او را قبول کرده اند قدرت داد تا فرزندان خدا گردند. یعنی به هر که به اسم او ایمان آورد. (یوحنا 12:1)

پس رابطه پدر و فرزندی در عهد جدید محقق شد و نه در عهد عتیق و به همین دلیل است که بزرگترین شخصیت عهد عتیق یعنی یحیی تعمید دهنده از کوچکترین شخص ملکوت، کوچکتر است چون کسانی که از طریق تولد تازه وارد ملکوت خدا می شوند از الان در جایگاه فرزندی قرار می گیرند. و به همین دلیل نیز هست که در عبرانیان گفته شده:

زیرا به کدام یک از فرشتگان هرگز گفت که تو پسر من هستی. من امروز تو را تولید نمودم .... (عبرانیان 5:1)

  شرح=علاوه بر عیسیز ادم و یعقوب وداوود و بسیاری از انبیاء لقب پسر خدا بودن را داشته اند
حتی فرشتگان وشیطان  هم پسر خدا بودند

ایوب باب 1 ایه و روزی‌ واقع‌ شد كه‌ پسران‌ خدا آمدند تا به‌ حضور خداوند حاضر شوند؛ و شیطان‌ نیز در میان‌ ایشان‌ آمد.  
بله عیسی مقامش بالاتر از فرشتگان است چون قبل از فرشتگان نور عیسی خلق شده بود  موسی و کسانی که در عهد عتیق می زیسته اند چون خادم وامین بر خانه بودند در حالی که مسیح که در

 "امروز" تولید شد مثل پسر در خانه او است. (عبرانیان 5:3-6)
                                                                         
 نخست زاده یعنی مسیح به وسیله روح القدس بر زمین تولید شد. و تمام کسانی که از طریق او و به نام او ایمان می آورند نیز به وسیله روح تولید شده اند و روح پسر خواندگی را دریافت نموده اند و به این وسیله است که می توان خدا را پدر صدا کنند. توجه داشته باشید که لقب  پسر خواندگی و تولد تازه پدیده هایی هستند که مختص به عهد جدید است. در این راستا کلام نیز چنین می گوید.

"زیرا آنانی را که از قبل شناخت ایشان را نیز پیش معین فرمود تا به صورت پسرش متشکل شوند تا او نخست زاده از برادران بسیار باشد." (رومیان 29:8)

 (دقت کنید که در مزمور 27:89 پیشگویی شده بود که مسیح نخست زاده خواهد بود)
مزمور 89

26 او مرا خواهد خواند که تو پدر من هستی، خدای من و صخرهٔ نجات من.
27 من نیز او را نخست‌زاده خود خواهم ساخت، بلندتر از پادشاهان جهان.
28 رحمت خویش را برای وی نگاه خواهم داشت تا ابدالآباد و عهد من با او استوار خواهد بود.
29 و ذریّت وی را باقی خواهم داشت تا ابدالآباد و تخت او را مثل روزهای آسمان.
30 اگر فرزندانش شریعت مرا ترک کنند، و در احکام من سلوک ننمایند،
31 اگر فرایض مرا بشکنند، و اوامر مرا نگاه ندارند،
32 آنگاه معصیت ایشان را به عصا تأدیب خواهم نمود و گناه ایشان را به تازیانه‌ها.
33 لیکن رحمت خود را از او برنخواهم داشت و امانت خویش را باطل نخواهم ساخت.
34 عهد خود را نخواهم شکست و آنچه را از دهانم صادر شد تغییر نخواهم داد.
35 یک چیز را به قدوسیت خود قسم خوردم و به داود هرگز دروغ نخواهم گفت.

شرح = البته این سخنان را خدا به داوود می گوید نه به عیسی چون عیسی نه همسری دارد و نه فرزندی توجه داشته باشد پس می بینیم که نخست زادگی قبل از عیسی هم بوده و داوود  خود نخست زاده  در ایمان است نخست زادگی با توبه و امدنه به شریعت حق خدا ایجاد می شود  خود عیسی هم وقتی ماموریت خود را شروع کرد    اولین پیامش این بود که توبه کنید

متی 3

17 از آن هنگام عیسی به موعظه شروع کرد و گفت، توبه کنید زیرا ملکوت آسمان نزدیک است.


شرح = بنا براین راه نجات انسان توبه است با توبه انسان از گناهان پاک می شود و مثل بچه ای که تازه متولد شده است    نخست زاده می شود و به جمع نخست زادگان می پیوندند


"بلکه تقرب جسته اید به جبل صهیون و شهر خدای حی یعنی اورشلیم سماوی و به جنود بی شماره از محفل فرشتگان و کلیسای نخست زادگانی که در آسمان مکتوبند"(عبرانیان 18:12 – 22)


شرح= اگر دقت کرده باشید هم پسر که در امروز تولید شد به عنوان نخست زاده یاد می شود و هم کسانی که به واسطه توبه و تولد تازه وارد این ارتباط شدند به عنوان نخست زاده گان یاد می شوند. به راستی که هماهنگی کلام بسیار دقیق است . پس دوباره آمین می گویم و تاکید می کنم که زمانی پدر معنی پیدا می کند که پسر و یا دختری در کار باشد. و اضافه می کنیم که همانطور که قبل از خلقت  عالم صفت خالق بودن خدا آشکار نشده بود، چون هنوز چیزی خلق نشده بود. به همین ترتیب نمی توانستیم خدا را تا زمان خلق کلمه نسبی پدر بنامیم چون این رابطه بعد از تجسیم  کلمه  و نور که عیسی شد پدر بنامیم. این رابطه در عهد جدید شروع شد و نه در ازلیت. به عبارتی این رابطه در امروز عهد جدید شروع شد.

3=    "مسیح در جسم انسانی متولد شد و نورش از عالم غیب امد و براو وارد شد  بزرگ شد و خاک خورد(غذا از خاک است )  و توالت رفت و باد ول داد  وبی هوش شد وخدا اورا  به هوش اورد   او  مطلق (بی نهایت )نبود  و همه چیز را او  از پدر گرفت و پائنتر از پدر بود  چون عیسی کلمه نسبی است و خدا  کلمه مطلق است

به همین دلیل در اول قرنتیان امده  .
                                                                                 
• در اول قرنتیان 27:15 گفته شده که خدا و پدر همه چیز را زیر پاهای مسیح انداخت ولی خود او مستثنی است.

 چرا گفته نشده پدر و روح القدس مستثنی هستند؟ اگر روح القدس خدا است باید چنین می گفت اما  چون  روح القدس هم  خدا نیست و فرشته ای است بنام رقائیل که تحت امر خدا و در خدمت همه پیامبران و از جمله در خدمت عیسی  بود


درنتیجه عیسی مخلوق خدا است  و پیامبر اوست که شریعت حق را  مبلغ بود و انسانها را به توبه و نخست زادی دعوت می کرد هر کس در هر زمانی  توبه کند و به شریعت حق  عمل کند  نخست زاده می شود  و در جمع نخست زلدگان در می اید عیسی خود نخست زاده ای بود که هر گز کناه نداشت نه گنهاه ادم بر او سلطنت نداشت چون نور عقلانیت عیسی در بدن ادم نبود و نیز خود عیسی هر گز گناه نکرد به این دلیل عیسی الگوی حیات جاودانه بود و به همین دلیل نمی شد تا او بر بالای دار کشته شود چون  قانون خدا که می فرماید  بی گناه نمی میرد باطل می شد چون عیسی بی گناه بود اگر عیسی یک  ثانیه بر بالای دار می مرد  دیگر الگوی  حیات  جاودان وجود نمی داشت



                     ایا عیسی خدای پسر است ؟

    نقد اصطلاح غیر کتاب مقدسی خدای پسر قبل از هر چیز مایلیم تذکری به تمام کسانی که از تعلیم تثلیث پیروی می کنند بدهیم.
1- بر طبق کتاب ایوب شیطان پسر خدا است بنابراین شیطان پرستان هم پیران خدا هستند 

ایوب باب 1 ایه و روزی‌ واقع‌ شد كه‌ پسران‌ خدا آمدند تا به‌ حضور خداوند حاضر شوند؛ و شیطان‌ نیز در میان‌ ایشان‌ آمد.  
 
2-و بنا بر انجیلها   عسیی پسر خدا است و مومنین به عیسی هم پسران خدا هستند 



 3- و نیز بنا بر لوقا  ادم هم پسر خدا است در نتیجه همه انسانها بوراثت از ادم پسران خدا هستند 

  لوقا باب 3 ایه  ۳۸ ابن‌ انوش‌، بن‌ شیث‌، بن‌آدم‌، بن‌ الله.

نتیجه = پسر خدا بودن برای شیطان و شیطان پرستان و برای عیسی و مومنین به عیسی بعنوان پیامبر  و برای ادم و همه انسانها  هیچ درجه و امتیازی نیست و همه بطور برابر  پسران خدا هستند سئوال این است پس معنی پسر خدا بودن چیست   در یک کلمه پسر خدا = مخلوق خدا بودن است  یعنی شیطان و عیسی و ادم و همه انسانها ومخلوقات خدا هستند  و وقتی می گوئیم عیسی پسر خدا است یعنی عیسی مخلوق خدا است به همین دلیل 

در هیچ جای کتاب مقدس با واژه "خدای پسر " برخورد نمی کنیم. کتاب مقدس اعلام می کند  پسر ، خد ا وند است. اما  هر خداوندی خدا نیست مگر اینکه وجودش مطلق = بی نهایت باشد   در زبان عربی و عبری و سریانی پدر و مادر خانه را خداوند خانه می گویند وبه حسن صباح که فرمانده قلعه الموت بود خداوند الموت می گفتند   ووجود  عیسی مطلق و بی نهایت نبود تا به او  خدا گفته شود در نتیجه به عیسی خداوند گفتن هیچ اشکالی ندارد  بنابراین  اصطلاح غیر کتاب مقدسی خدای پسر در کتاب مقدس یافت نمی شود و فاقد اساس کتاب مقدسی است. افزودن این واژه توسط تثلیثیون هدفی جز گمراه کردن مردم ندارد. هدف آنها این است که بدینوسیله بتوانند تعلیم سه شخص بودن خدا را اثبات کنند. ما در کتاب مقدس با اصطلاح "خدای پدر" برخورد می کنیم ولی حتی یکبار با اصطلاح خدای پسر برخورد نمی کنیم. در رابطه با پسر همیشه کتاب مقدس از واژه هایی چون پسر خدا، خداوند ، پسر داوود و ... استفاده می کند. دلیل اینکه از این اصطلاح در کتاب مقدس استفاده نشده این است که کتاب مقدس و بویژه عهد جدید با یک تفکر تثلیثی نوشته نشده است و حتی می توان به جرات گفت که نویسندگان عهد جدید حتی به تثلیثی از خدا فکر نمی کردند. کتاب مقدس نمی توانست از واژه خدای پسر استفاده کند  چون نویسندگان انجیل عیسی را خدا نمی دانستند  اگر انجیل عیسی را خدا می دانست حتما  رسولان این کار را انجام می دادند. حال خواننده عزیز به نظر شما چرا رسولان مسیح از این واژه استفاده نکردند ولی تثلیثیون دائما از این واژه استفاده می کنند؟

حال به انجیل مراجعه می کنیم و به بررسی ایات می پردازیم

1. پدر جاودانی است چنانکه کتاب مقدس می گوید.
2. و پسر در رابطه با پدر معنا می یابد  چنانکه کتاب مقدس نیز بر این امر تاکید می کند

 و این رابطه از طریق تولید پسر در"امروز" به وجود آمد. (عبرانیان 5:1) معنی امروز هم در کتاب عبرانیان و رسالات دیگر برای ما تفسیر شده. در کتاب مقدس درباره "امروز" چنین می خوانیم (هایوم).


(عبرانیان 7:4)

  پس خدا دیگر بار روزی خاص را مقرر فرمود ، و پس از گذشت سالهای بسیار در مزامیر داوود، از "امروز" سخن گفت و آنگونه که پیشتر بیان شد، فرمود: امروز اگر صدای او را می شنوید دل خود را سخت مسازید

و باز در .(عبرانیان 13:3)

امروز" چنین می خوانیم" بلکه هر روز، تا آن زمان که هنوز"امروز" خوانده می شود یکدیگر را پند دهید تا کسی از شما در اثر فریب گناه سخت دل نشود

شرح= در این آیات خواندیم که "امروز" به عنوان یک روز خاص و یا به قول پولس رسول روز نجات که در عهد جدید شروع شد معرفی می شود.

(دوم قرنتیان 2:6)
 می گوید: “در وقت مقبول‌ تو رامستجاب‌ فرمودم‌ و در روز نجات‌ تو را اعانت‌ کردم‌.” اینک‌ الحال‌ زمان‌ مقبول‌ است‌؛ اینک‌ الان‌ روز نجات‌ است


 شرح= کاربرد واژه "امروز" یا "روز" به زمان دلالت می کند. واژه "امروز" هیچ ربطی به ابدیت ندارد،

در ابدیت امروز و فردا نداریم و به همین دلیل است

در عبرانیان 5:1 اینطور می خوانیم:

 من او را پدر خواهم بود

شرح=  به نظر شما چرا گفته شده خواهم بود؟
چون  این رابطه پدر فرزندی قبلا حاکم نبوده است چون عیسی هنوز خلق نشده بوده است نوری بود در عالم غیب مثل  بی شمارانسانها که  نورشان در بدن پدر و مادرشان است و هنوز خلق نشده اند  برای اینکه موضوع روشنتر شود به آیه دیگری باید توجه کنیم،

در لوقا باب 35:1 اینطور می خوانیم: فرشته پاسخ داد روح القدس بر تو خواهد آمد و قدرت خدای متعال بر تو سایه خواهد افکند. از این رو آن مولود مقدس (به واژه مقدس توجه کنید) و پسر خدا خوانده خواهد شد.

 یعنی تا زمانی که این تولد صورت نگرفته او را نمی توانیم پسر خطاب کنیم چون پسر کلمه تجسم یافته است. به همین دلیل است که یوحنا وقتی از ابتدا صحبت می کند از کلمه یاد می کند و نه پسر.

در (یوحنا 1:1)

گفته نشده در ابتدا پسر بود، بلکه گفته شده در ابتدا کلمه بود و تنها بعد از تجسم کلمه در باب 1آیه 14 انجیل یوحنا از پسر یگانه سخن به میان می آید و یگانه بود بهاین  دلیل است که تنها انسانی است که نورش در عالم غیب بود و بعد از تولد یافتنش  به بدن عیسی وارد شد نوری که علماء مجوس  در پی ان بودند بنا براین بعد از تولد عیسی  رابطه پدر و پسر شروع می شود. الحق که هماهنگی

میان آیات کتاب مقدس شگفت انگیز است  و به هیج وجه خدای پسر وجود ندارد وگفتن خدای پسر  تحریف اشکار انجیل است

اما در عبرانیان باب 1، برای درک این باب نمی توان کل باب و کل آیات این باب را نادیده گرفت چون در این صورت درک درستی نخواهیم داشت. عبرانیان درباره هویت پسر یافت می شود.

عبرانیان  باب 1 ایه 1
 "در گذشته خدا بارها از راه های گوناگون به واسطه پیغمبران با پدران ما سخن گفت

شرح= دقت کنید در این آیات گفته شده خدا از طریق پدران و انبیا با ما سخن گفت


در  عبرانیان 2:1)   چنین می خوانیم:"اما در این زمانهای آخر به واسطه پسر خود با ما سخن گفت"


شرح=یعنی خدا از طریق پسر سخن گفت.اگر پسر شخص جدا از پدر نبود نباید گفته می شد خدا از طریق پسر سخن گفت. بلکه باید گفته می شد خدای پسر با ما سخن گفت   خدا از طریق کلام خود(کلمه نسبی )  آسمان و زمین را خلق نمود و این کلام در پسر تجسم یافت به همین دلیل است که نویسنده رساله عبرانیان می توانست بگوید که خدا بوسیله (کلمه ) پسر جهان را آفرید پس  ما دو خالق نداریم. ما نباید از فلسفه پوچ تثلیث پیروی کنیم. چون اگر از این تعلیم پیروی کنیم با  کل کلام  خدا در تضاد قرار خواهد گرفت.


در باب 4 مکاشفه آیه 9-11) چنین می خوانیم

"هر بار که آن موجودات زنده ، جلال و عزت و سپاس نثار آن تخت نشین می کنند که جاودانه زنده است، آن 24 پیر پیش روی تخت نشین بر خاک می افتند و او را که جاودانه زنده است می پرستند و پیش تخت او تاج از سر فرو می گذارند و می گویند ای خداوند خدای ما تو سزوار جلال و عزت و قدرتی، زیرا که آفریدگار همه چیز تویی و همه چیز به خواست تو وجود یافت و به خواست تو آفریده شد.

شرح=اگر باب 4 مکاشفه را با دقت مطالعه کنیم در خواهیم یافت که سخن از یک تخت نشین است و او به عنوان خالق معرفی شده و در دست راست او هم کسی دیده نمی شود. پس اگر پسر خالق باشد و پدر هم خالق باشد پس ما دو خالق خواهیم داشت. البته می دانیم که برای تثلیثیون که از تعلیمات غیر کتاب مقدسی  پیروی می کنند این موضوع مشکل خاصی به وجود نخواهد آورد. ولی برای ایمانداران کتاب مقدسی فکر کردن به دو خالق پذیرفتنی نیست. چون کتاب مقدس در این رابطه به ما چنین شهادت می دهد:

(اشعیا 24:44)

"...من (نه ما) یهوه هستم و همه چیز را ساختم آسمانها را به تنهایی (آیا معنی تنهایی را در فرهنگ لغت خوانده اید؟) گسترانیدم و زمین را پهن کردم، و با من که بود

شرح= پس نتیجه می گیریم که اگر با تفکر تثلیثی پیش رویم مجبوریم کتاب مقدس را تحریف  کنیم، و الا با آیات کتاب مقدس در تضاد  قرار خواهیم گرفت .در کتاب مقدس دلایل بسیاری وجود دارد که ثابت کند که عیسی خدا نیست

در همین راستا می توانید

از مزمور 89 آیه 26- 27 نقل کنیم.

 "او مرا خواهد خواند (یعنی اکنون نمی خوانند چون هنوز خلق نشده است ) که تو پدر من هستی خدای من و صخره من، من نیز او را نخست زاده خود خواهم ساخت، بلندتر از پادشاهان جهان"

شرح= دقت کنید مسیح در این آیه از خدایش صحبت می کند و از پدرش. یعنی عیسی خود پدر نیست و خود خدا نیست


نتیجه:در
(اول قرنتیان 28:15می فرماید

پسر مُرد(اگر پسر خدا بود چگونه خدا مردالبته عیسی  بیهوش بود و موت بر عیسی سلطنت نمی کند چون نور عیسی در بدن ادم نبود تا وارث موت شود ) در حالی که پدر نامیرا است. پسر در انتها ملکوت را به پدر خواهد سپرد.

بله پدر نامیرا است چون پدر = خدا ی مطلق فعال بی نهایت است وچیزی که می میرد یا  بیهوش می شود خدا نیست در پایان  این بحث به ایه ای از مکاشفه اشاره می کنیم که  یوحنا در انجا می گوید ما خدا را خواهیم دید البته درست این است که ظهور نورانی خدا را خواهیم دید اما دیدن ذات خود خدا از محالات است چون وجودی که مطلق یعنی بینهایت است و در درون چشم ما هم حضور دارد دیده نمی شود هر چیزی که دیده شود  چیز است یعنی مخلوق است و نمی تواند خدا باشد
 این مسئله در کتاب مکاشفه باب 22 آیه 4 به بعد مشهود است.

و چهره‌(ظهور نورانی ) او را خواهند دید و اسم‌ وی‌ بر پیشانی ایشان‌ خواهد بود.


     دوستی فرض را بر این گذاشته که عیسی خدا است و در این مورد سئولاتی را طرح کرده است که ماهم ان سئولات را اینجا می اوریم اگر کسی توانست با انها پاسخ عاقلانه و علمی بدهد  با ایمیل این وبلاگ در اختیار ما قرار دهد                                         

 مسیح چگونه خدایست؟

در اینجا چند سوال برای ما درباره اینکه چگونه امکان دارد که مسیح خدا باشد مدت هاست که در ذهن ما  پیش آمده که آنها را در چندین وبلاگ مسیحی گذاشتیم و سوال کردیم ولی کسی به آنها جوابی نداد در اینجا اینها را می گذاربم شاید کسی جوابی برای آنها داشت :
1-اگر ۳ تا یکی است وقتی حضرت مسیح مُرد پس پدر و روح القدس هم چون با او یکی بودند پس باید مرده باشند و اگر نمردند ((پس یکی نیستند و جدا از همند))؟
2- وقتی خدا مرد دنیا را چه کسی اداره می کرد و خدای مرده را چه کسی زنده کرد !؟(( پدر که با خدای مرده یکی بود !!)
3-- حضرت مسیح که خدا بود در انجیل وقتی که عبادت می کرد خودش را می پرستید !؟
(لوقا ۶: یا عبرانیان ۸: ۲) اگر پدر را می پرستید و خودش را نمی پرستید ((پس باید از هم جدا باشند))
و در آن روزها بر فراز کوه برآمد تا عبادت کند و آن شب را در عبادت خدا به صبح آورد.(لوقا ۶: ۱۲)
4- وقتی که مولودی متولد می شود از والد خود جدا می شود وگرنه مولود نشده ! چطور مسیح از پدر مولود شده و جدا نشده و واحد هستند و گفته می شود مولود است !؟
5- مسیح پسر خدا چطور می توانست ازلی باشد در حالیکه به یقین والد از مولود قدیم تر است ! پس پسر خدا هرگز موجودی ازلی نمی تواند باشد!؟
6- روح القدس چگونه می توانست ازلی باشد در حالیکه توسط پدر و پسر فرستاده شده است !! پس باید پدر و پسری باشند تا روح القدس فرستاده شود !؟ پس دیگر نمی توانند هر سه ازلی باشند !
7- اصلا چرا پدر پسر را متولد کرد و همچنین روح القدس بوجود آمد برای همکاری در تمام مراحل آفرینش مگر عاجز از اداره جهان بود !؟

8- اگر سه تا یکی هستند پس چرا سلسله مقام متفاوت دارند !؟
 چون خدای پدر اقتدار و حکمرانی بر همه‌چیز را به مسیح سپرده است، البته روشن است که خود خدای پدر زیر این اقتدار و سلطه نمی‌باشد . سرانجام، وقتی مسیح بر تمام دشمنان خود پیروزی یافت، آنگاه خود او نیز که فرزند خداست، خود را تحت فرمان پدرش خدا قرار خواهد داد تا خدا که او را بر همه‌چیز مسلط ساخته بود، بر کُلّ عالم هستی حاکم شود (اول قرنطیان ۱۵ : ۲۷ - ۲۸) "
 9-... و روح او را به بیابان برد و مدت چهل روز ابلیس او را تجربه می نمود...(لوقا ۴ : ۱ - ۲)
سوال من در این مورد است که مسیح خدا برای چه و در چه مورد باید مورد آزمایش مخلوقش ابلیس قرار بگیرد !؟ آیا برای اینکه ایمانش به خدا مشخص شود !؟
10-" پس ابلیس او رابه کوهی بلند برده، تمامی ممالک جهان را درلحظه‌ای بدو نشان داد. (لوقا ۴ : ۵) " سوال من این است که چگونه شیطان که مخلوق خدا قادر بزرگ است او را بلند کرد و به کوه  برد تا او را آزمایش کند

11-  پس ابلیس او را به کوهی بسیار بلند برد و همه‏ی ممالک جهان را بدو نشان داده به وی گفت: اگر مرا سجده کنی، همانا این همه را به تو خواهم بخشید" مگر نه اینکه شیطان خودش مخلوقی از مخلوقات خدا و جزیی از کل عالم خلقت است چطور این جزء می خواهد در ازاء سجده خدا به خودش ! کل ممالک زمین را که ذره ای از کل هستی هم نیست را به عنوان پاداش اگر قبول می کرد به او بدهد !؟

12-  شیطان که از هر انسانی بهتر خدا را میشناخت [ حتی از پیش از خلقت انسان] چطور در خدا بودن عیسی را نمی دانست !؟ او که تفاوت روح خداوند و یک انسان ساده را تشخیص می داد و نیازی به " اگر پسر خدا هستی، خود را به زیر انداز"  تا او را بشناسد نداشت ، چونکه اگر یک نبی ساده هم بود با معجزه ای می توانست این کار را بکند!؟

13- بنابر مسیحیت ٬ مسیح در هنگام بزرگسالی تازه شروع به دعوت خود کرد . سوال من این است مسیح پسر خدا تا پیش از آن چکار میکرد چون قاعدتاً خدا (مسیح) احتیاجی به رشد سنی برای عاقل و بالغ شدن ندارد پس چرا تا قبل از آن کسی متوجه حضور آن نبود حتی یحیی فامیل او و نبی خدا هم متوجه نشد تا آنجا که می گوید : "« آیا تو همان شخصی هستی که قرار است بیاید و یا ما در انتظار شخص دیگری باشیم ؟ » ( متی باب 11)"  حداقل درقران  او از کودکی سخن میگفت و نبوت میکرد!؟
14- اگر هر انسانی از همان هنگام تولد گناهکار به دنیا می آید مگر هنگامی که مسیحی شود که آن وقت گناه اولیه او با مسیحی شدن بخشیده شود در ازاء قربانی شدن مسیح سرنوشت نوزادانی که در همان هنگام نوزادی از دنیا می روند چه می شود !؟ ((یعنی مسیحی نشده اند و گناهکارند پس قاعدتاً باید مستقیماً عازم جهنم شوند !؟))
اگر قرار باشد گناهی را که کسی دیگری مرتکب شده برگردن ما بگذارند ((این نشان دهنده عادل نبودن  و ظالم بودن خدا نیست؟)) که آنگاه نیاز به این داشته باشد تا کس دیگری به خاطر آن قربانی شود تا باز هم خدا بخاطر مردن او گناه مرا ببخشد ؟

خدا به حضرت ابراهیم که پس از سالها صاحب پسری شد رحم کرد و نگذاشت قربانیش کند و بدون قربانی کردن پسرش عمل قربانی او را کریمانه پذیرفت پس چطور نمی توانست گناه اولیه انسانهای بیچاره را که ((کس دیگری انجام داده بود)) را و ظالمانه بر گردن دیگران گذاشته شده بود را ببخشد ! که نیاز به این بود که پسر خودش را بفرستند تا ((انسانها او را قربانی کنند)) تا گناهانشان را خداوند با کشتن پسر خودش پاک کند!؟
15-  هنگامی که مسیح روی صلیب بود فریاد زد : " ایلی، ایلی، لما سبقتنی؟ یعنی : خدای من، خدای من، چرا مرا ترک كردی؟ (متی 27: 46) " در اینجا مسیح که خودش خداست از که یاری می جوید ؟
16-  اگر مسیح خودش با پدر یکی بود و خدا بود ، چگونه وسیله ای برای حمد کردن  خداست !؟ پیوسه خدا را به وسیله عیسی حمد گوییم و با صداهای خود نام او را تمجید نماییم ، این است قربانی ما به درگاه خدا (عبرانیان ۱۳:۱۵)
17-  چرا در عهد عتیق، تورات و کتاب های مختلف انبیاء پیشین از این یگانه پسر خداوند ]مسیح[ هیچ اثری و صحبتی نیست!؟ چرا درباره خدا بودن روح القدس در عهد قدیم  اثری و صحبتی نیست!؟ در عهد عتیقی که حتی درباره چگونه سوار شتر شدن افراد هم مفصل صحبت کرده و توضیح داده چگونه به مهمترین مطلب عالم، یعنی ثنویت و تثلیث خداوند و اینکه خداوند سه شخیت دارد ، اشاره ای هم نشده!؟
18-  چرا یهودیان از قدیم تا به امروز همچنان منتظر پیامبری به نام مسیح هستند، نه  مسیحی که  خدا  باشد!؟



 نتیجه نهائی پسر خود پدر نیست پس پسر خدا نیست به همین دلیل هم  خدای پسر و پسر ابدی  در کتاب مفدس نیست


5 تیر 1391

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر