1 ـ شرح وصايت در شأن آل محمد که در ابلاغ دین بود
اين پنج موردي كه در بالا آمده است بيشترين اختلاف را در فهم آنها مسلمانان باهم داشتهاند يك عده معاني آنها را تحريف كرده و در مقابل قرآن قرار دادهاند يعنياين پنج مورد را امري تعيين از خدا دانستهاند و هر پنج مورد را در حكومت كردنمعنا كردهاند و نتيجه گرفتهاند كه خداوند آل محمد را حكام بر مردم تعيين كردهاست و عدهاي ديگر تمام اين پنج مورد را احاديث موضوع قلمداد كردهاند. و ياضعيف در نتيجه در حق آل محمد، دچار افراط و تفريط شدهاند. ما براساس اصولالدين اسلام، يعني علمي كه به ما رسيده و آن را خداوند كليد تفسير هستي و همهپديدههاي جهان قرار داده است به اين احاديث نگاه ميكنيم و معني صحيح آنها راموافق اصول الدين ارائه ميدهيم باشد كه اختلاف مسلمانان برطرف شده و از طرفديگر حق را به صاحب حق داده باشيم كه در حديث آمده در تفسير اين آيه:
في قوله تعالي (وعتصموا بحبل جميعاً و لاتفرقوا) عن جعفر صادق (ع) انه قالنحن حبل الله
ترجمه:
(چنگ بزنيد به ريسمان خدائي همگي و پراكنده نشويد)از جفعر صادق همانااو گفت ما ريسمان خدائي هستيم.
1 ـ صواعق المحروقه ـ ابن حجر
2 ـ شبلنجي في نور الابصار ص 101
3 ـ ثعلبي في تفسيره
4 ـ مناقب اهل البيت
و خواهيم ديد كه آل محمد حبل الله را در دست دارند و آن اصول الدين پنجگانهتوحيد، بعثت، امامت، عدالت و معاد است اگر بر پايه اين اصول جهان شمولانديشه و عمل كنيم نه تنها مسلمانان همه با هم متحد ميشوند بلكهغيرمسلمانان هم موافق مسلمانان ميشوند و تمام اختلافات مذهبي از بينميرودهمیشه در یادتان باشد که محمد و آل محمد کما ابراهیم و ال ابراهیم هستند طبق تشهد نماز که هر روز تکرار می کنیم انچه ابراهیم و ال ابراهیم داشتند بجز نبوت همه را کما محمد و ال محمد دارندو رمز وحدت مسلمانان هستند حال به يكايك موضوعات ذكر شده ميپردازيم.
قبل از هر چيزي بايد بدانيم نه تنها پيامبر بلكه هر انساني آنچه را كه دارد از هرچيزي ميتواند وصيت كند. كه آن را وصيت عام ميگويند اما انبياء وصيت ديگريدارند كه در تعليم دادن دين است كه به آن وصايت خاص ميگوئيم آن هم بهكساني كه لياقت دريافت علوم ديني را كه همان علمالكتاب ميباشد داشته باشندوصيت ميكنند و در ضمن چيزي را كه انسان ندارد و صاحب آن نيست نميتواند بهديگري وصيت كند و قبلاً دانستيم كه حكومت حق انبياء نبوده واز انبياء فقط دو نفراز آل ابراهيم حكومت كردند داود و سليمان (ع) و يك نفر هم از آل ابراهيم وزير شدو آن هم يوسف (ع) بود كما همان طور در آل محمد هم دو نفر حكومت كردند. عليو حسن (ع) و امام رضا هم وزير مأمون شد و
1 ـ كتاب صواعق المحرقه ـ ابن حجر هيثمي
2 ـ و ينابيع الموده ج 2 ص 141
لمّا نزل اذ جاء نصر الله والفتح بعد انصرافه رسول الله (ص) من حنين جعل يكثرسبحان الله استغفرالله ثم قال يا علي انه قد جاء ما وعدت به جاء الفتح و دخلالناس في دين الله افواجاً و انّه ليس احد اَحق منك بمقامي لقدمك في الاسلام وقربك مني و صهرك لي و عندك سيده النساء العالمين .
ترجمه:
وقتي نازل شد آنگاه كه آمد ياري خدا و پيروزي بعد از انصرافش (ص) از (جنگ)حنين شروع كرد بسيار به سبحان الله و استغفر الله گفتن سپس گفت يا علي همانابدرستي كه از آنچه وعده دادم بهش آمد پيروزي و داخل شد مردم در دين خدافوجها و همانا نيست كسي سزاوارتر از تو به مقام من (مقام ابلاغ دین ) براي سابقه اتدر اسلام و نزديكيات از من و داماديت براي من و پيش توست سيده زنان عالم(فاطمه)
شرح:
مقامي كه پيامبر داشت. ما علي الرسول الا البلاغ المبين است يعني هدايت مردم ودر اين مقام يعني تبليغ دين ميتوانست. مقام خود را به كسي بدهد و آنچه خودداشت به علي تعليم داده بود كه در احاديث بعدي روشنتر خواهد شد. مقام رسولالله (ص) كما مقام ابراهيم (ع) بود يعني (انّي جاعلك للناس اماماً يعني: همانا منقرار دهندهام ترا براي مردم امام) ابراهيم امام مردم در هدايت كردن آنها بود كمامحمد امام مردم در هدايت كردن آنها بود در صورتي كه ابراهيم (ع) اصلاً حكومتنكرد سپس امامت ـ امامت خاص بود و آن هدايت مردم گفتيم محمد (ص) با بيعتمردم به حكومت رسيد اصلاً حكومت حق عموم مردم است همان طور كه ابراهيمامامت را در آل خود در ميان غيرظالمين آنها گذاشت محمد (ع) نيز حق داشتامامت خاص يعني رهبري ديني را در آل خود بگذارد و اوصيائي داشته باشد.
2 ـ 2 ـ ينابيع الموده ج 2 ص 83
قال رسول الله (ص) انا سيد النبين و علي سيدالوصييّن اَن اوصيائي بعدياثناعشر اولهم علي و آخر هم القائم المهدي
ترجمه:
گفت رسول الله (ص) من سيد پيامبران و علي سيد وصيين است همانا اوصياء منبعد از من 12 نفر است اولشان علي و آخرشان قائم المهدي است.
شرح:
در خود همين حديث پيامبر ميفرمايد: فقط مهدي قائم است بقيه ائمه قائمنيستند يعني حق نداشتند قيام به عمل بر پايه علمالكتاب بكنند و قيام به عمل برپايه علمالكتاب فقط حق مهدي (ع) است به همین دليل او فقط قائم خواهد بود درنتيجه 12 وصي دارد كه داراي علمالكتاب هستند اما فقط نفر 12 كما عيسي ابنمريم نفر 12 آل ابراهيم قيام به عمل بر پايه علمالكتاب خواهند كرد و هر دو آنهايعني مهدي كما عيسي ـ زنده و غايب خواهند بود تا رجعت كنند به امر خداوندغيبتشان امر خدائي و ظهورشان هم امر خدائي است.
3 ـ 1 ـ ينابيع الموده ج 3 ص 99 و در
2 ـ فرائد السمطين محمد ابن ابراهيم الجويني
قال رسول الله (ص) اِن وصيي علي ابن ابي طالب و بعده سبطاي الحسن والحسين تتلوه تسعه ائمه من صلب الحسين
ترجمه:
گفت رسول الله (ص) همانا وصي من علي ابن ابي طالب و بعدش ـ سبطان حسن وحسين و پي ميگيردش 9 امام از صلب حسين
4 ـ ينابيع الموده ج 1 ص 101 و در مناقب ابن مغازلي الشافعي
قال رسول الله (ص) ـ لعلي اكثر من عشرات مرات ـ يا علي انت و الاوصيائك منولدك اعراف بين الجنه و النار ـ لايدخل الجنة الا من عرفكم و عرفتموه ولايدخل النار الا من انكركم و انكرتموهُ
ترجمه:
گفت قال رسول الله (ص) ـ به علي بيشتر از 10 بار يا علي تو و اوصياء تو از فرزندانتاعراف ميان بهشت و آتش است دخل نميشود بهشت مگر كسي كه شناسد شما راو شناختيدش و داخل نميشود آتش مگر كسي كه انكار كرد شما را انكار كرديدش
شرح:
ما اگر آل محمد را در دنيا بشناسيم و علمالكتاب يعني اصول الدين را موازينشناخت حق و باطل است را از آنها بياموزيم و بدان عمل كنيم از كساني خواهيم بودكه آل محمد را در اعراف خواهيم شناخت و آنها هم ما را خواهند شناخت و از اهلبهشت خواهيم شد و الا اظهار دوستي و محبت به آل محمد بدون گرفتن علوم آنهادردي را دواء نميكند بله ـ ال محمد اوصياء ـ پيامبر خاتم هستند در رسالت محمد(ص)
5 ـ كتاب فضائل اهل البيت ـ موفق ابناحمد خوارزمي الحنفي
قال رسول الله (ص) ان الله اختار لكل نبي وصياً و علي وصيي في عترتي و اهلبيتي و امتي بعدي
ترجمه:
گفت رسول الله(ص) همانا خدا انتخاب كرد براي هر پيامبري وصيي را و علي وصيمن در عترتم و اهل بيتم و امتم بعد خودم است.
شرح:
بنابراين حديث ـ اختيار اوصياء بدست خود پيامبر هم نبوده است بلكه امري الهياست. همان طور كه گفتيم اين وصايت در علم و حكمت است و نه چيز ديگر.
6 ـ كنز العمال ج 6 ص 153 به
قال رسول الله (ص) للفاطمه اما علمت اِن الله عزوجل اطلع الي اهل الارض فاختارمنهم اباك نبياً ثم اطلع الثانيه فختار بعلك فاوحي الي فانكحته و اتخذت وصياً
ترجمه:
گفت رسول الله(ص) به فاطمه اما دانستي همانا خداي عزوجل نظر كرد به اهلزمين پس انتخاب كرد از ايشان پدرت را به پيامبري سپس نظر كرد دوباره پسانتخاب كرد شوهرت را پس وحي كرد به من كه ازدواجشان بده و گرفتم او را وصييخود.
7 ـ 1 ـ در كتاب فضائل اهل البيت ـ موفق ابن احمد خوارزمي
2 ـ ينابيع الموده ج 1 ص 77
3 ـ رياض النظره محب طبري ج 2 ص 63
4 ـ كنوز
قل رسول الله (ص) لكل وصيي و وارث و ان علياً وصیی وارثي
گفت رسول الله(ص) براي هر پيامبر وصي و وارث است و همانا علي وصي و وارثمن است.
يك توضيح ضروري ـ و آن اينكه هر مقامي براي علي ثابت ميشود در واقع در حقهمه ائمه دوازدهگانه آل محمد ثابت ميشود چرا كه علي حلقه وصل پيامبر با بقيهائمه آل محمد ميباشد.
8 ـ 1 ـ در كتاب فرائد سمطين الحموين الشافعي
2 - ينابيع الموده ج 1 ص 77
3 ـ تاريخ بغداد ج 1 ص 356
قال رسول الله(ص) انا خاتم النبيّن و انت يا علي خاتم الوصيين الي يوم الدين
ترجمه:
گفت رسول الله (ص) من خاتم پيامبران و تو يا علي خاتم وصيين تا روز قانون(قيامت) هستي.
9 ـ 1 ـ در كتاب فردوس ديلمي
2 ـ كنوز حقايق ص 42 ـ للمنادي
قال رسول الله(ص) انا خاتم الانبياء و انت يا علي خاتم الاوصياء
ترجمه:
گفت رسل اللهّ(ص) من خاتم الانبياء و انت يا علي خاتم اوصياء هستي
10 ـ 1 ـ در كتاب كنز العمال ج 2 ص 154
2ـ تهذيب التهذيب ـ ابن حجر ـ ج 2 ص 106
3 ـ رياض النضره ج 2 ص 178
4 ـ ينابيع الموده ج 1 ص 77
5 ـ الهيثمي في مجمعه ج 9 ص 112 عن سلمان قال ـ قلتُ يا رسول الله اِن لكلنبّي وصياً فمن وصيك؟ سكَتَ عنّي فلمّا كان بعد رآني ـ فقال يا سلمان فاَسرعتُاليه قلت ـ لبيك قال ـ تعلم من وصيي موسي' (ع) قلت نعم يوشع ابن نون قال فانوصيي و موضع سرّي و خير من اترك بعدي و يُنجز عدتي و يقضي ديني عليابن ابي طالب
ترجمه:
از سلمان گفت ـ گفتم يا رسول الله(ص) همانا براي هر پيامبر وصيي است پسكيست وصي تو؟ ساكت شد چيزي نگفت پس وقتي بعد ديد مرا پس گفت يا سلمانپس بسرعت بسويش رفتم گفتم لبيك گفت ميداني چه كسي وصي موسي بودگفتم بله يوشع بن نون گفت پس همانا وصي من و صاحب سر من و بهتر كسي كه جاميگذارم از بعد خود و بجاي ميآورد مأموريت مرا و فيصله ميدهد دين مرا علي بنابي طالب است.
شرح:
در اين حديث پيامبر (ص) با وصيي قرار دادن علي ـ چهار امر مهم را آورده استوصيي بودن علي در آن چهار مورد است و اولين آن موضع سرّ است كه در تفسيرحروف مقطعه قران كه سرّ قران ميباشد خواهيم دين كه اين سر در نزد علي بودهاست چرا كه تمام حروف مقطعه را بعد از حذف تكرار آن در چهارچوب اصول الديناين جمله بوجود ميآيد
صراطٌ علی حقن مِسكُه يعني: راه علی حفظ کرد اصول او
و مسك = اصول و هُ = قرآن است
وصايت خاص در قرآن
1 ـ شرح لكم من الدين ما وصي' به نوحاً و الذي اوحينا اليك (شوري / 13)
نظام داد براي شما از دين آنچه وصيت كرد بهش نوح را و آنكه وحي كرد بسويش
2 ـ و لقد وصينا الذين اُتوا الكتاب من قبلكم (نساء / 13)
و البته بدرستي كه وصيت كرديم آنان كه داده شدند كتاب ر از قبل شما
3 ـ و ماوصينا به ابراهيم و موسي' و عيسي' اَن اَقيمو الدين (شوري / 13)
و آنچه وصيت كرديم ابراهيم و موسي' و عيسي كه بر پا داريد دين را
نتيجهاي كه از اين احاديث در رابطه با اين آيات قرآني ميگيريم اينكه يقضي دينيمساوي ان اقيمواالدين يعني (فيصله ميدهد دين مرا مساوي اينكه برپا داريددين را) است و اصول الدين يعني سنت الله و علمالكتاب و سرّ قرآن در آل محمدبود و مأموريت داشتند تا راه اقيموالدين را به مردم نشان بدهند و براي اينكه دينعملي شود شناخت لازم دارد و كساني كه اصول دين را از ال محمد بگيرند و بوسيلهآن قران و احاديثرا خوب بشناسند و عمل كنند. مومن كامل ميشوند از اينرو
نتيجه 1 = از بحث وصايت
نتيجه 1 = از بحث وصايت
كتاب كنز العمال ج6 ص 402
قال رسول الله (ص) لو لاك يا علي ما عُرِف المومنون من بعدي
گفت رسول الله(ص) اگر نبودي يا علي شناخته نميشد مومنين از بعد م
كلمه سرّ اصول پنجگانه دين اسلام است. و از احاديثي كه مربوط به وصايت بودمطالعه كرديم به اين نتيجه ميرسيم كه:
ائمه اثناعشر يعني آل محمد وصي رسول الله(ص) بودند نه در حكومت كردن برمردم بلكه در راهنماي عقول مردم بودن در اقيموالدين و برپا داشتن دين احتياجبه شناخت دين دارد و شناخت دين احتياج به كلمه سرّ يعني كه همان اصول دين ميباشد يعني توحيد و بعثت و امامت و عدالتو معاد در نزد ائمه آل محمد بود و آن همان سرّي كه پيامبر به علي داده و او راموضع سرّ خود معرفي كرد و علي وصيي رسول الله (ص) در اين موضع سرّ شدهاست و بقيه اَئمه (ع) همچنين پس وصايت ربطيبه حكومت ندارد و در هيچ كدام ازاين احاديث اشارهاي هم به حكومت ندارد. بلكه آل محمد وصي رسول الله (ص)هستند در موضع سرّ يعني در علم الكتاب ـ علمي كه امروز ما پوستهاي از آن راشناختهايم چرا كه
والذين اوتوا العلم درجات ـ فوق كل ذي علم عليم
و آنان كه داده شدند علم را درجاتي دارند و فوق هر صاحب علمي عالمتري است
و علم الكتاب در درجه كامل در نزد آل محمد است چرا كه دين در محمد (ص) كاملشد و امام مهدي (ع) آن را دارد كما عيسي (ع) هم باندکی کمتر داراي آن است که در محمد ان اندک هم کامل شد و وقتي كه مهديو عيسي ظهور كنند قيام به عمل بر پايه آن خواهند كرد و براي همين مهدي (ع)قائم آل محمد است.
و آن روز ـ روز پيروزي اسلام بر همه اديان و مرامهاي باطل است روزي كه حاكميت و ولايت خداوند بر زمين برقرار خواهند شد.
بقية الله خيرٌ لكم اِنكنتم مومنين ـ
و اين نقشه خداوند است باقي گذاشته خدا بهتر است براي شما چنانچه باشيد از مومنين
بر پایه سامانه مفتاح رقمی 7 قران = سبعا من المثانی حساب می کنیم که چگونه حروف نام المهدی در این ایه توزیع شده است
المهدی
2 3 4 2 0 3 = 14
و
قابل قسمت بر 7 است می شود 2 در نتیجه مفتاح قران درستی ان را تایید کرد ودر این ایه بقیه الله امام مهدی است
و اين نقشه خداوند است باقي گذاشته خدا بهتر است براي شما چنانچه باشيد از مومنين
بر پایه سامانه مفتاح رقمی 7 قران = سبعا من المثانی حساب می کنیم که چگونه حروف نام المهدی در این ایه توزیع شده است
المهدی
2 3 4 2 0 3 = 14
و
قابل قسمت بر 7 است می شود 2 در نتیجه مفتاح قران درستی ان را تایید کرد ودر این ایه بقیه الله امام مهدی است
و خداوند همچنان كه گفته ـ والله غالب علي امره يعني: و خداوند غالب بر امر خوداست.
وصایت در ادامه رسالت است نه حکومت کردن بر مردم محمد و ال محمد کما ابراهیم و ال ابراهیم هستند
وصایت در ادامه رسالت است نه حکومت کردن بر مردم محمد و ال محمد کما ابراهیم و ال ابراهیم هستند
والسلام
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر