قبل از اينكه به اين بحث بپردازيم يك آيه قرآني را آورده و معناي آن را براي اين زمان و برايشيعه و سني روشن ميكنيم و بايد به خدا پناه ببريم كه شامل اين آيه نباشيم.
سوره بقره آيه 113:
و قالت اليهود ليست النصاري' علي شيءٍ و قالت النصاري' ليست اليهود علي شيءٍ و هميتلون الكتاب كذلك قال الذين لايعلمون مثل قولهم فالله يحكم بينهم يوم القيامه في ماكانوا فيه يختلفون
ترجمه:
و گفت: يهود نيست نصاري بر چيزي و گفت نصاري' نيست يهود بر چيزي و ايشان ميخوانندكتاب را همچنين گفتند آنان كه علم ندارند مانند گفتارشان پس خدا حكم ميدهد ميانشان روزقيامت در آنچه بودند در او اختلاف ميكردند.
شرح:
ميدانيم كه آيات قرآن وقتي از گروهي صحبت ميكند به عنوان نمونه است كه ديگران هم به آندچار خواهند شد و امروز قال الذين لا يعلمون مثل قولهم (گفتند آنان كه علم ندارد مانندگفتارشان) مطابق با شيعه صفوی و سني اموی است يهود و نصاري' آل ابراهيم را نشناختند و پيروي نكردند ودر كتابشان بود و امروز ما هم شيعه و سني آل محمد را كه كما ابراهيم هستند هنوز نشناختهايماگر بشناسيم آنها را و اگر از اصول عقيده آنها پيروي كنيم ميتوانيم مثل يهود و نصاري' متفرقنشويم و به جاي تفرقه به وحدت برسيم
انشاء الله قبل از هر چيز بايد بحثي در صلوات و سلام درباره اهل البيت پيامبر بیاوریم چون كه هروقت اسم پيامبر ميآيد به پيامبر و اهل البيت يعني به معني اخص آن به آل هم همراه پيامبرصلوات و سلام ميفرستيم بايد ببينيم اين كار تا چه اندازه با قرآن و احاديث پيامبر مطابقتدارد.
انشاء الله قبل از هر چيز بايد بحثي در صلوات و سلام درباره اهل البيت پيامبر بیاوریم چون كه هروقت اسم پيامبر ميآيد به پيامبر و اهل البيت يعني به معني اخص آن به آل هم همراه پيامبرصلوات و سلام ميفرستيم بايد ببينيم اين كار تا چه اندازه با قرآن و احاديث پيامبر مطابقتدارد.
كتاب شفاء (قاضي عياض):
1 ـ قال تعالي (هو الذي يصلي عليكم و ملائكته)
گفت خداوند (اوست آنكه درود ميفرستد به شما و ملائكههايش)
2 ـ و قال تعالي (خذ من اموالهم صدقه تطهرهم و تزكيهم بها وصل عليهم
و گفت خداوند (بگير از اموالشان صدقه و پاك كن ايشان را و رشد بده ايشان را به او و درودبفرست بر ايشان).
3 ـ (اولئك عليهم صلوات من ربهم و رحمه)
(آنهايي كه بر ايشان درودهايي از پروردگارشان و رحمتش است).
4 ـ و كان اذا اتاه قوم بصدقتهم قال اللهم صل علی آل فلان
و بود زماني كه آمد او را (پيامبر را) به صدقشان و گفت خدايا درود فرست بر آل فلان
5 ـ من انس بن مالك قال: كنا ندعو لاصحابنا بالغيب فنقول اللهم اجعل منك علی آل فلانصلوات قوم ابرار الذين يقومون بالليل و يصومون بانهار (انتهاشفاء)
از انس بن مالك گفت: بوديم دعوت ميكرديم براي ياران ما به پنهاني و ميگفتيم خدايا قرار بدهاز خودت بر آل فلان درود گروه ابرار آنان كه بر پا ميخيزند به شب و روزه ميگيرند به روز
(پايان شفاء).
(پايان شفاء).
6 ـ وفي اول كتاب الفتوحات المكيه كتبها الشيخ محي الدين بن عربي بيده عنه عند ذكرعلي صلي الله عليه
و در اول كتاب فتوحات مكيه نوشتة شيخ محي الدين بن عربي به دستش هنگام ذكر علي صليالله عليه.
7 ـ كتاب ينابيع الموده ج 1 ص 6 سليمان القندوزي الحنفي مينويسد
فمن هذه الايات و الاحاديث عُلم ان لاتكون التصليه و التسليمه علي الانبياء و الملائكهمختصاً لهم و دليل مشروعية التصليه و التسليمه في الصلاة بامره صلي الله عليه وسلم قولوااللهم صل علي' محمد و علي آل محمد و بارك علي محمد و علي آل محمد و السلام علينا وعلي عبادالله الصاحين و المشروعية السلام عليكم و رحمة الله حين انفراغ من الصلاة و حينالملاقاة و تبليغ المسلم التسليمه الي اخيه المسلم به رسول او بالكتاب اليه و انها نشأ هذاالقول بانها مختصان للانبياء و الملائكه من التعصب بعد افتراق الامه نسال الله اَنيعصمنامن التعصب ثم ان العلماء اصطلحوا في التصليه و التسليمه علي الانبياء و الملائكهعليهم السلام عند ذكرهم و الترضيه علي الآل و الاصحاب رضي الله عنهم عند ذكرهم فلامنازعه في الاصطلاح لكن كثرة الثواب و و جزيل الاجر في متابعه الله) حيث عندما نزل (انالله و ملائكه يصلون علي النبي يا ايها الذين آمنوا صلوا عليه و سلمو تسليما).
ترجمه:
و از اين آيات و احاديث دانسته ميشود كه نميباشد درود و سلام بر انبياء و ملائكهها مخصوصبر ايشان و دليل مشروعيت درود و سلام در نماز به امر رسول (ص) است بگوييد خدايا درودبفرست بر محمد و آل محمد و بركت بده بر محمد و آل محمد و سلام بر ما و بر بندگان شايسته ومشروعيت سلام بر شما و رحمت خدا هنگام فراغ از نماز و هنگام ملاقات و رساندن مسلمانسلام را به برادرش مسلمان به فرستاده يا در نامه نوشتن به او فقط پيدا شده اين سخن به اينكهمخصوص به انبياء و ملائكهها است از تعصب بعد از تفرقه امت ميخواهيم خدا را كه حفظ كند مارا از تعصب سپس اينكه علماء اصطلاح كردند در صلوات بر انبياء و ملائكه بر ايشان و سلام بادهنگام ذكرشان و رضايت بر آل و اصحاب ميباشد خدا از ايشان هنگام ذكرشان پس منازعهنيست در اصطلاح لكن كثرت ثواب و بسياري ارج در پيروي خداست. هنگامي كه نازل شد (هماناخدا و ملائكهها صلوات ميفرستند بر پيغمبر اي آنان كه ايمان آورديد صلوات بفرستيد بر اوسلام كنيد سلام كردني.
8 ـ كتاب صحيح بخاري كتاب دعوات في باب الصلاة علي النبي (ص) روي بسنده عنعبدالرحمن ابي ليلي قال لقيني كعب بن عجره و فقال اَلا اهدي لك هديه؟ اِن النبي (ص)خرج علينا فقلنا يا رسول الله قد علمنا كيف نسلم عليك فكيف نصلي عليك؟ قال: قولوا اللهم صل علی محمد و علی آل محمد كما صليت علي آل ابراهيم انك حميد مجيد اللهمبارك علی محمد و علی آل محمد كما باركت علی آل ابراهيم انك حميد مجيد
ترجمه:
كتاب صحيح بخاري كتاب دعوات بر باب صلوات بر پيغمبر روايت كرده از عبدالرحمن ابي ليليكه گفت: ملاقات كرد مرا كعب بن عجره پس گفت: آيا هديه نكنم بر تو هديهاي! همانا پيامبرخارج شد بر ما پس گفتيم يا رسول الله بددرستي كه دانستيم چطور سلام بدهيم بر تو پس چگونهصلوات بفرستيم بر تو؟ گفت بگوييد خدايا درود بفرست بر محمد و آل محمد و همچنان كه درودفرستادي بر آل ابراهيم همانا تو ستايشگر و گرامي هستي خدايا بركت بده بر محمد و آل محمدهمچنان كه بركت فرستادي بر آل ابراهيم همانا تو ستايشگر و گرامي هستي.
9 ـ و في كتاب الادب المفرد للبخاري ص 93 ـ روي بسنده عن النبي ـ قال:
اللهم صل علی محمد و آل محمد كما صليت علی ابراهيم و آل ابراهيم و بارك علیمحمد و آل محمد كما باركت علی ابراهيم و آل ابراهيم و ترحّم علی محمد و آل محمد كما ترحّمت علی ابراهيم و آل ابراهيم شهدت له يوم القيامة بالشهادة وشفعت له
ترجمه:
و در كتاب ادب مفرد بخاري صفحه 93 از پيامبر هر كس كه گفت: خدايا صلوات بفرست بر محمدو ال محمد همچنان كه صلوات فرستادي بر ابراهيم و ر آل ابراهيم و بركت بده بر محمد و آلمحمد همچنان بركت دادي بر ابراهيم و آل ابراهيم و رحمت كن بر محمد و آل محمدهمچنان كه رحمت كردي بر ابراهيم و آل ابراهيم شهادت دادم براي او روز قيامت به گواهي وشفاعت كردم براي او.
10 ـ و في كتاب صواعق المحرقه ص 87
و كتاب جواهر العقدين للشريف نورالدين علي سمهودي
و ينابيع الموده للسليمان القندوزي الحنفي ص 6 قال رسول الله (ص):
لا تصلوا علي الصلاة البتراء فقالوا و ما الصلاة البترا؟ قال تقولون اللهم صل علی محمد وتمسكون بل قولوا اللهم صل علی محمد و علی آل محمد
ترجمه:
گفت رسول الله (ص): صلوات نفرستيد بر من صلوات بريده پس گفتند و چيست صلوات بريدهگفت: ميگوييد خدايا صلوات بفرست بر محمد و ساكت ميشوید بلكه بگوييد خدايا صلواتبفرست بر محمد و آل محمد
شرح:
به همين دلیل اكثر كتابهاي حديث هر جا كه اسم علي و حسن و حسين و فاطمه چه باپيامبر چه به تنهايي و چه به صورت دسته جمعي يعني آل عليه السلام گفته شده است نمونه:
1 ـ صحيح بخاري ج 1 ص 130 و 137 وصحيح بخاري ج 2 ص 126 و 205
2 ـ مستدرك صحيحين ج 3 ص 129
3 ـ مسند امام ابوحنيفه ص 247
4 ـ اسد الغابه ج 5 ص 520
5 ـ رياض النضره محب طبري ج 2 ص 182
6 ـ استيعاب ج 2 ص 456 و 457
7 ـ كنزالعمال ج 6 ص 153
8 ـ هيثمي في مجمعه ج 9 ص 220
9 ـ تاريخ بغدا ج 14 ص 152
10 ـ تهذيب التهذيب ابن حجر العسقلاني ج7 ص 236
11 ـ نورالابصار ص 69
12 تاريخ ابن جرير طبري ج 2 ص 75
13 ـ سنن بيهقي ج 6 ص 206
14 ـ خصائص نسائي ص 3
15 ـ فيض القدير ج 4 ص 358
16 ـ صحيح ابن ماجه ص 12
17 ـ مسند امام احمد حنبل ج 1 ص 99
18 ـ طبقات ابن سعد ج 3 ص 13
19 ـ مشكل الاثار ج ص 338
20 ـ صحيح ترمزي ج 2 ص 295
21 ـ اصابه لِابن حجر ج 8 ص 183
22 ـ كنوز حقائق ص 27
23 ـ سيوطي في الدور المنثور
24 ـ زمخشري في كشاف
25 ـ حليه الاولياء لِابن نعيم ج 5 ص 26
26 ـ طواعق المحرقه ص 25
27 ـ مسند ابي داود ج 1 ص 23
28 ـ ذخائر العقبي ص 93
29 ـ صحيح مسلم في كتاب فضائل الصحابهو في كتاب الجهاد
30 ـ تفسير فخرالرازي
31 ـ ثعلبي في قصص الانبياء ص 340
32 ـ ينابيع الموده سليمان القندوزيالحنفي
33 ـ فرائد السمطين ـ جوين الحمويني
34 ـ مناقب اهل البيت ابن مغازلي الشافعي
35 ـ فضائل اهل البيت ـ موفق ابن احمدخوارزمي الحنفب
36 ـ جواهر العقدين نورالدين سمهودي
11 ـ از كتاب ينابيع الموده
الصلاة من الله لنبي رحمه و من ملائكه مدحهم له و من المومنين دعا منهم له
صلوات از خدا براي پيامبر رحمت است و از ملائكه ستايشان براي اوست و از مومنين دعا ازمومنين براي اوست
شرح:
چون هيچ دعائي بدون صلوات بر محمد و آل محمد قبول نميشود در واقع كليد قبول دعاصلوات بر محمد و آل محمد است و نماز كه ستون دين است بدون صلوات و سلام و بركات برمحمد و آل محمد قبول نميشود.
1 ـ سنن بيهقي ج 2 ص 379 ـ عن ابن مسعود قال: لو صليت صلاة لااصلي فيها علی محمد وآل محمد لَرَايت ان صلاتي لاتتم
ابن مسعود گفت اگر نماز خواندم و صلوات نفرستادم در آن بر محمد و آل محمد البته ديدم ايننماز تمام نيست.
2 ـ ذخائر العقبي محب طبري ص 19 ـ عن جابر انه كان يقول لو صليت صلاة لم اُصلفيهاعلی محمد و علی آل محمد ما رأيت انها تقبل
از جابر همانا او داشت ميگفت اگر نماز خواندم و صلوات نفرستادم برمحمد و آل محمد نديدمهمانا اين نماز قبول شود.
3 ـ سنن درامي ص 139 ـ عن ابن مسعود ـ قال رسول الله(ص): من صلي' صلاة لّم يصل فيهاعلي و لا علی اهل بيتي لم تُقْبل منهم
از ابن مسعود گفت رسول الله (ص): هر كس نماز خواند و صلوات نفرستاد در نمازش بر من و براهل بيت من قبول نميشود از او نمازش)
شرح:
چرا كه محمد و آل محمد وسيله قبول نماز و دعا هستند از اينرو بعد از شنيدن اذان بايد گفت.
4 ـ اللهم آت محمداً الوسيله و الفضيله و بعثه مقام محمود الذي وعدته انك لا تخلفالميعاد
ترجمه:
خدايا بده محمد را وسيله و فضليتي و برانگيزش مقام ستوده آن كه وعده داديش همانا تو تخلفنميكني وعده را.
شرح:
براي اينكه وسيله ما براي شفاعت در قيامت و توبه در دنيا و عمل به سنت غير مفروضهاش فضليتدر دنياست.
5 ـ كنز العمال ج 7 ص 214
فيض القدير ج 4 ص 176 قال: رسول الله (ص) الشفاعه خمسه، القرآن، و الرحم، و الامانه،ونبيكم و اهل بيته
ترجمه:
گفت رسول الله شفاعت كننده پنج تا است قرآن، رحم، امانت، پيامبرتان و اهل بيتش
شرح:
صلوات از طرف خداوند اختيار خير و بركات استمرار خير و رحمت اختصاص خير و تحنن زياديخير و سلام بقاي خير در محمد و آل محمد است. و از طرف ديگر محمد و آل محمد باب معرفتخداوند و همه مخلوقات اوست.
6 ـ كتاب بحارالانوار ج 2 ص 90 من كتب شيعه
قال امام صادق (ع) عن جدهي رسول الله(ص) ابي' الله اَن يجري الاشياء الا بالاسباب فجعللكل شيء سبباًو جعل لكل سبب شرحاً و جعل لكل شرح مفتاحاً و جعل لكل مفتاح علماً وجعل لكل علم باباً ناطقاً من عرفه عرف الله و من انكره الله ـ ذلك رسول الله و نحن
ترجمه:
گفت: امام صادق از جدش پيامبر (ص) ابي' دارد خدا اينكه جريان يابد اشياء مگر به سببها پسقرار داد براي هر چيزي سببي و قرار داد براي هر سبب شرحي و قرار داد براي هر شرح كليدي وقرار داد براي هر كليد علمي و قرار داد هر علمي دربي سخنگو هركس شناختش (اين درب را)شناخت خدا را و هر كس انكار كردش انكار كرد خدا را آن (درب) رسول الله و ما هستيم.
7 ـ كنز العمال ج 1 ص 234 سيوطي في الدر المنثور ـ ديلمي في مسند الفردوس
قال رسول الله(ص) قول الله تعالي (فتلقي آدم من ربه كلمات) قال جبريل لآدم فعليك بهذهالكمات فان الله قابل توبتك و غافر ذنبك قل اللهم اني اسألك بحق محمد و آل محمدسبحانك لا اله الا انت عملت سوء و ظلمت نفسي فَتُب عليّ انك انت التواب الرحيم
ترجمه:
گفت رسول الله سخن خدا را (پس دريافت آدم از پروردگارش كلماتي را) گفت: جبريل به آدم برتوست (توسل) به اين كلمات پس همانا خدا قبول كنندة توبة توست و بخشنده گناهت بگوخدايا همانا من ميخواهم به حق محمد و آل محمد منزهي تو نيست مطلقي مگر تو عمل كردمبدي و ظلم كردم خودم را پس ببخش بر من همانا تو، توبهپذير و رحيم هستي.
شرح:
بايد گفت كه حق محمد و آل محمد همان فتح باب قبول دعا است از اينرو آمده است:
1 ـ فيض القدير جلد 5 ص 19
كنز العمال جلد 1 ص 21 عن علي (ع) قال رسول الله (ص) كل دعاء محجوب حتي يصليعلی محمد و آل محمد
ترجمه:
هر دعايي در حجاب است تا صلوات بفرستي بر محمد و آل محمد
2 ـ صواعق المحرقه ص 88 ـ قال رسول الله (ص) الدعاء محجوب حتي يصلي علی محمد واهل بيته اللهم صل علی محمد و آله
ترجمه:
گفت رسول الله (ص): دعا در حجاب است تا صلوات بفرستي برمحمد و اهل بيتش خدايا صلواتبفرست بر محمد و آلش
3 ـ كنز العمال ج 1 ص 181
قال رسول الله(ص) يا علي اذا حزنك امر فقل اللهم احرسني بعينك التي لاتنام (الا اَن قال)اسألك اَن تصلي علی محمد و علی آل محمد و بك ادرأُ في نحو الاعداء و الاجبابره
ترجمه:
گفت رسول خدا (ص) يا علي هر گاه اندوهگين كرد امري ترا پس بگو خدايا نگهدار مرا به چشمتكه نميخوابد (تا اينكه گفت) ميخواهم اينكه صلوات بفرستي بر محمد و آل محمد و به تو دفعميكنم دشمنان را و مستبدين را
شرح:
چرا فتح باب قبول دعا هستند ؟ چون ما به وسيله محمد و آل محمد اصول و موازين معرفتخدا و حق و باطل و اجتهاد را بدست آوردهايم اصول و موازين وسيله هر انديشه و عمل استوقتي كه ما بوسيله اين اصول انديشهو عمل ميكنيم در واقع به محمد و آل محمد صلوات و سلامميفرستيم چون آنها را به عنوان رهبران ديني خود قبول كردهايم و بوسيله آنها هم نماز و همدعاهايمان مورد قبول واقع ميشود چون باب ناطق علم و حكمت هستند و پيامبر فرمود.
4 ـ صواعق المحرقه ص 15 ـ قال رسول الله (ص) من اراد التوسل الي و اَن يكون له عندييد اشفع له بها يوم القيامه فليصل اهل بيتي
ترجمه:
گفت رسول خدا (ص) هر كس اراده كرد توسل كند بر من و اينكه باشد بر او نزد من دستيشفاعت كنم براي او بهش روز قيامت پس بايد صلوات بفرستد به اهل بيت من
شرح:
در اين جا به سوال اول مقاله پاسخ ميدهيم و اين كه چرا محمد و آل محمد در تشهد نماز كماابراهيم و آل ابراهيم قرار داده شده است؟
جواب:
پيامبر اسلام با قرار دادن جمله فوق در تشهد نماز كاري انجام داده است كه هيچ وقت محمد وآل محمد از يادها نرود يعني همواره ذكر شوند هم چنان كه در قرآن آمده است
سوره الاشرح آيه 4:
و رفعنا لك ذكرك ترجمه: و برافراشتيم براي تو ياد شدن ترا
و اگر انسان كمي تدبر كند خواهد فهميد كه اين كار را پيامبر بدون هدف نكرده است و براي اينبوده است كه مسلمانان به اين امر آگاهي يابند كه آل محمد كما آل ابراهيم مأموريتي را داشته ودارد اگر ما به شناخت كاملي از آل محمد كه كما آل ابراهيم است دست يابيم خواهيم ديد كهارزش آل محمد در چيست و چقدر است.
و براي اينكه به اين شناخت برسيم بايد آل ابراهيم را مورد مطالعه قرار دهيم و با شناخت آلابراهيم شناخت ما از آل محمد حاصل ميشود اما قبل از اينكه به آن بحث بپردازيم بايد اموريچند روشن شود كه نسبت به شناخت آل محمد ضروري است از جمله مواردي كه بايد بشناسيم.
وصايت، وراثت، ولايت، امامت و خلافت است بر پايه اصول دين اسلام كه قوانين عام حاكم برهستي و اصول تفسير قرآن و احاديث ميباشد ميدانيم كه امامت يك قانون تكويني و تدوينياست و براساس آن در درون هر موجودي امامت وجود دارد و در آن امامت همه اجزاي وجود آنموجود شركت دارند يعني امامت در درون هر موجود بر پايه مشاركت جمعي یابناير آيه قرآن (وامرهم شوري بينهم ـ و كارشان انتخابات كردن ميانشان است) و برپايه اين اصول به آيات واحاديثي ميپردازيم كه در رابطه با وصايت و وراثت و ولايت و امامت و خلافت هستند و اين راهم بايد بدانيم كه آنچه بر امتهاي پيش گذاشته است بر سر امت محمد (ص) خواهد آمد و بنابرحديث رسول الله كه فرمود:
1 ـ تفسير ابن كثير ج 3 ص 620 في قول الله تعالي ـ لتركبن طبقاً عن طبقاً
لتركبن سنن من كان قبلكم حذو القذه بالقذه حتي لو دخلو جحر ضب لدخلتموه قالوا يارسول الله: اليهود و النصاري' ـ قال فمن
ترجمه:
(البته سوار ميشويد طبقهاي بر طبقهاي البته سوار ميشويد سنتهاي كساني كه بودند قبلتانتقليدي برابر جز به جز حتي اگر داخل شدند در لانه سوسماري البته داخل ميشويدش گفتند يارسول الله مثل يهود و نصاري گفت پس چه كساني (غير از آنها)
2 ـ بخاري ج 4 ص 187، مسلم ج 8 ص 57، احمد ابن حنبل ج 2 ص 84
قال رسول الله(ص) تتبعين سنن من كان قبلكم شبراً بشبرا و ذراعاً بذراع حتي لو دخلوا جحرضب تبعتموهم ـ قلنا يا رسول الله اليهود و نصاري؟ قال فمن ؟
ترجمه:
گفت رسول خدا (ص) پيروي ميكنيد سنتهاي كساني كه بودند قبلتان وجب به وجب و متر بهمتر حتي اگر داخل شدند در لانه سوسمار پيروي كرديد ايشان را گفتيم يا رسول الله منظورتيهود يا نصاري است گفت پس چه كساني (غير از آنها)
شرح:
بر پايه اين حديث ميفهميم كه چرا محمد و آل محمد كما ابراهيم و آل ابراهيم بايد باشد چوندر امتهاي گذشته ابراهيم و آل ابراهيم به عنوان رهبران ديني و مأموريتي براي رسالت الهيداشتند از اين كما محمد و آل محمد نيز مانند آنها خواهند بود. يعني آنكه در رابطه با ابراهيم وآل ابراهيم اتفاق افتاده و در رابطه با محمد و آل محمد و مأموريتي كه دارند اتفاق خواهد افتاد ومردم مسلمان نير همان امتحاني را خواهند داد كه امتهاي قبل در رابطه با ابراهيم و آل ابراهيمدادهاند.
مثلاً تعدا آل ابراهيم چند نفر بوده است يا نفر آخر آنها يعني عيسي (ع) چگونه بوده و شده استفقط اين را بايد ذكر كرد كه آل محمد را خداوند براي مأموريتي كه تعيين كرده بود در اينمأموريت با آل ابراهيم در همه چيز مساوي هستند فقط آل محمد نبي نيستند و اين استثنا رارسول الله (ص) با بيانی كه به علي (ع) داشت توضيح داده است.
3 ـ در كتاب صحيح مسلم قال رسول الله اَما ترضي اَن تكون منّي بمنزلة هارون من موسي'اِلا لَستَ بنبي
ترجمه:
گفت رسول الله (ص) آيا راضي نميشوي اينكه باشي از من مقامت به مانند مقام هارون از موسيمگر اينكه نيستي تو پيامبر
شرح:
پس نتيجه ميگيريم كه به غير از اين استثنا محمد و آل محمد كما ابراهيم و آل ابراهيم بايدباشد. ابراهيم و آل ابراهيم بندگاني بودند كه خداوند آنها را مأمور خاص براي هدايت ديني بشركرده بود و در قرآن ميفرمايد:
سوره بقره آيه 105
و اللهُ يختص برحمته من يشاء
و خدا اختصاص ميدهد به رحمتش هر كسي را كه بخواهد
و سوره آل عمران آيه 74:
يختص برحمته من يشاء و الله ذوالفضل العظيم
اختصاص ميدهد به رحمتش هر كسي را كه بخواهد و خدا داراي احسان بزرگي است
بنابراين كما آل محمد نيز اين اختصاص را بايد داشته باشد براي اينكه اين معنا را درك كنيم. بهاحاديثي مراجعه ميكنيم
1 ـ سنن ابن ماجه ـ اَن قال رسول الله(ص) اِن الله اهلين من الناس ـ قالوا يا رسول الله مَن هم؟قال هم اهل القرآن ـ اهل الله ـ و خاصته رسول الله (ص) نفسه اخص الخاص و اهل بيتيخاصته بعده
ترجمه اينكه گفت رسول الله (ص) همانا خدا را دو اهل از مردم است گفتند يا رسول الله چهكسانيند ايشان؟ گفت ايشان اهل قرآنند ـ اهل خدا و خاصش رسول الله خودش و اخص خاصاهل بيتش كه خاصش بعد پيامبر هستند.
سئوال:
اين اختصاص اهل بيت به چه چيزي بوده يعني چه چيزي پيامبر به اهل البيت داده است كهمأموريت خاص را پيدا كردهاند؟
2 ـ كتاب مناقب اهل البيت ـ علي ابن محمد الخطيب ابن مغازلي و ينابيع الموده ج 1 ص34
قال رسول الله (ص) يا معشر المومنين اِن الله عزوجل اوحي' الی اِنّي مقبوض اقول لكم قولاًاِن عَمَلتم به نجوتم و اِنتركتموهم هلكتم اِن اهل بيتي و عترتي هم خاصتي و حامتي وانكممسئوولون عن ثقلين كتاب الله و عترتي اِن تمسكتم بهما لن تضلوا فانظرو كيف تخلفونيفيهما
ترجمه:
گفت رسول الله(ص) اي گروه مومنين همانا خداوند عزوجل وحي كرد بسويم همانا من در رحلتمميگويم بر شما سخني چنانچه عمل كرديد به او نجات يافتيد و چنانچه ترك كرديدشان هلاكشديد همانا اهل بيتم و عترتم ايشان خواص منند و حامي منند و همانا شما مسئوليد از دوگرانبها كتاب خدا و عترت من چنانچه چنگ زديد به آن دو هرگز گمراه نميشويد پس بنگريدچگونه جايگزيني ميكنيد مرا در آن دو.
3 ـ كتاب فرائد السمطين ـ محمد ابن ابراهيم الجويني الحمويني الشافعي و ينابيع المودهج 1 ص 115
لّما نزلت (اليوم اكملت لكم دينكم و اتمت عليكم نعمتي و رضيت لكم الاسلام ديناً و فقالرسول الله الله اكبر باكمال دين واتمام النعمه و رضاء ربي برسالتي و ولاية علي بعدي قالوا يارسول الله هذه الآيات في علي خاصه قال بلي فيه و في اوصيائي الي يوم القيامة ـ قالوابيّنهم لنا قال علي اخي و وارثي و وصيي و ولي كل مومن بعدي ثم الحسن ثم الحسين ثمالتسعه من ولد الحسين القرآن معهم و هم مع القرآن لا يفارقون و لايفارقهم حتي يردا عليالحوض
ترجمه:
وقتي نازل شد (امروز كامل كردم براي شما دينتانرا وتمام كردم بر شما نعمتم را و راضي شدم برشما اسلام را دين باشد) پس گفت رسول خدا (ص) الله اكبر به تكميل دين و تماميت نعمت ورضاي پروردگارم به رسالتي و ولايت علي و بعد از من گفتند يا رسول الله اين آيات خاص در علياست؟ گفت: بله در اوست و در اوصياء من تا روز قيامت گفتند روشن كن ايشان را براي ما گفتعلي برادرم و وارثم و وصيم و ولي هر مومن بعد من است سپس حسن سپس حسين سپس نهنفر از فرزندان حسين قرآن با ايشان است وايشان با قرآن جدا نميشوندش و جدا نميشوندايشان تا وارد شوند بر من در حوض (كوثر)
شرح:
12 امام قرآن با ايشان و ايشان با قرآن هستند يعني اين 12 نفر علماء دين هستند به معنيديگر اصول تفسير قرآن در دست ايشان است و قرآن با آن اصول درست تفسير ميشود و آنها ازقرآن جدا نميشوند تا قيامت و اين نشاندهنده زنده بودن يكي از آن 12 نفر كه همان مهدي(ع) است ميباشد كما عيسي (ع) از آل ابراهيم تا قيامت زنده است. و در اين جا هيچ صحبتي ازحكومت در ميان نيست صحبت از قرآن است و قرآن يعني علم دين و پيامبر براي تبين و تعليمدين بعد از خود اوصيائي را معين كرده است تا قرآن و تفسير آن، يعني دين را به طور صحيح بعداز رسول الله(ص) به مردم بياموزند.
4 ـ لما نزلت (يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله و كونوا مع الصادقين) فقال سلمان يا رسول الله هذا عامه ام خاصه قال امّا المأمورون فعامه المومنين و اما الصادقون فخاصه اخي علي واوصيائي من بعده الي يوم القيامه
ترجمه:
(اي آنان كه ايمان آورديد حفظ كنيد (اصول را) و باشيد با صادقان) پس گفت سلمان يا رسولالله اين عام است يا خاص گفت: اما امر كرده شدگان پس عموم مومنين است و اما صادقين پسخاص برادرم علي و اوصياء از بعد علي تا روز قيامت است.
5 ـ فقام سلمان فقال يا رسول الله من هولاء الذين انت عليهم شهيد و هم شهداء علي الناسالذين اجتباهم الله و لم يجعل عليهم في الدين من حرج ملة ابراهيم قال اعني بذلك ثلاثهعشر رجلاً خاصه قال سلمان بينهم لنا يا رسول الله قال انا و اخي علي و احد عشر من ولدي
ترجمه:
پس برخاست سلمان پس گفت: يا رسول الله چه كسانيند اينها آنان كه تو بر ايشان گواهي وايشان گواه بر مردمند آنان كه بر گزيدشان خدا و قرار نداد بر ايشان در دين از تنگي مذهبابراهيم گفت مقصودم به آن 13 مرد خاص است گفت سلمان روشن كن ايشان را براي ما يارسول الله گفت من برادرم علي و 11 نفر از فرزندانم.
شرح:
حديث 4 و 5 نيز از همان مصدر 3 ميباشد.
6 ـ الدر المنثور لسيوطي ج 5 ص 198 ـ ان قتاده رضيالله عنه في قوله (انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا) قال هم اهل البيت طهرهم الله من السوءواِختصهم برحمته
ترجمه:
از قتاده در قول خداوند (به يقين ميخواهد خدا تا ببرد از شما پليدي را اي اهل بيت و پاك كندشما را پاك كردني) گفت: ايشان اهل بيتند كه پاك كرد ايشان را خدا از بدي و اختصاص دادايشان را به رحمتش
7 ـ ذخائر العقبي ـ طبري و ينابيع الموده ج 2 ص 53 القندوزي
قال رسول الله (ص) اللهم هولاء اهل بيتي و حامتي و خاصتي اذهب عنهم الرجس وطهر همتطهيرا
ترجمه:
گفت رسول خدا (ص) خداي اينها اهل البيت و حامي و خواص منند ببر از ايشان پليدي را و پاككن ايشان را پاك كردني.
8 ـ مستدرك احمد بن حنبل ج 6 ص 292 في حديث طويل الي ان قال رسول الله (ص) اللهمهولاء اهل البيتي و خاصتي فاذهب عنهم الرجس و طهر هم تطهيرا
ترجمه:
در حديث طولاني تا اينكه گفت رسول الله (ص) خدايا اينها اهل بيت و خواص منند پس ببر ازايشان پليدي را و پاك كن ايشان را پاك كردني
شرح: آنچه خداوند به ابراهيم و آل ابراهيم داده بود اصول علم هدايت بود كه كما به محمد و آلمحمد نيز داده بود بنابراين بايد به اصولي مسلح ميشدند كه بتوانند هر چيزي را بشناسند وبراي مردم حكم آن را بدهند به همين دليل بوده است كه رسول الله(ص) اصول علم را به آل خودداد تا وصي، وارث، ولي، امام و خليفه خاص رسول الله در تعليم دادن دين به مردم باشند
از كتب شيعه چند حديث ميآوريم:
1 ـ كتاب بصائر الدرجات ص 120 و اصول كافي ج 1 ص 280
قال امام رضا (ع) نحن النجباء و نحن اِفراط الانبياء و نحن ابناء اوصياء و نحنالمخصوصون في كتاب الله و نحن اولي الناس برسول الله
ترجمه:
گفت اما رضا (ع): ما نجبا و ما پيشروندگان انبياء و ما فرزندان اوصياء و ما مخصوص شدگان دركتاب خدا و ما نزديكترين مردم به رسول خدا هستيم
شرح:
كما آل ابراهيم نزديكترين مردم به ابراهيم بودند.
2 ـ بصائر ص 129 ـ معاويه ابن وهب قال ـ استأذنت علي ابي عبدالله (ع) فاذّن لي فَسَمِعتهُيقول في كلامٍ له يا من خصنا بالوصيه واعطانا علم ماضي و علم مابقي و جعل اَفئده منالناس تهوي الينا و جعلنا ورثه الانبياء
ترجمه:
معاويه فرزند وهب گفت: اجازه گرفتم از امام صادق پس اجازه داد براي من پس شنيدمشميگويد در كلامي براي او اي كسي كه مخصوص كردي ما را به وصيت و دادي ما را علم گذشته وعلم آينده و قرار بده دلهايي از مردم ميل كند به سوي ما و قرار بده ما را وارث پيامبران
شرح:
علم ماضي و علم مابقي همان علم اصول دين پنجگانه دين اسلام است آنچه خداوند در ماضيخلق كرده و آنچه در آينده خلق خواهد كرد بر پايه اين علم بوده و خواهد بود اصول دين قوانينخلقت است و سنتالله ميباشد و سنت خدا تغيير و تبديل و تحويل ندارد و وصيت و وراثتهمان علم است و در اين علم به طور خاص ولي و خليفه رسول الله (ص) امام مردم براي هدايتآنها بودند.
3 ـ بصائر الدرجات ص 365 عن حسين الخمس قال سمعت اباعبدالله (ع) يقول اِنّا اهل البيتعندنا معاقل العلم ـ اثار نبوة ـ و علمالكتاب و فصل بين الناس
ترجمه:
از حسين اخمس گفت شنيدم امام صادق ميگويد همانا ما اهل بيتيم و نزد ماست عقل علم وآثار پيامبر و علمالكتاب و جدا كردن (حق و باطل) بين مردم.
شرح:
اين معاقل علم و آثار نبوت و علمالكتاب چيزي نيست مگر اصول علم
4 ـ بصائر الدرجات ص 300 عن جابر قال ـ قال ابو جعفر (ع) يا جابر لو كنا نفتي الناسبرأينا و هوانا لكنّا من الهالكين و لكنّا نفتيهم بآثار من رسول الله (ص) و اصول علم عندنانتوارثها كابر عن كابر نكنزها كما يكنز هولاء ذهبهم و فضتهم
ترجمه:
از جابر گفت ـ ابوجعفر (ع) يا جابر اگر بوديم فتوادهنده مردم را به رأيمان و ميلمان البته بوديم ازهلاك شدگان ولكن ما فتوا ميدهيم ايشان را به آثاري از رسول الله و اصول علم پيش ماست بهارث ميبريمش بزرگمان از بزرگمان گنجينه ميكنيمش همچنان كه اينها گنجينه ميكنندطلايشان و نقرهيشانرا
5 ـ بصائر الدرجات ص 301 محمد ابن شريع قال ـ قال ابوعبدالله (ع) والله ما نقول بأهوائناو لانقول برأينا و لانقول اِلاّ ما قال ربّنا و اصول عندنا نكنزها كما يكنز هولاء ذهبهم و فضتهم
ترجمه:
محمد فرزند شريع گفت: گفت ابوعبدالله(ع) به خدا سوگند نميگوييم به ميلمان و نميگوييم بهرأيمان و نميگوييم مگر آنچه گفت پروردگارمان و اصول پيش ماست گنجينه ميكنيمشهمچنان كه گنجينه ميكنند اينها طلايشان و نقرهشان را
شرح:
اصول همان قوانين هستي است كه موازين دين اسلام ميباشد. اصول همان علمالكتاب استهمان علمي كه در سوره نمل ـ در مورد عاصف ابن برخيا آمده است وزير حضرت سليمان نهپيامبر نبود و نه رسول ـ خداوند جزئي از علمالكتاب را به توسط سليمان (ع) به عاصف داده بود تاسندي باشد كه غير انبياء و رسول نيز ميتوانند صاحب علمالكتاب باشند تا اگر گفتند كه ائمه آلمحمد علمالكتاب دارند مورد اعتراض واقع نشوند و نگويند مگر ائمه آل محمد ـ پيامبر هستندبله ـ اي كسي كه اين مطالب را ميخواني بايد بداني كه حضرت خضر هم علم لدني داشت علملدني اسم ديگر همين علم است در صورتي كه او هم پيامبر و رسول نبود تا ثابت شود كه خداوندبه آل محمد اين علم را داده است كسي كه اين علم را داشته باشد در واقع رمز استخدام ملائكهها
را خواهد داشت همان طور كه عاصف ابن برخيا زودتر از جن ـ عرش ملكه سباء را از يمن به كمكملائكهها آورد ـ ناگفته نماند كه فقط از آل محمد حضرت مهدي (ع) خواهد بود كه اين علم رابكار خواهد برد و به همين دليل به قائم شناخته شده است يعني كسي كه قيام به استخدامعلمالكتاب خواهد كرد. مهدي (ع) در كنار عيسي(ع) نفر دوازدهم آل محمد با نفر دوازدهم آلابراهيم خواهد بود در آن زمان است كه جنود اسلام ـ ملائكهها خواهند بود و دنيا در يك چشم بههم زدن در اختيار مهدي و عيسي قرار خواهند گرفت. آياتي كه در آن از علمالكتاب حرف ميزندرا كمي بعد خواهيم آورد تا خواننده به عظمت آن علم پي ببرد و بداند كه اين علم نابود نشدهاست بلكه موجود است و اصول آن همان پنج اصل توحيد ـ بعثت ـ امامت ـ عدالت و معاد استكه امروز مادر نقطه صفر از آن شناخت پيدا كردهايم و ائمه آل محمد كه وصيي و وارث علم رسولالله ميباشند به عنوان ولي و امام و خليفه خاص رسول الله (ص) به مردم دين صحيح را تعليمميدادند و هدايت ميكردند و از اينرو فرمود (ص) كتاب و عترت را.
6 ـ و لاتقدموا هما فتهلكوا و لاتقصروا هما فتهلكوا و لاتعلموا هم فانهم اعلم منكم
ترجمه:
جلو نيافتيدشان پس هلاك ميشويد و كوتاهي نكنيدشان پس هلاك ميشويد و ياد ندهيدشانپس همانا ايشان عالمترند از شما
شرح:
و هم آنها بودند كه گفتند اصول دين پنج تاست و به مردم تعليم دادند همان طور كه امام صادقفرمود:
علينا القاء الاصول و عليكم التفريع
برماست دادن اصول و بر شماست (اجتهاد) در فروع
شرح:
و در همين جا بايد ذكر كنيم كه پيامبر هيچ وقت دوازده امام را بعنوان حكام كه بعد از او به مردمحكومت كنند معرفي نكرده است و چهارده قرن است كه اختلاف شيعه و سني در اين موردبرقرار است پيامبر ائمه را به عنوان ولي و خليفه و امام و وصي و وارث خاص خود براي تعليمدادن كتاب و سنت الله جانشين خود قرار داده است تا آموزش دادن دين را بر عهده بگيرند و اگرمردم كه صاحبان وصايت و وراثت و ولايت و امامت و خلافت عام هستند با آنها به بيعت كردندمثل هر كس ديگر حق داشتند حكومت هم بكنند مثل حضرت علي كه حكومت كرد و الا خودرسول الله (ص) هم بدون بيعت مردم حق حكومت نداشت چرا كه خداوند انبياء را مبلغ و مبشر ومنذر و معلم فرستاده است نه حاكم بر مردم، پس حكومت حق خصوصي پيامبر نبود كه بهوصايت و وراثت به آل محمد بدهد و امر كند مسلمين را بعد از من آل محمد ولي و امام و خليفهبه معني عام يعني حكومت كردن بر مردم حاكم باشند و حكومت كنند با توجه به اصول پنجگانهدين اسلام و آيات قرآني كه در اين مقاله آمده است حكومت بنابر ولايت و امامت و خلافت عامهاز آن همه مردم است. مردم خود ولي و امام خود و خليفه خدا بر روي زمين هستند. با توجه بهمطالب ذكر شده آل محمد هم وظايف خود را به درستي انجام دادند و اصول دين را به مسلمينتعليم دادند و در اين جا شرحي از ابن حجر از كتاب صواعق المحرقه ميآوريم سپس به شرحي ازوصايت و وراثت و خلافت و ولايت و امامت خواهيم پرداخت.
7 ـ قال ابن حجر هيثمي في صواعق المحرقه ص 90
سمي رسول الله القرآن و عترته و هي بالمثناه الفوقيه الاهل و النسل و الرهط الادنون ثقلينلان الثقل كل نفيس خطير مصون و هذا كذالك اذ كل منهما معدن للعلوم اللدنيه و الاسرار والحكم و العليه و احكام الشريعه و لذا حث (ص) علي اقتداء و التمسك بهم و التعلم منهم وقال الحمد لله الذي جعل فيناالحكمه اهل البيت و (قيل) سميا ثقلين لثقل وجوب رعايهحقوقهما ثم الذين وقع الحث عليهم منهم انما هم العارفون بكتاب الله و سنة رسوله اذ همالذين لا يفارقون الكتاب الي الحوض و يويده الخبر السابق (و لا تعلموهم فانهم اعلممنكم) وتميزوا بذالك عن بقيه العلماء لان الله اذهب عن هم الرجس و طهرهم تطهيرا وشرفهم بالكرامات الباهره المزايا المتكاثره و قد مرّ بعضها و سيأتي الخبر الذي في قريش (وتعلموا منهم فانهم اعلم منكم فاذا ثبت هذا لعموم قريش فاهل البيت اولي منهم بذلك لانهمامتازوا عنهم بخصوصيات لايشاركهم فيها بقيه قريش و في احاديث حث علي التمسكباهل البيت اشاره الي عدم انقطاع متأهل منهم لتمسك به الي يوم القيامة كما الكتاب العزيزكذلك و لهذا كانوا اماناً لِاهل الارض كما ياتي و يشهد لذلك الخبر السابق (في كل خلفمن امتي عدول من اهل بيتي) الي آخره ثم احق من يتمسك به منهم و عالمهم علي بن ابيطالب كرم الله وجهه لما قدمنا مزيد علمه و دقائق مستنبطاته و من ثم قال ابوبكر علي عتره رسول الله(ص) اَيْ حث علي تمسك بهم فخصه لما قلنا و كذالك حث (ص) بما مرّ يومالغدير
ترجمه:
گفت ابن حجر هيثمي در صواعق المحرقه ص 90
ناميد رسول الله قرآن و عترتش را و او به دوتايي بالا- اهل و نسل و طايفه كه نزديكترند دوگرانقيمت براي اينكه گران هر با ارزش و مهم و حفظ شدني است و اين همچنين بنابراين هردويشان معدن علوم لدني و اسرار حكمت عاليه و احكام شريعت و لذا تشويق كرد (ص) بر پيرويو چنگزدن به ايشان و ياد گرفتن از ايشان و گفت الحمدلله آنكه قرار داد در ما حكمت را در اهلبيت و (گفته ميشود) ناميد دو گرانقيمت را به گران به وجوب رعايت حقوقشان پس آنان كه واقعشد تشويق بر ايشان همانا ايشان عارفان به كتاب خدا و سنت رسولند بنابراين ايشان آنان كهجدا نميشوند كتاب را تا حوض (كوثر) و تأييد ميكندش خبر سابق (و يا ندهيد ايشان را پسهمانا ايشان داناترند از شما) و ممتاز شدند به آن از بقيه علماء براي اين كه خدا برد از ايشانپليدي را و پاك كرد ايشان را پاك كردني و شرف داد ايشان را به كرامات آشكار و مزاياي بسيار وبدرستي كه آمد بعضيش و ميآيد خبر آنكه در قريش (و ياد بگيريد از ايشان پس همانا داناترنداز شما) پس چنان كه ثابت شد اين براي عموم قريش پس اهل بيت سزاوارترند از ايشان به آنبراي اينكه ايشان ممتازند از ايشان به خصوصيات كه شركت نميكند ايشانرا در او بقيه قريش ودر احاديث تشويق كرد بر تمسك به اهل بيت اشارهاي به عدم انقطاع اهلی از ايشان برايتمسك به او تا روز قيامت همچنان كه كتاب عزيز همين طور است و همچنين و براي اين بودندامان براي اهل زمين همچنان كه ميآيد و گواهي ميدهد براي آن خبر سابق (و در هر جانشينياز امت من عادلاني از اهل بيتم هستند). تا آخرش سپس سزاوارترين كسي كه تمسك شود به اواز ايشان عالمشان عليبن ابي طالب كرم الله وجهه است بدان چه تقديم كرديم افزوني علمش ودقت استنباطش و از انجاکه گفت ابوبكر علي عترت رسول الله است يعني تشويق بر تسمك بهايشان پس مخصوص كردش بر آن چه گفتيم و همچنين مخصوص كردش بدان چه مرور شد درروز غديرخم.
شرح: با توجه به اين كه ابراهيم و آل ابراهيم حجت خدا بر مردم بودند كما محمد و آل محمد همحجت خدا بر مردم بودند حجت يعني راهنما ـ راهنماي انسان به سوي دين خدا كه دين رادرست بشناسند.
8 ـ كتاب وسائل الشيعه ج 18 ص 101 از نامه امام زمان
و امّا الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي رواة احاديثنا و انهم حجتي عليكم و انا حجت الله عليهم
ترجمه:
و اما در حوادث واقع شونده مراجعه كنيد در او به روايت كنندگان حديث ما و همانا ايشان حجتمن بر شماست و من حجت خدا بر ايشان.
شرح:
در اين حديث تكليف علماء بعد از غيبت امام زمان هم روشن ميشود. يعني همان طور آلابراهيم فقط حجت ـ راهنما ـ بودند آل محمد هم فقط حجت يعني راهنما هستند و بودند وعلماء دين بعد از غيبت هم حجت هستند يعني راهنما هستند و چون آل ابراهيم حكام بر مردمنبودند آل محمد هم حكام بر مردم نبودند پس علماء دين هم حكام بر مردم نيستند يعني درمقام حكومت هيچ فرقي ميان آل ابراهيم و آل محمد و علماء دين وجود ندارد همان طور كهحضرت داود و سليمان با اجتماع مردم بر ايشان و بيعت با آنان به حكومت رسيدند در آل محمدهم حضرت علي و حسن براي مدت كوتاهي با بيعت مردم حكومت تشكيل دادند پس علماءدين هم هيچ حقي ندارند بدون بيعت يعني بدون راي دادن مردم حكومت را بدست بگيرند واينكه در ايران ميگويند ولی امرمنصوب از طرف خداست دروغ و بهتان بر خدا و رسول خداوائمه آل محمد است همان طور كه قبلاً گفتيم چيزي كه پيامبر حق خود نميدانست يعنيحكومت كردن بدون بيعت ـ نميتواند به ديگري به وصايت و وراثت بدهد و چيزي را كه ائمه حقخود نميدانند نميتوانند به علماء دين بدهند و آنها را حكام بر مردم قرار بدهند همان طور كهگفتيم علماء حجت يعني راهنما بر مردم نه حاكم بر مردمند براي اينكه معني حجت بهتر روشنشود به اين حديث زير توجه كنيد.
9 ـ اصول كافي ج1 ص 16 قال امام جعفر صادق (ع)
ان الله علي الناس حجتين ـ حجة ظاهره و حجة باطن فاما الظاهره فالرسل و الانبياء و الائمهعليهم السلام و اما الباطن فالعقول
ترجمه:
گفت امام جعفر صادق همانا خدا را بر مردم دو حجت است حجت ظاهري و حجت باطني پساما ظاهر پس رسولان و پيامبران و ائمه (ع) است. و اما باطن عقلهاست
شرح:
بنابراين انبياء و ائمه حجت ظاهري هستند كه حجت باطني اگر نباشد آنها هم نميتوانندانسانها را راهنمايي كنند انسان به عقل خود، خود راهنمايي ميكند و اصول دين يعني سنت الله هم كه اصول راهنما هست بدون عقل به درد نميخورد اما وقتي كه اين دو با هم به توحيد برسندنور علي نور ميشود چرا كه گفتيم اصول دين در قرآن به اسم نور نيز آمده است و عقل نيز نوراست پس انسان با حجت باطني و با كمك حجت ظاهري راه صحيح حركت به كمال راميپيمايد .
در زیر منابع دیگرب را که محمد و ال محمد را کما ابراهیم و ال ابراهیم هستند را نقل کرده اند می اوریم اگر مسلمانان این فرمان خدا را که پیامبر در تشهد نماز قرار داده و هر روز بر ان شهادت می دهند را می فهمیدند دیگر نه تضاد بلکه اختلاف مذاهب هم بوجود نمی امد
در زیر منابع دیگرب را که محمد و ال محمد را کما ابراهیم و ال ابراهیم هستند را نقل کرده اند می اوریم اگر مسلمانان این فرمان خدا را که پیامبر در تشهد نماز قرار داده و هر روز بر ان شهادت می دهند را می فهمیدند دیگر نه تضاد بلکه اختلاف مذاهب هم بوجود نمی امد
لفظ
|
منبع
|
إِنَّ اللَّهَ
وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا
صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا
|
[سوره احزاب/ آیه 56]
|
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی
مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، کَمَا صَلَّیْتَ عَلَی آلِ إِبْرَاهِیمَ، إِنَّکَ
حَمِیدٌ مَجِیدٌ، اللَّهُمَّ بَارِکْ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، کَمَا
بَارَکْتَ عَلَی آلِ إِبْرَاهِیمَ، إِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ
|
[النسائی/ 1289، صحیح]
|
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی
مُحَمَّدٍ وَعَلَی آلِ مُحَمَّدٍ
|
[النسائی/ 1292، صحیح]
|
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی
مُحَمَّدٍ وَعَلَی آلِ مُحَمَّدٍ، کَمَا صَلَّیْتَ عَلَی إِبْرَاهِیمَ،
وَبَارِکْ عَلَی مُحَمَّدٍ وَعَلَی آلِ مُحَمَّد،
کَمَا بَارَکْتَ عَلَی آلِ إِبْرَاهِیمَ، فِی
الْعَالَمِینَ، إِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ
|
[الموطأ/ 459، صحیح], [ابن حبان/ 1958، صحیح]
|
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی
مُحَمَّدٍ وَعَلَی آلِ مُحَمَّدٍ، کَمَا صَلَّیْتَ عَلَی إِبْرَاهِیمَ، إِنَّکَ
حَمِیدٌ مَجِیدٌ، وَبَارِکْ عَلَی مُحَمَّدٍ وَعَلَی آلِ مُحَمَّدٍ، کَمَا
بَارَکْتَ عَلَی إِبْرَاهِیمَ، إِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ
|
[النسائی/ 1291، صحیح]
|
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی
مُحَمَّدٍ وَعَلَی آلِ مُحَمَّدٍ، کَمَا صَلَّیْتَ عَلَی إِبْرَاهِیمَ، إِنَّکَ
حَمِیدٌ مَجِیدٌ، اللَّهُمَّ بَارِکْ عَلَی مُحَمَّدٍ وَعَلَی آلِ مُحَمَّدٍ،
کَمَا بَارَکْتَ عَلَی إِبْرَاهِیمَ، إِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ
|
[البخاری/ 4519], [ابن ماجه/ 904، صحیح]
|
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی
مُحَمَّدٍ وَعَلَی آلِ مُحَمَّدٍ، کَمَا صَلَّیْتَ عَلَی آلِ إِبْرَاهِیمَ،
وَبَارِکْ عَلَی مُحَمَّدٍ وَعَلَی آلِ مُحَمَّدٍ، کَمَا بَارَکْتَ عَلَی آلِ
إِبْرَاهِیمَ، فِی الْعَالَمِینَ، إِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ
|
[مسلم/ 405], [الموطأ/ 459، صحیح], [النسائی/
1285، صحیح], [ابن حبان/ 1965، صحیح]
|
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی
مُحَمَّدٍ وَعَلَی آلِ مُحَمَّدٍ، کَمَا صَلَّیْتَ عَلَی آلِ إِبْرَاهِیمَ،
إِنَّک حَمِیدٌ مَجِیدٌ، وَبِارِکْ عَلَی مُحَمَّدٍ وَعَلَی آلِ مُحَمَّدٍ، کَمَا
بَارَکْتَ عَلَی آلِ إِبْرَاهِیمَ، إِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ
|
[مسلم/ 406]
|
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی
مُحَمَّدٍ وَعَلَی آلِ مُحَمَّدٍ، کَمَا صَلَّیْتَ عَلَی آلِ إِبْرَاهِیمَ،
إِنَّک حَمِیدٌ مَجِیدٌ، اللَّهُمَّ بِارِکْ عَلَی مُحَمَّدٍ وَعَلَی آلِ
مُحَمَّدٍ، کَمَا بَارَکْتَ عَلَی آلِ إِبْرَاهِیمَ، إِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ
|
[ابن حبان/ 1964، صحیح], [البخاری/ 5996], [مسلم/
406], [النسائی/ 1287، صحیح]
|
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی
مُحَمَّدٍ وَعَلَی آلِ مُحَمَّدٍ، کَمَا صَلَّیْتَ عَلَی إِبْرَاهِیمَ وَآلِ
إِبْرَاهِیمَ، إِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ، وَبَارِکْ عَلَی مُحَمَّدٍ وَعَلَی آلِ
مُحَمَّدٍ، کَمَا بَارَکْتَ عَلَی إِبْرَاهِیمَ وَآلِ إِبْرَاهِیمَ، إِنَّکَ
حَمِیدٌ مَجِیدٌ -
|
[النسائی/ 1288، صحیح], [النسائی/ 1290، صحیح],
[ابن حبان/ 1957، صحیح]
|
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی
مُحَمَّدٍ وَعَلَی آلِ مُحَمَّدٍ، کَمَا صَلَّیْتَ عَلَی إِبْرَاهِیمَ وَعَلَی
آلِ إِبْرَاهِیمَ، إِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ، اللَّهُمَّ بَارِکْ عَلَی مُحَمَّدٍ
وَعَلَی آلِ مُحَمَّدٍ، کَمَا بَارَکْتَ عَلَی إِبْرَاهِیمَ وَعَلَی آلِ
إِبْرَاهِیمَ، إِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ
|
[البخاری/ 3190]
|
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی
مُحَمَّدٍ النَّبِیِّ الأُمِّیِّ وَعَلَی آلِ مُحَمَّدٍ، کَمَا صَلَّیْتَ عَلَی
إِبْرَاهِیمَ وَعَلَی آلِ إِبْرَاهِیمَ، وَبَارِکْ عَلَی مُحَمَّدٍ النَّبِیِّ
الأُمِّیِّ وَعَلَی آلِ مُحَمَّدٍ، کَمَا بَارَکْتَ عَلَی إِبْرَاهِیمَ وَعَلَی
آلِ إِبْرَاهِیمَ، إِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ
|
[ابن حبان/ 1959، إسناده صحیح]
|
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی
مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَرَسُولِکَ، کَمَا صَلَّیْتَ عَلَی إِبْرَاهِیمَ، وَبَارِکْ
عَلَی مُحَمَّدٍ وَعَلَی آلِ مُحَمَّدٍ، کَمَا بَارَکْتَ عَلَی إِبْرَاهِیمَ
|
[ابن ماجه/ 903، صحیح]
|
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی
مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَرَسُولِکَ، کَمَا صَلَّیْتَ عَلَی إِبْرَاهِیمَ، وَبَارِکْ
عَلَی مُحَمَّدٍ وَعَلَی آلِ مُحَمَّدٍ، کَمَا بَارَکْتَ عَلَی إِبْرَاهِیمَ
وَآلِ إِبْرَاهِیمَ
|
[البخاری/ 5997]
|
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی
مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَرَسُولِکَ، کَمَا صَلَّیْتَ عَلَی إِبْرَاهِیمَ، وَبَارِکْ
عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، کَمَا بَارَکْتَ عَلَی إِبْرَاهِیمَ
|
[النسائی/ 1293، صحیح]
|
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی
مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَرَسُولِکَ، کَمَا صَلَّیْتَ عَلَی إِبْرَاهِیمَ، وَبَارِکْ
عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، کَمَا بَارَکْتَ عَلَی إِبْرَاهِیمَ وَآلِ
إِبْرَاهِیمَ
|
[البخاری/ 4520]
|
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی
مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَرَسُولِکَ، کَمَا صَلَّیْتَ عَلَی آل إِبْرَاهِیمَ،
وَبَارِکْ عَلَی مُحَمَّدٍ وَعَلَی آلِ مُحَمَّدٍ، کَمَا بَارَکْتَ عَلَی
إِبْرَاهِیمَ
|
[البخاری/ 4520]
|
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی
مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَرَسُولِکَ، کَمَا صَلَّیْتَ عَلَی آل إِبْرَاهِیمَ،
وَبَارِکْ عَلَی مُحَمَّدٍ وَعَلَی آلِ مُحَمَّدٍ، کَمَا بَارَکْتَ عَلَی آلِ
إِبْرَاهِیمَ
|
|
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی
مُحَمَّدٍ، کَمَا صَلَّیْتَ عَلَی آلِ إِبْرَاهِیمَ، اللَّهُمَّ بَارِکْ عَلَی
مُحَمَّدٍ، کَمَا بَارَکْتَ عَلَی آلِ إِبْرَاهِیمَ
|
[النسائی/ 1286، إسناده صحیح]
|
والسلام
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر