4 ـ شرح امامت در شأن آل محمد این امامت در مرجعیت دینی است ودر حکومت کردن نیست اما اگر مردم انها را هم انتخاب می کردند مثل هر فرد دیگری حق داشتند حکومت هم بکنند همانطور که امام علی حکومت هم کرد
همان طور كه ميدانيد بر پايه اصول پنجگانه دين اسلام امامت از اصول الدين و درقران به صورتهاي تكويني و عام و خاص آمده است.
سوره يس آيه 12:
1 - كل شيء احصيناه في امام مبين
هر چيزيرا بشمارش آورديم به رهبري آشكار
شرح:
در اينجا امامت تكويني را مورد نظر دارد و اشاره به كل شيء (همه چيز) ميكنديعني از اتم (ذره) گرفته تا كهكشانها امامت دارند.
سوره بقره آيه 124:
2 ـ اني جاعلك للناس اماماً
همانا من قرار دهندهام تو را براي مردم رهبر
شرح:
در مورد ابراهيم (ع) است و امامت خاص را بيان ميكند چون ابراهيم (ع) هيچ وقتصاحب حكومت نشد اما رهبري ديني و فكري مردم را بر عهده داشت كما حضرتمحمد هم اين امامت را داشت، و اگر محمد (ص) حكومت تشكيل داد اين بدليلبيعت مردم با او بوجود آمد و اين همان شأن همه آل ابراهيم و كما آل محمد نيز بوداز جمله دو نفر از آل ابراهيم حكومت تشكيل دادند داود و سليمان (ع) و حضرتيوسف هم وزير شد كما علي و حسن (ع) حكومت تشكيل دادند و رضا (ع) هم وزيرمأمون شد.
سوره القصص آيه 5:
3 ـ و نجعلهم اَئمه و قرار داديم ايشان را رهبراني
شرح:
اين به امامت عام نظر دارد كه هر انساني برخوردار از آن است. و به همين دليل هرانساني خود، خود را رهبري ميكند و نيازي به تقليد از ديگري ندارد و بايد هر چيزرا بياموزد خصوصاً مسائل مربوط بدين را بنابراين امامت در هر چيزي وجود دارد وچون هر پديدهاي بر پايه اصل اول يعني توحيد مجموعهاي از اجزاء است در امامتآن همه اجزاي آن شركت دارند و اين شركت در يك نظامي منبعث از توحيد اجزاانجام ميشود به اين شرط كه بر پايه اصل ديگر يعني عدالت انجام گيرد و آن موقعاست كه به هدف خود يعني معادش ميرسد و امامت اسلامي عملي ميشود امامتی كه دو صفت استقلال و برابري را دارد يعني همه اجزاء مستقل اند يعني مقلّد نيستندو با ديگري از حقوق برابر برخوردارند و فرقي ميان زن و مرد نيست و طبق آيه (وامرهم شوري بينهم يعني: و امرشان با انتخابات در ميانشان است) در يك انتخاباترهبري جامعه به امامت عام است خداوند حتي انبياء را بر اين مقام تعيين نكردهاست و اين مقام را بنابر خليفه الهي به همه انسانها داده است چرا كه همانطور كهميدانيد در اصل ان الحكم الا لله است و چون مردم خليفه خدايند پس كسي را كهمردم بر پايه شورا انتخاب بكنند مثل اين است كه خداوند آن شخص را انتخابكرده است و دست خدا هم با آنهاست (يدالله فوق ايديهم يعني دست خدا بالايدستشان است) بنابراين حضرت محمد(ص) هم نميتوانست كسي را برايحكومت كردن تعين كند و آنچه كه پيامبر كرده همان مقامي است كه خود داشت وميتوانست به امر خداوند به ديگري هم در ادامه آن واگذار كند يعني امامت خاصو السلام اما احاديث مربوط را يكي بعد از يكي ميآوريم.
1 ـ 1 ـ مستدرك حاكم ج 3 ص 128
2 ـ مناقب خوارزمي ص 34
3 ـ تاريخ بغداد ابن عساكر ج 2 ص 95
4 ـ كنزالعمال ج 6 و ص 155
5 ـ طبراني في جامعه (الكبير)
6 ـ اصابه ابن حجر عسقلاني
7 ـ فرائد سمطين الحمويني
8 ـ احمد بن حنبل في مسند
9 ـ فضائل اهل البيت ج 2 ص 34 ابن مغازلي
10 ـ حلية الاولياء ج 1 ص 86
11 ـ ينابيع الموده ج 2 ص 98
نص حديث از حليه الاولياء من سرّه ان يحيي حياتي و يموت مماتي و يسكنالجنه عدن غرسها ربّي فليوال علياً من بعدي و ليوال وليه و اليقتد بالائمه منبعدي فانهم عترتي خلقوا من طينتي رزقوا فهماً و علماً و ويلٌ للمكذبينبفضلهم من امتي القاطعين فيهم صلتي لا ينالهم الله شفاعتي
ترجمه:
هر كس بخواهد كه زندگي كند مثل زندگي من و بميرد مثل مردن من و ساكن شودبهشت عدن زراعت كردش پروردگارم پس ولايت بگيرد علي را بعد از من و ولايتگيرد ولي علي را و اقتداء كند به امامان از بعد من پس همانا ايشان عترت منند كهخلق شدند از طينت من بهره بردند فهمي و علمي و واي بر تكذيب كنندگان بهفضلشان از امت من و قطع كنندگان در ايشان رابطه مرا نميرساندشان خداوندشفاعت مرا.
2 ـ ينابيع الموده ج 2 ص 71
قال رسول الله (ص) لَعلي ـ يا علي اِن الله تعالي اشرف علي الدنيا فاختارني عليرجال العالمين ثم اطلع الثانيه فاختارك علي رجال العالمين ثم اطلع الثالثهالائمه من ولدك علي رجال العالمين
ترجمه:
گفت رسول خدا (ص) به علي همانا خداي متعالي نظر كرد بر دنيا پس انتخاب كردمرا بر انسانهای عالم سپس نظر كرد دوباره پس انتخاب كرد ترا بر انسانهای عالم سپسنظر كرد سه باره پس انتخاب كرد ائمه را از فرزندانت بر انسانهای عالم.
شرح:
از اين حديث معلوم ميشود كه اختيار پيامبر و علي و بقيه ائمه از طرف خدا بوده وبنابراين در همان مقامي بوده است كه پيامبر داشته است يعني تبليغ و تعليم دينبه مردم يعني امامت خاص.
3 ـ كتاب فرائد سمطين ـ محمد ابن ابراهيم الجويني الشافعي ج 1 ص 19
2 ـ عن علي ابن ابي طالب ـ قال رسول الله(ص) يا علي اكتب ما املي عليكقلت يا رسول الله اتخاف عليّ النسيان قال لا و قد دعوت الله عزوجل اَن يجعلكحافظاً ولكن اكتب لشركائك الائمه من ولدك... و هذا اولهم و اشار الي حسن ثمقال و هذا ثانيهم و اشار الي الحسين ثم قال و الائمه من ولده.
ترجمه:
گفت رسول خدا (ص) يا علي بنويس آنچه ديكته ميكنم بر تو گفتم يا رسول الله آياميترسي بر من فراموشكاري را گفت نه بدرستي كه خواستم خدا را كه قرار دهدحفظ كننده ولكن بنويس براي شريكانت ائمه از فرزندانت و اين اولشان و اشاره كردبه حسن سپس گفت و اين دومشان و اشاره كرد به حسين سپس گفت و ائمه ازفرزندانش
شرح:
بايد پرسيد پيامبر چه چيزي ميخواست كه علي بنويسيد بنابر تحقيقات ديگرآنچه را كه علي نوشت نامش كتاب جامعه است كه اصول پنجگانه دين اسلام يعنيعلم الكتاب در آن به شكلکامل شرح و بسط داده شده است. و كيفيت بكارگيري آن نيزنوشته شده است. طوري كه هر كس جزيي از آن علم را داشته باشد ميتواندملائكهها را به استخدام خود در آورد و هر فرماني كه مثل عاصف برخيا به ملائكههابدهد اجرا ميشود اين كتاب در حال حاضر در دست مهدي (ع) است و همان طوركه قبلاً نيز نوشتهايم اين علم را فقط مهدي (ع) به عمل در خواهد آورد چرا كه قائمفقط اوست بقيه ائمه قائم نبودند چرا كه اگر اين علم، به عمل در آيد دنيا به آخرخواهد رسيد يعني دنياي امتحان بشر به آخر خواهد رسيد.
4 ـ 1 - ينابيع الموده ج 1 ص 83
2 ـ مناقب اهل البيت خوارزمي
قال رسول الله (ص) لعلي انت امام و ابو الائمه احدي عشر هم مطهرون
ترجمه:
گفت رسول خدا (ص) به علي تو امام و پدر ائمه يازدهگانه كه ايشان مطهرند
شرح:
همان طور كه در قرآن آمده اهل البيت مطهرون هستند براي همين هم بايد گفتمحمد وآل محمد كما ابراهيم و آل ابراهيم مطهرون هستند و مأموريت داشتندمردم را هم مطهر كنند.
5 ـ ينابيع المود ج 1 ص 105 سليمان القندوزي الحنفي
قال رسول الله (ص) هذا امام (الحسين) ابن امام (علي) اخو امام (حسن) ابو الائمهتسعه تاسعهم قائمهم
ترجمه:
گفت قال رسول الله (ص) اين امام (حسين)پسر امام (علي) برادر امام (حسن) پدرامامان نهگانه نهمشان قائم ايشان است.
شرح:
همان طور كه بيان شد فقط مهدي (ع) قائم يعني قيام به عمل كردن به علمالكتابخواهد بود در ضمن آنچه ما امروز از آن علم داريم پوسته اي از آن علم است ما حتييك صدم يك درجه را هم نداريم ما فقط اسم اصول علمالكتاب را شناختهايم وهنوز به مسمي' آن پي نبردهايم .
6 ـ 1 ـ مناقب خوارزمي الحنفي
2 ـ ينابيع الموده ج 2 ص 168
قال رسول الله (ص) الائمه بعدي اثنا عشر اولهم اَنت يا علي و آخرهم القائم الذييفتح الله عزوجل علي يديه مشارق الارض و مقاربها
ترجمه:
گفت رسول خدا (ص) ائمه بعد من دوازه است اولشان تو يا علي و آخرشان قائم است آنكه ميگشايد خداوند بر دست او مشارق و مغارب زمين را
7 ـ 1 ـ كتاب موده القربي سيد علي همداني
2 ـ ينابيع الموده ج 3 ص 168
عن سلمان فارسي ـ قال ـ دخلت علي النبي (ص) فاذا الحسين علي فخذيه و هويقبل خديه و يلثم فاه و يقول انت سيد ابن سيد اخو سيد و انت امام ابن امام اخوامام و انت حجّة ابن حجّه اخو حجّه ابو حجج تسعه تا سعمهم قائمهم المهدي
ترجمه:
از سلمان فارسي ـ گفت ـ وارد شدم بر پيامبر (ص) پس آنگاه حسين بر پايش و اوبوسه ميزند گونهاش را و ماچ ميكند دهانش را و ميگويد تو سيد فرزند سيد برادرسيد و تو امام پسر امام و برادر امام و تو حجت پسر حجت و برادر حجت و پدر حججنهگانه نهمشان قائم المهدي است.
شرح:
همان طور كه در احاديث بالا ميبينيد نهمين نفر از ائمه كه از فرزندان حسين (ع)هستند مهدي (ع) ميباشد و چون علمالكتاب را بايد به طور وارثتي فرزند از پدر بهارث ببرد پس امام مهدي بايد مستقيماً از پدرش علم الكتاب به ارث ببرد و اگرفاصله ميان امام يازدهم با امام مهدي به قدري زياد باشد كه مستقيماً اين علم ازپدر به فرزند نرسد در آن صورت بايد پرسيد امام مهدي از چه كسي علمالكتاب راميگيرد و اگر بگوييم از خداوند بايد گفت كه وحي كتاب قطع شده و در پيامبر اسلامختم شده است بناچار بايد امام دوازدهم بدنيا آمده باشد هر چند كه محمد و آلمحمد ـ كما ابراهيم و آل ابراهيم هستند و چون عيسي بدنيا آمده و زنده و غايباست پس كماي آن يعني مهدي هم بدنيا آمده است و زنده و غايب است و نياز بههيچ دليل ديگري ندارد و هر روز در نماز تكرار ميكنيم.
8 ـ ينابيع الموده ج 2 ص 83
قال رسول الله (ص) من احب اَن يركب سفينه النجاة و يتمسك بالعروة الوثقي ويعتصم بحبل الله المتين فليوال علياً بعدي و ليعاد عدوه وليأتم بالائمه الهداه منولده فانهم خلفائي و اوصيائي و حجج الله علي خلقه بعدي و سادات امتي و قاداتالاتقيياء الي الجنه حزبهم حزبي و حزبي حزب الله اعدائهم حزب الشيطان
ترجمه:
گفت رسول خدا (ص) هر كسي دوست بدارد كه سوار كشتي نجات شود و بگيريد بهعروه الوثقي و چنگ زند به ريسمان محكم خدا پس بايد به ولايت گيرد علي را بعدمن و بايد دشمني كند دشمنش را و تمام كند به امامان هدايت از فرزنش پس هماناايشان خلفاء و اوصياء راهنمايان خدا بر خلقش است بعد از من و رهبران امت من ورهبران متقي به بهشت حزبشان حزب من و حزب من حزب خدا و دشمنانشانحزب شيطان است.
شرح:
همان طور كه آل ابراهيم حجج بودند حجّه يعني دليل راهنما آل محمد هم حججالله هستند يعني راهنماي مردم، شناخت دهندگان از دين و راهبري كنندگانمردم به شناخت صحيح از دين و عمل به آن تا انسان را به بهشت برساند بدونداشتن اصول راهنماي شناخت انسان نميتواند از حق و باطل شناختي داشتهباشد و نيز بدون داشتن اصول و موازين تفسير ـ قرآن را بدرستي تفسير كند ائمهآل محمد اصول الدين را براي ما حفظ كردند و آموزش دادند همان طور كه امامصادق (ع) فرمود علينا القاء الاصول و عليكم التفريع يعني: بر ماست ياد دادناصول و بر شماست (اجتهاد در) فروع.
9 ـ 1 ـ در صواعق المحرقه لابن حج ص 90
2 ـ كتاب جواهر العقدين للسمهودي
3 ـ ذخائر العقبي' محب طبري ص 17
قال رسول الله (ص) في كل خلف من امتي عدول من اهل بيتي ينفون عن هذا الدينتحريف الضالين و انتحال المبطلين و تأويل الجاهلين الا و اَنّ ائمتكم و فدكم اليالله عزوجل فانظروا من توفدون
ترجمه:
گفت رسول خدا (ص) در هر نسلي از امت من عادلاني از اهل بيت من است كه دورميكنند از اين دين تحريف گمراهان و تزوير باطلان و تفسير جاهلان آگاه باشيد وهمانا ائمه شما هيئت شماست به سوي خدا پس بنگريد چه كساني را اعزام ميكنيد(به رهبري)
شرح:
نتيجهاي كه از بحث امامت گرفتيم اين ميشود كه ائمه آل محمد در زمانحياتشان اصول دين را به مردم ياد ميدادند تا توانا شوند در شناخت درست دين واین به ان خاطر بوده كه وظيفه الهيشان ايجاب ميكرده است از اينرو بايد گفت
نتيجه 4:
قال رسول الله (ص) اهل بيتي ينفون عن هذا الدين تحريف الضالين و انتحال المبطلين و تأويل الجاهلين
ترجمه:
گفت رسول خدا (ص) اهل بيت من دور ميكنند از اين دين تحريف گمراهان و تزوير باطلان و تفسير جاهلان
در يك كلمه مرجعیت هدايت ديني مردم در ادامه رسالت را بر عهده داشتهاند و جانشین پیامبر درادامه رسالت بودند و اصول دین را که قانون هستی و کلید تفسیر قران و شناخت حق و باطل می باشد به مسلمانان تعلیم دادند متاسفانه مسلمانان تا کنون ان را بکار نبرده اند و علت خرافه بافی در دین همان نداشتن اصول راهنما است که انسان هدایت می کند و مسلمان به جای استفاده ار اصول دین = سنت الله به حدیث نویسی و مذهب سازی روی اوردند در حالی که پیامبر نوشتن حدیث را منع کرده بود ولی چون می دانست حدیث نوشته خواهد شد معیاری را داد تا مسلمانا کمراه نشوند و ان تطبیق دادن حدیث با قران بود که این هم انجام نمی گیرد از اینرو دو مذهب شیعه و سنی هر دو رافضی هستند و رسالت ال محمد را با قبول نکردن اصول دین به عنوان محکمات قران و میزان تفسیر کننده قران و سنت الله یعنی قانون هستی رفض می کنند پس سنت الله در هستی چیست ؟
4= محمد و آل محمد کما ابراهیم و آل ابراهیم است
والسلام
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر