بنام خداوند مطلق فعال
محمد(ع) در تورات و انجیل
دو- وصیت و دو پشتیبانی مهم عیسی(ع ) برای مومنین اولی تعمید آتشین حواریون
ودیگری به آمد ملکوت خداوند بر محمد (ص) توسط روح القدس
کلام عیسی برای امدن نبی موعود خدا لوقا 24 ایه 49
۴۹ و
اینک، من موعود پدر خود را بر شما میفرستم. پس شما در شهر اورشلیم بمانید تا
وقتی که به قوت از اعلی آراسته شوید.
حضرت عیسی (ع) دو بار بعد از صعودش به عالم غیب مومنان را پشتیبانی کرد بار اول 10 روز بعد از آخرین دیدارش باحواریون بود - که روح القدس را فرستاد تا روح القدس با تعمید آتشین حواریون را قوت تکلم به زبان های مختلف بدهد تا حواریون بتوانند به تمام جهان سفر کنند و بشارت عیسی(ع) را برای آمدن ملکوت خداوند به تمام جهان برسانند و همچنین عیسی (ع) گفت پشتیبان دیگری نیز از خداوند در خواست کرده است و خداوند عطاء خواهد کرد و در این پشتیبانی بود که عیسی(ع) از خداوند در خواست انزال ملکوت خداوند را کرده بود و خداوند بوسیله روح القدس ملکوت خداوند رابرای مومنان به پیامبر موعود که تورات و انجیل قبلا وعده آمدن او را داده بودند نازل کرد اما چطور و چگونه این دو پشتیبانی انجام گرفت هدف این تحقیق است و قبل از اینکه به انجیل مراجعه کنیم قابل ذکر است که انجیل های که به زبان فارسی ترجمه شده است همه در ترجمه تحریف شده اند از اینرو ما پایه را بر انجیل عربی گذاشتیم اولا از قدیمی ترین انجیل های تاریخ است ثانیا در مقایسه با انجیل های یونانی و انگلیسی و .... ترجمه خوبی هم دارد وخودمان با حفظ امانت آیات را از عربی به فارسی ترجمه کردیم به نظر ما این ترجمه های تحریفی ظلم بزرگی به عیسی بن مریم است
پشتیبانی اول روح القدس = تعمید با آتش بود
اعمال رسولان
1: 1 الكلام الاول انشاته يا ثاوفيلس عن جميع ما ابتدا يسوع يفعله و يعلم به
(سخن اولی که پدید آوردمش ای ثاوفیلس از جمیع آنچه که ابداء کرد عیسی -عمل می کنی او را و علم داری به او )
1: 2 الى اليوم الذي ارتفع فيه بعدما اوصى بالروح القدس الرسل الذين اختارهم
(تا روز ی که او (عیسی) مرتفع شد در آن - بعد از انکه وصیت کرد به روح القدس رسولان را – آنانی را که انتخاب کرد - ایشان را )
1: 3 الذين اراهم ايضا نفسه حيا ببراهين كثيرة بعدما تالم و هو يظهر لهم اربعين يوما و يتكلم عن الامور المختصة بملكوت الله
(آنانکه دیدند ایشان همچنین خود او را زنده- با برهان های بسیار بعد از آنچه که درد کشید – و ظاهر می شود برای ایشان 40 روز - وسخن می گوید از امور مختص به ملکوت خداوند )
شرح = عیسی(ع) مدت 40 روز بر حواریون ظاهر می شد و وصیت به آمدن روح القدس می کرد وهدف از آمدن روح القدس و تعمید آتشین بوسیله او و گرفتن نیرو از او را برای ابلاغ کردن - آمدن ملکوت خداوند که در آینده اتفاق خواهد افتاد وصیت می کرد و این وصیت فقط به حواریون بود نه به همه کسانی که به عیسی (ع) ایمان آورده بودند و از حواریون می خواست که به جهانیان بشارت بدهند که در آینده ملکوت خداوند خواهد آمد و بسیاری از مختصات ملکوت را برای حواریون شرح می داد که در پشتیبانی دیگری که روح القدس به در خواست عیسی (ع) از خداوند در آینده باید می کرد روح القدس ملکوت خداوند را به مومنان می آورد
1: 4 و فيما هو مجتمع معهم اوصاهم ان لا يبرحوا من اورشليم بل ينتظروا موعد الاب الذي سمعتموه مني
(در آنچه او اجتماع کرد با ایشان- وصیت کرد – اینکه جدا نشوید از اورشلم - بلکه انتظار بکشید موعد پدر را - انکه شنیدید او را از من )
شرح= در اینجا عیسی (ع)بر حواریون وصیت می کند که از اورشلم خارج نشوید تا روح القدس بیاید و شما را تعمید آتشین بدهد تا بتوانید بشارت مرا که آمدن ملکوت خداوند است به تمام جهانیان برسانید چون تا آخرین لحظه عیسی(ع) در امور مختص به ملکوت خداوند برحواریون سخن گفت که در آیه بالائی بیان شد ( يتكلم عن الامور المختصة بملكوت الله = وسخن می گوید از امور مختص به ملکوت خداوند)
1: 5 لان يوحنا عمد بالماء و اما انتم فستتعمدون بالروح القدس ليس بعد هذه الايام بكثير
( برای اینکه یحیی تعمید داد به اب – واما شما پس بزودی تعمید می شوید به روح القدس – نیست بعد این بروزهای بیشتری )
1: 6 اما هم المجتمعون فسالوه قائلين يا رب هل في هذا الوقت ترد الملك الى اسرائيل
(اما ایشان- اجتماع کنندگان پس سئوال کردند - به گفتنی که - ای رب ( ای سرور ) – آیا در این وقت بر می گردد فرمانروائی بسوی اسرائیل )
1: 7 فقال لهم ليس لكم ان تعرفوا الازمنة و الاوقات التي جعلها الاب في سلطانه
(پس گفت برای ایشان- برشما نیست- که بشناسید زمانه و-اوقات را – آنکه قرار داد اب( پروردگار ) در سلطنتش)
1: 8 لكنكم ستنالون قوة متى حل الروح القدس عليكم و تكونون لي شهودا في اورشليم و في كل اليهودية و السامرة و الى اقصى الارض –
(ولی شما بزودی می یابید نیروئی- وقتی که جای گرفت روح القدس بر شما – و میشوید برای من شهادت دهندگانی در اورشلم و در همه یهودیه و سامره و تا دورترین زمین )
1: 9 و لما قال هذا ارتفع و هم ينظرون و اخذته سحابة عن اعينهم
(وقتی که گفت اینرا - مرتفع شد - و ایشان نگاه می کنند - و گرفت او را ابر از چشمانشان )
بقیه آیات را از باب دوم ادامه می دهیم
2: 1 و لما حضر يوم الخمسين كان الجميع معا بنفس واحدة
(و - وقتی که حاضر شد روز پنجاهم - بودند همگی (حواریون) به وجودی یگانه )
2: 2 و صار بغتة من السماء صوت كما من هبوب ريح عاصفة و ملا كل البيت حيث كانوا جالسين
( وشد ناگهان از آسمان صدائی – همچنانکه از وزیدن بادی که کولاک است و پر کرد همه خانه را بطوری که بودند نشستگان )
2: 3 و ظهرت لهم السنة منقسمة كانها من نار و استقرت على كل واحد منهم
(و ظاهر شد برای ایشان زبانه های تقسیم شده - گویا اینکه او از آتشی است - و قرار گرفت بر هر یک از ایشان )
2: 4 و امتلا الجميع من الروح القدس و ابتداوا يتكلمون بالسنة اخرى كما اعطاهم الروح ان ينطقوا
( و پر شدند همگی از روح القدس – و شروع کردند سخن بگویند به زبانهای دیگر - همچنانکه عطاء کرد روح - اینکه صحبت کنند )
شرح- در آخرین آیه اعمال رسولان - عمل کرد پولس رسول اینطور وصف می شود که در واقع ماموریت همه رسولان همین بود
28: 31 كارزا بملكوت الله و معلما بامر الرب يسوع المسيح بكل مجاهرة بلا مانع
و موعظه می کرد به ملکوت خداوند و تعلیم می داد به امر رب( سرور ) عیسی مسیح باهمه آشکاری و بدون مانع
شرح= بدینسان بود که حواریون عیسی(ع)- توانا به صحبت کردن به همه زبانهای مختلف جهان شدند و به هر جایی که می رفتند می توانستند به زبان مردم آن منطقه سخن بگویند در نتیجه توانستند بشارت عیسی(ع) را برای آمدن ملکوت خداوند به دورترین نقاط جهان آن روزگار برسانند سالها گذشت و اختلافات بسیاری در فهم و تفسیر انجیل در میان مومنان پدید آمد و انحرافات و تفسیر های خرافی از دین به عمل آمد طوری که در خود وجود عیسی(ع) اختلاف کردند بعضی او را خدا تصور کردند و گفتند خدا - فقط از پدر و مادر خدائی بوجود می آید از اینرو مریم مادر عیسی(ع) را هم مقام خدائی دادند و بعضی دیگر او را نیمه خدا دانستند که پدرش خداوند است و مادر ش مریم انسان است در نتیجه عیسی(ع) وجود نیمه خدائی دارد اندکی هم او را پیامبر خدا وند دانستند که فقط بصورت معجزه از مادر و بدون پدر خداوند خلق کرده است این عده به خلقت آدم و – حوا استناد می کردند و می گفتند ادم و حوای اولیه بدون پدر و مادر خلق شده اند د و برای خدا تصور شدن اولویت دارند علاوه بر این اختلافات سوء استفاد از دین از طرف حکومت ها و کشیش ها بوجود آمد طوری که بعد ها دولت به دست پاپ افتاد در این دولت جنایت ها و نسل کشی های بسیاری به نام دفاع از دین عیسی (ع) اعمال شد و به تخریب دین عیسی(ع) پرداختند - در این اوضاع و احوال بود که خداوند پشتیبان دیگری را که عیسی (ع) به مومنان وعده داده بود - فرستاد - و آن نزول روح القدس برای بیان ملکوت خداوند بود که بر محمد(ع) پیامبری که وعده آمدن او را خداوند در انجیل داده بود قرار گرفت و روح القدس ملکوت خداوند به محمد(ع) نازل کرد- ملکوت قانونی است که خداوند بر پایه آن همه موجودات را خلق کرده است و می کند و بر پایه ان در جهان فرمانروائی می کند یعنی ملکوت خداوند قانون هستی و حیات و قانون اداره جهان است در اینجا خلاصه ای از آن را می اوریم
1 ـ خداوند مطلق فعال هستي را قانونمند خلق كرده است و اين قوانين را بايد در كتب انبياء آورده باشد وآخرين آن كتب يعني قرآن بايد قانون هستي را در خود داشته باشد از اينرو قرآن كتاب تدوينيخداوند است و طبيعت كتاب تكوين است بنابراين ميان قرآن و طبيعت ميتوان گفت رابطه، رابطهنظریه و عمل است. قانوني كه در طبيعت است در قرآن نيز باید باشد .
2 ـ همچنين اجتماع بشري هم بنابر بيان قبلي بايد قانونمند باشد از اينرو جامعه هم از قوانينتكويني و تدويني فرمان ميبرد.
3 ـ و چون هم طبيعت و هم جامعه به عنوان آيات خداوند (علامات خداوند) محسوب ميشوندبايد در اين پديدهها و جامعهها آيات الهي را شناسايي كرد و آيات الهي چيزي جز قوانين عام هستيكه همه موجودات در تكوين و حركت از آن فرمان ميبرند نيست و آن قوانين نيز چيزي جز اصولپنجگانه دين خداوند نيست.
4 ـ آيا ممكن است خداوند دین را داده باشد اما كليد شناخت و فهم آن را نداده باشد يعنيفلسفه و منطقي كه بتوان بوسيله آن آيات دین خداوند را تفسير كرد. در دست نباشد صد البته هرگز، خداوندكليد فهم دین خودرا نيز داده است و آن اصول پنجگانه دين خداوند است.
5 ـ بنابراين نبايد در شناخت علمي و حكيمانه از اصولي غير از اصول دين حق پيروي كرد در نتيجهكساني كه کتب دینی را با فلسفه و منطق های بشر ساخته مثل فلسفه و منطق ارسطوئي يا ماركسيستي يا صوفيستی یا لیبرالیستی تا ......... تفسير ميكنند و از آنبرداشت ميكنند خيانتي بزرگ مرتكب ميشوند كه يا آگاهانه است يا نه ولي در نتيجه كار فرقينميكند هم خود در زندگي هدايت نميشوند و هم جامعه انساني را نميگذارند راه دین حق الهيرا طي كند
و از طرف ديگر چيزي را بنام دین خداوند به خورد مردم ميدهند كه بر ضد دین خداوند است به همين دليلاست كه ما قادر نشدهايم و نميشويم مردم جامعه خود و جوامع ديگر را با ميل و رغبت جذب دین نماييم بلكه مردم را از دینی به خوردشان ميدهيم فراري ميدهيم چرا كه بافطرتشان سازگاري ندارد چون فطرت همان اصول پنجگانه ملکوت خداوند یعنی :
(توحيد ـ بعثت ـ امامت ـ عدالت ـ معاد) است
حال كه به اين نتيجه رسيديم به معرفي دین حق ميپردازيم كه 5000 سال است از نوح تا ابراهیم تا موسی تا عیسی تا محمد به فراموشي سپردهشده و بر پايه قوانين عام فطرت كه با ذات انسانها سازگاري دارد چرا كه خداوند فرمود: فطرة الله التي فطر الناس عليها
ذات خداوندي آنكه ذات مردم نيز همان است (در درجه نسبی )
يعني همان قانوني كه در وجود خداوند به طور مطلق هست يعني توحيد ـ بعثت ـ امامت ـ عدالت - معاد در همه پديدهها بطور نسبي (مقدِّر) خداوند قرار داده است.به همين دليل همه پديدهها و مخلوقات نشانهاي از ذات خداوند ميباشند.
اصل اول توحيد: خداوند توحيد مطلق است، در ننیجه هستي مطلق است، ، ثبات مطلقاست، و چون فوق بعداست يعني فوق طول ـ عرض ـ ارتفاع و عمق است ـ اجزاء ندارد در نتیجه تركيب ندارد ـ از اینرو زمان و مكان نداردـ بلكه فوق زمان و مكان است و چون مطلق (بينهايت) است زماني و مكاني خالي از او نيست، درهمه جا هست و نیز ، ثرناپذير است، بنابراين هستي ازلي و ابدي دارد و مرگناپذيراست اما هر مخلوقي نشانهاي از اوست، يعني هر موجودي در توحيد نسبي خلق شده است، يعني هرموجودي، هستياش، مجموعهاي از اجزاء است كه اين اجزاء به توحيد رسيدهاند و اگر قانون توحيدرا از داخل آن بر داريم آن موجود ديگر وجود نخواهد داشت همان طوري كه در مبداء خلقت نيز همهمخلوقات بر پايه توحيد خلق ميشوند مثلاً انسان آنگاه كه اسپر از مرد و اوول از زن در رحم مادر بهتوحيد رسيدند، نطفه خلقت بچه به وجود ميآيد حتي موجودات بيجان مثل اتم، كه ذرهاي است از سه جزء الكترون، پروتون و نوترون، كه با هم به توحيد رسيدهاند و اگر توحيد داخلي آنها را بهمبزنيم دنيايي را خراب ميكند بنابراين توحيد قانون هستي، حيات و حركت و کلمه خداوند است.
اصل دوم بعثت: خداوند بعثت مطلق است، خود باعث خود است نظمي در خود است كه منبعث ازخود است به قول امروزيها يك نظم ديناميكي دارد خود جوش مطلق است، داراي نظامي منبعث ازتوحيد خود است.
اما قانون بعثت نسبي، را در ذات همه پديدهها قرار داده است يعني هر موجودي كه خلق شده درداخل آن، نظامي منبعث از توحيد اجزاء خود را دارد كه خداوند آن را در او قرار داده است هيچموجودي وجود ندارد مگر در داخلش نظامي داشته باشد كه منبعث از توحيد اجزايش ميباشد مثلاًوجود ما، مجموعهاي است از اجزاء- كه اين اجزاء با يك نظام منبعث از توحيد اجزايش بوجود آمدهاست از اينرو هيچ موجودي هستي ندارد مگر داخلش نظامي منبعث از توحيد اجزايش باشد.
اصل سوم امامت: خداوند امام مطلق است، خداوند امام مطلق خودش و امام مطلق همهمخلوقات است و چون مطلق است و در همه جا هست و در درون هر موجودي است براي حاكميتداشتن احتياج به زور ندارد بنابراين امامتش بر پايه دادن اختيار به همه مخلوقات است. در نتيجه در داخل هر موجودي امامت نسبي را قرار داده است تا آن موجود با اختيار خود، خود را رهبري كند چرا كه هر موجود مجموعهاي از اجزااست و داراي نظام و نظام بدون رهبري امكان ندارد.مثلاً در داخل وجود ما، همه اجزاي وجودمان در رهبري بدن ما شركت ميكنند و يا در جامعه بايدهمه افراد جامعه در رهبري جامعه شركت كنند در نتيجه امامت اصلي است عمومي و جهان شمول ورهبري جامعه از آن خود جامعه است يعني ولايت از آن جمهور مردماست، و كسي كه در جامعه حكومت ميكند، آن را به امانت از مردم گرفته است،
اصل چهارم عدالت: خداوند عدل مطلق است و در تعادل مطلق است و قانون عدالت را نيز دردرون هر موجودي به عنوان آيه (علامت) و قانون هستي قرار داده است هر موجودي كه از عدل،خارج شود يعني از تعادل خارج شده و مرگ ميپذيرد خداوند مرگ ندارد چون در تعادل مطلق استوظيفه امامت داخل هر موجود برقراري عدالت در درون و بيرون خود است بنابراين عدالت، راه مستقيم، هستی است خروج از عدل يعني حركت به سوي نابودي و مرگ بنابراين عدالت قانونهستي است.
اصل پنجم معاد: خداوند معادش مطلق است، يعني براي خداوند ديروز، امروز، فردا يا به معني ديگرگذشته و حال و آينده يكي است اما قانون معاد نسبي را در درون هر موجودي قرار داده است يعنيهر موجودي كه خلق ميشود داراي مبدأ است و گذشته و حال و آيندهاي دارد و اگر از پنج قانوناصول دين پيروي كند در هستی خود تکامل می یابد و اگر این موجود انسان باشد معادش در دنيا زندگي در آزادي و استقلال و پایدار در حقوق انسان خواهد بود و در آخرت دربهشت برين خواهد بودو اگر انسانی از پنج قانون اصول دين خارج شود در دنيا اسارت و ذلت و کجروی و در آخرت درجهنم خواهدبود. آخرت را ما امروز ميسازيم اگر امروز در جامعهاي ملکوتی ـ يعني صلح و دوستي و محبت وعشق و در نظام آزادي و سازندگي و در امامت استقلال و برابري و در عدالت ـ صراط مستقيمكمالجوئي حركت كنيم روزبروز در جامعهاي زندگي خواهيم كرد كه به كمال مطلوب يعني بهشت برین ،نزديكترخواهيم شد و بهشت را در اينجا خواهيم ساخت كسي كه در دنيا در جهنم زندگي كند حتماًآخرتش نيزجهنمخواهدبود در جامعهاي كه اصول دين ملکوت نداشته باشد ، همه فسادها وبدبختيها و ظلمها تبعيضهاو.......خواهد بود پس اي انسانها و ای خانواده جهانی بيائيد دست در دست هم بدهيم و با يك همبستگي بزرگ بشریت را نجات دهيم و الگوئي از بهشت را در دنیا ایجاد کنیم در پایان این خلاصه بگوئيم هر جا اصول دین خداوند حکومت کند ، آنجا ملکوت خداوند حکومت می کند .بدون اینکه نامی از دین خداوند برده شود خداوند یک دین بیشتر ندارد اما طبق نقشه ای که از قبل طراحی شده به تدریج آن را بدست انبیاء ابلاغ کرد در نتیجه همه پیامبران یک دین را ابلاغ کردند و آن دین حق خداوند مطلق فعال بود اصول دین خداوند که همان کلمه اولیه خلقت است که در نزد خداوند و در وجود خداوند در درجه مطلقه هست اما در درجه نسبیت -همه مخلوقات را بر پایه آن خلق کرده است اصول دین خداوند ملکوت خداوند است که بر پایه آن خداوند جهان هستی را خلق و بر ان حکومت می کند و خداوند از ما می خواهد که بر پایه ملکوت خداوند تعقل و عمل کنیم اصول دین – اصول راهنمای عقل است و با تمرین به زندگی در ملکوت خداوند خود را اماده کنیم برای زمانی که خداوند ملکوت خود را بدست پیامبران زنده چون ادریس – خضر – الیا س – عیسی – و امام مهدی به نمایندگی از طرف محمد (ص) در جهان بطور قطعی حاکم خواهد کرد در آن روز عیسی (ع) برجستگی خاصی دارد چون نماد حکومت شیطان یعنی دجال را عیسی (ع) نابود خواهد در نتیجه شیطان شکست قطعی می خورد و جهان آماده بر ای قیامت یعنی بر قراری ملکوت خداوند باحاکمیت خود خداوند می شود به امید ان روز شرح کلی ملکوت را در اخر این تحقیق بخوانید
پشتیبانی دیگر روح القدس= آوردن ملکوت خداوند بود
إنجيل يوحنا
14: 15 ان كنتم تحبونني فاحفظوا وصاياي
( اگر چنانچه بودید دوست می داشتید مرا پس حفظ کنید وصیت های مرا )
14: 16 و انا اطلب من الاب فيعطيكم معزيا اخر ليمكث معكم الى الابد
(ومن می خواهم از پدر پس می دهد بشما پشتیبان دیگری (غیر از آنچه که در تعمید آتشین داد ) تا درنگ کند با شما تا ابد )
مقدمه=و حالا به آیاتی می پردازیم که عیسی(ع) در آنها از خداوند می خواهد که پستیبان دیگری رابرای مومنین بدهد و این بار هم خداوند با ارسال روح القدس پشتیبانی دیگری از مومنین می کند ودر این پشتیبانی است که خداوند ملکوت خود را به مومنان می دهد و این پشتیبانی برای ابد کافی خواهد بود و چون این پشتیبانی دوم روح القدس به مومنین است که از آن عیسی (ع) با لفظ پشتیبان دیگری یاد می کند و این پشتیبانی در واقع آخرین پشتیبانی هم بوده است ودر این پشتیبانی است که خداوند پیامبری را از ذریه ابراهیم (ع) بر می گزیند که روح القدس برای بار دیگر با آوردن روح الحق یعنی ملکوت خداوند از مومنان پشتیبانی می کند ودر این پشتیبانی ملکوت خداوند را که عیسی(ع) وعده آمدن انرا داده بود روح القدس برای مومنان به پیامبر خاتم می دهد - پشتیبانی که تا قیامت برای هدایت بشر کافی است و آخرین پشتیبانی برای مومنان است از این به بعد مومنین باید با پر کردن وجود خود با استفاده از ملکوت خداوند یعنی روح حق بتوانند خود راه هدایت را بیابند در واقع اصول ملکوت خداوند- اصول راهنمای حق است و انسان را از گمراهی نجات می دهد و از طرفی چون چون عیسی (ع) زنده است مومن می تواند با دعا کردن به وسیله عیسی (ع) از خداوند به طلبد که توانائی استفاده از اصول راهنمای حق را در او زیادتر بکند اما برای اینکه بدانیم روح القدس چگونه پشتیبانی دیگری را انجام می دهد باید به آیاتی اشاره کنیم که آمدن پیامرانی را بعد از عیسی(ع) بیان می کند و سپس به پیامبر موعد بعد از عیسی(ع) اشاره می کند که موسی وعده آمدن او را هم بعد از عیسی(ع) داده بود و یهود یها هم آمدن عیسی را می دانست وهم آمدن پیامبری که بعد از عیسی (ع) باید می آمد
ودر اینجا به آیاتی می پردازیم که یهود در مورد الیاس و عیسی و النبی از یحیی می پرسند
انجیل یوحنا
1: 19 و هذه هي شهادة يوحنا حين ارسل اليهود من اورشليم كهنة و لاويين ليسالوه من انت
و این شهادت دادن یحیی است – هنگامی که فرستاد یهود از اورشلم کاهنان و لاویین را تا بپرسند او را کیستی تو
1: 20 فاعترف و لم ينكر و اقر اني لست انا المسيح
( پس اعتراف کرد و انکار نکرد و اقرار کرد همانا من نیستم- من مسیح)
1: 21 فسالوه اذا ماذا ايليا انت فقال لست انا- النبي انت - فاجاب لا
(پس پرسیدند او را آنگاه –چی - الیاسی تو – پس گفت نیستم من- پیامبر موعودی تو- پس جواب داد- نه )
1: 22 فقالوا له من انت لنعطي جوابا للذين ارسلونا ماذا تقول عن نفسك
پس گفتند برای او چه کسی هستی تو – تا بدهیم جوابی برای انانکه فرستادند ما را -چه می گوئی از خودت
1: 23 قال انا صوت صارخ في البرية قوموا طريق الرب كما قال اشعياء النبي
گفت من صدای فریادی هستم در صحراء - بر پادارید راه پرورگار را همچناکه گفت اشعیای پیامبر
1: 24 و كان المرسلون من الفريسيين
و بودند فرستاده شدگان از فریسیین
1: 25 فسالوه و قالوا له فما بالك تعمد ان كنت لست المسيح و لا ايليا و لا النبي
( پس پرسیدند او را و گفتند برای او – پس چیست نظر تو که تعمید می دهی - اگر نیستی مسیح و نیستی الیا و نیستی النبی )
شرح= پرسندگان چرا از الیا و عیسی و النبی سئوال می کردند چون می دانستند ممکن است یکی از این سه نفر باشد و یحیی گفت من وعده اشعیائ نبی هستم و یکی از ان سه نفر که شما می پرسید نیستم یهود از کجا آن سه نفر را می شناختند جواب در آیات زیر است
در پادشاهان
در مورد به عالم غیب رفتن الیا یهود یها می دانستند از اینرو از ایلیا بودن یحیی سئوال کردند
2: 1 و كان عند اصعاد الرب ايليا في العاصفة الى السماء ان ايليا و اليشع ذهبا من الجلجال
و بود هنگام صعود دادن پروردگار ایلیا را- در طوفانی بسوی آسمان و همانا ایلیا و یشع دوتائی رفتند از جلجال
2: 11 و فيما هما يسيران و يتكلمان اذا مركبة من نار و خيل من نار ففصلت بينهما فصعد ايليا في العاصفة الى السماء
و در وقتی که دوتائی سیر می کردند و صحبت می کردند آنگاه مرکبی از اتش و انبوهی از آتش امد پس جدا کرد میانشان پس صعود کرد ایلیا در طوفانی بسوی آسمان
شرح= در مورد محمد و عیسی
(پیدایش
۴۹ : ۱۰)
عصا (حکومت )از يهودا دور نخواهد شد، و نه فرمانفرمایی(شریعت ) از ميان پاهای او، تا شیلوه بیاید، و فرمانبرداری ِ
امتها از آن او خواهد بود.
شرح=اینجا مستقیماً به نام محمد (ص) اشاره شده است ، که در کتاب های مقدس کنونی آنرا شیلوه می نویسند! تا حقیقت را پنهان کنند. که بعد از تمام شدن نسل یهودا می اید عیسی از نسل یهودا بود در ضمن بعد از موسی تنها نبی که دارای حکومت و شریعت است محمد نبی است چون عیسی نیست چون دارای حکومت و شریعت نبود
در
اشعیاء امدن پیامبری که شریعت جهانی می اورد و نور ( اصول راهنمای شناخت حق و باطل
یعنی ملکوت ) خدا را می اورد که خدا او را بنده من معرفی می کند
(اشعیاء 42 : 1) خداوند میگوید:«این است بندهٔ من که به او قدرت میبخشم. کسی که
من او را برگزیدهام و از او خشنود هستم. او را از روح خود پُر کردهام، و او عدالت را برای تمام ملّتها خواهد
آورد. 2 او فریاد نمیزند، صدای خود را بلند
نمیکند، و کسی سخنان او را در کوچهها نخواهد شنید. 3 او نیِ خمیده را نخواهد شکست و چراغ کم نور را خاموش نمیکند. او عدالت پایدار برای همه به ارمغان خواهد آورد. 4 او
امید و جرأت خود را از دست نمیدهد. تا عدالت
را بر تمام
روی زمین استوار
نماید. مردم سرزمینهای دوردست با اشتیاق منتظر تعالیم
و شریعت او هستند.» 5 خدا آسمانها را آفرید و آنها را گسترش داد، او زمین و هرچه
را در آن زیست میکند، شکل داد و به تمام انسانها زندگی و نفس بخشید. اکنون خداوند
- خدا- به بندهٔ خود میگوید: 6 «من، خداوند، تو را خواندهام و به تو قدرت بخشیدهام تا
عدالت را در تمام روی زمین اجرا کنی. به وسیلهٔ تو من با تمام مردم جهان پیمانی
میبندم؛ و به وسیلهٔ تو به همهٔ ملّتها نوری میبخشم. 7 تو چشمان کوران را باز میکنی، و زندانیان را از سیاه چال
آزاد میسازی. 8 من تنها خداوند، خدای تو
هستم. هیچ خدایی در جلال من شریک نیست و هیچ بُتی از ستایش من سهمی ندارد
شرح=
الف)
عدالت را بر تمام روی زمین می اورد !
ب) مردم سرزمینهای دوردست با اشتیاق
منتظر تعالیم و شریعت او هستند! و
البته بعد از موسی(ع) چه کسی را داریم به غیر از محمد که شریعت د اورده باشد
(تثنیه 33: 1- 2)
و این است برکتی که موسی،
مرد خدا، قبل از وفاتش به بنیاسرائیل برکت داده، گفت: « (وحی )خداوند از سینا آمد (برای موسی )، و از سعیر بر ایشان طلوع نمود(برای عیسی ). و از جبل فاران درخشان گردید (برای
محمد
). و با ده ها هزار مقدسین آمد، و از دست راست او برای ایشان شریعت آتشین پدید آمد . به درستی که
قوم خود را دوست میدارد. و جمیع مقدسانش در دست تو هستند. و نزد پاهای تو نشسته، هر یکی از کلام تو بهرهمند
می شوند»
شرح= و آمدن آن دو موعود موسی در کتاب مقدس آنچنان برای بنی اسرائیل روشن بود
که موجب اختلاف بین آنها هم شد وقتی که عیسی امد کدام یک از آنهاست توجه داشته باشید که فقط محمد شریعت اتشین =
قاطع برای بشد اورد که باطل را محو می کند ؟
(انجیل
یوحنا 7: 40 – 43
۴۰ آنگاه بسیاری از آن گروه، چون این کلام را شنیدند، گفتند: “در حقیقت
این شخص همان نبی است.” ۴۱ و بعضی گفتند: “او مسیح است.” و بعضی گفتند: “مگر مسیح از جلیل خواهد آمد؟ ۴۲ آیا کتاب نگفته است که از نسل داود و از بیتلحم، دهی که داود در آن
بود، مسیح ظاهرخواهد شد؟” ۴۳ پس درباره او در میان مردم اختلاف افتاد.
خب در اینجا این سوال پیش
می آید که منظور از نور و مکان ها چیست؟ این 3 مکان کجا هستند و مربوط به چه چیز و
چه کسانی می شود؟
1) سینا
2) سعیر
3)
فاران
در مورد اول سینا همه می
دانیم که کوه و صحرایی است که بنا بر نظر همه علمای یهودی و مسیحی و مسلمان محل
نزول تورات بر حضرت موسی می باشد و آغاز نبوت حضرت موسی است، و در مورد آن بحثی
نیست.
البته بعضی از افراد مغرض
برای اینکه حقیقت را رد کنند، می گویند که هر 3 نور گفته شده تنها مربوط به خود
حضرت موسی می شود و بس در حالیکه حضرت موسی هیچگاه وارد سعیر نشد!! و حتی
پادشاه سعیر هم با درخواست حضرت موسی و عبور آنها مخالفت کرده بود!! حتی
در باب 21 از سفر خروج هم آمده که این آوارگی و بعد جنگ با کنعان سبب شد که
بنی اسرائیل به خدا و موسی
اعتراض کرده گفتند: «چرا ما را از مصر بیرون آوردید تا در این بیابان بمیریم؟ در
اینجا نه چیزی برای خوردن هست و نه چیزی برای نوشیدن !... و البته
گرفتار آن عذاب مارها شدند!!
(اعداد 20: 15 – 21)
و موسی، رسولان از قادش نزد پادشاه ادوم(سعیر) فرستاد که «برادر تو اسرائیل
چنین میگوید:... و چون نزد خداوند فریاد برآوردیم، او آواز ما را شنیده،
فرشته ای فرستاد و ما را از مصر بیرون آورد. و اینک ما در قادش هستیم،
شهری که در آخر مرز توست. تمنا اینکه از زمین تو بگذریم..... ادوم وی را گفت: «از من نخواهی گذشت و الا به مقابله تو با شمشیر
بیرون خواهم آمد.» بنی اسرائیل در جواب وی گفتند: «از راههای عام خواهیم رفت و
هرگاه من و مواشیم از آب تو بنوشیم قیمت آن را خواهم داد، فقط بر پایهای خود می
گذرم و بس.» گفت: «نخواهی گذشت.» بدینطور ادوم راضی نشد که اسرائیل را از حدود خود
راه دهد، پس اسرائیل از طرف او رو گردانید.
(اعداد 21: 4)
و از کوه هور به راه دریای
سرخ کوچ کردند تا زمین ادوم(سعیر)
را دور زنند، و دل قوم به سبب راه، تنگ
شد.
شرح= و باید توجه داشته
باشیم که حضرت موسی وارد سرزمین مقدس و سرزمین سعیر(ادوم) نشد و در همان
صحرای سینا درگذشت !! پس سعیر و فاران ارتباطی با وحی حضرت موسی
نمی تواند داشته باشد!!!
که دلیل دیگر آن هم برای
تکمیل این بحث این فقره از کتاب حبقوق است :
(حبقوق 3: 3 و 6)
3. خدا از تیمان (سعیر) آمد و قدوس از کوه فاران، سلاه . جلال اوآسمانها
را پوشانید و زمین از تسبیح او مملوگردید.
شرح= حبقوق نبی که در قرن
ششم پیش از میلاد و چندین قرن پس از حضرت موسی ظهور کرده دیگر نیازی نمی بیند که
به مورد نخست یعنی سینا ، اشاره ای کند!! چرا؟ دلیل
آن غیر از این است که آن امری وقوع یافته ، بدیهی و روشن برای بنی اسرائیل بود و
مربوط به تاریخ گذشته آنها!!؟ او تنها بشارت به دو مورد بعدی که سعیر(تیمان) و فاران باشند ، را می آورد!! که
هنوز در زمان او به وقوع نپیوسته بودند!! و مربوط به آینده می شدند! ولی دو مورد
دیگر یکی سعیر و دیگری فاران نشان دهنده چه کسانی است؟
به تاریخ رجوع کنیم
سعیریان پس از اینکه وارد سرزمین یهودیه شدند در سال 47 پیش از میلاد بر یهودیه
تسلط یافتند و تا سال 70 میلادی که توسط رومیان کاملاً از صحنه تاریخ ناپدید شدند
یهودیه [و از جمله بیت الحم و اورشلیم] را در اختیار گرفتند، که هیرود اعظم از
آنها می باشند و حضرت مسیح در دوره حکومت آنها به دنیا آمد و رشد کرد و ظهور نمود
و عروج کرد!
(اشعیاء 21: 11 – 12)
وحی درباره دومه[ادوم] :
کسی از سعیر به
من ندا میکند که «ای دیده بان از شب چه خبر؟ ای دیده بان از شب چه خبر؟» دیده بان
میگوید: صبح می آید، و همچنین شب .اگر
پرس و جو میخواهید پرس و جو کنید، بازگشت نموده، بیایید.»
شرح=و در کل تاریخ تاریک آنها در کتاب مقدس
که همیشه به بدی از آنها یاد شده بود اینها تنها مواردی بود که نوری در تاریکی
برای آنها درخشید و ان امدن عیسی بود !!
ولی در مورد فاران
و آن درخشش نهایی، فاران در هر کجا که باشد طبق گفته تورات
محل زندگی اسماعیل بود!
(پیدایش 21:21)
و در صحرای فاران،
ساکن شد[اسماعیل]. و مادرش زنی از زمین مصر برایش گرفت.)
شرح = و محمد از فرزندان اسماعیل است که که در
صحرای فاران بدنیا امد
و حالا برگردیم به بحث تاریخی که اعراب چه
کسانی هستند؟
اعراب کلاً به دو گروه تقسیم می شوند یکی اعراب
قحطان که اعراب اصیل بودند و در جنوب شبه جزیره
عربستان زندگی می کردند و احتمالاً منشاء تمامی اقوام سامی نژاد از آنها بوده است
و دیگری اعراب عدنانی
[که عدنان خودش نواده اسماعیل بود و نامش هم بر این قبایل عرب ماند] یا عرب
شده ها که در اصل بنی اسماعیلیانی بودند که عرب شده بودند و به زبان عربی تکلم می
کردند! که این خود باعث فخر فروشی و خود برتر بینی قحطانی ها بر عدنانی ها بود که
تا پس از زمان ظهور اسلام نیز تا مدتی همچنان ادامه داشت!
این دو گروه از اقوام عرب زبان از نظر دینی
هم با هم تفاوت داشتند قحطانی ها
خداوند را کلاً قبول نداشتند و ارباب انواعی مانند خورشید را پرستش می کردند که به
آنها همان کافران گفته شده!! در حالی که عدنانی
ها خداوند (الله) و به قول خودشان خدای اسماعیل
و ابراهیم را قبول داشتند! ولی به مرور زمان دچار شرک شدند و همانگونه که مسیحیان
پس از یهود دچار همین مشکل شدند و برای خداوند پسری قائل شدند ، آنها هم برای
خداوند دخترانی قائل شدند که به همین دلیل به آنها مشرکان می گفتند!
ما در خود عهد عتیق در این باره که بنی
اسماعیل به میان اعراب رفتند نشانه هایی داریم مانند:
(حزقیال 27: 21)
عرب و فرمانروایان سرزمین قیدار
برای کالاهای تو برّه، گوسفند و بُز میدادند.
یا (اشعیاء
21: 13 – ۱۷)
وحی درباره عرب: ای قافله های ددانیان در
جنگل عرب منزل کنید. 14 ای
ساکنان زمین تیما تشنگان را به آب استقبال کنید و فراریان را به خوراک ایشان پذیره
شوید. 15 زیرا که ایشان از شمشیرها فرار می کنند. از شمشیر برهنه و کمان زه شده و
ازسختی جنگ. 16 زانرو که خداوند به من گفته است بعد از یکسال موافق سالهای مزدوران
تمامی شوکت قیدار تلف
خواهد شد. 17 و بقیه شماره تیراندازان و جنگاوران بنی
قیدار قلیل
خواهد شد چونکه
یهوه خدای اسرائیل این را گفته است.
شرح= توضیح اینکه ددانیان و بنی قیدار از نسل
اسماعیل بودند! و قریش هم یکی از مهمترین
قبایل عدنانی شمال عربستان محسوب می شد که به دلیل اینکه پرده دار و کلید دار کعبه
بودند بر ثروت و قدرت آنها افزوده شد.
پیامبر اسلام از همین قوم و از بنی
اسماعیلیانی بودند که در واقع عرب شده بودند و از نسل اسماعیلی که در فاران زندگی
می کرد و تنها پیامبری که از نسل اسماعیل آمد و همراه خود آن نور قرآن را آورده
بود
که انسان را به یاد این پیشگویی درباره آن «بنده
برگزید» خداوند می اندازد:
(اشعیاء 42 – بنده خدا : 6)
من، خداوند، تو را خواندهام و به تو قدرت
بخشیدهام تا
عدالت را در تمام روی زمین اجرا کنی. به وسیلهٔ تو من با تمام
مردم جهان پیمانی میبندم؛ و به وسیلهٔ تو
به همهٔ ملّتها نوری
میبخشم.
یحیی همان پیامبر ی است که مژده امدن عیسی را باید می داد است
انجیل لوقا
1: 15 لانه يكون عظيما امام الرب و خمرا و مسكرا لا يشرب و من بطن امه يمتلئ من الروح القدس
(برای اینکه او می شود بزرگ جلوی رب – و خمر ومست کننده نمی نوشد- واز شکم مادرش پر می شود از روح القدس )
1: 76 و انت ايها الصبي نبي العلي تدعى لانك تتقدم امام وجه الرب لتعد طرقه
(و تو ای بچه- پیامبر بزرگ خوانده میشوی – برای اینکه متقدم می شوی جلوی روی رب (سرور ) تا آماده کنی راهش را )
و عیسی (ع) در مورد یحیی گفت
إنجيل متى
11: 9 لكن ماذا خرجتم لتنظروا ا نبيا نعم اقول لكم و افضل من نبي
( ولی برای چه بیرون رفتید تا ببینید – آیا پیامبری را – بله می گویم برای شما – و افضلتر است از هر پیامبری )
شرح = پس برای ما ثابت می شود که النبی همان پیامبر موعود اخر زمان یعنی محمد بوده است
در اینجا به آیاتی می پردازیم که آمدن پیامبرانی بعد از عیسی را اثبات می کند که محمد موعود آخرین آنها است فراموش نشود که حواریون هم پیامبر بودند
در اعمال رسولان باب 2 آیات 16و 17 و 18 از قول یوئیل نبی می توان خواند
2 : 16 بل هذا ما قيل بيوئيل النبي
(بلکه این است انچه گفته شد به یوئیل پیامبر )
2: 17 يقول الله و يكون في الايام الاخيرة اني اسكب من روحي على كل بشر فيتنبا بنوكم و بناتكم و يرى شبابكم رؤى و يحلم شيوخكم احلاما
( می گوید خداوند - و می شود در ایام آخر - همانا من فرو می ریزم از روحم (ملکوتم )بر همه بشر- پس پیامبری می کنند پسرانتان و دخترانتان و می بینند جواناانتان روئیا ها و خواب می بینند پیرانتان خواب دیدنی ( از شناخت حقایق )
2: 18 و على عبيدي ايضا و اماءي اسكب من روحي في تلك الايام فيتنباون
( وبر بندگانم همچنین و کنیزانم فرو می ریزم از روحم(ملکوتم ) در ان ایام پس پیامبری می کنند)
شرح= امروز همان روز است که آمدن ان را به دست عیسی مسیح – خداوند بشارت داد و محمد آن را به کمک روح القدس اورد و در دست ماست و توانا به نبوت یعنی شناخت حق و باطل باشیم و با شناخت حق با حق بایستیم و بر علیه باطل موضع بگیریم
حالا به ادامه ایاتی می پردازیم که عیسی (ع) در آن آیات هدف از امدن پشتیبان دیگری که می اید را بیان می کند همانطور که گفتیم پشتیبان دیگر همان روح القدس است اما روح القدس بر هر که قرار می گیرد او پیامبر می شود این پیامبری که روح القدس بر او قرار می گیرد همان پیامبر موعودی می باشد که خاتم پیامران هم هست به همین دلیل عیسی(ع) می گوید این پشتیبانی تا ابد کافی خواهد بود به آیات توجه کنید
إنجيل يوحنا
14: 15 ان كنتم تحبونني فاحفظوا وصاياي
( اگر بودید دوست می داشتید مرا- پس حفظ کنید وصیت های مرا )
شرح =می دانیم که حواریون عیسی(ع) را دوست می داشتند و هم وصایای او را در مدت 50 روز به فراموشی نمی سپردند پس این وصیت های عیسی(ع) برای نسل های اینده مومنان است که در اثر حوادث سیاسی و اجتماعی و جنگها و... به خاطر منافع زود گذر دنیا دین خداوند را زیر پانگذارند و یا دست به تحرف دین خداوند نزنند چیزی که در طول تاریخ واقع شده و هم اکنون هم می شود پس وصیت عیسی (ع) در اینجا به حواریون نبود که از اورشلم خارج نشوید تا روح القدس شما را تعمید بدهد بلکه وصیتی عمومی برای همه نسل های بشر است - (اگر بودید دوست می داشتید مرا- پس حفظ کنید وصیت های مرا) حواریون فقط ده روز عیسی (ع) را ندیدند و روح القدس آمد و تعمید داد و آمدن روح القدس مشروط به دوست داشتن حواریون نبود چون در مدت ده روز حواریون هیچ وقت ترک دوستی عیسی (ع) را نمی کردند و نکردند و برای آمدن روح القدس تنها شرط این بود که اورشلیم را ترک نکنند و گفته بود که چند روزی بیشتر طول نخواهد کشید و روح القدس خواهد آمد تا شما را تعمید بدهد و هدف را هم بیان کرده بود وآن قادر به تکلم شدن حواریون به همه زبانهای دنیا بودکه بتوانند بشارت آمدن ملکوت خداوند را که عیسی (ع) وعده آمدن آن را داده بود حواریون به تمام و دنیا برسانند اما در اینجا وصیت عیسی(ع) آمدن پشتیبان دیگری است چون عیسی (ع) می دانست که بعد از او تحریفهایی در ترجمه ها ودر تفسیر ها بسود مقامات دولتی و روحانی حتما خواهد شد و دلگرمی می داد به مومنین واقعی- که پشتیبان دیگری خواهد آمد و خداوند اجازه نمی دهد دینش برای همیشه تحریف شود از اینرو پشتیبانی می آید که با آوردن اصول راهنمای حق شرایط را برای حفظ دینش بوجود می آورد که بعد از پشتیبانی دیگر دین خداوند تحریف نشود و تحریف شده ها را هم خود مومنین بتوانند اصلاح کنند
14: 16 و انا اطلب من الاب فيعطيكم معزيا اخر ليمكث معكم الى الابد
(ومن می طلبم از پدر پس می دهد بشما پشتیبان دیگری (غیر از آن که در تعمید آتشین داد ) تا درنگ کند با شما تا ابد )
شرح = اگر قرار بود حواریون ملکوت الهی را به مومنان برسانند خود عیسی(ع) این کار می کرد ولی عیسی(ع) فقط بشارت ملکوت را داد و خودش چیزی از ملکوت نگفت و در اخرین لحظه هم گفت که پشتیبا ن دیگری به غیر ازآنکه در روز تعمید می آید – خواهد امد - ملکوت خداوند باید به توسط روح القدس به مومنان داده شود چون روح القدس تنها فرشته ای است که حامل روح خداوند یعنی ملکوت خداوند است به همین دلیل هم لقبش روح القدس است (نام او روقائیل است ) اما روح القدس هرگز ملکوت را به حواریون نداد چون در نقشه خداوند در آینده دور باید ملکوت به مومنان داده می شد - ولی برای اینکه روح القدس بتواند ملکوت را به مومنان برساند نیاز به پیامبری بود که روح القدس ملکوت را به او بدهد تا ان پیامبر ملکوت را به مومنان برساند از اول تاریخ روح القدس به هر کس که روح خدا را می داد او پیامبر می شد اما به همه پیامبران به یک درجه و از همه چیز داده نشده است اما در پشتیبانی دیگرکه به در خواست عیسی (ع) خداوند ملکوت کامل را در اختیار انسان قرار خواهد داد و ملکوت خداوند همان قوانین عام خلقت است همانی که در مبداء خلقت بنام کلمه از آن در انجیل و قران یاد شده است کلمه ای که همه موجودات بر پایه ان خلق شده اند از جمله خود عیسی بن مریم (ع) هم در انجیل و هم در قرآن کلمه الله ویا روح الله نامیده شده است چون بر پایه قوانین عام هستی که در ذات خداوند بطور مطلق (بی نهایت ) هست خلق شده است به همین دلیل همه مخلوقات آیه خداوند هستند اما این قوانین در وجود مخلوقات بطور مقدر (نسبی ) حاکم است از اینر موجودات نسبی همه محدود هستند و دارای طول و عرض وعمق و ارتفاع می باشند به این دلیل هم است که هیچ موجود نسبی خدا نیست - روح القدس که همان پشتیبان دیگری است که به غیر از پشتیبانی اولش که بر حواریون نمود خواهد آمد تا دین خدا و مومنان را با آوردن ملکوت خداوند پشتیبانی دیگر کند ایمان به ملکوت خداوند و حفظ ان در خود و بکار بردن ان در اندیشه و عمل حفظ روح القدس در وجود خودمان برای ابد است و این معنی زندگی دائمی با روح القدس است
14: 17 روح الحق الذي لا يستطيع العالم ان يقبله لانه لا يراه و لا يعرفه و اما انتم فتعرفونه لانه ماكث معكم و يكون فيكم
( روح حق ( روح القدس ) است انکه نمی تواند جهان اینکه قبول کند او را – برای اینکه نمی بیند او را و نمی شناسد او را واما شما پس می شناسید او را برای اینکه درنگ کننده است با شما و می باشد در شما)
شرح= وجود واقعی روح القدس را هیچ کس ندیده است به غیر از انبیاء آن هم نه همه انبیاء هر چند که روح القدس با نمادهای چون صدا یا باد یا اتش شنیده یا دیده شد ه است اما نماد غیر از وجود واقعی است موسی (ع) در کوه طور خداوند در نماد نور دید اما این وجود حقیقی خداوند نبود بنا براین به همین دلیل است عیسی می فرماید جهان روح القدس قبول نمی کند هر چند که روح القدس فرشته اعظم خداوند است که نام او روقائیل است پس چون او را ندیده اند و نمی شناسند قبول نمی کنند با اینکه مومنان هم او را نمی بینند اما آثار وجود او را در خودشان احساس می کنند و وقتی که روح القدس اصول ملکوت خداوند را به توسط پیامبر به مومنان بدهد انسان عاقل اصول ملکوت خداوند را به عنوان قانون هستی وجود خودش می شناسد چون قانون هستی در درون هر انسان حاکم است و انسان ان را در وجود خودش می بیند اگر قانون هستی را از درون هر موجودی بر دارند آن موجود از هستی ساقط می شود ما اصول ملکوت خداوند را به عنوان قانون هستی از پیامبر خاتم که روح القدس در پشتیبانی دیگرش در اختیار او گذاشت بدست آورده ایم و در اختیار مومنان قرار خواهیم داد
14: 26 و اما المعزي الروح القدس الذي سيرسله الاب باسمي فهو يعلمكم كل شيء و يذكركم بكل ما قلته لكم
( واما پشتیبان روح القدس - انکه بزودی می فرستد پدر – بنام من - پس او تعلیم می دهد شما را به همه چیز – و یاد آوری می کند شما را به همه آنچه را که گفتش – برای شما )
شرح= حواریون همه چیز را از روح القدس تعلیم نگرفتند همچنانکه گفتیم اگر تعلیم گرفته بودند می توانستند حداقل اصول اولیه ان را به مومنان تعلیم بدهند وهیچ چیزی از حواریون به غیر از انچه در انجیل است بدست ما نرسیده است ودر انجیل هم فقط وعده های عیسی(ع) به آمدن ملکوت تکرار شده است اما هیچ اثری از خود ملکوت خداوند وجود ندارد پس وقتی که روح القدس به صفت پشتیبان بیاید روح الحق را که از طرف خداوند می جوشد به مردم بدهد و بوسیله ان بر حقانیت عیسی(ع) شهادت می دهد در حالی که حقانیت عیسی(ع) برای حواریون ثابت شده بود و نیازی به شهادت دو باره روح القدس برای انها وجود نداشت بنا براین این شهادت دادن روح القدس برای کسانی خواهد بود که قرنها پس ازتعمید آتشین خواهد بود آن هم از طریق پیامبر ی که انجیل وعده آمدن او را داده بود و بر اثر گذشت زمان انسان ها دین عیسی(ع) را دچار انحرافات کرده اند و روح القدس دیگر بار می آید و با آوردن روح حق یعنی ملکوت موعود عیسی(ع) اولا شهادت بر حقانیت عیسی(ع) و ثانیا اصلاح انحرافات انجام شده در دین عیسی (ع) که بدست پیامبرموعود به عمل خواهد آمد و این کار با آمدن پیامبر دیگری از طرف خداوند شد که روح القدس همچنانکه موید عیسی(ع) بود موید این پیامبر نیز شد و همه انچه را که خداوند به عیسی(ع) داده بود دوباره به پیامبر موعود تذکر داد و نیز وعده امدن ملکوت را که عیسی(ع) داده بود بدست پیامبرموعود در پشتیبانی دیگر ی که روح القدس از مومنان کرد عملی شد و اصول شناخت همه چیز یعنی ملکوت خداوند را به پیامب موعود تعلیم داد تا او هم به مومنان تعلیم دهد
14: 29 و قلت لكم الان قبل ان يكون حتى متى كان تؤمنون
(و گفتم برای شما اکنون- قبل از اینکه بشود- تا زمانی که بود ایمان می آورید )
شرح = در اینجا عیسی(ع) واقعه پشتیبانی اول راکه در تعمید آتشین- بود نمی گوید- چون تا 40 روز بر حواریون ظاهر می شد و در باره ملکوت راهنمائی می کرد فقط 10 روز بعدش تعمید آتشین اتفاف افتاد و در این مدت کوتاه هرگز حواریون کافر نشدند که تا بعد از واقع شدن تعمید آتشین دوباره ایمان بیآورند بلکه این ایمان آوردن مربوط به بعد از آمدن ملکوت است که در پشتیبانی دیگری که روح القدس خواهد کرد واقع خواهد شد و آن آمدن پیامبر دیگری است که به در خواست عیسی(ع) عملی خواهد شد - از اینرو ایمان به پشتیبانی دیگر روح القدس در نزد عیسی(ع) بسیار مهم است چرا که پیامبر دیگری می آید و ملکوت خداوند ابلاغ می کند و ایمان آوردن به ملکوت خداوند نقشه نجات انسان است و در آن زمان است که وعده عیسی(ع ) هم عملی می شود و مردم باید به آن ایمان بیاوند همانطوری که بسیاری با اینکه می دیدند محمد موید عیسی(ع) است اما بر خلاف امر عیسی(ع) به او و پشتیبانی دیگر روح القدس ایمان نیاوردند و خود را محروم از اصول راهنمای حق کردند که انسان را در اندیشه و عمل و شناخت حق و باطل و نفاق از گمراه شدن نجات می دهد
15: 26 و متى جاء المعزي الذي سارسله انا اليكم من الاب روح الحق الذي من عند الاب ينبثق فهو يشهد لي
(وزمانی که آمد پشتیبان - انکه بزودی می فرستم او را من بسوی شما از پدر –روح حق انکه از نزد پدر می جوشد - پس او شهادت می دهد برای من )
شرح =می دانیم که حواریون نیازی به شهادت روح القدس برای حقانیت عیسی نداشتند چون در پشتیبانی اول در تعمید آتشین فقط مدت 10 روز بود که عیسی(ع) را ندیده بودند اتفاق افتاد و روح القدس در این روز هیچ شهادتی هم در حقانیت عیسی(ع) نداد تنها کاری که کرد دادن قوت تکلم به همه زبانها بود که حواریون بتوانند به همه زبانها سخن بگویند و بشارت عیسی(ع) را برای امدن ملکوت خداوند به جهان ابلاغ کنند پس پشتیبانی دیگر برای کسی است که حقانیت عیسی (ع) را تایید می کند و در این زمان است که مردم در باره عیسی(ع) دچار شک شده اند و روح القدس با اوردن روح حق که از پدر (پروردگار) می جوشد چون قانون هستی است وعده عیسی (ع) را برای آمدن ملکوت خداوند محقق می کند و دین خداوند استواری می یابد و تمام وعده های عیسی(ع) به حقیقت می پیوندد روح القدس بدست پیامرموعود که از انجیل آمدن آن را در ابتدای مقاله خواندیم شهادت به حقانیت عیسی(ع) می دهد و پیامبر اخرزمان در قران در بیشتر از 50 مورد حقانیت عیسی(ع) را بیان می کند و در مواردی هم در مورد عیسی ظلم شده و تحریفات به عمل آمد حقایق را دو باره اشکار می کند این است ان پشتیبان دیگر ی که عیسی (ع) امدن ان را وعده داده بود روح القدس به خواست عیسی دو باره از دین حق خداوند پشتیبانی می کند یک با ر- با تعمید حواریون که حقانیت عیسی (ع) را تبلیغ و شهادت بدهند و بار دیگر او حقیقت دین خدا را بدست پیامبر آخر زمان استوار می کند از اینرو عیسی(ع) به حواریون هم گفت که شماهم باید به حقانیت من و آمدن ملکوت خداوند شهادت بدهید
15: 27 و تشهدون انتم ايضا لانكم معي من الابتداء
(وشهادت می دهید شما همچنین - برای اینکه با من هستید از ابتداء)
16 : 7 لكني اقول لكم الحق انه خير لكم ان انطلق لانه ان لم انطلق لا ياتيكم المعزي و لكن ان ذهبت ارسله اليكم
(ولی می گویم برای شما حق را -همانا او خیر است برای شما - اینکه بروم برای اینکه اگر نروم نمی آید پشتیبانی کننده و اما اگر رفتم می فرستم او را بسوی شما )
شرح – بیان عیسی(ع) کاملا صحیح است اگر او نمی رفت اولا نیازی نبود تا پشتیبان یعنی روح القدس بیاید تا مومنین روح القدس را بشناسند دوم اینکه طبق نقشه خداوند عیسی(ع) باید می رفت تا مومنان با تکیه به عقل خود امتحان شوند انسان خود باید خودش را هدایت کند و سوم اینکه اگر عیسی(ع) نمی رفت پیامبر خاتم هم نمی آمد که نتیجه پشتیبانی دیگر آمدن محمد است که زنده بودن عیسی (ع) را تایید کرد و مهمتر از آن آمدن دو باره عیسی(ع) ر ا تایید کرد و از همه مهمتر اینکه گفت عیسی بر صلیب کشیده نشده است بلکه بدار کشیده شد و در بالای دار هم زنده بود و در درون قبر هم زنده بود بگفته خود عیسی(ع) در انجیل مثل من ماند مثل یونس پیامبر است که سه روز در شکم ماهی زنده بود و زنده بیرون امد - عیسی(ع) هم سه روز در شکم زمین زنده بود و زنده بیرون امد و هر گز طعم تلخ مرگ را نچشید عیسی (ع) خود حیات است به اذن الله از اینرو مرگ هر گز بر او غلبه نکرد و شیطان هر گز نتوانست عیسی(ع) را بدست شیطان پرستان بکشد
16: 8 و متى جاء ذاك يبكت العالم على خطية و على بر و على دينونة
(وزمانی که آمد آن (پشتیبان دیگری ) گریان می شود جهان بر گناه - و بر بخشش - و بر توبیخ شدن
شرح= در اینجا عیسی (ع) به سه نکته مهم اشاره می کند که هیچ کدام در پشتیبانی تعمید آتشین واقعه نشده بود چون عیسی(ع) در تعمید آتشین هیچ دستور دینی بوسیله روح القدس صادر نکرد و حواریون و یا- را به سه دسته تقسیم نکرد چون حواریون در ایمان خود استوار بودند اما ایمان آورندگان در پشتیبانی دیگر حد اقل به فرموده عیسی(ع) سه دسته شده بودند
1= انهائی که در ظاهر مومن به عیسی(ع) بودند و با تحریف دین در ترجمه ها و تفسیرها خود را غرق در گناه کردند وهنوز هم این راه را ادامه می دهند و نمی خواهند به فرامین عیسی(ع) ایمان آورند به اینها آینده گریانی در جهنم پیش بینی می کند
2= آنهائی مومن به عیسی(ع) بودندو با ایمان اوردن به پیامبر موعود که پیام روح القدس را به مردم ابلاغ کرد ودر واقع همان خواسته عیسی (ع) بود و با توبه کردن از گناهان گذشته خود به عهد اخیر خداوند ملحق شدند مورد بخشش خداوند واقع می شوند و عیسی(ع) نیز برای انها در نزد خدا شفاعت می کند - آنها هم در آینده گریانندکه چرا درجات بالاتری از بهشت را کسب نکردند
3=و آنهائی که راه نجات یافتن را می بینند که با پشتیبان دیگری که به در خواست عیسی(ع) آمده است وعهد اخیر رابوسیله پیامبر خاتم ابلاغ کرده است و به ظاهر ایمان می آورند اما -عهد اخیررا در ترجمه ها و تفسیر ها تحریف می کنند آنها پیروان شیطان هستند وچون با امدن پشتیبان دیگری شیطان توبیخ و محکوم شد آنها هم توبیخ ومحکوم هستند و باید از این آخرین فرصت استفاده کنند و با عهد بستن اخیر با خداوند -خودشان را نجات دهند و الا اینها در آینده گریانترین مردم در قعر جهنم با شیطان خواهند بود
از اینرو عیسی(ع) فرمود وقتی که آمد پشتیبان دیگری و ملکوت خداوند را آورد که انسان را به جمیع حق ارشاد می کند به آن ایمان آورید و هر مومنی می تواند با مسلح شدن به ملکوت خداوند - حق را از باطل تشخیص دهد و در جهت رسیدن به بالاترین درجه از بهشت زندگی کند به آیه زیر توجه کنید
16: 13 و اما متى جاء ذاك روح الحق فهو يرشدكم الى جميع الحق لانه لا يتكلم من نفسه بل كل ما يسمع يتكلم به و يخبركم بامور اتية
( واما زمانی که آمد آن ( پشتیبان دیگری ) که روح حق است - پس او ارشاد می کند شما رابسوی جمیع حق برای اینکه او سخن نمی گوید از خودش – بلکه هر انچه را که می شنود – سخن می گوید به او- و خبر می دهد به امور آینده )
شرح= و در اینجا عیسی(ع) فرمود زمانی که پشتیبان دیگری آمد یعنی روح القدس (روقائیل ) وقتی که بر محمد نازل شد چون روح القدس از طریق پیامبران پیام خدا را به مردم می رساند برای اینکه روح القدس فرشته مخصوص خداوند در پیام رسانی به پیامبران ست همچنانکه در خدمت عیسی هم بود روح القدس -خودش روح حق است وپیام حق را از طرف خداوند باز می گوید و بوسیله اصول راهنمای حق شما را بوسیله پیامبر خداوند بسوی حق ارشاد می کند ودر این پیام رسانی جمیع حق را به انسان می رساند و این جمیع حق چیزی نیست مگر اصول ملکوت خداوند که عیسی وعده آمدن آن را داده بود روح القدس از خودش سخن نمی گوید بلکه انچه را که از خداوند مطلق ( بی نهایت ) می شنود به پیامبر و پیامبر به مردم می رساند روح القدس خادم خداوند است روح القدس از آینده جهان سخن می گوید قران را بخوانید روح القدس در زبان محمد - زنده بودن مسیح را از طریق قرآن ثابت می کند و آمدن دوباره مسیح را مژده می دهد و پیروزی مسیح را بر شیطان در نهایت جهان ترسیم می کند و در کنار ان مقام عیسی(ع) را با پایین آوردن مقام خداوند از درجه مطلقیت (بینهایت ) به درجه نسبیت ( کوچک ومادی نمی کند ) به عیسی نسبت نمی دهد که توهین است هم به خداوند و هم عیسی بن مریم (ع) مقام عیسی (ع) وقتی عظیم است که او انسان است و الا اگر خدا تصور شود او در مقابل خداوند بینهایت کوچک - کوچک است برای او گناهی نیست چون خود او خود در انجیل معترف است که پدر (پروردگار ) از پسر (پرستنده ) بزرگتر است خدا تصور کردن عیسی(ع) خیانت به عیسی(ع) است که پیامبر توحید است و این ظلم بزرگی به عیسی (ع) است – اما در نزد خداوند فضیلت عیسی را بس است که خداوند اجازه نداد بدست شیطان کشته شود و هرگز مزه تلخ مرگ را نچشید چون تناقض دارد کسیکه بر شیطان در نهایت جهان پیروز خواهد شد –شیطان او را شکست دهد و بدست شیطان و پیروانش کشته شود و درود بر روح القدس در پشتیبانی از دین حق خداوند و درود بر محمد امین در پیام رسانی و درود بر عیسی بن مریم (ع) پیام آور توحید که خود را تحت امر خداوند می داند
در این جا مطالب بالارا خلاصه می کنیم
(1=( ليمكث معكم الى الابد= تا درنگ کند با شما تا ابد ) یعنی انچه که روح القدس می اورد اصول راهنمای حق است همچنانکه خداوند ابدی است تا ابد برای انسان کافی خواهد بود و بوسیله آن شما می توانید به همه امور پی ببرید
2= ( يعلمكم كل شيء= تعلیم می دهد شما را به همه چیز) یعنی بوسیله آن انسان می تواند به همه چیز علم پیدا کند در واقع اصول همه علوم است و در همه چیز انسان می تواند شناخت پیدا کند از جمله در شناخت حق و باطل و نفاق در زندگی خود در حقیقت اصول راهنمای عقل انسان است و انسان بعد از آن به هیچ فلسفه ومنطقی نیاز ندارد چون فلسفه و منطق هستی را خالق آن می داند که در اختیار انسان گذاشته است
3=( روح الحق الذي من عند الاب ينبثق =روح حق انکه از نزد پدر می جوشد ) و آن روح حق است که همیشگی است وهمیشه از نزد خداوند در جوشش است در صورتی که تعمید به اتش همیشگی نبود و هر گز برای کسی غیر از حواریون رخ نداد روح حق همان روح خداوند است همان کلمه اولیه خلقت است وهمان ملکوت خداوند است انسان مومن به آن جانشین خداوند بر روی زمین می شود واز جانب خداوند بر همه هستی حکومت می کند هدفی که در اول خلقت خداوند برای آدم و حوا قرار داده بود برای فرزندا ن انسان محقق می شود
4= (يرشدكم الى جميع الحق= پس او ارشاد می کند شما رابسوی جمیع حق ) روح القدیس در پشتیبانی دیگرش است که اصول شناخت جمیع حقایق هستی را بر انسان عرضه کرد به همین دلیل محمد (ص) خاتم پیامبران شد خلاصه مطالب تمام شد )
16: 14 ذاك يمجدني لانه ياخذ مما لي و يخبركم
( آن (روح القدس ) تمجید می کند مرا برای اینکه او می گیرد (از خدا ) آنچه را که برای من است و خبر می دهد شما را )
شرح= تمام تمجید های که در قرآن برای عیسی بن مریم(ع) آمده است - روح القدس از خداوند مطلق فعال گرفته است و این تمجید ها در واقع -تمجید خداوند از عیسی(ع) است و روح القدس باخبرداد ن آنها به محمد پیامبر و محمد پیامبر(ع) هم با حفظ امانت بما رسانده است و مهمترین این پیام ها همان اصول راهنمای حق است که قانون عام هستی است و عیسی بن مریم(ع) از ان در انجیل به ملکوت خداوند بشارت داده است و امروز ملکوت خداوند به یمن بشارت عیسی(ع) و به یمن پشتیبانی روح القدس و به یمن ادای امانت محمد (ع) بدست ما رسیده است که خلاصه ای از آن در بالا آمد که قوانین خلقت است و همه مخلوقات بر پایه ان قانون خلق شده است ودر ذات خداوند در درجه مطلق است و در مخلوقات خداوند در در جه مقدر (نسبیت ) قرار داده است اگر این پنج قانون از درون هر موجودی حذف شود موجود از هستی ساقط می شود این پنج قانون همان کلمه خداوند است که عیسی بن مریم(ع) بر پایه ان خلق شده است و این اصول ملکوت خداوند است که بر کل هستی خداوند بر اساس ان حکومت می کند و اصول راهنمای عقل است انسانی که بر پایه این اصول اندیشه و عمل کند همیشه روح القدس را در خود حاضر می یابد و او را پشتیبانی می کندبر پایه ملکوت خداوند در همه زمینه های زندگی از جمله درامور ااقتصادی و سیاسی و اجتمائی و فرهنگی و اخلاقی و هنری و حقوق بشری و حقوق زن و وو............. تحقیقاتی شده است که در ایران در خدمت مردم ایران گذاشته شده است در اینجا دو آیه از قران می آوریم تا رابطه روح القدس را با عیسی(ع) و محمد(ع) برای خواننده متن بیان کنیم
در مورد عیسی(ع) از قول خداوند چنین آمده اسنت
سوره بقره آیه 87 «وأیّدناه بروح القُدُس» «و او (عیسى بن مریم) را به وسیله روح القدس تأیید نمودیم.»
ودر مورد محمد چنین آمده است
سوره نحل آیه102 «قل نزله روح القدس من ربک بالحق»: «بگو فرود آورد اورا (ملکوت خداوند را ) روح القدس از پروردگارت بحق ».
سلام بر خداوند مطلق فعال و سلام بر عیسی بن مریم (ع) و سلام بر محمد مصطفی (ع)
و سلام بر روح القدس(ع فرشته حامل روح خداوند که نام او رقائیل است
1تیر 1391
1تیر 1391
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر