احادیث خاص در شان علی ابن ابی طالب
1 ـ 1 ـ كتاب مستدرك صحيحن ج3 ص 483
2 ـ نور الابصار للشبلنجي ص 69
3 ـ كنوز الحقايق ص 188
3 ـ اسد الغابه ج4 ص 31
فقد تواترت اخبار ان فاطمه بنت اسد ولدت اميرالمومين علي ابن ابيطالب (ع)في جوف الكعبه
ترجمه:
بدرستي كه متواتر شد اخبار به اينكه فاطمه بنت اسد زائيد اميرالمومنين علي بنابيطالب را در درون كعبه
2 ـ كتاب رياض النضره ج 2 ص 167
قال رسول الله (ص) لعلي (ع) انت اخي و ابو ولدي تقاتل علی سنتي من مات علیعهدي فهو في كنز الجنه و من مات علی عهدك فقد قضي نحبه و من مات يحبكبعد موتك ختم الله له بالامن و الايمان
ترجمه:
گفت رسول خدا (ص) به علي (ع) تو برادرم و پدر فرزندم نبرد ميكني بر پايه سنتمهر كس بميرد بر عهد من پس او در گنجينه بهشت است و هر كس بميرد در عهد توپس بدرستي كه انجام داد پيمانش را و هر كس بميرد دوست دارد تو را بعد ازمردنت ختم كرد خدا بر او به امن و ايمان
3 ـ 1 ـ كتاب اسد الغابه ابن اثير ج 3 ص 282
2 ـ اصابه ابن حجر ج 1 ص 23
3 ـ مستدرك صحيحين ج3 ص 122
قال رسول الله (ص)....ليضربنكم رجل علي تأويل القرآن كما ضربتكم علی تنزيله فقال ابوبكر انا هو؟ قال عمر انا هو؟ قال لا و لكن خاصف النعل و كان علي(ع) يخصف نعل رسول الله (ص)
ترجمه:
گفت رسول خدا (ص) البته ميزند شما را مردي براي تأويل قرآن همچنان كه زدم برتنزيلش پس گفت ابوبكر منم او؟ گفت عمر منم او؟ گفت نه ولكن تعمير كننده نعلو علي تعمير كننده نعل رسول الله را بود
4 ـ كتاب كنز العمال ج 6 ص 39
قال رسول الله (ص) و الذي نفسي بيده ان فيكم رجلاً يقاتل من بعدي علی تأويلالقرآن كما قاتلت المشركين علی تنزيله و هم يشهدون ان لا له الا الله فيكبر قتلهمعلي الناس حيث يطعنوا علی ولي الله و سخطوا عمله كما سخط موسي' امر السفينهو قتل الغلام و اقامه الجدار و كان السفينه و قتل الغلام و اقامه الجدار لله رضا وسخط ذلك موسي
ترجمه:
گفت رسول خدا (ص) سوگند به آن چه وجودم به دستش است همانا در شما مردياست كه نبرد
ميكند از بعد من بر تأويل قرآن همچنانكه نبرد كردم مشركين را بر تنزيلش وايشان شهادت ميدهند اينكه نيست معبودي مگر خدا پس بزرگ نمايد قتلشان برمردم حتي طعنه ميزنند بر ولي خدا و ناراضي ميشوند عملش را همچنانكهناراضي شد موسي امر كشتي و قتل بچه بر پايي ديوار را و بود كشتي و قتل بچه برپايي ديوار بر خدا رضايتي و ناراضي شد بر آن موسي
5 ـ كتاب رياض النضره جلد 2 ص 55
2 ـ هيثمي في مجمعه
قال رسول الله (ص) لعلي (ع) انت الصديق اكبر ـ و انت الفارق الذي يفرق بينالحق و الباطل
ترجمه:
گفت رسول خدا (ص) به علي (ع) تو صديق اكبر هستي ـ و تو جداكنندهاي آنكه جداميكند ميان حق و باطل را
6 ـ 1 ـ كنز العمال
2 ـ فيض القدير ج4 ص 234
3 ـ صواعق المحرقه ص 74
قال رسول الله (ص) صديقون ثالث 1 ـ حزقيل مومن آل فرعون 2 ـ حبيب نجارآل يس 3 ـ و علي ابن ابيطالب
ترجمه:
گفت رسول خدا (ص) صديقون 3 نفر است 1 ـ حزقيل مومن آل فرعون 2 ـ حبيبنجار آل يس 3 ـ علي بن ابيطالب
7 ـ تاريخ بغداد ج 14 ص 320
قال رسول الله (ص) علي مع الحق و الحق مع العلي
ترجمه:
گفت رسول خدا (ص) علي با حق و حق با علي است
8 ـ كنز العمال ج 6 ص 157
قال رسول الله (ص) تكون بين الناس فرقه و اختلاف فيكون هذا و اصحابه علیالحق ـ يعني علي (ع)
ترجمه:
گفت رسول خدا (ص) ميشود ميان مردم تفرقه و اختلاف پس ميشود اين واصحابش بر حق يعني علي (ع)
9 ـ 1 ـ مستدرك صحيحين ج 3 ص 124
2 ـ فيض القدير ج 4 ص 356
3 ـ كنز العمال ج 6 ص 153
قال رسول الله (ص) علي مع القرآن و القرآن مع العلي لن يفترقا حتي يردا علیَّالحوض
ترجمه:
گفت رسول خدا (ص) علي با قرآن است و قرآن با علي هرگز جدا نميشوند حتيبيايند بر من در حوض (كوثر)
10 ـ كتاب صواعق المحرقه ابن حجر ص 75
قال رسول الله (ص) انی مخلف فيكم كتاب ربّي عزوجل و عترتي اهل بيتي ثم اخذبيده علي (ع) فرفعها و قال هذا علي مع القرآن و القرآن مع العلي لايفترقا حتييردا علی الحوض فسألواهما ما خلفت فيهما
ترجمه:
گفت رسول خدا (ص) همانا ميگذارم در شما كتاب پروردگارم عزوجل و عترتاهلبيتم را پس گرفت به دست علي (ع) پس بلند كردش پس گفت اين علي با قرآنو قرآن با علي است هرگز جدا نميشوند تا بيايند بر من در حوض (كوثر) پسبپرسيد ايشان را آنچه گذاردم در شما
11 ـ فيض القدير ج 3 ص 565
2 ـ كنوز الحقايق للمناوي ص 73
قال رسول الله (ص) ذكر علي عباده
ترجمه:
گفت رسول خدا (ص) ذكر علي عبادت است
12 ـ1 ـ تاريخ طبري ج 2 ص 97
2 ـ كنز العمال ج 3 ص 74
3 ـ ذخائر العقبي محب طبري ص 70
في بدر قال رسول الله (ص) انه (علي) مني و انا منه و فقال جبرييل و انا منكمافسمعوا صوتا لا سيف الا ذلفقار لافتي الا علي
ترجمه:
در بدر گفت رسول خدا (ص) همانا او (علي) از من و من از او هستم پس گفتجبرييل من از شمايم پس شنيدند صدايي (ميگفت) نيست شمشيري مگر ذلفقارـ و نيست جوانمردي مگر علي
14 ـ 1 ـ مستدرك صحيحين ج 3 ص 1249
2 ـ كنزالعمال ج 1 ص 251
3 ـ هيثمي في مجمعه ج 7 ص 40
4 ـ ابوالقاسم الحسكاني في شواهد التنزيل
قال علي (ع) رسول الله (ص) منذر انا الهادي
ترجمه:
گفت علي (ع) رسول الله اخطاركننده و من راهنماييكننده هستم
15 ـ 1 ـ تفسير طبري
2 ـ فخررازي تفسيره
3 ـ سيوطي الدر المنثور
4 ـ ثعلبي في تفسيره
قال رسول الله(ص) انا منذر ثم اوما اي منكب علي (ع) و قال انت الهادي بكيهتدي المهتدون من بعدي
ترجمه:
گفت رسول خدا (ص) من اخطاركنندهام سپس اشاره كرد به دوش علي و گفت توراهنمايي به وسيله تو هدايت مييابد هدايت يابندگان از بعد من
16 ـ تاريخ بغداد للخطيب بغدادي ج 2 ص 88
عن انس ابن مالك قال كنت عندالنبي (ص) فرأي علياً (ع) مقبلاً فقال انا و هذاحجه علی امتي يوم القيامه
ترجمه:
از انس بن مالك (رض) گفت بودم نزد پيامبر (ص) پس ديد علي را دراز كشيده پسگفت من و اين حجتيم بر امت من روز قيامت
17 ـ كنوز الحقايق ص 43
2 ـ رياض النضره ج 2 ص 193
قال رسول الله(ص) انا و علي حجة الله علی عباده
ترجمه:
گفت رسول خدا (ص) من و علي حجت خدا بر بندگانش هستيم
18 ـ 1 ـ مستدرك صحيحين ج 3 ص 137
2 ـ اصابه 4 ص 33
3 ـ كنز العمال ج ص 157
4 ـ اسدالغابه ج1 ص 69
5 ـ رياض النضره ج 2 ص 177
6 ـ هيثمي في مجمعهاي ج 9 ص 121
قال رسول الله (ص) اوحي اليَّ في علي ثلاث انه سيدالمسلمين ـ و امام المتقين وقائد الغر المحجلين
ترجمه:
گفت رسول خدا (ص) وحي كرده شد به سويم درباره علي سه بار همانا او سيدمسلمين و امام متقين و رهبر روشن فرزانگان است.
19 ـ حليةالاولياء ابي نعيم ج 1 ص 63
قال رسول الله (ص) يا معشر الانصار الا ادلكم علی ما اِن تمسكتم به لن تضلوابعده ابداً قالوا بلی يا رسول الله قال هذا علي فاحبوه بحبي و اكرموه بكرامتي فانجبريل امرني بالذي قلت لكم من الله عزو جل
ترجمه:
گفت رسول خدا (ص) اي جماعت انصار آگاه باشيد راهنمايي ميكنم بر آنچه كهچنانچه گرفتيدش هرگز گمراه نميشويد بعدش هيچوقت گفتند بله يا رسول الله گفت اين علي است پس دوست بداريدش به دوست داشتن من و گرامي داريدش بهگرامي بودن من پس همانا جبرييل امر كرد مرا به اينكه گفتم براي شما از خدايعزوجل
20 ـ 1 ـ كنز الحقايق للمناوي ص 93
2 ـ تاريخ بغداد ج 4 ص 410
قال رسول الله (ص) عنوان صحيفة المومن حب علي (ع)
ترجمه:
گفت رسول خدا (ص) عنوان كتاب مومن دوست داشتن علي است
21 ـ 1 ـ مستدرك صحيحين ج 3 ص 142
2 ـ كنز العمال ج 6 ص 157
3 ـ ابن حجر في مجمعه ج 9 ص121
عن علي (ع) قال لي رسول الله (ص) ان الامه ستغدر بك بعدي و انت تعيش علی ملتي و تقتل علی سنتي من احبك احبني و من ابغضك ابغضني
ترجمه:
از علي (ع) گفت به من رسول خدا (ص) همانا امت خيانت خواهد كرد به تو بعد ازمن و تو زندگي ميكني بر مذهب من و كشته ميشوي بر سنت من هر كس دوستبدارت دوست دارد مرا و هر كس كينه ورزدت كينه ميورزد بر من
22 ـ تاريخ بغداد
قال رسول الله (ص) الليله عرج بي الي السماء رايت علی باب الجنه مكتوبا لا الهالا الله محمد رسول الله علي حب الله و الحسن و الحسين صفوة الله فاطمه خيرة الله علی'باغضهم لعنةالله
ترجمه:
گفت رسول خدا (ص) شبي كه عروج كرده شدم به آسمان ديدم در باب بهشتنوشته نيست معبودي مگر خدا و محمد رسول خدا و علي دوست خدا و حسن وحسين صفوت خدا و فاطمه خيرت خدا بر كينه ورزانشان لعنت خدا
23 ـ كنز العمال ج 6 ص 156
2 ـ مستدرك صحيحين ج 3 ص 123
قال رسول الله (ص) من فارقك يا علي فقد فارقني و من فارقني فارق الله
ترجمه:
گفت رسول خدا (ص) هر كس جدا شودت يا علي پس بدرستي كه جدا شد از من وهر كس جدا شد مرا جدا شد از خدا
24 ـ 1 ـ فرائد السمطين الحمويني الشافعي قال رسول الله (ص) هذا علي محييسنتي
گفت رسول خدا (ص) اين علي زنده كننده سنت من است
2 ـ فضائل اهل البيت خوارزمي الحنفي قال رسول الله (ص) يا علي تقاتل عليسنتي
گفت رسول خدا (ص) يا علي نبرد ميكني بر سنت من
3 ـ كنوز الحقايق المناوي قال رسول الله (ص) انت يا علي تقتل علي سنتي
ترجمه:
گفت رسول خدا (ص) تو يا علي كشته ميشوي بر سنت من
شرح:
زيرا سنت پيش علي بن ابيطالب بود و همان اصول الدين و قوانين خلقت هستي وكليد تفسير قرآن است
25 ـ مناقب اهل البيت ابن مغازلي الشافعي
2 ـ ينابيع الموده ج 1 ص 81
قال رسول الله (ص) يا علي انك قسيم الجنه و النار انت تقرع باب الجنه و تدخلهااحبائك بغير حساب
ترجمه:
گفت رسول خدا(ص) يا علي همانا تو تقسيم كننده بهشت و جهنم هستي و توميزني باب بهشت را و داخل ميشودش دوستانت بدون حساب
26 ـ ينابيع الموده ج 1 ص 82
في تفسير قول الله تعالي (القيا في جهنم كل كفار عنيد)
قال جعفر صادق (ع) اذا كان يوم القيامه وقف محمد(ص) و علي (ع) علی الصراطو ينادي القيا في جهنم كل كفار بنبوتك يا محمد و عنيد بولايتك يا علي
ترجمه:
در تفسير قول خداوند متعال (بياندازيد در جهنم هر كافر لجباز را) گفت جعفرصادق (ع) آنگاه كه بشود روز قيامت ميايستد محمد (ص) و علي بر صراط و صدازده ميشود بياندازيد در جهنم هر كافر به نبوتت يا محمد و لجباز به ولايتت يا علي
27 ـ 1 ـ فضائل اهل البيت خوارزمي الحنفي
2 ـ ينابيع الموده ج 1 ص 109
قال رسول الله (ص) يا علي مثلك في امتي مثل عيسي بن مريم افترق قومه ثلاثهفرقه ـ فرقه مومنون و هم حواريون فرقه عادوه و هم اليهود و فرقه غلوا فيه فخرجواعن دين الله و هم نصاري و ان امتي ستفرق فيك ثلاث فرقه اتبعوك و احبوك وهم المومنون فرقه عادوك و هم الناكثون و المارقون و القاسطون و فرقه غلوافيك و هم لضالون يا علي انت و اتباعك في الجنه و عدوك و الغالي فيك فيالنار
ترجمه:
گفت رسول خدا (ص) يا علي مثل تو در امت من مانند عسيي بن مريم است متفرقه شدقومش سه دسته دستهاي مومن و ايشان حواريون بودند دستهاي دشمن شدش وايشان يهودند و دستهاي زيادهروي كردند در او پس خارج شدند از دين خدا وايشان نصاري شدندو همانا امت من متفرقه خواهد شد در تو به سه دسته، دستهايپيروي ميكند تو را و دوست دارد تو را و ايشان مومنون هستند و دستهايزيادهروي ميكنند در تو و ايشان البته گمراهانند يا علي تو و پيروانت در بهشتيد ودشمنت و زيادهروي كننده در تو در آتشند
28 ـ 1 ـ كتاب فضائل اهل البيت موفق ابن احمد الخوارزمي الحنفي
2 ـ ينابيع الموده ج 1 ص 81
عن ابن عمر (رض) قال سمعت النبي (ص) و قد سئل باي لغه خاطبك ربك ليلهالمعراج قال خاطبني ربي بلغة علي (ع) و الهمني ان قلت يا رب خاطبتني انت امعلي فقال يا محمد انا شيٌ يا كلاشياء و لا اقاس بالناس و الا اوصف بالشبهات خلقتك من نوري و خلقت علياً من نورك و اطلعت علی قلبك فلم اجد في قلبكاحب اليك من علي فخاطبتك بلسانه كي ما يطمئن قلبك
ترجمه:
از پسر عمر (رض) گفت شنيدم پيامبر (ص) به درستي كه سئوال كرده شد به كدامزبان صحبت كرد تو را پروردگارت شب معراج گفت (ص) صحبت كرد پروردگارم بازبان علي و الهام كرد به اينكه گفتم اي پروردگارم صحبت كردي با من تو يا علي پسگفت يا محمد من چيزي هستم نه مثل اشياء و قياس نميشوم به مردم و الا وصفميشود به شبهات خلق كردمت از نورم و خلق كردم عليرا از نورت و نظر كردم برقلبت پس نيافتم در قلبت دوستدارتر به تو از علي پس صحبت كردمت با زبان او(علي) تا آرامش گيرد قلب تو
29 ـ 1 ـ مناقب اهل البيت علي ابن محمد خطيب ابن مغازلي
2 ـ ينابيع الموده ج 1 ص 131 القندوزي
عن اميرالمومني علي (رض) قال ان رسول الله (ص) نظر اليَّ و انا مقبل و اصحابهحوله و قال اما فيك شبهاً من عيسي بن مريم و لو لا ان يقول فيك طوائف منامتي ما قالت النصاري في عيسي بن مريم لقلت فيك مقالاً لاَتمرّ بملا من الناسالا اخذوا التراب من تحت قدميك يبغون فيه البركه و يستشفون به فقالالمنافقون لم يرض محمد الا ان يجعل ابن عمه مثلا لعيسي بن مريم فانزل الله تعالي (و لما ضرب بن مريم مثلا اذا قومك منه يصدون و قالوا آلهتنا خير ام هو ماضربوه لك الا جدلاً بل هم قوم خصمون ان هو الا عبداً انعمنا عليه وجعلناه مثلالبني اسرائيل)
ترجمه:
از اميرالمومنين علي (رض) گفت همانا رسول خدا نظر كرد به من و من دراز كشيدهبودم و اصحابش اطرافش بودند گفت اما در تو شبهاتي از عيسي بن مريم است و اگرنميگفتند در تو طوائفي از امت من بدآنچه گفتند نصاري در عيسي بن مريم البتهميگفتم در تو گفتاري نميگذشت از جماعتي از مردم مگر ميگرفتند خاك از زيرقدمت و ميجستند در آن بركت و شفاعت به آن پس گفتند منافقان راضي نشدمحمد مگر اينكه قرار داد پسر عمويش مانند عيسي بن مريم پس نازل كرد خدامتعال (وقتي زده شد پسر مريم مثلي آنگاه قومت از او مقابله ميكنند و گفتندخداي ما بهتر است يا او و نزدندش براي تو (مثال) مگر جدل كنند بلكه ايشانقومي دشمني كنندهاند نيست او (عيسي بن مريم و شبيهش علي) مگر بندهاينعمت داديم بر او و قرار داديمش مثلي براي بني اسرائيل (مثلي براي امتتم)
خدمت فرشتگان به محمد و آل محمد
30 ـ 1 ـ صواعق المحرقه
2 ـ كتاب رياض النضره ج 2 ص 223
قال رسول الله يا اباذر ان لله ملائكه سياحين في الارض و قد وكلوا بمعونه آلمحمد
ترجمه:
گفت رسول خدا (ص) اي اباذر همانا براي خدا فرشتگاني است سياحت كننده درزمين و بدرستي كه مأمور شدند به كمك كردن به آل محمد
31 ـ 1 ـ ذخائر العقبي ص 32
2 ـ تاريخ بغداد للخطيب بغدادي ج 5 ص 7
عن ابن عباس (رض) قال لما زفت فاطمه (ع) الي علي (ع) كان النبي (ص) امامهاو جبرييل عن يمينها و ميكائيل عن يسارها و سبعون الف ملك خلفاها يسبحونالله و يقدسون حتي طلع الفجر
ترجمه:
از ابن عباس (رض) گفت وقتي عروسي فاطمه شد با علي بود پيامبر در جلويش وجبرييل از راستش وميكائيل از چپش و هفتاد هزار فرشته پشت سرش تسبيحميكردند خدا را و تقديس ميكردند حتي طلوع فجر
32 ـ اسد الغابه لابن اثير ج4 ص 20
عن سعيد بن المسيب قال ـ لقد اصابت علياً (ع) يوم احد ست عشر ضربه كلضربه تلزمه الارض فما كان يرفعه الا جبريل (ع)
ترجمه:
از سعيد فرزند مسيب (رض) گفت البته بدرستي كه دچار شد علي روز احد شانزدهضربه هر ضربهاي ميانداخت زمين او را نبود بلند كننده او را مگر جبرييل (ع)
33 ـ كتاب نور الابصار للشبلنجي ص 79
عن علي (ع) اصابتني يوم احد ستعشر ضربه سقطت الي الارض في اربع منهنفجاء رجل حسن الوجه طيب الريح واخذ بضبعي فاقامني ثم قال اقبل عليهم فانكفي طاعة الله و رسوله و هما عنك راضيان قال علي (ع) فاتيت النبي (ص)فاخبرته فقال يا علي اقرّ الله عينك ذاك جبريل (ع)
ترجمه:
از علي (ع) دچار شدم روز احد به شانزده ضربه و افتادم به زمين در چهار بار ازايشان پس آمد مردي خوشرو خوشبو و گرفت به زير بغلم پس بلند كرد مرا سپسگفت پيشرو بر ايشان همانا تو در طاعت خدا و رسولش هستي و آن دو از توراضيند گفت علي (ع) پس آمدم پيش پيامبر (ص) پس خبر دادمش پس گفت ياعلي آرامش داد خدا چشمت را آن جبرييل (ع) بود
34 ـ ينابيع الموده ج 2 ص 40
عن علي (ع) قال دخلت علی النبي (ص) و هو مريض فاذا راسه في حجر رجلحسن ما رايت من الخلق احداً مثل حسنه فقال لي ادن الي ابن عمك فانت احق بهمني و قام و غاب فجلست مكانه ثم قال لي النبي (ص) ذاك جبريل يحدثني حينخف عني وجعي فنمت و راسي في حجره
ترجمه:
از علي (ع) گفت داخل شدم بر پيامبر و او مريض بود پس آنگاه سرش در دامنمردي خوشرو بود نديدم از خلق كسي مثل خوشرويش پس گفت به من نزديك شوبه پسر عمويت پس سزاوارتري به او از من و برخواست و غايب شد پس نشستممكانش سپس گفت به من پيامبر (ص) آن جبرييل بود صحبت ميكرد مرا وهنگامي كه كم شد از من درد پس خوابيدم و سرم در دامنش بود.
35 ـ ينابيع الموده ج 2 ص 33
عن حسن ابن علي (رض) قال لقد فارقكم رجل ماسبقه الاولون و يدركه الآخرونكان جدي (ص) يبعث بالسريه جبراييل عن يمينه و ميكائيل عن يساره لاينصرف حتي يفتح له
ترجمه:
از حسن پسر علي (ع) گفت جدا ميشود از شما مردي سبقت نگرفت پيشينيان ودرك نميكندش آيندگان بود جدم (ص) ميفرستاد به جنگ جبرييل از راستش وميكائيل از چپش بودند و منصرف نميشد تا پيروز كرده ميشد بر آن
36 ـ 1 ـ خصائص نصائي ص 8
2 ـ كنزالعمال ج 6 ص 395
3 ـ مستدرك صحيحين ج 6 ص 173
4 ـ مسند احمد ج 1 ص 199
5 ـ حليهالاولياء ج 1 ص 95
6 ـ ذخائر العقبي ص 138
7 ـ هيثمي في مجمعه ج 9 ص 146
قال رسول الله (ص) لَاَعطين الرايه غداً رجلاً يحب الله و يحب رسوله و يقاتلجبريل عن يمينه و ميكائيل عن يساره ثم لاترد رايته حتي يفتح الله عليه
ترجمه:
گفت رسول خدا (ص) البته دهندهام پرچم فردا به مردي دوست دارد خدا و دوسترسولش و نبرد ميكند جبرييل از راستش و ميكائيل از چپش سپس بر نميگرددپرچمش تا پيروزي دهد خدا بر او
شرح:
گفتيم علم الكتاب همان علمي است كه رمز استخدام ملائكههاست بنابراين ائمهآل محمد كه داراي آن علم بودند اما مأمور به عمل كردن به آن نبودند چرا كه فقطمهدي (ع) قائم آل محمد است و با عمل به علم الكتاب قادر خواهد بود فرشتگان رابه استخدام خود در آورد و به عنوان سربازان خود بر همه عالم چيره خواهد يافت وهر اندازه علم انسان بيشتر پيشرفت كند باز در نزد علم الكتاب اندك خواهد بود علمالكتاب در درجه مطلقه فقط در دست خداوند است و آنچه كه مهدي (ع) نيز دردست دارد باز مقدر (نسبي) است كه خداوند قادر متعال مقدر كرده است. علمالكتاب پايه و اساس همه علوم است و هر علمي اساسش علم الكتاب است كه اصولاوليه آن در نقطه صفر كه امروز ما از آن آگاهي داريم پنج اصل دارد كه عبارتند از:
1 ـ توحيد 2 ـ بعثت 3 ـ امامت 4 ـ عدالت 5 ـ معاد. و درجه صددرصد آن نزد اماممهدي است و او قيام به عمل بر پايه علم الكتاب خواهد كرد.
نتيجه 11:
محمد و آل محمد كما ابراهيم و آل ابراهيم
ملائكهها را استخدام ميكند
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر