۱۳۹۰ دی ۱۰, شنبه

آل‌ محمد به‌ طور خاص‌ چه‌ كساني‌ هستند؟




7 ـ آل‌ محمد به‌ طور خاص‌ از درون اهل بیت  بوجود امده است ؟

همه‌ مسلمانان‌ در شناخت‌ و پيروي‌ از آل‌ محمد بايد امتحان‌ بدهند 14 قرن‌ است‌كه‌ ما نماز مي‌خوانيم‌ و هر روز در نمازهايمان‌ صلوات‌ و بركات‌ بر آل‌ محمدمي‌فرستيم‌ ولي‌ اگر از ما بپرسند آل‌ محمد چه‌ كساني‌ هستند نمي‌توانيم‌ درست‌جواب‌ بدهيم‌ چه‌ رسد به‌ اينكه‌ از علوم‌ آل‌ محمد استفاده‌ كنيم‌ 15 قرن‌ است‌ كه‌مسلمانان‌ در برابر شناخت‌ آل‌ محمد و گرفتن‌ سنت‌ مفروضه‌ از آنه‌ رفوضه‌ شده‌اندتا جائي‌ كه‌ آل‌ محمدي‌ كه‌ هر روز در نماز ذكرشان‌ را مي‌كنند در نزد مسلمانان‌ غرباءشده‌اند و مسلمانان‌ از بزرگترين‌ نعمت‌ كه‌ همان‌ معرفت‌ سنت‌ الله و سنت‌ مفروضه‌رسول‌ الله است محروم‌ شده‌اند و امروز مسلمانان‌ عقب‌ مانده‌ترين‌ تفسيرها را از دين‌ ارائه‌مي‌دهند
1 ـ ينابيع‌ الموده‌ ج‌ 3 ص‌ 164
قال‌ رسول‌ الله (ص‌) ان‌ الاسلام‌ بدأ غريباً و سيعود غريباً فطوبي‌' للغرباء؟ لما قيل‌له‌ (ص‌) من‌ هم‌ غرباء قال‌ رسول‌ الله (ص‌) هم‌ الذين‌ يصلحون‌ ما افسد الناس‌ من‌سنتي‌ من‌ بعدي‌
ترجمه‌:
گفت‌ رسول‌ الله (ص‌) همانا اسلام‌ شروع‌ شد غريب‌ بود و بر مي‌گردد به‌ غربت‌ پس‌خوشا بر غرباء وقتي‌ گفتند براي‌ او چه‌ كساني‌ ايشان‌ غرباء هستند گفت‌ رسول‌ خدا(ص‌) ايشان‌ آنان‌ كه‌ اصلاح‌ مي‌كنند آنچه‌ را كه‌ فاسد كرد مردم‌ از سنت‌ من‌ از بعدمن‌.
شرح‌:
مردم‌ بجاي‌ اينكه‌ سنت‌ مفروضه‌ را از آل‌ محمد بگيرند رفتند براهي‌ كه‌ پيامبر منع‌كرده‌ بود من‌ كتب‌ عني‌ غير القرآن‌ وليمحه‌ احاديثي‌ كه‌ خود بايد از فيلتر سنت‌ الله ـسنت‌ مفروضه‌ رسول‌ الله عبور كند ـ تا حق‌ و باطل‌ بودنش‌ معلوم‌ شود به‌ جاي‌ سنت‌مفروضه‌ نشست‌ در صورتي‌ كه‌ احاديث‌ سنت‌ غيرمفروضه‌ است‌ چون‌ به‌ قرآن‌مراجعه‌ خواهيم‌ كرد در همين‌ جا بايد عرض‌ كنيم‌ هر آيه‌ قرآني‌ عام‌ و خاص‌ داردبنابراين‌ با توجه‌ به‌ اينكه‌ اهل‌ البيت‌ در قرآن‌ آمده‌ است‌ بايد ديد عام‌ آن‌ چيست‌ وخاص‌ آن‌ چيست‌
سوره‌ احزاب‌ ايه‌ 22:
انما يريد الله ليذهب‌ عنكم‌ الرجس‌ اهل‌ البيت‌ و يطهركم‌ تطهيراً
ترجمه‌:
جز اين‌ نيست‌ كه‌ مي‌خواهد خدا تا ببرد از شما رجس‌ را اي‌ اهل‌ البيت‌ و پاك‌ كندشما را پاك‌ كردني‌)
1 ـ اولا اين‌ آيه‌ با ضميرهاي‌ مذكر آمده‌ و اين‌ نشان‌ مي‌دهد شامل‌ زن‌ و مرد مي‌شودپس‌ خاص‌ زنان‌ پيامبر نيست‌ خاص‌ بودنش‌ ممكن‌ است‌ شامل‌ زن‌ و مرد شود.
2 ـ ثانياً اهل‌ بيت‌ مفرد آمده‌ است‌ يعني‌ يك‌ خانه‌ در صورتي‌ كه‌ پيامبر براي‌ هر زن‌خود خانه‌اي‌ داشت‌ و اگر قصد زنان‌ پيامبر بود بايد اهل‌ البيوت‌ يعني‌ جمع‌ مي‌آمد.
3 ـ همان‌ طور كه‌ مي‌بينيد با ضمير كم‌ كه‌ مذكر است‌ در صورتي‌ كه‌ اگر منظور زنان‌پيامبر بود بايد ضمير كن‌َّ مي‌آمد اما ضمير مذكر زنان‌ را شامل‌ مي‌شود.
4 ـاز طرف‌ ديگر مي‌دانيم‌ كه‌ رسول‌ الله گفته‌ است‌ السلمان‌ منا اهل‌ البيت‌
ترجمه‌: سلمان‌ از ما اهل‌ البيت‌ است‌
نتيجه‌:
پس‌ هر كس‌ از راه‌ و روش‌ اهل‌ البيت‌ پيروي‌ كند مي‌تواند به‌ صورت‌ عام‌ از اهل‌ البيت‌شود در نتيجه‌ زنان‌ پيامبر هم‌ مي‌توانند به‌ عنوان‌ عام‌ از اهل‌ بيت‌ باشند و مشكلي‌ندارد به‌ مانند هر مسلمان‌ ديگر همچنان‌ كه‌ سلمان‌ شد.
5 ـ اما خاص‌ اين‌ آيه‌ فقط‌ آنهايي‌ هستند كه‌ پيامبر با كلمه‌ خاصتي‌ معين‌ كرده‌ است‌.
2 ـ صحيح‌ ترمزي‌ ج‌ 2 ص‌ 319
عن‌ ام‌ السلمه‌ (رض‌) ان‌ النبي‌ (ص‌) جلل‌ علی الحسن‌ و الحسين‌ و علي‌ و فاطمه‌كساء ثم‌ قال‌ اللهم‌ هولاء اهل‌ بيتي‌ و خاصتي‌ اذهب‌ عنهم‌ الرجس‌ و طهرهم‌ تطهيراًفقالت‌ ام‌ سلمه‌ وانا معهم‌ يا رسول‌ الله؟ قال‌ انك‌ الي‌ الخير
ترجمه‌:
از ام‌ سلمه‌ (رض‌) همانا پيامبر (ص‌) پهن‌ كرد بر حسن‌ و حسين‌ و علي‌ و فاطمه‌كسايي‌ را سپس‌ گفت‌ خدايا اينها اهل‌ البيت‌ منند و مخصوصان‌ من‌ هستند ببر ازايشان‌ پليدي‌ را و پاك‌ كن‌ ايشان‌ را پاك‌ كردني‌ پس‌ گفت‌ ام‌ سلمه‌ و من‌ با ايشانم‌ يارسول‌ الله؟ گفت‌ رسول‌ خدا همانا تو به‌ خير هستي‌ (اما از اهل‌ بيت‌ خاص‌ نيستي‌)
3 ـ صحيح‌ ترمزي‌ ج‌ 2 ص‌ 209 عن‌ ام‌ سلمه‌ (رض‌) لما نزلت‌ هذه‌ الآيه‌ علی‌النبي‌ (ص‌) (انما يريد الله ليذهب‌ عنكم‌ الرجس‌ اهل‌ البيت‌ و يطهركم‌ تطهيرا) في‌بيت‌ ام‌ سلمه‌ فدعاء فاطمه‌ و حسناً و حسنياً و فجللهم‌ بكساء وعلي‌ (ع‌) خلف‌ ظهره‌فجللهم‌ بكساء ثم‌ قال‌ اللهم‌ هولاء اهل‌بيتي‌ فاذهب‌ عنهم‌ الرجس‌ و طهرهم‌ تطهيرا.قالت‌ ام‌ سلمه‌ وانا معهم‌ يا نبي‌ الله؟ قال‌ انت‌ علی‌ مكانك‌ و انت‌ علی‌ خير
ترجمه‌:
از ام‌ سلمه‌ (رض‌) وقتي‌ نازل‌ شد اين‌ آيه‌ بر پيغمبر(ص‌) (جز اين‌ نيست‌ كه‌مي‌خواهد خدا تا ببرد از شما پليدي‌ را اي‌ اهل‌ بيت‌ و پاك‌ كند شما را پاك‌ كردني‌)در خانه‌ ام‌ سلمه‌ پس‌ صدا كرد (ص‌) فاطمه‌ و حسن‌ و حسين‌ را پس‌ پهن‌ كردبرايشان‌ كساء را و علي‌ پشت‌ سرش‌ بود پس‌ پهن‌ كرد كساء را سپس‌ گفت‌ خدايااينها اهل‌ البيت‌ منند پس‌ ببر از ايشان‌ پليدي‌ را و پاك‌ كن‌ ايشان‌ را پاك‌ كردني‌گفت‌ ام‌سلمه‌ و من‌ با ايشانم‌ يانبي‌ الله؟ گفت‌ (ص‌) تو بر مكانت‌ (باش‌) و تو بر خيرهستي‌ (اما از اهل‌ بيت‌ خاص‌ نيستي‌)
شرح‌:
اين‌ حديث‌ نشان‌ مي‌دهد ام‌ سلمه‌ جز اهل‌ بيت‌ خاص‌ نيست‌ و پيامبر مي‌گويد تو برمكانت‌ باش‌ و ام‌ سلمه‌ را زير كساء نمي‌آورد و نيز مسلم‌ در صحيح‌ خود ازعائشه‌(رض‌) روايت‌ مي‌كند
4 ـ صحيح‌ مسلم‌ في‌ كتاب‌ فضائل‌ صحابه‌ في‌ باب‌ فضائل‌ اهل‌ البيت‌ النبي‌ (ص‌)بسنده‌ عن‌ عائشه‌ (رض‌) قالت‌ خرج‌ رسول‌ الله (ص‌) غداه‌ و عليه‌ مرط‌ مرجل‌ من‌شعر اسود فجاء الحسن‌ ابن‌ علي‌ فادخله‌ ثم‌ جاء الحسين‌ فدخل‌ معه‌ ثم‌ جاءت‌فاطمه‌ فدخلها ثم‌ جاء علي‌ فادخله‌ ثم‌ قال‌ انما يريد الله ليذهب‌ الرجس‌ اهل‌ البيت‌يطهر تطهيراً
ترجمه‌:
در كتاب‌ فضائل‌ صحابه‌ در باب‌ فضائل‌ اهل‌ بيت‌ پيغمبر (ص‌) در روايتي‌ از عائيشه‌(رض‌) گفت‌ ـ بيرون‌ رفت‌ رسول‌ خدا صبح‌ و بر او پالتويي‌ از موي‌ سياه‌ بود پس‌ آمدحسن‌ ابن‌ علي‌ پس‌ داخل‌ كردش‌ سپس‌ آمد حسين‌ داخل‌ كرد با او سپس‌ آمدفاطمه‌ پس‌ داخل‌ كردش‌ سپس‌ آمد علي‌ پس‌ داخل‌ كردش‌ سپس‌ گفت‌ جز اين‌نيست‌ كه‌ مي‌خواهد خدا تا ببرد از شما پليدي‌ را اي‌ اهل‌ بيت‌ و پاك‌ كند شما را پاك‌كردني‌
شرح‌: در اين‌ حديث‌ نيز عائيشه‌ (رض‌) جز اهل‌ البيت‌ حساب‌ نشده‌ و داخل‌ كساءنگرديده‌ است‌ پس‌ نتيجه‌ مي‌گيريم‌ كه‌ در زمان‌ حيات‌ رسول‌ الله (ص‌) عترت‌ اهل‌بيت‌ به‌ طور خاص‌ همان‌ پنج‌ نفر بودند.
5 ـ مسند الامام‌ احمد بن‌ حنبل‌ ج‌ 6 ص‌ 292
روي‌ بسند عن‌ ام‌ سلمه‌ تذكر ان‌ النبي‌ (ص‌) كان‌ في‌ بيتها فاتته‌ فاطمه‌ (ع‌) ببرمه‌فيها حريره‌ فدخلت‌ بها عليه‌ فقال‌ لها ادعي‌ زوجك‌ و ابنيك‌ قالت‌ فجاء علي‌ والحسن‌ و الحسين‌ (ع‌) فدخلوا عليه‌ و فجلسوا ياكلون‌ من‌ تلك‌ الحريره‌ و هو علی ‌منامه‌ له‌. و كان‌ تحته‌ كساء له‌ خيبري‌ قالت‌ و انا اصلي‌ في‌ الحجره‌ فانزل‌ الله عزوجل‌ هذه‌ الآيه‌ (انما يريد الله ليذهب‌ عنكم‌ الرجس‌ اهل‌ البيت‌ و يطهركم‌تطهيراً) قالت‌ فاخذ فضل‌ الكساء نغساهم‌ به‌ ثم‌ اخرج‌ يده‌ فالوي‌ بها الي‌ السماء ثم‌قال‌ اللهم‌ هولاء اهل‌ البيتي‌ و خاصتي‌ و اذهب‌ عنهم‌ الرجس‌ وطهرهم‌ تطهيراً قالت‌فادخلت‌ راسي‌ البيت‌ فقلت‌ و انا معكم‌ يا رسول‌ الله؟ قال‌ انك‌ الي‌ الخير
ترجمه‌:
روايت‌ كرد ام‌ سلمه‌ ياد دارد پيامبر (ص‌) بود در خانه‌اش‌ پس‌ آورد فاطمه‌ در ظرفي‌در او حريره‌ پس‌ داخل‌ شد او پس‌ گفت‌ رسول‌ الله به‌ او صدا كن‌ همسرت‌ را پسرانت‌را و گفت‌ ام‌ سلمه‌ پس‌ آمد علي‌ و حسن‌ و حسين‌ (ع‌) پس‌ داخل‌ شدند پس‌نشستند به‌ خوردن‌ از آن‌ حريره‌ او (ص‌) بر خوابگاهش‌ بود و بود در زيرش‌ كساءبراي‌ او كه‌ خيبري‌ بود گفت‌ ام‌ سلمه‌ و من‌ نماز مي‌خواندم‌ در اتاق‌ پس‌ نازل‌ كرد خدااين‌ آيه‌ (جز اين‌ نيست‌ كه‌ مي‌خواهد خدا تا ببرد از شما پليدي‌ را اي‌ اهل‌ البيت‌ وپاك‌ كند شما را پاك‌ كردني‌) گفت‌ ام‌ سلمه‌ پس‌ گرفت‌ زيادي‌ كسا را پس‌ پوشاندايشان‌ را به‌ آن‌ سپس‌ بيرون‌ آورد دستش‌ را پس‌ بلند كرد به‌ سوي‌ آسمان‌ سپس‌گفت‌ خدايا اينها اهل‌ بيت‌ من‌ و مخصوصان‌ من‌ هستند پس‌ ببر از ايشان‌ پليدي‌ را وپاك‌ كن‌ ايشان‌ را پاك‌ كردني‌ گفت‌ ام‌ سلمه‌ پس‌ داخل‌ كردم‌ سرم‌ را به‌ خانه‌ پس‌گفتم‌ و من‌ با شمايم‌ يا رسول‌ الله؟ گفت‌ همانا تو در خير هستي‌ (اما از اهل‌ بيت‌خاص‌ نيستي‌)
6 ـ 1 ـ اسباب‌ نزول‌ واحدي‌ ص‌ 267
        2ـ مشكل‌ الاثار طحاوي‌ ج‌ ص‌ 332 و 334
        3 ـ ذخائر القبي‌ محب‌ طبري‌ ص‌ 23
        4 ـ صحيح‌ ترمزي‌ ج‌ 2 ص‌ 319
        5 ـ الدر المنثور للسيوطي‌ ج‌ 5 ص‌ 198
عن‌ ام‌ سلمه‌ تقول‌ في‌ آخر حديث‌ ـ قلت‌ يا رسول‌ الله الست‌ قال‌ انك‌ الي‌ الخير ـانك‌ من‌ ازواج‌ النبي‌ و ايضاً حديث‌ اخر ـ قالت‌ ام‌ سلمه‌ (رض‌) فانا معهم‌ يا رسول‌الله؟ قال‌ انت‌    من زوجات النبي علی مکانك‌ و انك‌ علی‌ الخير
ترجمه‌:
از ام‌ سلمه‌ مي‌گويد در ديگر حديثي‌ گفتم‌ يا رسول‌ الله آيا نيستم‌ گفت‌ همانا تو به‌خير هستي‌ همانا تو از همسران‌ پيامبري‌ و همچنين‌ حديث‌ ديگر گفت‌ ام‌ سلمه‌پس‌ من‌ با ايشانم‌ يا نبي‌ الله؟ گفت‌ (ص‌) تو بر مكانت‌ باش‌ و همانا بر خير هستي‌
شرح‌:
پيامبر مي‌گويد تو از زنان‌ پيامبر هستي‌ و تو بر مكان‌ خودت‌ باش‌ همانا تو بر خيرهستي‌ اما او را در داخل‌ اهل‌ بيت‌ خاص‌ نمي‌كند.
7 ـ تفسير ابن‌ كثير ج‌ 3 ص‌ 94
عن‌ عائشه‌ (رض‌) سئل‌ عائشه‌ عن‌ علي‌ (رض‌) عنه‌ فقالت‌ (رض‌) عنما تسألني‌عن‌ رجل‌ كان‌ من‌ احب‌ الناس‌ الي‌ الرسول‌ الله و كانت‌ تحته‌ بنته‌ و احب‌ الناس‌ اليه‌.لقد رأيت‌ رسول‌ الله دعا علياً و فاطمه‌ و حسناً و حسيناً (رض‌) القي‌ عليهم‌ ثوباًفقال‌ اللهم‌ هولاء اهل‌ البيتي‌ فاذهب‌ عنهم‌ الرجس‌ و طهرهم‌ و تطهيراً قالت‌ فدنوت‌منهم‌ قلت‌ يا رسول‌ الله انا من‌ اهل‌ بيتك‌؟ فقال‌ (ص‌) تنحّي‌ فانك‌ علي‌ خير
ترجمه‌:
از عائشه‌ (رض‌) پرسيده‌ شد از علي‌ پس‌ گفت‌ (رض‌) از چه‌ مي‌پرسي‌ مرا از مردي‌ كه‌بود از عزيزترين‌ مردم‌ به‌ رسول‌ الله و بود همسرش‌ دختر رسول‌ الله و عزيزترين‌مردم‌ نسبت‌ به‌ او بود. بدرستي‌ كه‌ ديديم‌ رسول‌ خدا صدا كرد علي‌ و فاطمه‌ و حسن‌وحسين‌ را پس‌ انداخت‌ بر ايشان‌ پوششي‌ پس‌ گفت‌ خدايا اينها اهل‌ بيت‌ منند پس‌ببر از ايشان‌ پليدي‌ را و پاك‌ كن‌ ايشان‌ را پاك‌ كردني‌ گفت‌ عائشه‌ پس‌ نزديك‌ شدم‌از ايشان‌ گفتم‌ يا رسول‌ الله من‌ از اهل‌ بيت‌ توام‌؟ پس‌ گفت‌ (ص‌) كنار برو پس‌ هماناتو بر خير هستي‌. (يعني‌ از اهل‌ بيت‌ خاص‌ نيستي‌) .
8 ـ و ايضاً في‌ الدر المنثور لسيوطي‌ ج‌ 5 ص‌ 198 ـ 199
اخرج‌ ابن‌ جرير و ابن‌ حاتم‌ عن‌ قتاده‌ (رض‌) في‌ قوله‌ (انما يريد الله ليذهب‌ عنكم‌الرجس‌ اهل‌ البيت‌ و يطهركم‌ تطهيراً) قال‌ هم‌ اهل‌ البيت‌ طهرهم‌ الله من‌ السوء واختصمهم برحمته‌ قال‌ وحدث‌ الضحاك‌ بن‌ مزاحم‌ ان‌ النبي‌ (ص‌) كان‌ يقول‌ نحن‌اهل‌ البيت‌ طهرهم‌ الله من‌ شجره‌ النبوه‌ و موضع‌ الرساله‌ و مختلف‌ الملائكه‌ و بيت‌الرحمه‌ و معدن‌ العلم‌ و ايضاً قال‌ و فانا و اهل‌بيتي‌ مطهرون‌ من‌ ذنوب‌
ترجمه‌:
در قول‌ خداوند (جز اين‌ نيست‌ كه‌ مي‌خواهد خدا تا ببرد از شما پليدي‌ را اي‌ اهل‌بيت‌ و پاك‌ كند شما را پاك‌ كردني‌ گفت‌ ايشان‌ اهل‌ بيتند پاك‌ كرد خدا ايشان‌ را ازبدي‌ و مخصوص‌ كرد به‌ رحمتش‌ گفت‌ و روايت‌ كرد ضحاك‌ پسر مزاحم‌ كه‌ پيامبر(ص‌) داشت‌ مي‌گفت‌ ما اهل‌ البيت‌ را پاك‌ كردشان‌ خدا (از رجس‌) از شجره‌ نبوتيم‌ وموضع‌ رسالتيم‌ و رفت‌ و آمد ملائكه‌ها و خانه‌ رحمت‌ و معدن‌ علم‌ و همچنين‌ گفت‌پس‌ همانا و اهل‌ بيت‌ من‌ پاكان‌ از گناهند
شرح‌:
از شجره‌ نبوت‌ و موضع‌ رسالت‌ و رفت‌ و آمد ملائكه‌ها و خانه‌ رحمت‌ و معدن‌ علم‌بودند. و آن‌ علم‌ الكتاب‌ است‌ كه‌ سنت‌ الله و سنت‌ مفروضه‌ رسول‌ الله (ص‌) مي‌باشدبه‌ همين‌ دليل‌ آل‌ بودند و كلمه‌ آل‌ از ريشه‌ اَوَل‌ است‌ كه‌ بصورت‌ فعل‌ اَوَّل‌ يعني‌ فسّرو اَوَل‌َ مساوي‌ آل‌َ كه‌ به‌ معني‌ مراجعت‌ كرد مي‌باشد و اَوَل‌ْ مساوي‌ آل‌ است‌ چون‌ واودر الف اد غام‌ مي‌شود براي‌ اينكه‌ واو از حروف‌ عله‌ است‌ و طبق‌ قانون‌ مهموز درصرف‌ و نحو عربي‌ ـ اگر قبل‌ از حرف‌ علّه‌ مفتوح‌ ـ همزه‌ مفتوح‌ باشد حرف‌ عله‌ راساكن‌ مي‌كنند سپس‌ با همزه‌ مفتوح‌ ادغام‌ مي‌شود در نتيجه‌ اَوَل‌َ  ميشود اَوْل‌ْ وسپس‌ ادغام‌ شده‌  مي‌شود آل‌ و معني‌ آن‌ مراجعت‌ است‌ يعني‌ چيز يا جايگاه‌ ياشخصي‌ كه‌ به‌ آن‌ بايد مراجعه‌ كرد تا حقيقت‌ مراجعه‌ كنند را تبيين‌ كند و در تفسيرقرآن‌ هم‌ متشابهات‌ به‌ محكمات‌ تأويل‌ مي‌كنند يعني‌ مراجعت‌ مي‌دهند و چون‌علم‌ تبيين‌ اسلام‌ و نيز آيات‌ قرآن‌ در اهل‌ البيت‌ قرار داده‌ شده‌ بود ـ از اينرو آن‌كساني‌ كه‌ از اهل‌ البيت‌ داراي‌ آن‌ علم‌ بودند به‌ آل‌ محمد معرفي‌ شدند و رسول‌ الله خودش‌ آنها را آل‌ ناميد و علم‌ تأويل‌ قرآن‌ در آل‌ محمد است‌ و آن‌ علم‌ همان‌ سنت‌الله و سنت‌ مفروضه‌ رسول‌ الله (ص‌) مي‌باشد كه‌ همان‌ اصول‌ پنجگانه‌ دين‌ اسلام‌ وقانون‌ خلقت‌ هستي‌ و قانون‌ شناخت‌ حق‌ و باطل‌ و قانون‌ اجتهاد و تفسير است‌.
9 ـ مستدرك‌ صحيحين‌ ج‌ 3 ص‌ 147
قال‌ رسول‌ الله(ص‌) ادعوني‌ فقالت‌ صفيه‌ من‌ يا رسول‌ الله؟ قال‌ اهل‌ بيتي‌ علياً وفاطمه‌ و الحسن‌ و الحسين‌ فجي‌ء بهم‌ فالقي‌ عليهم‌ النبي‌ (ص‌) كساه‌ ثم‌ رفع‌ يديه‌ثم‌ قال‌ اللهم‌ هولاء آلي‌ فصل‌ علی‌ محمد و آل‌ محمد و انزل‌ الله عزوجل‌ (انما يريدالله....)
ترجمه‌:
گفت‌ رسول‌ خدا (ص‌) صدا كن‌ برايم‌ پس‌ گفت‌ صفيه‌ چه‌ كسي‌ را يا رسول‌ الله؟ گفت‌اهل‌ بيتم‌ را علي‌ و فاطمه‌ و حسن‌ و حسين‌ پس‌ آمد ايشان‌ را پس‌ انداخت‌ رسول‌الله كساءاش‌ سپس‌ بلند كرد دستش‌ سپس‌ گفت‌ خدايا اينها آل‌ من‌ هستند پس‌صلوات‌ بفرست‌ بر محمد و بر آل‌ محمد و نازل‌ شد (جز اين‌ نيست‌ مي‌خواهد خداببرد....)
10 ـ مسند احمد ابن‌ حنبل‌ ج‌ 6 ص‌ 323
روي‌ سنده‌ عن‌ شهر بن‌ حوشب‌ عن‌ ام‌ سلمه‌ ان‌ رسول‌ الله (ص‌) قال‌ لفاطمه‌ (ع‌)أَئتني‌ بزوجك‌ و ابنيك‌ فجاءت‌ بهم‌ فالقي‌ عليهم‌ كساء فدكياً (قال‌) ثم‌ وضع‌ يده‌عليهم‌ (ثم‌ قال‌) اللهم‌ ان‌ هولاء آل‌ محمد فاجعل‌ صلواتك‌ و بركاتك‌ علي‌ محمد وعلي‌ آل‌ محمد انك‌ حميد مجيد. قال‌ ام‌ سلمه‌ فرفعت‌ الكساء لَاَدخل‌ معهم‌ فجذبه‌من‌ يدي‌ و قال‌ انك‌ علی‌ خير
ترجمه‌:
از ام‌ سلمه‌ اينكه‌ رسول‌ الله (ص‌) گفت‌ به‌ فاطمه‌ بياور همسرت‌ و فرزندانت‌ را پس‌آورد ايشان‌ را پس‌ انداخت‌ برايشان‌ كساءفدكي‌را (گفت‌) سپس‌ قرار داد دستش‌ برايشان‌ (سپس‌ گفت‌) خدايا همانا اينها آل‌ محمد هستند پس‌ قرار بده‌ صلواتت‌ وبركاتت‌ را بر محمد و بر آل‌ محمد همانا تو حميد و مجيدي‌ گفت‌ ام‌ سلمه‌ پس‌ بلندكردم‌ كساء را تا داخل‌ شوم‌ با ايشان‌ پس‌ كنار زد دست‌ مرا و گفت‌ همانا تو بر خيرهستي‌
شرح‌:
نتيجه‌ مي‌گيريم‌ كه‌ عترت‌ اهل‌ بيت‌ خاص‌ همان‌ محمد و آل‌ محمد هستند چراخاص‌ هستند جواب‌ اين‌ است‌ كه‌ علماء و خبراء و مفسرين‌ و تأويل‌ كنندگان‌ كتاب‌ وسنت‌ هستند به‌ همين‌ به‌آنها آل‌ گفته‌ مي‌شود و اگر مسلمانا پيرو محمد و آل‌ محمدشوند و آن‌ موقع‌ است‌ خواهند فهميد كتاب‌ چيست‌ و سنت‌ چيست‌ چه‌ قيمتي‌دارد مقام‌ آل‌ محمد و رسول‌ الله (ص‌) به‌ امر خداوند صلوات‌ و بركات‌ و رحمت‌ وتحننن‌ و سلام‌ بر محمد و آل‌ محمد را در تشهد نماز قرار داد تا مسلمانان‌ حداقل‌در روز 5 بار با ذكر محمد وآل‌ محمد دين‌ و مذهب‌ خود را از ايشان‌ بگيرند بنابراين‌به‌ اين‌ دليل‌ نماز عمود دين‌ است‌ كه‌ راه‌ و روش‌ شناخت‌ اسلام‌ را خداوند در تشهدنماز به‌ مسلمانان‌ نشان‌ مي‌دهد و اگر محمد و آل‌ محمد از غرباء بودن‌ بيرون‌ بياينديعني‌ مسلمانان‌ آنها را بشناسند آن‌ موقع‌ است‌ كه‌ سنت‌ را خواهند شناخت‌ و قرآن‌را درست‌ تفسير خواهند كرد مقام‌ محمد و آل‌ محمد را خداوند در نماز مانند مقام‌ابراهيم‌ و آل‌ ابراهيم‌ قرار داده‌ است‌ با بررسي‌ و مقارنه‌ كردن‌ محمد و آل‌ محمد باابراهيم‌ و آل‌ ابراهيم‌ ما به‌ نتيجه‌ مطلوبي‌ كه‌ در اين‌ تحقيق‌ در پي‌ آن‌ هستيم‌خواهيم‌ رسيد در اين‌ بررسي‌ به‌ اساسي‌ترين‌ عقيده‌ اسلامي‌ و مذهبي‌ پي‌ خواهيم‌برد و نيز در اين‌ بررسي‌ خواهيم‌ شناخت‌ كه‌ آل‌ محمد فقط‌ پنج‌ تن‌ اهل‌ كساءنيستند بلكه‌ 14 نفر خواهند بود كه‌ از اين‌ ميان‌ 12 نفرشان‌ امام‌ هستند و يك‌ زن‌برجسته‌ فوق‌العاده‌ در ميانشان‌ خواهد بود و براي‌ پيروي‌ از آنها بود كه‌ پيامبر (ص‌)فرمود لن‌ تضلوا بعدي‌ ابداً براي‌ اينكه‌ بتوانيم‌ شامل‌ اين‌ بيان‌ پيامبر شويم‌ بايدمحمد و آل‌ محمد را بشناسيم‌ غربائي‌ كه‌ اصلاح‌ كنندگان‌ سنت‌ هستند و سنت‌ رارسول‌ الله در آنها قرار داد و همه‌ را از پيروي‌ كردن‌ از آنها امر فرمود و اگر كسي‌ امرپيامبر را پيروي‌ نكند فتهلكوا را شامل‌ خواهد شد و امروز بسياري‌ مسلمانان‌شده‌اند
11 ـ صحيح‌ بخاري‌ كتاب‌ الدعوات‌ في‌ باب‌ صلاة‌ النبي‌ (ص‌)
روي‌ بسنده‌ عن‌ عبدالرحمن‌ ابي‌ ليلي‌ قال‌ لقيني‌ كعب‌ بن‌ عجره‌ فقال‌ اَلا' اهدي‌ لك‌هديه‌ ؟ ان‌ النبي‌ (ص‌) خرج‌ علينا فقلنا يا رسول‌ الله قد علمنا كيف‌ نسلم‌ عليك‌ وفكيف‌ نصلي‌ عليك‌؟ قال‌ فقولوا اللهم‌ صل‌ علی  محمد و ال‌ محمد كما صليت‌علی آل‌ ابراهيم‌ انك‌ حميد مجيد
اللهم‌ بارك‌ علی‌ محمد و علی آل‌ محمد كما باركت‌ علی‌ آل‌ ابراهيم‌ انك‌ حميدمجيد
ترجمه‌:
در كتاب‌ دعوتها‌ در باب‌ صلوات‌ بر پيغمبر روايت‌ از عبدالرحمن‌ ابي‌ ليلي‌ گفت‌ديدار كرد مرا كعب‌ بن‌ عجره‌ پس‌ گفت‌ آيا هديه‌ نكنم‌ به‌ تو هديه‌اي‌؟ همانا پيامبربيرون‌ آمد بر ما پس‌ گفتيم‌ يا رسول‌ الله به‌ درستي‌ كه‌ دانستيم‌ كه‌ چطور سلام‌بدهيم‌ بر تو پس‌ چطور صلوات‌ بدهيم‌ بر تو؟ گف‌ بگوئيد خدايا صلوات‌ بفرست‌ برمحمد و بر آل‌ محمد همچنانكه‌ صلوات‌ فرستادي‌ بر آل‌ ابراهيم‌ همانا تو حميد ومجیدي‌ خدايا بركت‌ بده‌ بر محمد بر آل‌ محمد همچنان‌ كه‌ بركت‌ دادي‌ بر آل‌ ابراهيم‌همانا تو حميد و مجيد هستي‌

12 ـ كتاب‌ الادب‌ المفرد للبخاري‌ ص‌ 93
روي‌ بسنده‌ عن‌ النبي‌ (ص‌) من‌ قال‌ اللهم‌ صل‌ علی محمد و آل‌ محمد كماصليت‌ علی ابراهيم‌ و علی آل‌ ابراهيم‌ و بارك‌ علی محمد و علی‌ آل‌ محمد كماباركت‌ علی ابراهيم‌ و علی آل‌ ابراهيم‌ و ترحم‌ علی‌ محمد و علی‌ آل‌ محمد كماترحمت‌ علی‌ ابراهيم‌ و علی آل‌ ابراهيم‌ شهدت‌ له‌ يوم‌ القيامه‌ بالشهاده‌ و شفعت‌ له‌
ترجمه‌:
روايت‌ از پيامبر هر كس‌ گفت‌ خدايا صلوات‌ بفرست‌ بر محمد و آل‌ محمد همچنان‌كه‌ صلوات‌ فرستادي‌ بر ابراهيم‌ و بر ال‌ ابراهيم‌ و بركت‌ بده‌ بر محمد و بر آل‌ محمدهمچنانكه‌ بركت‌ دادي‌ بر ابراهيم‌ و بر آل‌ ابراهيم‌ و ترحم‌ كن‌ بر محمد و بر آل‌ محمدهمچنان‌ كه‌ ترحم‌ كردي‌ بر ابراهيم‌ و بر آل‌ ابراهيم‌ گواهي‌ دادم‌ بر او روز قيامت‌ به‌گواهي‌ شفاعت‌ كردم‌ بر او
13 ـ صحيح‌ مسلم‌ في‌ كتاب‌ الصلاة‌ في‌ باب‌ الصلاة‌ علي‌ النبي‌ (ص‌) بعد التشهد
روي‌ بسنده‌ عن‌ ابي‌ مسعود انصاري‌ قال‌ اتانا رسول‌ الله(ص‌) و نحن‌ في‌ مجلس‌سعد بن‌ عباده‌ فقال‌ بشير ابن‌ سعد امرنا الله عزوجل‌ ان‌ نسلم‌ عليك‌ يا رسول‌ الله فكيف‌ نصلي‌ عليك‌؟ قال‌ فسكت‌ رسول‌ الله (ص‌) حتي‌ تمنينا انه‌ لم‌ يسأله‌. ثم‌ قال‌رسول‌ الله (ص‌) قولوا اللهم‌ صل‌ علی‌ محمد و علی‌ آل‌ محمد كما صليت‌ علی آل‌ابراهيم‌ و بارك‌ علی محمد و علی‌ آل‌ محمد كما باركت‌ علی‌ آل‌ ابراهيم‌ في‌العالمين‌ انك‌ حميد مجيد و السلام‌ كما قد علمتم‌
ترجمه‌:
در كتاب‌ نماز در باب‌ صلوات‌ بر پيامبر بعد از تشهد روايت‌ از ابن‌ مسعود انصاري‌ گفت‌آمد رسول‌ خدا و ما در مجلس‌ سعد ابن‌ عباده‌ بوديم‌ پس‌ گفت‌ به‌ او بشير ابن‌ سعدامر كرد خدا ما را اينكه‌ سلام‌ بفرستيم‌ بر تو يا رسول‌ الله پس‌ چگونه‌ صلوات‌بفرستيم‌ بر تو گفت‌ پس‌ ساكت‌ شد رسول‌ الله حتي‌ آرزو كرديم‌ سئوال‌ نمي‌كرديم‌سپس‌ گفت‌ رسول‌ الله بگوييد خدايا صلوات‌ بفرست‌ بر محمد و بر آل‌ محمدهمچنان‌ كه‌ صلوات‌ فرستادي‌ بر آل‌ ابراهيم‌ و بركت‌ بده‌ بر محمد و بر آل‌ محمدهمچنان‌ كه‌ بركت‌ دادي‌ بر آل‌ ابراهيم‌ در جهانيان‌ همانا تو حميد و مجيد هستي‌ وسلام‌ همچنان‌ كه‌ دانسته‌ايد.
14 ـ كنز العمال‌ ج‌ 1 ص‌ 216
قال‌ رسول‌ الله (ص‌) عدهن‌ في‌ يدي‌ جبريل‌ و قال‌ جبريل‌ هكذا انزلت‌ بهن‌ من‌ عندرب‌ العزه‌
1 ـ اللهم‌ صل‌ علی محمد و آل‌ محمد كما صليت‌ علی‌ ابراهيم‌ و ‌ آل‌ ابراهيم‌انك‌ حميد مجيد
2 ـ اللهم‌ بارك‌ علی محمد و آل‌ محمد كما باركت‌ علی‌ ابراهيم‌ و ‌ آل‌ ابراهيم‌انك‌ حميد مجيد
3 ـ اللهم‌ ترحم‌ علی‌ محمد و آل‌ محمد كما ترحمت‌ علی‌ ابراهيم‌ و  آل‌ ابراهيم‌انك‌ حميد مجيد
4 ـ اللهم‌ تحنن‌ علی محمد و علی‌ آل‌ محمد كما تحننت‌ علی‌ ابراهيم‌ و  آل‌ابراهيم‌ انك‌ حميد مجيد
5 ـ اللهم‌ سلم‌ علی‌ محمد و علی‌ آل‌ محمد كما سلمت‌ علی‌ ابراهيم‌ و  آل‌ابراهيم‌ انك‌ حميد مجيد
ترجمه‌:
گفت‌ رسول‌ خدا (ص‌) شمارش‌ كردش‌ در دست‌ من‌ جبرييل‌ و گفت‌ جبرئيل‌ اين‌چنين‌ نازل‌ شد به‌ ايشان‌ از پيش‌ پروردگار با عظمت‌
1 ـ خدايا صلوات‌ بفرست‌ بر محمد و آل‌ محمد همچنان‌ كه‌ صلوات‌ فرستادي‌ برابراهيم‌ و آل‌ ابراهيم‌ همانا تو حميد و مجيد هستي‌
2 ـ خدايا بركت‌ بده‌ بر محمد و آل‌ محمد همچنان‌ كه‌ بركت‌ دادي‌ بر ابراهيم‌ و آل‌
ابراهيم‌ همانا تو حميد و مجيد هستي‌
3 ـ خدايا رحم‌ كن‌ بر محمد و آل‌ محمد همچنان‌ كه‌ رحم‌ كردي‌ بر ابراهيم‌ و آل‌ابراهيم‌ همانا تو حميد و مجيد هستي‌
4 ـ خدايا تشويق‌ نما بر محمد و آل‌ محمد همچنان‌ كه‌ تشويق‌ نمودي‌ بر ابراهيم‌ وآل‌ ابراهيم‌ همانا تو حميد و مجيد هستي‌
5 ـ خدايا سلام‌ برسان‌ بر محمد و آل‌ محمد همچنان‌ كه‌ سلام‌ رساندي‌ بر ابراهيم‌ وآل‌ ابراهيم‌ همانا تو حميد و مجيد هستي‌
15 ـ يقول‌ ابن‌ حجر هيثمي‌ في‌ صواعق‌ المحرقه‌ ص‌ 87
قوله‌ تعالي‌ (ان‌ الله و ملائكته‌ يصلون‌ علي‌ النبي‌ يا ايها الذين‌ آمنوا صلوا عليه‌ وسلموا تسليما) قال‌ صح‌ عن‌ كعب‌ بن‌ عجره‌ قال‌، فلما نزلت‌ هذه‌ الآيه‌ قلنا يا رسول‌الله قد علمنا كيف‌ نسلم‌ عليك‌ فكيف‌ نصلي‌ عليك‌؟ فقال‌: قولوا اللهم‌ صل‌ علی‌محمد و علی‌ آل‌ محمد (الي‌ آخره‌) قال‌: و في‌ روايه‌ للحاكم‌ فقلنا يا رسول‌ الله كيف‌الصلاة‌ عليكم‌ اهل‌ البيت‌؟ قال‌ قولوا اللهم‌ صل‌ علی‌ محمد و علی آل‌ محمد (الي‌آخره‌) قال‌: فسئوالهم‌ بعد نزول‌ الآيه‌ و اجابتهم‌ باللهم‌ صل‌ علی‌ محمد و علی آل‌محمد (الي‌ آخره‌) دليل‌ ظاهر علی‌ ان‌ الامر بالصلاة‌ علی‌ اهل‌ البيته‌ و بقية‌ آله‌ مرادمن‌ هذه‌ الآيه‌ و الا لم‌ يسألوا عن‌ الصلاة‌ علی‌ اهل‌ بيته‌ و آله‌ عقب‌ نزولها و لم‌يجابوا بما ذكر. فلما اجيبوا به‌ دل‌ علی‌ ان‌ الصلاة‌ عليهم‌ من‌ جمله‌ المأمور به‌ و انه‌صلي‌ الله عليه‌ و سلم‌ اقامهم‌ في‌ ذلك‌ مقام‌ نفسه‌، لان‌ القصه‌ من‌ الصلاة‌ عليه‌ مزيدتعظيمه‌ و منه‌ تعظيمهم‌ و من‌ ثم‌ لما ادخل‌ من‌ مرّ في‌ الكساء قال‌، اللهم‌ انهم‌ مني‌ وانا منهم‌ فاجعل‌ صلاتك‌ و رحمتك‌ و مغفرتك‌ و رضوانك‌ علي‌ّ و عليهم‌ و قضيه‌استجابه‌ هذا الدعاء ان‌ الله صلي‌ عليهم‌ معه‌ فحينئذٍ طلب‌ من‌ المومنين‌ صلاتهم‌عليهم‌ معه‌ (انتهي‌ قول‌ ابن‌ حجر)
ترجمه‌:
مي‌گويد ابن‌ حجر هيثمي‌ در صواعق‌ المحرقه‌ ص‌ 87
قول‌ خدا متعال‌ (همانا خداوند و فرشتگانش‌ صلوات‌ مي‌فرستند بر پيامبر اي‌ آنان‌كه‌ ايمان‌ آورديد صلوات‌ بفرستيد بر او و سلام‌ كنيد سلام‌ كردني‌) گفت‌ صح‌ از كعب‌ابن‌ عجره‌ گفت‌ وقتي‌ نازل‌ شد اين‌ آيه‌ گفتيم‌ يا رسول‌ الله بدرستي‌ كه‌ دانستيم‌چطور سلام‌ بدهيم‌ بر تو پس‌ چگونه‌ صلوات‌ بفرستيم‌ بر تو؟ پس‌ گفت‌ بگوييد خداياصلوات‌ بفرست‌ بر محمد و آل‌ محمد (تا آخرش‌) گفت‌ در روايتي‌ از حاكم‌ پس‌گفتيم‌ يا رسول‌ الله چگونه‌ صلوات‌ بفرستيم‌ بر شما اهل‌ بيت‌؟ گفت‌ بگوييد خداياصلوات‌ بفرست‌ بر محمد و بر آل‌ محمد (تا آخرش‌) گفت‌ پس‌ سئوالشان‌ بعد از نزول‌آيه‌ و جواب‌ به‌ ايشان‌ به‌ خدايا صلوات‌ بفرست‌ بر محمد و آل‌ محمد (تا آخرش‌)دليل‌ آشكار بر اينكه‌ امر به‌ صلوات‌ بر اهل‌ بيتش‌ و بقيه‌ آلش‌ هدف‌ آيه‌ است‌ و الاسوال‌ نمي‌كردند از صلوات‌ بر اهل‌ بيتش‌ و آلش‌ عقب‌ نزولش‌ و جواب‌ نمي‌دادند به‌آنچه‌ ذكر شد پس‌ وقتي‌ جواب‌ دادند آن‌ دلالت‌ دارد بر اينكه‌ صلوات‌ بر ايشان‌ ازجمله‌ نقل‌ شده‌ از او و همانا پيامبر نصب‌ كرد ايشان‌ را در آن‌ مقام‌ خودش‌ براي‌اينكه‌ قصد از صلوات‌ بر او زيادي‌ در تعظيمش‌ و از او تعظيمشان‌ و از آنجا وقتي‌داخل‌ كرد كساني‌ را كه‌ آمدند در كساء گفت‌ خدايا همانا ايشان‌ از من‌ و من‌ از ايشانم‌پس‌ قرار بده‌ صلوات‌ و رحمت‌ و مغفرت‌ و رضايتت‌ را بر من‌ و بر ايشان‌ و اجابت‌ كردخدا اين‌ دعا را همانا خداوند صلوات‌ فرست‌ بر ايشان‌ همراه‌ او پس‌ در اين‌ صورت‌طلب‌ كرد از مومنين‌ صلواتشان‌ بر ايشان‌ همراه‌ او باشد (پايان‌ يافت‌ گفتار ابن‌ حجر)شرح‌:
سئوال‌ اينست‌ آيا پيامبر نسبت‌ به‌ اهل‌ بيت‌ و آلش‌ در رابطه‌ با مردم‌ تبعيض‌ قائل‌شده‌ است‌ يا نه‌، بلكه‌ اين‌ كار به‌ امر خداوند انجام‌ داده‌ است‌ بايد گفت‌ اين‌ كار به‌ امرخدا بوده‌ است‌ چرا كه‌ صلوات‌ بر محمد و آل‌ محمد واجب‌ است‌ در نمازهاي‌ روزانه‌ ونماز را خداوند واجب‌ كرده‌ و صلوات‌ را بر آل‌ محمد واجب‌ ديني‌ قرار داده‌ است‌ اماچرا براي‌ اين‌ كه‌ آل‌ محمد هيچ‌ وقت‌ فراموش‌ نشوند و مردم‌ مسلمان‌ فكر كنند كه‌چرا بايد در نماز به‌ آل‌ محمد صلوات‌ بفرستند و چرا آل‌ محمد را خداوند كما آل‌ابراهيم‌ قرار داده‌ است‌ چه‌ رمزي‌ در اين‌ كار است‌ بايد گفت‌ هر آن‌ چه‌ ابراهيم‌ و آل‌ابراهيم‌ بوده‌اند يا داشته‌اند محمد و آل‌ محمد نيز بايد داشته‌ باشند و باشند و آن‌موقع‌ است‌ كه‌ ما به‌ اين‌ رمز پي‌ مي‌بريم‌ و خواهيم‌ دانست‌ كه‌ همه‌ پايه‌هاي‌ دين‌ ومذهب‌ در همين‌ جا نهفته‌ است‌ چرا كه‌ نماز ستون‌ دين‌ است‌ و بايد شناخت‌ پيداكنيم‌ چرا محمد و آل‌ محمد مساوي‌ ابراهيم‌ و آل‌ ابراهيم‌ قرار داده‌ شده‌ اگر اين‌ رمزرا كشف‌ كنيم‌ به‌ قيمت‌ آل‌ محمد و چرايي‌ قرار گرفتنشان‌ در نماز را خواهيم‌ فهميدبراي‌ اينكه‌ به‌ اين‌ منظور پي‌ ببريم‌ قبل‌ از هر چيز به‌ چند حديث‌ كه‌ امر به‌ صلوات‌ به‌محمد و آل‌ محمد را در نماز دارد توجه‌ مي‌كنيم‌ و سپس‌ به‌ مقايسه‌ محمد و آل‌محمد با ابراهيم‌ و آل‌ ابراهيم‌ خواهيم‌ پرداخت‌.
16 ـ سنن‌ بيهقي‌ ج‌ 2 ص‌ 379
روي‌ عن‌ ابن‌ مسعود قال‌: لو صليت‌ صلاة‌ لا اصلي‌ فيها علی آل‌ محمد لرأيت‌ اَن‌صلاتي‌ لا تتم‌ و رواه‌ بطريق‌ آخر بعد هذا و قال‌ فيه‌ علی محمد و ال‌ محمد ما رأيت‌انّها تتم‌
ترجمه‌:
روايت‌ كرد با سندش‌ از ابن‌ مسعود گفت‌ اگر نماز خواندم‌ نمازي‌ را صلوات‌ نفرستم‌ درآن‌ بر آل‌ محمد البته‌ ديدم‌ همانا نمازم‌ تمام‌ نيست‌ و روايت‌ به‌ طريق‌ ديگر بعد اين‌و گفت‌ در آن‌ بر محمد و آل‌ محمد نديدم‌ همانا نماز تمام‌ باشد .
17ـ ذخائر العقبي‌ لمحب‌ طبري‌ ص‌ 19
قال‌ عن‌ جابر انه‌ كان‌ يقول‌: لو صليت‌ صلاة‌ لم‌ اصل‌ فيها علی‌ محمد و علی‌ آل‌محمد ما رأيت‌ انّها تقبل‌
ترجمه‌:
گفت‌ از جابر همانا او داشت‌ مي‌گفت‌ اگر نماز خواندم‌ نمازي‌ را و صلوات‌ نفرستادم‌ درآن‌ بر محمد و آل‌ محمد نديدم‌ همانا آن‌ قبول‌ شود
18 ـ سنن‌ الدرامي‌ ص‌ 139عن‌ ابن‌ مسعود انصاري‌ قال‌ ـ قال‌ رسول‌ الله (ص‌)من‌ صلي‌' صلاة‌ لم‌ يصل‌ فيها علي‌َّ و لا علی اهل‌ بيتي‌ لم‌ تقبل‌ منه‌
ترجمه‌:
از ابن‌ مسعود انصاري‌ گفت‌: گفت‌ رسول‌ خدا (ص‌) هر كس‌ نماز خواند نمازي‌ را وصلوات‌ نفرستاد در آن‌ بر من‌ و نه‌ بر اهل‌ بيتم‌ قبول‌ نمي‌شود از او نمازش‌
شرح‌:
و در اين‌ جا يادآوري‌ كنيم‌ كه‌ هر جا و هر وقت‌ نام‌ محمد و آل‌ محمد جمعاً يا فرداًآمد بايد صلوات‌ و سلام‌ بر محمد و آل‌ محمد فرستاده‌ شود چرا كه‌ پيامبرعظيم‌القدر فرموده‌ است‌ .
19 ـ 1 ـ كتاب‌ جواهر العقدين‌ للشريف‌ نورالدين‌ علي‌ سمهوري‌
        2 ـ ينابيع‌ الموده‌ سليمان‌ ا‌لقندوزي‌ الحنفي‌ ص‌ 6
قال‌ رسول‌ الله (ص‌) لا تصلوا علي‌َّ الصلاة‌ البتراء قالوا و ما صلاة‌ البتراء يا رسول‌الله؟ قال‌ تقولون‌ اللهم‌ صل‌ علی‌ محمد و تسكتون‌ بل‌ قولوا اللهم‌ صلي‌ علی محمدو علی‌ آل‌ محمد
ترجمه‌:
گفت‌ رسول‌ خدا (ص‌) صلوات‌ نفرستيد بر من‌ صلواتي‌ بريده‌ گفتند چيست‌ صلوات‌بريده‌ يا رسول‌ الله؟ گفت‌ مي‌گوييد خدايا صلوات‌ بفرست‌ بر محمد و سكوت‌مي‌كنيد بلكه‌ بگوييد خدايا صلوات‌ بفرست‌ بر محمد و بر آل‌ محمد
20 ـ صواعق‌ المحرقه‌ ابن‌ حجر ص‌ 87
قال‌ و يروي‌ عن‌ رسول‌ الله (ص‌) لا تصلوا علي‌َّ الصلاة‌ البتراء فقالوا و ما صلاة‌البتراء قال‌ تقولون‌ اللهم‌ صل‌ علی‌ محمد و تمسكون‌ بل‌ قولوا اللهم‌ صلي‌ علی محمد و علی‌ آل‌ محمد
ترجمه‌:
گفت‌ و روايت‌ مي‌كند از رسول‌ خدا صلوات‌ نفرستيد صلوات‌ بريده‌ پس‌ گفتند وچيست‌ صلوات‌ بريده‌؟ گفت‌: مي‌گوييد خدايا صلوات‌ بفرست‌ بر محمد و مي‌ايستيدبلكه‌ بگوييد خدايا صلوات‌ بفرست‌ بر محمد و بر آل‌ محمد
شرح‌:
به‌ همين‌ دليل‌ است‌ كه‌ وقتي‌ نام‌ اهل‌ البيت‌ و آل‌ محمد مي‌آيد عليه‌السلام‌مي‌گويند نگاه‌ كنيد به‌ صحيح‌ بخاري‌ ج‌ 1 ص‌ 130 و 127 و صحيح‌ بخاري‌ ج‌ 2 ص‌126 و 205 حال‌ به‌ مقايسه‌ محمد و آل‌ محمد و در نماز كما ابراهيم‌ و آل‌ ابراهيم‌قرار داده‌ شده‌ است‌ مي‌پردازيم‌. مي‌دانيم‌ كه‌ آل‌ ابراهيم‌ همه‌ فرزندان‌ حضرت‌ابراهيم‌ نيستند اگر قرار باشد همه‌ فرزندان‌ و ذريه‌ ابراهيم‌ آل‌ ابراهيم‌ باشند بايدهمه‌ يهود را آل‌ ابراهيم‌ فرض‌ كنيم‌ و اگر چنين‌ باشد پس‌ خداوند در نماز به‌مسلمانان‌ دستور داده‌ است‌ تا بر يهود صلوات‌ و بركات‌ و رحمت‌ و تحنن‌ و سلام‌بفرستند و اين‌ از محالات‌ است‌ پس‌ بايد آل‌ ابراهيم‌ افراد مشخصي‌ باشند نه‌ همه‌يهودي‌ها از اينرو اگر در قرآن‌ دقت‌ كنيم‌ مي‌بينيم‌ كه‌ بايد آل‌ ابراهيم‌ همان‌ انبيايي‌باشند كه‌ از فرزندان‌ حضرت‌ ابراهيم‌ هستند پس‌ همه‌ فرزندان‌ ابراهيم‌ نمي‌توانندآل‌ او باشند بلكه‌ بايد مشخصتر باشند همان‌ طور كه‌ ديديد آل‌ محمد از اهل‌ بيت‌محمد (ص‌) بر خواسته‌ است‌ پس‌ آل‌ ابراهيم‌ هم‌ بايد اهل‌ بيت‌ داشته‌ باشند تامبداء آل‌ را از اهل‌ بيت‌ بدست‌ آوريم‌ و در قرآن‌ آمده‌:
سوره‌ هود آيه‌ 73:
قالوا (ملائكه‌) اَتعجبين‌ من‌ امر الله رحمت‌ الله و بركاته‌ عليكم‌ اهل‌ البيت‌ انه‌ حميدو مجيد
ترجمه‌:
گفتند (فرشته‌ها) آيا تعجب‌ ميكنيد از امر خداوند كه‌ رحمت‌ خدا و بركاتش‌ بر شمااهل‌ بيت‌ باد همانا او حميد و مجيد است‌.
شرح‌:
اين‌ رحمت‌ و بركات‌ بر ابراهيم‌ و ساره‌ نازل‌ شده‌ است‌. از اينرو، هاجر و اسماعيل‌ (ع‌)نمي‌توانند از آل‌ ابراهيم‌ باشند چون‌ از اهل‌ بيت‌ خاص‌ كه‌ آل‌ از آن‌ برخواهدخواست‌ به‌ دورند همان‌ طور كه‌ همه‌ زوجات‌ رسول‌ الله (ص‌) از آل‌ نبودند چرا كه‌فقط‌ يك‌ زن‌ رسول‌ الله شامل‌ بركات‌ و سلام‌ و رحمت‌ شده‌ است‌ و آل‌ محمد از آن‌زن‌ بوجود آمده‌ است‌
22 ـ1 ـ كتاب‌ اصابه‌ حافظ‌ ابن‌ حجر عسقلاني‌
        2 ـ ينابيع‌ الموده‌ ج‌ 1 ص‌ 167
عن‌ علي‌ (رض‌) قال‌ سمعت‌ رسول‌ الله(ص‌) يقول‌ خير نسائها خديجه‌ بنت‌ خويلد.... و بشّر خديجه‌ ببيت‌ في‌ الجنه‌ من‌ قصب‌ لا صخب‌ فيه‌ و لانصب‌ و جاءجبرائيل‌ الي‌ ان‌ النبي‌ (ص‌) فقال‌ ان‌ الله تبارك‌ و تعالي‌ يقرأ السلام‌ علی خديجه‌ ويقول‌ و رحمت‌ الله و بركاته‌ عليها
ترجمه‌:
از علي‌ (رض‌) گفت‌: شنيدم‌ رسول‌ الله (ص‌) را مي‌گفت‌ بهترين‌ زنان‌ خديجه‌ دخترخويلد است‌....
و بشارت‌ داد خديجه‌ را به‌ خانه‌اي‌ در بهشت‌ از قصب‌ نه‌ شلوغي‌ است‌ در آن‌ و نه‌مشكلي‌ و آمد جبرائيل‌ نزد پيامبر (ص‌) پس‌ گفت‌ همانا خداوند تبارك‌ و تعالي‌مي‌خواند سلام‌ بر خديجه‌ و مي‌گويد رحمت‌ خداوند و بركاتش‌ بر او باد.
شرح‌:
در آيه‌اي‌ كه‌ مربوط‌ به‌ ابراهيم‌ و ساره‌ است‌ مي‌بينيم‌ كه‌ رحمت‌ و بركات‌ امر خدااست‌ چون‌ خداوند در نسل‌ آن‌ دو رحمت‌ را ادامه‌ خواهد داد همچنان‌ كه‌ جبرائيل‌بر رسول‌ الله (ص‌) وارد مي‌شود و سلام‌ و رحمت‌ و بركات‌ را بر خديجه‌ از طرف‌ خدااعلام‌ مي‌كند چون‌ رحمت‌ و بركات‌ يعني‌ ادامه‌ آل‌ محمد كما آل‌ ابراهيم‌ در اهل‌البيت‌ خواهد بود و اهل‌ البيت‌ در ابراهيم‌ با هسمرش‌ ساره‌ است‌ و در محمد باهمسرش‌ خديجه‌ همچنان‌ كه‌ از ديگر زوجات‌ پيامبر فرزندي‌ كه‌ بتواند نسل‌ پيامبررا ادامه‌ دهد به‌ وجود نيامد. والله غالب‌ علي‌ امره‌ يعني‌ خداوند چيره‌ بر امرش‌است‌. همچنانكه‌ حضرت‌ خديجه‌ تمام‌ اموال‌ خود را در اختيار پيامبر اسلام‌ قرار دادكما ساره‌ اين‌ كار را كرد تمام‌ اموال‌ خود را به‌ حضرت‌ ابراهيم‌ داد تا در راه‌ خدا مصرف‌كند
23ـ تاريخ‌ طبري‌ ج‌ 3 ص‌ 218
كانت‌ ساره‌ سيده‌ صالحه‌ و امراة‌ ثريه‌ (كخديجه‌ عليها السلام‌) فوضعت‌ كل‌ اموالهاتحت‌ تصرف‌ ابراهيم‌ عليه‌ السلام‌ و الذي‌ اَنفقها في‌ سبيل‌ الله جلا و علا
ترجمه‌:
بود ساره‌ خانم‌ شايسته‌اي‌ و زني‌ ثروتمند (مانند خديجه‌ (ع‌)) پس‌ قرار داد همه‌اموالش‌ را تحت‌ تصرف‌ ابراهيم‌ (ع‌) و آنكه‌ هزينه‌ كردش‌ در راه‌ خدا بزرگ‌.
شرح‌:
كلمه‌ مانند خديجه‌ (ع‌) در اين‌ قطعه‌ تاريخي‌ كه‌ طبري‌ روايت‌ مي‌كند نشان‌مي‌دهد. كه‌ خديجه‌ كما ساره‌ بوده‌ است‌. مي‌بينيم‌ كه‌ محمد و آل‌ محمد كماابراهيم‌ و آل‌ ابراهيم‌ چقدر اين‌ كما را با دقت‌ خداوند طرح‌ريزي‌ و عمل‌ كرده‌ است‌ وآيا نبايد گفت‌ خداوند چيره‌ بر امرش‌ است‌. دانستيم‌ كه‌ آل‌ ابراهيم‌ از فرزندان‌ابراهيم‌ از همسرش‌ ساره‌ بايد باشد ولي‌ مشگلي‌ بوجود مي‌آيد آل‌ ابراهيم‌ همه‌ ازانبياء بودند آيا بايد آل‌ محمد هم‌ كما آل‌ ابراهيم‌ از انبياء باشند؟ در صورتي‌ كه‌نبوت‌ در محمد (ص‌) ختم‌ شده‌ است‌ اين‌ مشكل‌ را خود حضرت‌ محمد (ص‌) درآنجا كه‌ با علي‌ (ع‌) صحبت‌ مي‌كند حل‌ كرده‌ است‌ كه‌ فرمود.
24 ـ 1 ـ صحيح‌ مسلم‌ في‌ كتاب‌ فضائل‌ صحابه‌
         2ـ صحيح‌ بخاري‌ في‌ كتاب‌ بدأ الخلق‌
        3 ـ مسند احمد ابن‌ حنبل‌ ج‌ 1 ص‌ 174
        4 ـ ترمزي‌ در صحيحش‌ ج‌ 2 ص‌ 301
        5 ـ خصائص‌ نسائي‌ ص‌ 4 و 14
قال‌ رسول‌ الله (ص‌) لعلي‌ (ع‌) الا ترضي‌ ان‌ تكون‌ مني‌ بمنزله‌ هارون‌ من‌ موسي‌ الاانه‌ لانبوه‌ بعدي‌
ترجمه‌:
گفت‌ رسول‌ خدا (ص‌) به‌ علي‌ (ع‌) آيا راضي‌ نمي‌شويي‌ اينكه‌ باشي‌ از من‌ به‌ منزله‌هارون‌ از موسي‌ مگر اين‌ كه‌ نيست‌ نبوتي‌ بعد از من‌.
شرح‌:
اما گفتيم‌ كه‌ آل‌ محمد و ال‌ ابراهيم‌ از اهل‌ بيت‌ خواهند بود و از ذريت‌ ابراهيم‌ ومحمد در صورتي‌ كه‌ علي‌ از ذريت‌ محمد (ص‌) نيست‌ در همين‌ جا يادآوري‌ كنيم‌كه‌ در آل‌ ابراهيم‌ يكي‌ از آل‌ ذريت‌ ابراهيم‌ نخواهد بود كما در آل‌ محمد و آن‌ كسي‌كه‌ در آل‌ ابراهيم‌ از ذريت‌ نيست‌ لوط‌ (ع‌) است‌ كه‌ پسر عموي‌ ابراهيم‌ (ع‌) مي‌باشدهمان‌ طور كه‌ علي‌ (ع‌) پسر عموي‌ محمد (ص‌) مي‌باشد اما چرا پس‌ لوط‌ و علي‌ ازآل‌ ابراهيم‌ و محمد شدند وقتي‌ كه‌ آل‌ محمد را شرح‌ داديم‌ ديديم‌ كه‌ وقتي‌ آيه‌مطهرون‌ نازل‌ شد پيامبر علي‌ و فاطمه‌ و حسن‌ وحسين‌ را زير كساء برد آنها را آل‌خود معرفي‌ نمود حديث‌ شماره‌ 8 را نگاه‌ كنيد. و در همين‌ مقاله‌ آمده‌ بود كه‌: قال‌رسول‌ الله (ص‌) اللهم‌ هولاء آلي‌ فصّل‌ علی‌ محمد و علی‌ آل‌ محمد يعني‌ گفت‌رسول‌ خدا (ص‌) خدايا اينها آل‌ منند پس‌ صلوات‌ بفرستد بر محمد و بر آل‌ محمد.بنابراين‌ علي‌ (ع‌) از مطهرون‌ بود كه‌ از آل‌ محمد شد به‌ غير از اينكه‌ در مبداء خلقت‌محمد و آل‌ محمد نور واحدي‌ بودند كه‌ در بحث‌ وراثت‌ بيان‌ شد حضرت‌ لوط‌ هم‌ ازمطهرون‌ مي‌باشد و شرايط‌ ديگر را نيز داشت‌ بنابراين‌ يك‌ نفر از آل‌ محمد ازفرزندان‌ محمد (ص‌) نيست‌ و پسر عموي‌ اوست‌. كه‌ از آل‌ محمد مي‌شود كما يك‌نفر از آل‌ ابراهيم‌ از فرزندان‌ ابراهيم‌ (ع‌) نيست‌ و پسر عموي‌ اوست‌ و از آل‌ ابراهيم‌مي‌شود.


  نتيجه‌ 7:
محمد و آل‌ محمد كما ابراهيم‌ و آل‌ ابراهيم‌ مي‌شود.


در مورد آل‌ حضرت‌ ابراهيم‌ آنهايي‌ از آل‌ محسوب‌ مي‌شوند كه‌ شرايط‌ زير را داشته‌باشند :



1 ـ داخل‌ در اهل‌ بيت‌ باشند و چون‌ اهل‌ بيت‌ مطهرون‌ بودند مثل‌ علي‌ كما لوط‌ (ع‌)  2 ـ از انبيايي‌ كه‌ داراي‌ كتاب‌ يا وارث‌ كتاب‌ باشند.
3 ـ انبيايي‌ كه‌ داراي‌ كلمه‌ آل‌ در ابتداي‌ اسمشان‌ است‌.
4 ـ از مصطفين‌ يا مجتبين‌ باشند كه‌ داراي‌ علم‌ حكمتند بنابراين‌ همه‌ ذريه‌ ابراهيم‌آل‌ او محسوب‌ نمي‌شوند كما همه‌ ذريه‌ محمد آل‌ او محسوب‌ نمي‌شوند و افرادمشخص‌ و خاصي‌ مي‌باشند.

والسلام‌

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر