۱۳۹۰ اسفند ۱, دوشنبه

اعاده حیثیت پیامبران در قرآن




                بنام خداوند مطلق فعال (بی نهایت )



 اعاده حیثیت  پیامبران در قرآن . همه کتاب های قبل از قران راانسانها تحریف کرده بودند  خداوند یک دین  داردو  در چهار کتاب قبلا بیان کرده بودو چون انسانها  انها را تحریف کردند خدا با دو باره بیان کردن مطالب انها در قران  (خواندنی )و بیان اصول  ملکوت  که عیسی برای کامل شدن دین بشارت ان را داده بود پس در محمد خدا  دین را کامل کرد و قران  اصول ملکوت را بیان کرد که می تواند کتابهای قبلی را  تصحیح کند









الگو … الگو … الگوواژه‌ای که آشنای من و شماست. الگو و اسوه نیک شما ،‌پیامبران  خدا: ولکم فی رسول الله اسوة حسنة. و همه پیامبران الهی الگوی بشریتند. چرا این‌گونه نباشد در حالی که باید پیام خداوند مهربان را به من و شما برسانند.



پیامبران باید انسانی پاک و نمونه باشند تا دیگران بتوانند از انها  پیروی کنند  و نیز بدور  از هر عیبی باشند  تا بتوان به تمام ابعاد وجودی‌شان اعتماد نمود و از ایشان پیروی کرد. قرآن درباره پیامبران می‌فرماید: آنان کسانی هستند که خداوند، آن‌ها را هدایت نموده است پس تو نیز از آن‌ها پیروی  کن  ( سوره انعام : ۹۰)

پس اگر پیامبران هدایت یافته و رهنما هستند ، از گناه نیز دورند و وجودشان سرشار از نیکی است. اگر فرستادگان خدا پاک‌ سیرت نباشند ،و خود  فاسد و گناهکار باشند و سر از فرمان خدای خویش بپیچند. ،‌ چگونه می‌توان بدان‌ها اعتماد نمود.

کتاب خدا را باز کن. فرقی نمی کند قرآن یا کتاب مقدس را. هدف مقایسه است. وقتی که قرآن را می‌گشایی و قصه‌های پیامبرانش را می‌خوانی ، شخصیت‌هایی راهنما را می‌یابی ستودنی که باید قصه‌هایشان را به جان نوشید و گام در جای گامشان نهاد. اما وقتی همین قصه‌ها را در کتاب مقدس (عهدین) ، می خوانی  ، می‌بینی که تفاوت‌ها بسیار است. در مقابل قصه‌های  قرآن، قصه‌هایی واقعی و پاک که  در دل انسان  می‌نشیند وانسان  از شگفتی‌ انگشت به دندان می‌گزد.



1=در قرآن ، خداوند آدم را از بهشت می‌راند؛ چون از علمی که خدا  به  او داده بود استفاده نمی کند و یا از خدا سئوال نمی کند  و  بفریب شیطان از درخت ممنوعه شرک  می‌خورد  (طه : ۱۱۷)



اما در کتاب مقدس، آدم از بهشت اخراج می‌شود،- چون از درخت معرفت نیک و بد خورده است؛ چرا که خداوند نمی‌خواست، انسان به نیک و بد آگاه شود؟ (پیدایش۳ : ۱-۲۴).



2=در قرآن ، ابراهیم علیه‌السلام در مناظره‌ای شجاعانه با حاکم مصر، او را به خداوند دعوت می‌کند:



آیا از [حالِ‏] آن کس که چون خدا به او پادشاهی داده بود [و بدان می‏نازید، و] با ابراهیم درباره پروردگارش محاجّه [می‏] کرد، خبر نیافتی؟ آن گاه که ابراهیم گفت: «پروردگار من همان کسی است که زنده می‏کند و می‏میراند.» گفت: «من [هم‏] زنده می‏کنم و [هم‏] می‏میرانم. ابراهیم گفت: «خدا [ی من‏] خورشید را از خاور برمی‏آورد، تو آن را از باختر برآور. » پس آن کس که کفر ورزیده بود، مبهوت ماند. و خداوند قوم ستمکار را هدایت نمی‏کند. (بقره : ۲۵۸)



اما در کتاب مقدس، از این شجاعت خبری نیست و برعکس ابراهیم از ترس جانش، زن خود را به همان حاکم مصر پیشکش می‌کند، به طوری که بعداً، حتی  آن  حاکم هم، ابراهیم را برای این کار، ملامت می‌کند. (پیدایش ۱۲ : ۱۰-۲۰)



3=در قرآن ، خداوند با ابراهیم عهد می‌بندد و او را پیشوا قرار می‌دهد، اما وقتی ابراهیم آن را برای تمام فرزندانش تقاضا می‌کند، خداوند می‌گوید: عهد من به فرزندی که ستمگر باشد، نمی‌رسد ؛ لذا عهد خدا شامل تمام فرزندان ابراهیم نمی‌شود:



(خدا به ابراهیم] فرمود: من تو را پیشوای مردم قرار دادم. [ابراهیم‏] پرسید: از دودمانم [چطور]؟ فرمود: پیمان من به بیدادگران نمی‏رسد. (بقرة : ۱۲۴)



اما در کتاب مقدس، خدا در عهد خود با ابراهیم، او را پدر امت‌ها معرفی کرده که پادشاهان از وی به وجود می آیند و می‌گوید: این عهد با فرزندان او نیز به صورت دائمی است و تمام فرزندان ابراهیم را شامل می شود، چه ستمگر باشند، چه عادل باشند . (پیدایش ۱۷ : ۴-۱۱)



  4= قرآن در قصه لوط می‌گوید:

به لوط حکم و دانش دادیم … و همانا لوط از پیامبران بود. (أنبیاء : ۷۴)و (صافات : ۱۳۳)

و نیز می‌فرماید :

لوط در زمره کسانی است که خدا هدایتشان نموده، پس به روش آنها اقتدا کن… (انعام :۹۰)



اما بر اساس کتاب مقدس، حضرت لوط علیه‌السلام شراب نوشیده، سپس در حال مستی با دخترانش زنا کرد. دختران نیز از این زنا حامله شده و هر کدام پسری به دنیا آوردند که نسب بعضی از أنبیا به آنان می‌رسد؛ مانند داوود، سلیمان و عیسی علیهم‌السلام (پیدایش ۱۹ : ۳۱-۳۸)؛ حال آن که به حکم خود کتاب مقدس، افراد حاصل از زنا داخل جماعت خداوند نمی شوند حتی تا پشت دهم!(تثنیه ۲۳ : ۲).



     5=قرآن در قصه داوود می‌فرماید:

ما سلیمان را به داوود بخشیدیم؛ چه بنده خوبی! زیرا همواره به سوی خدا باز می‌گشت و به یاد خدا بود. (سوره صـاد  : ۳۰)



اما کتاب مقدس در قصه‌ی داوود می‌گوید: داوود علیه‌السلام با زن اوریا زنا کرد. آن زن حامله ‌شد. حضرت داوود نیز شوهر آن زن را به کام مرگ فرستاد و .. سلیمان علیه‌السلام از این زن متولد ‌شده است  پیامبر زن مردم را غصب می کند

. (سموئیل دوم ۱۱: ۲-۲۷ و ۱۲: ۹-۱۲).



6=در قرآن ، هارون یار و یاور موسی است و پیوسته به موسی برای هدایت مردم به سوی خدا، کمک می‌کند:

و به یقین [ما] به موسی کتاب [الهی‏] عطا کردیم، و برادرش هارون را همراه او دستیار [ش‏] گردانیدیم. (فرقان : ۳۵)



اما در قصه موسی در کتاب مقدس، هارون گوساله می‌سازد و خود با بنی اسرائیل گوساله‌پرست می‌شود. (خروج ۳۲ : ۱-۹)



7=در قصه سلیمان علیه‌السلام، قرآن می‌فرماید:  سلیمان کافر نشد، بلکه شیاطین کفر ورزیدند.

(بقره : ۱۰۲)

همچنین قرآن سلیمان را بنده‌ای مومن معرفی می کند:

و به راستی به داوود و سلیمان دانشی عطا کردیم، و آن دو گفتند: ستایش خدایی را که ما را بر بسیاری از بندگانِ باایمانش برتری داده است. [نمل :15   )



اما کتاب مقدس در قصه‌ی خود، درباره سلیمان می‌گوید: زنان سلیمان، در آخر عمر او، دلش را از خدا برگرداندند و او بت‌پرست گردید. لذا خشم خداوند بر سلیمان بر افروخته شد و آنچه را خداوند به او امر فرموده بود، به جا نیاورد. (اول پادشاهان ۱۱ : ۱-۱۳.)



8=بر اساس قرآن در قصه‌ی سلیمان، سلیمان فقط خدا را در نظر دارد و به امور دنیایی فریفته نمی‌شود:

و چون [فرستاده‏] نزد سلیمان آمد، [سلیمان‏] گفت: آیا مرا به مالی کمک می‏دهید؟ آنچه خدا به من عطا کرده، بهتر است از آنچه به شما داده‏است. [نه،] بلکه شما به ارمغان خود شادمانی می‏نمایید. (نمل : ۳۶)



اما در کتاب مقدس، سلیمان به شدت شیفته و فریفته زن، طلا و سایر امور دنیایی می شود.

 (اول پادشاهان ۱۰ : ۱۵-۲۹ و ۱۱ : ۱-۳)



9=بر اساس بیان قرآن، زنان از سلیمان تأثیر می‌گیرند و با ارتباط با سلیمان به خداوند ایمان می‌آورند:

)ملکه سباء‏) گفت: پروردگارا، من به خود ستم کردم و [اینک‏] با سلیمان در برابر خدا، پروردگار جهانیان، تسلیم شدم. (نمل : ۴۴)



اما طبق روایت کتاب مقدس، سلیمان از زنان تأثیر می‌پذیرد و حتی در این راه ایمانش را از دست می‌دهد.

(اول پادشاهان ۱۱ : ۲-۵)

 10=در قرآن ، نوح به عنوان پیامبری به دور از هر بدی  معرفی می شود:

و به او(ابراهیم) اسحاق و یعقوب را بخشیدیم، و همه را به راه راست درآوردیم، و نوح را از پیش راه نمودیم، .. و این گونه، نیکوکاران را پاداش می‏دهیم. (أنعام : ۸۴ - ۹۰ و نیز در سوره (صافات : ۸۰ و ۸۱ نساء : ۱۶۳ و آل عمران : ۳۳ -۳۵)



اما در قصه کتاب مقدس، نوح علیه‌السلام شراب نوشیده و از شدت مستی عریان شد و پسرانش ردایی را روی او افکندند، تا برهنگی پدر نمایان نباشد. (پیدایش ۹ : ۲۰-۲۵)

11=در قرآن ، أیوب به عنوان فردی شکیبا معرفی می‌شود:



ما او را شکیبا یافتیم. چه نیکوبنده‏ای! به راستی او توبه‏کار بود. (صـاد : ۴۴)



ولی در کتاب مقدس، أیوب پیوسته در حال  نفرین، و شکایت کردن است  و فردی بی‌صبر و ناشکیبا است.

 ( أیوب۳ : ۱-۲۶(



12= قران   عیسی را  پیامبر  و  پرستنده خدا  معرفی می کند  

 اما  کتاب مقدس  عیسی را  پسر خدا معرفی می کند  خدائی که پسر داشته باشد   پسر وارث پدر می شود  و به جای پدر  قرار می گیرد واین  شرک  و بت پرستی است خداوند  نه پسر و نه دختر ونه همسر ندارد  و وجودش  مطلق یعنی  بی نهایت است  آیا   خداوند  عیسی را  خلق کرده است اگر جواب بله است  پس  عیسی  مخلوق خداست  و  نه پسر خدا---- تازه  در کتاب مقدس تنها عیسی پسر  خدا نیست خداوند  پسر های بیشماری دارد   از جمله فرشتگان همگی و  شیطان هم پسر خداست( کتاب ایوب ایه 6 ) و همه مومنان پسر خدا هستند پس پسر خدا بودن اولا ارزش نیست ثانیا بر فرض محال  پسر خدا بودن- شرک است و    خدا از خدائی انداختن است و اگر خدا عیسی را زاییده است  در نتیجه



1= به محض اینکه  این خدا - پسر یا دختر یا همسر داشته باشد  محدود  و نسبی می شود  

2= وجودی که نسبی باشد   مادی می شود

3= و وجود مادی  محتاج  مکان و زمان می شود  

4=و چون در همه جا همزمان  و هم مکان  نمی تواند حضور داشته باشد محتاج حرکت می شود  

5= موجودی که حرکت میکند  کوچکتر از   مکانی می شود که در آن مکان  حرکت می کند  در نتیجه  زمین و آسمان بزرگتر از  او می شود    

 6=   خدای کوچک دیده می شود  چون چشم انسان می تواند بر او احاطه پیداکند چیزی که دیده شود مطلق (بی نهایت )نیست    پس  او  خدا نیست



7=  خدای   محتاج  مکان و محتاج حرکت  و کوچک -    زمان بر او حاکم می شود  در نتیجه قابل مردن می شود پس  او خدای حقیقی نیست  یک  بت است که خدا تصور شده و  پرستیده می شود  بت پرستی - دین باطل و کاذب است



  8= پیامبران آمدند تا انسان را از خدای محدود(  بت )نجات دهند  از  بت  بی جان   و از  بت جاندار   و انسان را  به خدائی  راهنمائی کنند که   از همه نظر    مطلق و فعال (بی نهایت )    است






  مشکل در کجاست همانطور که قبلا هم نوشته ایم مشکل در ترجمه  خود کتاب مقدس است که باید  با شجاعت  خرافات زدائی شود  و کلام حق  جایگزین  کلام باطل شود  و الا همانطور که پیش بینی شده است تا 100 سال آینده با این کتاب مقدس یک مسیحی  در دنیا باقی نخواهد ماند تنها کسانی می توانند مسیحی بمانند که   بی سواد باشند  و نتوانند کتابهای دیگر خداوند   را بخوانند  ما هنوز از  ریگ ویدا  و از اوستا  چیزی برای شما ننوشته ایم   اگر بدانید که  آنها چقدر درستر و دقیقتر دین حق را بیان کرده اند  تعجب می کنید با اینکه قدیمیتر  هستند  و از  انحرافاتی که در ترجمه کتاب مقد س ملاحظه می شود    بیشتر آگاه می شوید   با در جهل ماندن نمی توان به بهشت جاودانگی رفت    راه  بهشت  را فقط   با  علم میتوان یافت    این راه







فقط با قبول 5کتاب  خدا برای دین  واحد  خدا  امکان دارد انسان به بهشت رود   خدا یک دین دارد اما برای   تعلیم دادن آن   5 کتاب فرستاده  است که مکمل همدیگرند



1= ریگ ویدا   کتاب نوح (جمشید جم )

2- اوستا   کتاب  ابراهیم  (زردشت )

3= عهد قدیم کتاب موسی (اوشیدر )

4= عهد جدید کتاب عیسی ( اوشیدر ماه )

5= قران  کتاب محمد  (استوت ارت )

 نامهای که در پرانتز است نامهای است که در کتب زردشتی  پیامبران به ان نامها نامیده شده اند  اوستا کتاب ابراهیم زردشت است

و خداوند 6  شخص را   در عالم معنا  زنده نگه داشته است برای زمانی که  دین واحد -   خدا واحد مطلق فعال  بر جهان حاکم شود



1=  اخنوخ   (ادریس)
2= عزیر  (ملکی صدق )
3=  خضر  (ذاالکفل )
4= ایلیا ( الیاس )
5= عیسی ابن  مریم (مسیح )
6= محمد ابن حسن (مهدی)



  که در رستاخیز  کوچک   ظهور  خواهند کرد   و حقانیت 5  کتاب را و یگانگی دین حق را   شهادت خواهند داد  - دین خداوند  یکی است   واصول ان هم یکی است که این اصول   به  نامهای  متفاوتی در 5 کتاب  امده است  نامهای اصول -  دین حق  خداوند  عبارتند  

 نور – فطرت   – روح – ملکوت –  سنت الله -   که به  5 پیامبر   صاحب کتاب- که در بالا  نامشان ذکر شد   داده  شده است  که در محمد   شرح کامل ان بنا بر وعده عیسی داده شد  و بنا بر  راهنمائی عیسی بود  که ما توانستم این غلط و ایراد ها را  از کتاب مقدس پیدا کنم چون 2000 سال است که این کتاب وجود دارد ولی کسی نتوانسته از ان ایرادی و غلطی  بگیرد  یافتن این ایرادها  و غلط ها  حتما با کمک روح القدس ممکن شده است که ناخود اگاه بر عقل ما جاری کرده  است و الا ما کسی نبودیم که دنبال این کار ها باشیم و اگر هم می بودیم نمی توانستیم این همه ایراد و غلط از کتاب مقدس بیابیم همچنانکه تا حال کسی این کار را نکرده است  و همچناکه در قران یافتیم و با ترجمه صحیح همه را بر طرف کردیم و ان شاء الله  در کتاب مقدس هم بر طرف خواهیم کرد  







علی محمدی
















شهادت میدهم اینکه نیست مطلقی مگر خداوند واحد- نیست شریکی برای او- و شهادت می دهم همانا عیسی فرزند مریم پرستند او- و- رسول اوست


                                                 





              بنام خداوند مطلق فعال (  بی نهایت )

   أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ عَبْدُهُ وَ رَسُولُه

شهادت میدهم اینکه نیست مطلقی مگر خدا ی واحد- نیست شریکی برای او- و شهادت می دهم همانا عیسی فرزند مریم پرستند او- و- رسول اوست



   توهین های مترجمان کتاب مقدس به انبیاء  و مخصوصا به عیسی ابن مریم  در اناجیل که باید تصحیح شود



 یکم =  بنا بر ترجمه های  موجود عیسی فرزند زنا است ،



1=  مرتبه اول - درسفر پيدايش تورات باب 38 مي‌نويسد: يهوداي قديس با تامار که عروسش باشد زنا کرد و اين زن دو پسر آورد به اسامي فارض و زارح و فارض زنازاده را جد مسيح شمرده!



و در انجيل متي که معتبرترين انجيلها است در باب اول در نسب مسيح گويد: ابراهيم آورد اسحق را و او آورد يعقوب را و يعقوب آورد يهودا را و يهودا آورد فار و زارح را از تامار و فارض آورد حصرون را و بدين ترتيب پدران عیسی را تا به یوسف بن یعقوب  شوهر  مريم مي‌شمارد و مي‌گويد: عيسي مسمي به مسيح از مریم متولد شد و واضح است که زنا در ميان عموم ملتها از بدترين و بزرگترين گناهان است و خود مسيح در انجيل مرقس باب دهم فرموده: «زنا مکن و آن را از بزرگترين محرمات قرار داده».



و در انجيل لوقا باب سوم شمارة 24 مسيح را پسر يوسف بن هالي بن متات شمرده که مي‌رسد به حصرون بن فارص بن يهوداي زنازادة سابق الذکر.



شرح- انصافا کسي که اهل حق ‌باشد ديني را که پیامبر  آنها از زنا به دنيا آمده باشد ، مي‌پذيرد؟



2=-مرتبه دوم  يکي از اجداد مسيح بوغر است که از زن زناکاري به نام راحاب به دنيا آمده است چنانکه در انجيل متي باب اول در نسب مسيح مي‌گويد: و شملون، بوغر را از راحاب آورد و راحاب به تصريح تورات سفر يوشع بن نون باب دوم زناکار بوده است!





3=مرتبة سوم يکي از اجداد مسيح سليمان بن داوود است مطابق باب اول انجيل متي سليمان از زن اوريا به زنا متولد شده مطابق تورات کتاب دوم سموئيل باب 11 که داوود اوريا را به کشتن مي‌دهد و با زن او به زنا! هم‌بستر مي‌شود. آفرين صد آفرين به اين ديني که خدا و پيغمبرانش زنا کارند از زنا بوجود آمده‌اند!!

آيا متي و لوقا از کتب و تأليفات خودشان بي‌خبرند يا معتقدند زنا عيب و ننگ و گناه نيست. اين نيز مخالف با تورات و انجيل است زيرا در تورات سفر تثنيه باب 22 شمارة 23 زنا را مستوجب سنگسار و قتل دانسته است که انجيلها گاهي مسيح را پسرخدا مي‌گويند و گاهي مي‌گويند بي‌پدر است و گاهي او را به شوهر مادرش يوسف بن يعقوب يا شوهر ديگر مادرش يوسف بن هالي نسبت مي‌دهند در حالي که هر طفلي را اگر پدر داشته باشد بايد به پدرش نسبت دهند و الا به مادر نسبت مي‌دهند نه به شوهر مادر! مگر آنکه بگويند قبل از آنکه يوسف شوهر مريم شده باشد نعوذ بالله با او زنا کرده! و يسوع يعني عيسي از زنا متولد شده و إلا هيچ کسي نسبت طفل را به شوهر مادر نمي‌دهد.

ثانيا: انجيل متي و لوقا با يکديگر در شمارة پدران و اجداد عيسي و هم‌چنين در نامهاي ايشان اختلاف بسيار دارند. مثلا متي او را به سليمان بن داوود و لوقا او را به ماشان ابن داوود منسوب کرده، متي پدران عيسي را تا حضرت ابراهيم چهل تن و لوقا 52 تن دانسته و خلاصه انجيلها با يکديگر اختلاف و تناقض بسيار دارند.



شرح- هیچ کدام از اناجیل نسب عیسی را از مادر او مریم  شروع و  تبیین  نمی کنند تا به اجداد حقیقی اش برسانند  تنها بنا بر روایت محمد پیامبر که مدافع حقیقی عیسی است و او می گوید    نسب عیسی از مادرش مریم شروع  می شود و به پدر مریم عمران و از او به هارون برادر موسی  و از هارون به یعقوب تا با ابراهیم و ادم می رسد  و در میان انها هیچ زنا زاده ای وجود ندارد  همه  از نسلی پاک وطاهر هستند







  دوم=  خطاگويي  انجيلها  در مورد عیسی  کلمه الله   است.




1- مثلا انجيل متي باب 22 شمارة 43 و 44 عيسي را از نسل داوود مي‌داند و در همان حال  عیسی را  خدای داوود  می نامد مگر می شود فرزند شما خدای شما باشد شما خالق او هستی بطور نسبی  نه او خالق شما   ! و هم‌چنين باب 12 انجيل مرقس و باب 20 انجيل لوقا.



2- خطاي ديگر در انجيل يوحنا باب هفتم است که عيسي به برادرانش مي‌گويد: شما به اين عيد برويد اما نمي‌آيم ولي چون برادرانش رفتند او هم رفت اما بخفا!!



3-و ديگر در انجيل لوقا آن است که در باب اول شمارة 33 مي‌گويد: خداوند تخت پدرش داوود را به عيسي عطا خواهد کرد و او بر خاندان يعقوب تا ابد پادشاهي خواهد کرد و حال آنکه عيسي پادشاهي نکرده و مانند حضرت داوود سلطنت نداشته مگر آنکه بگويند سلطنت باطني داشته تازه ابدي بودن مخصوص ذات خدا است.





4-و ديگر در انجيل مرقس آن است که در باب دهم شمارة 34 و هم متي باب 17 شمارة 22 مي‌نويسد: عيسي را خواهند کشت و او در روز سوم از قبر برخواهد خاست، ولي در اواخر انجيل مرقس و ساير انجيلها آمده است که دو شب بيشتر در قبر نبوده و روز دوم از قبر برخاسته و او اصلا نمرده بود  طبق گفته خودش .





5-عيسي در باب پنجم انجيل متي شمارة 17 و 18 و 19 مي‌گويد: گمان مبريد که آمده‌‌ام تا تورات يا صحف انبيا را باطل سازم نيامده‌ام تا باطل کنم و به شما مي‌گويم تا آسمان و زمين زائل نشود همزه يا نقطه‌اي تورات زائل نخواهد شد پس هر کس يکي از اين احکام کوچکترين را بشکند يا به مردم چنين تعليم نمايد در ملکوت آسمان کمتر و حقيرتر شمرده شود. اما بعدا شاگردانش تمام تورات و شريعت موسي را باطل کردند  از میان بردندو  حرام آن را حلال کرده مثلا با اينکه در باب 19 انجيل متي شمارة 18 و 19 گويد: زنا مکن، دزدي مکن، شهادت دروغ مده، ولي در جاي ديگر، چنانکه در باب 10 و 11 کتاب اعمال در انجيل مضبوط است همه را حلال کرده چون از شریعت است ! و لذا مسيحيان هم هر نوع حيواني را مي‌خورند حتي حيوانات صدفي دريا را که سگها نمي‌خورند .

  و بنام  مسيح ختنه را باطل کرده و طلاق را حرام دانسته و تعداد ازواج را که در دين يهود و تورات بوده از بين برده. هر کس مي‌خواهد تفصيل آن را بداند به تورات و اناجيل موجود مراجعه کند در صورتی که همه اینها از شریعتی است که عیسی گفت تا . تا آسمان و زمين زائل نشود همزه يا نقطه‌اي از  تورات زائل نخواهد شد





6-ديگر از خطاهاي انجيلها آن است که عيسي در باب 19 متي به شاگردان خود مي‌گويد: چون زادة انسان بر تخت مجد قرار مي‌گيرد شما بر دوازده تخت قرار مي‌گيريد و به اسباط دوازده‌گانه حکم مي‌رانيد. و حال آنکه يکي از اين 12 شاگرد يهوداي اسخريوطي است که به تصريح خود انجيل عيسي -عليه السلام- را به شیطان  داد و او را تسليم نمود تا به دار زنند و چنانکه در اوائل کتاب رسولان انجيل نوشته‌اند از آسمان برايش عذاب نازل شد.



7- در باب هشتم انجيل يوحنا داستاني است که زني زنا کرده بود و گفتند به حکم تورات بايد سنگسار شود چون مردم بيرون رفتند يا اينکه همه بر زناي او شهادت دادند و تورات هم نسبت به اجراي حدود تأکيد بسيار کرده است، ولي عيسي به آن زن گفت: من عليه تو فتوي نمي‌دهم برو ديگر گناه مکن مخالفت با شریعت !!



8-چنانکه در باب دوم انجيل يوحنا آمده عیسی  با شاگردانش شراب مي‌خورد و احترام مادرش را رعايت نمي‌کند. بديهي است از آدم شرابخوار جز اين هم انتظار نمي‌رود. ولي مشکل اينجاست که چگونه چنين کسي مي‌خواهد پيامبر و  الگو و مقتداي ديگران باشد؟!





9- عیسی  مردم را به قطع رحم و دشمني پدر و مادر و فساد و تفرقه دعوت مي‌کند چنانکه در باب 14 لوقا شمارة 26 ذکر کرده که جمع کثيري همراه عيسي مي‌رفتند او روي گردانيد بديشان گفت: اگر کسي به نزد من آيد و پدر و مادر و زن و اولاد و برادران و خواهران حتي جان خود را دشمن ندارد شاگرد من نمي‌تواند بود و در شمارة 34 گويد: هر کس تمام مايملک خود را ترک نکند نمي‌تواند شاگرد من بشود



10- عیسی  در انجيل مردم را به فساد و تفرقه و جدايي تحريک مي‌کند و در باب 10 متي شمارة 34 مي‌گويد: «گمان مبريد که آمده‌ام تا سلامتي بر زمين بگذارم نيامده‌‌ام تا سلامتي بگذارم بلکه آمده‌ام شمشير بگذارم زيرا آمده‌ام تا مرد را از پدر خود و دختر را از مادر خويش و عروس را از مادر شوهرش جدا سازم» و دشمنان شخص اهل خانة او خواهند بود با آنکه پيغمبر بايد رحمة للعالمين باشد و در انجيل لوقا باب 12 شمارة 29 گويد: «من آمده‌ام تا آتشي در زمين افروزم».



شرح: بي‌جهت نيست که امروز  دولت های به اصطلاح مسیحی  اينقدر ظالم  و بي‌انصافند که شهرها را با موشکها و بمب‌ها و توپها به آتش مي‌کشند و روز به روز بر کثرت اسلحة کشتار جمعی  مي‌افزايند ملتي که الگویش چنان باشد پيروانش نيز همه خوانخوار و درنده مي‌شوند!



-12در باب دهم انجيل يوحنا شمارة 8 عيسي مي‌گويد: «جميع کساني که پيش از من آمدند يعني پيغمبران گذشته دزد و راهزن هستند» و در شمارة 11 گويد: «من شبان نيکو هستم شبان نيکو جان خود را فداي گوسفندان مي‌کند». و در شمارة 36 و بعد از آن مي‌گويد: «من پسر خدا هستم و خدا مرا تقديس کرده و يقين کنيد پدر که خدا باشد در من است و من در او».



شرح- باید پرسید ایا واقعا عیسی این سخن ها را گفته است یا به او نسبت داده اند  





12-ديگر از خطاهاي واضح، قصة ماده الاغي است که تمام اناجيل نقل کرده‌اند. در انجيل متي باب 21 گويد: «عيسي دو نفر از شاگردان خود را به دهي فرستاد و گفت: برويد و الاغي به کره‌اش بسته است آنها را باز کرده نزد من آوريد و اگر کسي با شما سخن گفت بگوييد: خدا به اينها احتياج دارد، ايشان رفتند و الاغ را با کره‌اش آوردند و رخت خود را بر آنها انداختند وعيسي بر آنها سوار شد و افراد بسياري از پس و پيش او حرکت کرده وفرياد مي‌کردند: هوشيعانا مبارک باد!»



آيا خوانندة عاقل، متعجبانه نمي‌پرسد که چگونه عيسي -عليه السلام- بر دو الاغ سوار شده يعني هم بر الاغ و هم بر کره‌اش؟!! عجيب‌تر آنکه قبلا تورات هم اين داستان مضحک را در باب نهم کتاب زکرياي نبي آورده و گويد: خطاب کرد به دختر صهيون و گفت: بسيار وجد - نما و اي دختر اورشليم آواز شادماني بخوان اينک پادشاه تو مي‌آيد او عادل و حليم و بر الاغ و کره‌اش سوار است!

ماجرا به قدري مضحک است که بعضي از علماء در توجيه آن احتمال داده‌اند که کرة الاغ بر الاغ سوار شده باشد و عيسي بر کره، يعني سه‌تائي روي هم قرار گرفته باشند! زيرا محال است يک نفر بر دو مرکب سوار شود. عجائب و غرائب انجيل‌ها به همين مختصر نيست و از جمله نوشته‌اند:





13-انجيل لوقا در باب 7 شمارة 37 مي‌نويسد: زن گناهکاري در خانة فريسي شيشة عطري آورد و قدمهاي مسيح را با عطر مي‌‌شست و با گيسوانش خشک مي‌کرد و همي بوسه مي‌داد تا آنکه عيسي به فريسي و يهوداي اسخريوطي اعتراض مي‌کند که شما مرا نبوسيديد ولي اين زن بوسيد و در آخر به آن زن مي‌گويد: برو که ايمانت تو را نجات داد. البته در انجيل يوحنا در باب 12 به اين قصه آب و تاب بيشتري داده است!

به راستي که دين جالبي است که با بوسيدن پاها گناهان از بين مي‌رود. و از باب 11 يوحنا معلوم مي‌شود که مسيح با مريم و مژنا و خواهرش سر و سري داشته و از باب 13 يوحنا شمارة 23 معلوم مي‌شود که يکي از شاگردانش را دوست مي‌داشت به طوري که در آغوش او مي‌نشست و به سينة عيسي تکيه مي‌داد.

شرح = ایا این سخن ها درست است که به عیسی نسبت می دهند



14-ديگر از خطاهاي اناجيل آن است که مسيح را ظالم‌پرور معرفي مي‌کند، زيرا مسيح به فردي دزد و خائن اعتماد و رفاقت کرده و او را از خواص خود قرار داده، در حاليکه خودش به بدي و خباثت او اقرار کرده چنانکه در انجيل يوحنا باب دوازدهم مي‌گويد: يکي از شاگردان يعني يهوداي اسخريوطي پسر شمعون که تسليم‌کنندة وي بود گفت: براي چه اين عطر به سيصد دينار فروخته نشد تا به فقراء داده شود و مقصود او فقرا نبود بلکه دزد بود و صندوق پول نزد او بود و آنچه در آن انداخته مي‌شد بر مي‌داشت و اين يهوداي اسخريوطي از حواريين آن حضرت است و چون خواستند او را به دار زنند آن حضرت را نشان داد و تسليم يهود نمود چنانکه در انجيل يوحنا باب 13 شمارة 23 و 24 مذکور است.







15-ديگر از مواردي که بنا به نقل اناجيل عيسي انجام داده آن است که شيطان را به انسان داخل مي‌کند چنانکه به يهوداي اسخريوطي داخل کرده و در انجيل يوحنا باب 13 عدد 26 مذکور است و باآنکه تصريح کرده يهودا شيطان است چنانکه در انجيل يوحنا باب ششم عدد 70 مذکور است مع ذلک او را از ميان هفتاد نفر انتخاب مي‌کند. جاي بسي تعجب است که عيسي شيطان را از خواص اصحاب خود قرار داده، مگر قصد داشته فساد و فتنه ايجاد کند که چنين اشخاصي را برگزيده است؟





16-بنا به نقل اناجيل، عيسي گاهي شيطان را به حيوانات زبان بسته داخل مي‌کند چنانکه در باب هشتم انجيل متي و هشتم لوقا و پنجم مرقس مذکور است که چون عيسي به طرف قبر آمد دو نفر ديوانه نزد او آمدند که از قبرهايشان بيرون آمده بودند و فرياد مي‌کردند ما را با تو چکار اي يسوع اي پسر خدا مگر آمده‌اي که ما را قبل از موقع عذاب دهي و عقوبت نمائي و در فاصلة دوري گله‌اي خوک مي‌چريدند به اين سبب ديوها به عيسي گفتند: اگر ما را از اين مجانين بيرون مي‌کني پس اجازه بده که به اين گلة خوک داخل شويم عيسي نيز به ايشان گفت: داخل شويد، سپس ديوها از ايشان خارج و داخل گلة خوکها شدند. در انجيل لوقا نوشته که عدد گله دو هزار بود و اين گلة خوک ناگهان خود را به دريا پرتاب کردند و در آب غرق شدند و چوپانها از ترس فرار کردند.



شرح : اين خوکهاي بيچاره چه گناهي کرده بودند که عيسي ايشان را به غرق مبتلا کرد و نسل آيندة آنها را خوراک امت خود قرار داد .







17- ظلم و ستمکاري عيسي به درختان و نباتات هم رسيده در انجيل متي باب 21 عدد 19 مي‌آيد بامدادان چون عيسي به شهر مراجعت مي‌کرد گرسنه شد و در کنارة راه يک درخت انجير ديده نزد آن آمد و جز برگ بر آن هيچ نيافت پس آن را گفت: از اين پس ميوه بر تو نشود که در ساعت درخت انجير خشکيد. چون شاگردان اين را ديدند متعجب شده گفتند: چه بسيار زود درخت انجير خشک شد.

شرح: بهتر نبود پيامبرمحبت  که رحمة للعالمين است به جاي نفرين کردن، دعا مي‌کرد که درخت بار آورد؟ آيا اين کار با نبوت متناسبتر نبود؟



نتیجه = در جواب همه اینها  باید گفت  البته چون غالب  کشیش های   اروپا که هزار سال بر مردم حاکمیت شیطانی بر قرار کردند ودر ظلم و تجاوز و حرص و شهوت بر ساير ملل تقدم دارند، تبعا پيامبري براي خود مي‌تراشند که با بزهکاري آنان متناسب باشد. و در اين کار از تحريف اديان الهي و تهمت و افتراء به پيامبر طاهر و مطهر پروردگار يعني حضرت عيسي -عليه السلام- نيز ابايي ندارند! ایا نباید انجیل را باز خوانی کرد و از خرافات  پاکش کرد  ایا نباد به دین واحد خداوند روی اورد که توسط 5 پیامبر خدا ابلاغ شده است ایا نباید جلوی تضاد دینی را گرفت تا انسانها  همه در یک دین انهم  دین واحد خداوند برادر و خواهر یکدیگر شوند و در صلح و دوستی  و در ازادی و استقلال  و حقوقمداری زندگی کنند  ایا روز ان نرسیده  که همه به دعوت پیامبران لبیک گوئیم .  ایا نباید تفسیر و ترجمه های باطل را از قران و انجیل و تورات و اوستا و ریگ ودا  زدود  ایا نباید به روحانیون ادیان شک کرد  حکومت روحانیون   هندوئی زمانها است پایان یافته است حکومت روحانیون زردشتی هم زمانها است پایان یافته است   حکومت روحانیون مسیحی هم خیلی وقت است پایان یافته است حکومت روحانیون  مسلمان هم در حال پایان یافتن است  اما این پایان کار نیست این دین  ستیزان واین  دین تحرف کنندگان هنوز  حکومت معنوی خود را دارند   که سلطه فکری بر مردم بر قرار کرده اند  زمانی انسان ازاد و مستقل می شود که تفسیر های  رو حانیون را خط بطلان بکشیم و خود مان از نوع  کتاب های خدا را ترجمه و تفسیر بر مبنای   علم ملکوت الهی که  عیسی وعده امدن ان را داد و روح القدس بخواست عیسی به محمد داد   ملکوت باید کلید تفسیر متون دینی شود و خواهد شد و شده است و ما در حال بازنگری به کتاب های دینی هستیم   انسان ازاد و مستقل بدون تقلید از رو حانیون  تاجر دین  فروش و بدون نیاز به تفسیر های این شیطانهای در لباس دین -  کسانی که  به گوش ما اذان می گویند کسانی که ما را غسل تعمید مید هند  کسانی که کلاه یهودیت برسر  ما می گذارند   کسانی که کمر بند  نیکی بر ما می بندند  کسانی که  خال  هندو بر پیشانی ما می گذارند   تا ما را نجات بدهند  وما در مقابل انها همیشه باید تابع  و سر فرود اورده  باشیم از این بردگی باید نجات یافت 





 علی محمدی